خانواده شیعی » روانشناسی »

شش اشتباه بزرگ زنان(۴)

استعدادها و توانایی های خودتان را دست کم نگیرید

استعدادها و توانایی های خودتان را دست کم گرفته و یا گاهی اوقات آن ها را مخفی می کنید؟ آیا مدام عادت دارید در حضور مردی که دوستش دارید، خودتان را پایین بیاورید؟ آیا به سختی می توانید تعریف و تمجیدهایی که دیگران از شما می کنند را بپذیرید؟ آیا استعدادها و توانایی هایی دارید که همسرتان از آن ها خبر ندارد؟

اغلب زن ها در ارتکاب اشتباه شماره ی ۴، مهارت خاصی دارند، به طوری که حتی از آن آگاه نیز نیستند. اغلب ما استعداد و موفقیت هایمان را از ترس این که مبادا مردان زندگیمان را بدین وسیله تهدید کرده باشیم و یا برای این که مبادا باعث شویم او احساس کند نسبت به ما از هوش و یا توانایی کمتری برخوردار است، پنهان می کنیم. ما این کار را به طرق مختلف انجام می دهیم:

۱- راجع به خودمان با کلمات تحقیر آمیز صحبت کرده و خودمان را به خاطر کوچک ترین اشتباهی که مرتکب شده ایم، پایین می آوریم. طوری رفتار می کنیم که گویی خودمان را دوست نداریم. «باورم نمیشه که یادم رفته بود تو دیشب جلسه داشتی. گاهی اوقات به نظر میرسه که همه چیز را فراموش می کنم».«رئیسم گفت از گزارشم خیلی خوشش آمده، اما فکر نمی کنم گزارش خیلی خوبی نوشته بودم». به نوعی راجع به پروژه های مالی شرکت سر در گم و گیج ام. راستش خودم هم نمی دونستم که راجع به چی باید بنویسم. «خیلی ناراحتم از این که این قدر چاق شدم. از نگاه کردن به این سلولیت حالت بهم نمیخوره».

۲- وقتی مردمان از ما تعریف می کند، با او بحث می کنیم و طوری رفتار می کنیم، گویی مایل نیستیم راجع به ما چنین نظراتی داشته باشد و سعی می نماییم نظرش را تغییر بدهیم. «واقعاً از این لباس خوشت آمد؟ این لباسم خیلی کهنه است. تازه از مد هم افتاده، اما خب گفتم یه چند بار دیگه بپوشش. به هرحال متشکرم از این که از لباسم تعریف کردی». «آه عزیزم راه انداختن اون مهمونی غیرمنتظره واقعاً کار سختی نبود، زیاد هم وقتم را نگرفت. در ضمن خیلی ها هم بهم کمک کردند. مجبور نیستی زیاد تشکر کنی، این قدر بزرگ جلوه اش نده». «از سخنرانیم خوشت آمد؟ با وجودی که آخرین نفر بودم، خیلی مضطرب شدم، مطمئن نبودم دیگران حرف هامو خوب بفهمند. فکر کنم از این که من آخرین سخنران بودم و جلسه تمام شد، خیلی خوشحال شدند. به این خاطر بود که برام این قدر کف زدند».

۳- ما استعداد و توانایی هایمان را از مردان زندگیمان پنهان می کنیم. ساندرا نمونه ی خوبی است از زنی که مرتکب اشتباه چهارم می شده. او هفت سال است که با گرگ ازدواج کرده و متخصص این است که خودش را از شوهرش کمتر، کم هوش تر و ناتوان تر جلوه دهد. او با صدایی نرم وآرام چنین اعتراف کرد: «گرگ دوست داره احساس برتری بکنه. همین میگن از همون اول من همیشه خودم را از اون پایین تر نشون می دادم». ساندرا به تازگی متوجه شده که در گذشته چکار می کرده است. حقیقت این بود که او هرگز به گرگ نگفته بود تحصیلات دانشگاهی داشته و این که برای دوره های کارشناسی ارشد و دکتری به او بورسیه تعلق گرفته است. گرگ حتی نمی دانست که او زبان فرانسه را خیلی روان و سلیس صحبت می کند و به این زبان تسلط کامل دارد. در ضمن قبل از این که با گرگ آشنا شود به او نگفته بود که از طرف یک تاجر بسیار موفق فرانسوی برای کار به پاریس دعوت شده. ساندار به این دلیل آن موارد را راجع به خودش به گرگ نگفته بود که به قول خودش این موارد اهمیت چندانی ندارد.

الن سی و هفت ساله و شوهرش اندی سی و نه ساله، هر دو شاغل هستند. اندی یک مشاور سرمایه گذاری است که برای یک شرکت بزرگ کار می کند و الن نیز مدیر روابط عمومی یک تولیدی پوشاک است. روزی آن ها به منظور حل مشکلاتشان به دفتر کار من آمدند. الن این طور شکایت کرد: «فکر می کنم اندی، اون طوری که من می خوام از من تقدیر و تشکر نمی کنه. منم مثل او کار می کنم، اما ما همیشه برای حل مشکلات کاری او گفتگو داریم و هیچ وقت راجع به مشکلات کاری من صحبتی نمی کنیم». اندی جواب داد: «خب آره، راستش واقعیت داره. ما بیشتر اوقات راجع به شغل من حرف می زنیم، اما فکر می کنم به این دلیله که شغل من پیچیده تر از شغل توست». کاملاً طبیعی بود که الن بعد از این که شنید شوهرش خود و شغلش را خیلی مهم تر از او می بیند، بسیار عصبانی شود.

مدتی با الن و اندی صحبت کردم تا متوجه منشأ اصلی مشکلاتشان شدم. الن مرتکب اشتباه شماره ی چهارم شده بود. همیشه موفقیت هایش را از اندی پنهان کرد ه و سعی داشت شغلش را کم اهمیت جلوه دهد، تا بدین وسیله باعث شود، اندی احساس مهم بودن بنماید. البته او این کار را ناخودآگاه انجام می داد و این عادت را گویی اززمان کودکیش کسب کرده بود. با نگاهی به دوران کودکی الن به نکات مهمی پی بردیم. الن، یک برادر داشت که از او کوچکتر بود و الن در مدرسه نمرات خوبی می گرفت؛ مادرش هم به او می گفت: «الن به برادرت نگو این ترم چه نمره های خوبی گرفتی. میدونی برادرت با نمراتش تو مدرسه مشکل داره».

الن نظیر همین رفتار را نیز با شوهرش در پیش گرفته بود. هیچ وقت نمی گذاشت اندی در مورد مشتری های پر و پا قرص و کله گنده ای که دور و برش را گرفته بودند، بوی ببرد. هیچ وقت از احترام فوق العاده ای که مشتریانش برایش قائل بودند، با اندی صحبتی نمی کرد. در ضمن هیچ وقت از رؤیاها و اهداف آینده اش با اندی حرفی نمی زد. الن بعد از شنیدن اشتباه شماره ی چهار، چنین اعتراف کرد: «وقتی خودم از خودم زیاد تعریف و تمجید نمی کردم و احترام زیادی برای خودم قائل نبودم و این همه موارد خوب را از او پنهان می کردم، چطور اندی می توانست بفهمد که من این قدر فوق العاده ام».

میلیون ها زن نظیر: الن و سندی لایق، توانا، باهوش و سخت کوش هستند و نمی دانند که چگونه به درستی شکوه و جلال خودشان را جشن بگیرند.

چرا توانایی ها و امتیازات خود را از همسرمان پنهان می کنیم؟

ما توانایی ها و استعدادهایمان را از همسر خود پنهان می کنیم. چرا که تصور می کنیم با این کار آن ها ما را بیشتر دوست خواهند داشت. آیا وقتی دختر بچه ی کوچکی بودید چنین مواردی به شما گفته بودند که: «همیشه وقتی با یک پسر بازی می کنی، بگذار اول اون ببرد. این جوری اون تو را بیشتر دوست خواهد داشت»؟

«زیاد کنار مردها خودت را باهوش نشان نده وگرنه تو را با خودشان بیرون نمی برند، باید اون ها را بالا ببری و باعث بشی که احساس کنند، از تو باهوش ترند».

ما زن ها، شرطی شده ایم و باید کاری کنیم که همسرمان، احساس کند از ما باهوش تر و بهتر است، تا بدین وسیله ازعشق او نسبت به خودمان مطمئن بشویم. ما با این باور، قدم به زندگی مشترک می گذاریم که اگر در کنار مردی بسی باهوش و قوی باشیم، او دیگر تمایلی به رابطه با ما نخواهد داشت. بنابراین سخت تلاش می نماییم کاری کنیم که او باهوش تر و بهتر به نظر بیاید و ما خود را پایین تر از آن چه که هستیم نشان می دهیم. ما توانایی ها و استعدادهایمان را پنهان می نماییم؛ زیرا نگرانیم مبادا در نظر دیگران خیلی مغرور جلوه کنیم. آیا تاکنون چنین نصیحت هایی به شما شده است: «ببین سوزی، خوشحالم که همه ی نمره هات بیست شده، اما نمی خوام به همه بگم، چون دوست ندارم پز بدم. در ضمن دخترها باید فروتن وافتاده حال باشند».

جینی! اینقدر تو آینه خودت را نگاه نکن! خانمانه نیست که فکر کنی خیلی خوشگلی. دخترهایی که مغرور هستند، خیلی محبوب نیستند».

به یاد می آورم وقتی که در دبیرستان مشغول درس خواندن بودم، مادرم به من می گفت: «هرچه موفق تر باشی آدم های بیشتری به تو حسودی می کنند، در نتیجه دوستان کمتری خواهی داشت. به همین دلیل باید مواظب باشی که دیگران را با استعدادهایت نترسانی و آن ها را از خودت فراری ندهی». بعد ها در زندگیم با هیچ یک از عکس العمل های بدی که مادرم گفته بود روبرو نشدم، اما او همان طور که از مادرش یاد گرفته بود، فلسفه ی تحقیر و خودکم بینی را به من آموزش می داد. به بسیاری از ما وقتی کوچک بودیم، چنین آموزش هایی داده می شد. به این معنی که یک زن نباید خیلی خوب به نظر برسد و اگر خودش را قوی نشان بدهد، زیاد زنانه و جذاب نیست. در تلاش به منظور «دختر خوب بودن»، زن ها استعدادها و توانایی های خود را پنهان می کنند.

چرا این کار مؤثر واقع نمی شود؟

۱- پنهان کردن توانایی ها و استعدادهای شما عشق و شور و حرارت رابطه تان را می کشد. هنگامی که خود و موفقیت های مان را دست کم گرفته و کوچک جلوه می دهیم و آن ها را از مرد زندگیمان پنهان می سازیم، به نظر خودمان را غیر تهدید آمیز و در نتیجه جذاب تر جلوه می دهیم، اما واقعیت این است که دقیقاً برعکس این حالت اتفاق می افتد.

مردها بیشتر به سمت توانایی ها و استعدادها جذب می شوند و ضعف و عدم توانایی، آن ها را سرد می کند. مردها عاشق استعداد و توانایی در زن ها هستند. چرا که خودشان، چنین آموزش دیده اند که باید لایق، توانا و با استعداد باشند و چنان چه نظیر همین گفته ها را در شخص دیگری ببینند؛ جذب او خواهند شد. هنگامی که برای نوشتن این مقاله تحقیق می نمودم با صدها مرد مصاحبه کردم و تمام آن ها گفتند: زن هایی که اعتماد بنفس بیشتری از خود نشان می دهند، برای شان جذاب ترند. مردها برای این گونه زن ها احترام بیشتری قائل بوده و آن را جدی می گیرند.

حال نکته ای که در این جا جلب نظر می کند این است که زن ها تصور می کنند، اگر افتاده حال جلوه کنند، مرد زندگیشان آن ها را بیشتر دوست خواهد داشت. در حالی که حقیقت این است که این رفتار، عشق و شور و حرارت را در برقراری رابطه از بین می برد.

۲- هنگامی که عادت دارید استعدادهای خود را از مردان پنهان کنید، در نهایت آن استعدادها را از خودتان نیز پنهان خواهید کرد. ضرب المثلی است که می گوید: «از دل برود هر آن که از دیده برفت».این ضرب المثل یقیناً در مورد اشتباه شماره ی چهار صدق می کند. هر چه موفقیت های خود را بیشتردر حضور دیگران کوچک جلوه دهید، آن ها را بیشتر فراموش خواهید کرد، تا جایی که تماستان را با استعدادها و توانایی های خود به یک باره از دست خواهید داد.

راه حل: چگونه از این کار دست بکشیم؟

۱- از تمامی استعدادها، توانایی ها، قابلیت ها و ویژگی های مثبت خود لیستی تهیه کرده و آن ها را با همسرتان در میان بگذارید. این تمرین را به بسیاری از زن هایی که درسمینارهایم شرکت کرده بودند،دادم . داستان های حیرت انگیزی از نتایج شگفتی که به دست آمده بود، شنیدم. بسیاری از زنان گزارش دادند که نوشتن ویژگی های مثبت، استعدادها، توانایی ها و موفقیت های زندگیشان به آنان حقایقی را یادآوری نمود که مدت ها بود آن ها را فراموش کرده بودند و دراین باره هرگز با همسرانشان صحبتی نداشته اند. مردها نیز گزارش دادند از این که مطلع شدند، همسران آنها واجد بسیاری از خصوصیات و ویژگی های مثبت بوده اند، متعجب شدند.

۲- هرگاه تعریف و تمجیدی از شما می شود و آن را نمی پذیرید و یا خود را پایین می آورید و یا موفقیت هایتان را دست کم جلوه می دهید، مچ خودتان را بگیرید و بیاموزید تا کمی بزرگی و عظمت خود را جشن بگیرید. در آن لحظه از این که می بینید تا چه حد مرتکب اشتباه شماره ی چهار می شدید، شگفت زده خواهید شد. از پنهان کردن استعدادها و موفقیت های خود دست بکشید و در عوض بیاموزید، آن ها را پاس بدارید. دفعه ی بعد که کسی از شما تعریف کرد، نفس عمیقی بکشید و بگویید: متشکرم. افتاده حالی و فروتنی غیرحقیقی خود را از پنجره بیرون بیاندازید.

۳- به دنبال مردی باشید که تمایل داشته باشد، بزرگی و درخشش شما را ببیند. همگی ما می دانیم مردانی وجود دارند که به دلایل بسیاری، دوست ندارند همسرشان قدرتمند و یا متکی به نفس جلوه کند. هنگامی که با چنین مردانی هستید، مشکل می توانید این عادتتان را کنار بگذارید. چرا که او دوست ندارد شما را این گونه ببیند. مطمئن شوید با کسی ازدواج می کنید که تمایل دارد شما را در پیشرفت هایتان حمایت کند، پیشرفت هایی که همواره استحقاقش را داشته اید.

ادامه دارد…
منبع: کتاب راز هایی درباره مردان به قلم باربارا دی آنجلیس