شرح دعاي كميل (1)

اشاره:

طي ديداري كه در شب ميلاد بابركت اميرالمؤمنين عليه السلام، با خطيب دانشمند و توانا جناب حجة الاسلام والمسلمين انصاريان دست داد، با عنايت به اين كه ايشان عمري را در درياي معارف اسلام به خصوص مضامين عاليه قرآن صاعد يعني ادعيه مأثوره و بالاخص در درياي عرفان و چشمه حيات پاكان، دعاي كميل، دل سپرده و با زمزمه عاشقانه اش هزاران هزار دل پاك در مكتب دعا با خدا پيوند داده است، پيشنهاد گرديد، عصاره دريافتهايشان از اين خزانه معرفت را براي بهره مندي بيشتر امت «پاسدار اسلام» به رشته تحرير درآورند، باشد تا با تذكر و تعمّق بيشتر در مضامين آسماني اين دعاي ملكوتي هرچه بيشتر در راه عبوديت حق و عروج به عالم حقيقت با اميرمومنان و مقتداي سالكان همراه شويم ان شاء الله.(پاسدار اسلام)

بسم الله الرحمن الرحيم

«دعا» اظهار احتياج و نياز، به پيشگاه حضرت بي نياز است، دعا بيان تهيدستي و فقر و مسكنت و نداري به محضر غنيّ مطلق، و مالك جهان هستي است.

دعا درخواست گدائي بي نوا، از كريمي با وفا، و مددخواهي ناتواني از توانائي شكست ناپذير است.

دعا كمك خواستن بنده اي ضعيف، مسكيني ذليل، مستكيني بيچاره، از پروردگاري رحيم، خدايي مهربان، حكيمي لطيف، و سميعي بيناست.

دعا نشان دادن فروتني و تواضع، خاكساري و خشوع، انكسار و خضوع، به درگاه سلطاني قدّوس، عزيزي مقتدر، غفوري ودود، معبودي يكتا، و دانائي قوي است.

دعا محبوب خدا، و معشوق سالكان، و نور چشم عارفان، و راز و نياز مشتاقان، و چراغ شبِ دردمندان، و تكيه گاه مستمندان، و نور قلب نيازمندان است.

دعا در قرآن

منبع فيض بي نهايت، درياي بي ساحل كرامت، فراهم آورنده فضاي هدايت، نازل كننده سفره دانش و حكمت، حضرت ربّ العزّة در قرآن مجيد مي فرمايد: «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاوءُكُمْ؛1 اي پيامبر رحمت به مردم بگو: اگر دعاي شما نباشد، پروردگارم هيچ اعتنا و نظري به شما نكند.»

دعا وسيله جلب اعتناي خدا، و زمينه جذب رحمت الهي به سوي دعاكننده است، اعتنا و نظري كه سفره شقاوت را از خيمه حيات انسان برمي چيند، و مائده سعادت و خوشبختي را براي دعاكننده پهن مي كند.

محبوب محبّان، معشوق عاشقان، انيس ذاكران، جليس شاكران، ياور بندگان، تكيه گاه صاحبدلان در قرآن مجيد مي فرمايد:

«وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ؛2 هنگامي كه بندگانم در رابطه با من از تو سؤال كنند، پاسخش اين است كه من يقينا نزديكم، دعاي دعا كننده را چون مرا بخواند مستجاب مي كنم.»

آري جز خدا هيچ كس به بندگان نزديك نيست، او نزديكي است كه انسان را به وجود آورده، و او را در رحم مادر، پرورش داده، و از رحم مادر به دنيا انتقال داده، و در دنيا سفره مادّي و معنويش را براي اين ميهمان با كرامت گسترده، و انبيا را براي هدايت او به سعادت دنيا و آخرت برانگيخته، و نعمت بي نظيري چون قرآن، و امامان معصوم را براي او قرار داده، درد تشنگي را با آب زلال و صاف درمان مي كند، رنج گرسنگي اش را با غذاي مناسب و گوارا برطرف مي سازد، بيماري هايش را به درمان مي رساند، تنهائيش را با زن و فرزند و دوستان و ياران جبران مي كند، برهنگي اش را با انواع لباس ها مي پوشاند، محبّتش را در دلها مي نهد، مشكلاتش را هر چند شديد و سخت باشد مي گشايد، سلامتش را تداوم مي بخشد، به ارزش و اعتبار و آبرويش مي افزايد، و اين همه را جز خدا چه كسي مي تواند برايش فراهم آورد، و چه كسي چون خدا به تمام احوالات و نيازمنديها و حاجات او آگاهي دارد؟

آري او از همه به انسان نزديك تر است، تا جايي كه در قرآن مجيد فرموده:

«وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ؛3

هر آينه انسان را به وجود آورديم، و آنچه را نَفْس او به آن وسوسه مي كند مي دانيم، و ما از رگ گردن به او نزديك تريم.»

انبيا كه از نظر عقل و درايت، و بصيرت و كرامت از تمام انسانها برترند، و جان و قلب آنان از همه جانها و قلب ها نوراني تر است، و آگاهي آنان به حقايق غيب و شهود كامل ترين آگاهي است، و واقعيات را آنچنان كه هست مي دانند، جان و دلي وابسته به دعا داشتند، و با همه وجود به اين رشته استوار و محكم متصل بودند، و شب و روزي نبود كه بخشي از عمر خود را صرف دعا نكنند، و از راه دعا به محضر محبوب حاضر نشوند.

آنان دعا را مايه رشد جان، تصفيه دل، زدودن غبار ماديت از باطن، شستشوي خيمه حيات از كدورت هجران، و عامل حلّ مشكلات مي دانستند، و يقين داشتند هيچ خواننده از درگاه ربوبي بدون رسيدن به مقصد، و منهاي روا شدن حاجت بر نمي گردد، به همين خاطر به استجابت دعا مؤمن بودند، و در اين زمينه هيچ شك و ترديدي به خود راه نمي دادند، و در تمام دعاها قبولي دعا را خاضعانه از حضرت حق درخواست مي كردند، و اطمينان صد در صد داشتند كه دعاي نيازمند در پيشگاه حضرت بي نياز به اجابت مي رسد.

قرآن مجيد اين حقيقت را روشن تر از روز از زبان پاك، و دل تابناك ابراهيم حكايت مي كند:

«الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَي الْكِبَرِ إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعَاء؛4 همه سپاس و ستايش ويژه خداست كه مرا در سنّ پيري و سالخوردگي دو فرزند برومند چون اسماعيل و اسحاق بخشيد، يقينا پروردگارم اجابت كننده دعاست».

دعا نيرو و قدرتي است كه حضرت زكريّا در سنّ سالخوردگي از پروردگار مهربان درخواست فرزند كرد، و خداي عزيز درخواستش را اجابت فرمود و به او و همسرش كه در سنّ نازائي قرار داشت، يحيي را عطا كرد.5

مسيح عليه السلام به دنبال تقاضاي يارانش، به وسيله دعا از حضرت حق، درخواست نزول مائده آسماني كرد، و خداي عزيز دعايش را مستجاب فرمود، و براي او و يارانش سفره اي از غذاهاي مطبوع از آسمان نازل فرمود.6

وجود مبارك حضرت حق، بندگان را در تمام حالات، به دعا كردن فرمان داده، و از آنان خواسته در خوشي ها و ناخوشي ها به پيشگاه عزّتش روي ذلّت سايند، و به درگاه رحمتش دست به دعا بردارند، و با دلي فروتن، و اشكي مايه گرفته از قلب شكسته نيازهايشان را از او بخواهند، و به وعده قطعي و حتمي و يقيني او در رابطه با استجابت دعا اميدوار باشند، و قاطعانه اعلام كرده، آن را كه از دعا تكبّر ورزد، خوار و ذليل و سرافكنده و عليل، و پست و فرومايه به دوزخ درآورد، و اين همه را در ظاهر و باطن يك آيه در سوره مؤمن بيان فرموده:

«وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ.»7

دعا در روايات

احسان و فضل حق نسبت به همه موجودات به ويژه انسان فراگير، و سفره رحمت بي نهايتش گسترده، و لطف و مهرباني و كَرَمش براي همگان آماده است.

درگاهش درگاه نوميدي نيست، و پيشگاهش پيشگاه بخل و طرد كردن نمي باشد.

فضل وجودش، و كرم و بخششش دائمي است، و دست عطايش براي عطا كردن به همگان باز، و چشم انتظاريش براي روي آوردن بندگانش به درگاهش هميشگي است.

به حضرت داود خطاب فرمود: زمينيان را بگو: چرا با من دوستي نمي كنيد كه سزاوار دوستي منم! من خدائي هستم كه با من بخل نيست، با دانائيم جهل نيست، با صبرم ناتواني نيست، در صفتم تغيير نيست، در گفته ام تبديل نيست، رحمتم فراگير است، از فضل و كرم برنگردم، در ازل بر خود رحمت نوشتم، عود محبت سوختم، دل بندگانم به نور معرفت افروختم، من دوست آنم كه مرا دوست است، رفيق آنم كه مرا رفيق است، هم نشين آنم كه در خلوتِ ذكر با من است، مونس آنم كه به ياد من انس دارد.

داود هر كه مرا جويد، مرا يابد، و او كه مرا يابد سزاوار است كه مرا نبازد، داود نعمت از ماست، شكر ديگري مي كنند، دفع بلا از ماست، از ديگري مي بينند، پناهگاهشان حضرت ماست به ديگران پناه مي برند، مي گريزند ولي عاقبت باز مي گردند!!

چنين متن زيبا و پرمعنائي در كتاب هاي با ارزش اسلامي، فراوان به چشم مي خورد، اينگونه متن ها به انضمام آيات قرآن مژده عظيمي از جانب خداست، كه بندگان به فضل و احسانش اميد بندند، و براي روا شدنِ حاجاتشان دست گدايي به سوي او بردارند، و بدانند كه راه رسيدن به مقاصد و مطالبشان دعاست، و كمتر اتفاق مي افتد كه مهمّي از مهماتشان، و حاجتي از حاجاتشان بدون دعا برآورده مي شود، به همين خاطر روايات اسلامي به ويژه روايات صادر شده از اهل بيت عصمت و طهارت(ع) براي دعا جايگاهي خاص، و ارزشي ويژه، و اعتباري كم نظير و حسابي بخصوص باز كرده اند .

از رسول بزرگوار اسلام روايت شده:

«انّ الدّعا هُو العِبادة؛8 يقينا دعا عبادت است.»

و از آن حضرت نقل شده:

«الدُّعا مُخّ العِبادة؛9 دعا مغز عبادت است.»

از حضرت باقر عليه السلام روايت شده:

«أفضل العبادة الدُّعا؛10 برترين عبادت دعاست.»

و از آن حضرت روايت شده:

«… ما من شي ء أفضل عندالله من ان يسئل و يطلب ممّا عنده و ما أحد أبغض الي الله ممن يستكبر عن عبادته و لايسئل ما عنده؛11 چيزي نزد خدا برتر از خواستن و درخواست فيوضاتي كه نزد اوست نيست، و كسي در پيشگاه او مبغوض تر از آن كه از دعا به درگاهش تكبّر ورزد، و از فيوضات حضرتش درخواست نكند نمي باشد.»

از اميرمؤمنين عليه السلام روايت شده:

«أحبّ الأعمال إلي اللّه تعالي في الأرض الدّعا؛12 محبوبترين كارها به سوي خدا در همه روي زمين دعاست.»

و نيز آن حضرت فرمود:

«الدّعا مفاتيح النجاح، و مقاليد الفلاح، و خير الدّعا ما صدر عن صدر نقي و قلب تقي، و في المناجاة سبب النجاة و بالاخلاص يكون الخلاص؛13 دعا كليدهاي پيروزي، و مخازن كاميابي است، بهترين دعا، دعايي است كه از سينه صاف، و دل پاك درآيد، در مناجات وسيله نجات، و رهائي به اخلاص است.»

از امام صادق عليه السلام روايت شده:

«… فإذا نزل البلاء فعليكم بالدّعاء والتّضرع إلي الله؛14 هنگامي كه بلا نازل شود، حتما به دعا و زاري به درگاه خدا روي آوريد.»

و آن حضرت فرمود:

«عليك بالدّعا، فانّ فيه شفاءً من كلّ داء؛15 بر تو باد به دعا، زيرا دعا درمان از هر دردي است.»

ارزش دعا به صورت اجتماع

اهل دعا هنگامي كه به صورت اجتماع به دعا مي نشينند، و به شكل دسته جمعي به تضرّع و انابه اقدام مي كنند، و به پيشگاه حضرت حق ناله و زاري مي برند، و همگان دست گدائي به درگاهش دراز مي كنند، يقينا دعايشان به اجابت نزديك تر است، زيرا در جمعيت دعاكننده، بدون شك دردمندي دل سوخته، مستمندي از راه مانده، بيچاره اي درمانده، عاشقي وارسته، عارفي دلداده، مخلصي ارزنده قرار دارد. كه دعا و حالش، و زاري و اخلاصش، و اضطرار و ناله اش عامل جلب رحمت، و جذب رأفت و مايه اجابت، و سبب جوشش عفو و مغفرت است. و چه بسا بنابر آنچه كه در معارف الهيّه آمده، خداي مهربان به خاطر او دعاي ديگران را هم مستجاب كند، و به زاري و ناله آنان رحمت آرد، و خواسته ها و حاجاتشان را برآورد، و آنان را مشمول عفو و مغفرت قرار دهد، و كشكول خالي آنان را از فيوضات خاصّه اش پُر كند.

در اين زمينه روايات بسيار مهمي از منابع وحي و منازل علم، و خزانه هاي معرفت، و ابواب رحمت رسيده كه به پاره اي از آنها اشاره مي شود:

عن ابي عبدالله قال: «ما اجتمع اربعة قط علي امر واحد، فدعوا الاّ تفرقوا عن إجابة؛16 امام صادق عليه السلام فرمود: هرگز چهار نفر بر كار واحدي جهت دعا به خاطر گشايش آن كار اجتماع نمي كنند مگر اينكه با مستجاب شدن آن دعا از يكديگر جدا مي شوند.»

«قال النبي لايجتمع أربعون رجلاً في امر واحد، الاّ استجاب الله تعالي لهم حتي لو دعوا علي جبل لازالوه؛17 پيامبر(ص) فرمود: چهل مرد جهت دعا براي گشايش كاري واحد اجتماع نمي كنند، مگر اين كه خداي تعالي دعايشان را مستجاب مي كند، تا جائي كه اگر بر ضد كوهي دعا كنند، آن را از ميان برمي دارند.»

عالم ربّاني، عارف عاشق ابن فهد حلّي بنا به روايت كتاب وسائل الشيعه در كتاب با ارزشش عدّة الداعي روايت مي كند:

«انّ الله اوحي الي عيسي عليه السلام يا عيسي تقرّب الي المؤمنين و مُرهم ان يدعوني معك؛18 خدا به عيسي(ع) وحي فرمود: اي عيسي! به جمع مؤمنين بپيوند، و آنان را فرمان ده همراه تو به درگاه من دعا كنند.»

عن أبي عبدالله عليه السلام: «قال كان ابي عليه السلام اذا حزنه، أمر جمع النساء والصّبيان، ثمّ دعا و امّنوا؛19 امام صادق (ع) مي فرمايد: پدرم همواره چنين بود، هنگامي كه كاري او را محزون و غصّه دار مي كرد، زنان و كودكان را به حال اجتماع گرد مي آورد، آنگاه دعا مي كرد و آنان آمين مي گفتند.

نا اميدي و يأس حال كافران به خداست

دعاكننده بايد به اين حقيقت آگاه باشد، كه خداي مهربان او را به دعا دعوت فرموده، و مستجاب شدن دعا را ضامن شده، و اجابت دعا بر حضرت او كاري بسيار سهل و آسان است، زيرا تمام موجودات هستي در سايه فرمانروايي مطلق اويند، و او با يك فرمان و با به كارگيري يك دستور تمام زمينه هاي اجابت را براي بنده دعاكننده اش فراهم مي كند.

بنابراين ابدا سزاوار نيست، كسي در پيشگاه خداي مهرباني كه قدرت و بصيرت و كرم و لطف و مغفرت او، و فيض و رحمتش بي نهايت است، و به بنده اش به ويژه به هنگام دعا و مناجات، و راز و نياز محبت خاص دارد نااميد و مأيوس باشد، نااميدي و يأس به فرموده قرآن مجيد حال كافران به خداست:

«إِنَّهُ لاَ يَيْأَسُ مِن رَّوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ.»20

قرآن مجيد اكيدا سفارش مي كند از رحمت خدا مأيوس و نااميد مباشيد:

«لا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ».21

رسول خدا مي فرمايد:

«الفاجر الراجي لرحمة الله تعالي أقرب منها من العابد المقنط؛22 بدكار اميدوار به رحمت خداي بزرگ، از عابد نااميد به رحمت خدا، نزديكتر است.»

امام صادق(ع) فرمود: «اليأس من روح الله اشدّ بردا من الزمهرير؛23 سردي نااميدي از رحمت خدا از سرماي شديد سردتر است.»

در روايات و معارف اسلامي، نااميدي و يأس از رحمت خدا، از گناهان كبيره به حساب آمده، و به نااميد از رحمت خدا وعده قطعي عذاب داده شده.

دعاكننده از اينكه دعايش به سرعت به هدف اجابت نرسد، نبايد دچار يأس و نااميدي شود، بنا به آيات و روايات، شايد اجابت دعايش مصلحت نبوده، احتمالاً موقع و زمان ظرف اجابت نرسيده، و ممكن است براي اينكه دعا ومناجات را ادامه دهد از اجابتش مانع شده اند، يا خواسته اند براي اينكه نصيبي ابدي، و بهره اي هميشگي عايد او شود، زمان اجابت دعايش را قيامت قرار داده اند، در هر صورت نااميدي از رحمت حق به هيچ صورت، عقلي و شرعي و اخلاقي و انساني نيست، و مؤمنِ به حضرت حق، هرگز به نااميدي نمي گرايد، و يأس و دلسردي به خود راه نمي دهد.

در زمينه مطالب و مسائل مربوط به دعا و اجابت آن، رواياتي بس مهم در كتابهاي با ارزش اسلامي ثبت شده كه ذكر پاره اي از آنها بي مناسبت با موضوع نيست:

عن ابي عبدالله عليه السلام قال:

«انّ العبد ليدعو فيقول الله عزّوجل للملكين قد استجبت له، ولكن احبسوه بحاجة فانّي احبّ ان اسمع صوته، و انّ العبد ليدعو فيقول الله تبارك و تعالي عجّلوا له حاجته، فانّي أبغض صوته!؛24 به راستي عبد دعا مي كند، پس خداي عزّوجلّ به دو فرشته مي فرمايد: من دعايش را مستجاب كردم، ولي حاجتش را نگاهداريد تا دعا را ادامه دهد زيرا من دوست دارم صدايش را بشنوم، و عبدي دعا مي كند خداي تبارك و تعالي مي فرمايد شتابانه حاجتش را برآورده كنيد، زيرا من از صدايش نفرت دارم.»

عن منصور الصيقل قال: «قلت لابي عبدالله عليه السلام ربّما دعا الرجل بالدّعا فاستجيب له ثم اخّر ذلك الي حين قال: فقال: نعم قلت: و لم ذاك ليزداد من الدّعا؟ قال نعم؛25 منصور صيقل مي گويد: به حضرت صادق(ع) عرضه داشتم: چه بسا مردي دعا مي كند، و مستجاب مي شود، سپس تا مدتي ظهور اجابت به تأخير مي افتد، فرمود: آري! گفتم: براي چيست؟ براي اين است كه بيشتر دعا كند؟! فرمود: آري.

شرايط دعا

دعاكننده اگر بخواهد دعايش مستجاب شود، لازم است پيش از ورود به عرصه دعا شرايطي را رعايت كند، اين شرايط در روايات نقل شده از اهل بيت در معتبرترين كتابها چون كتاب باارزش اصول كافي، محجة البيضاء، وسائل الشيعه، جامع احاديث الشيعه و… ثبت است.

شرايط دعا بدون تفسير و توضيح عبارت است از: طهارت شرعيه از قبيل وضو، غسل، تيمم، پاكي از حق الناس، اخلاص، صحيح خواندن متن دعا، حلال بودن كسب، صله رحم، صدقه قبل از دعا، مطيع خدا بودن، اجتناب از معصيت، اصلاح عمل، دعا در سحر، دعا در نماز وتر، دعا وقت فجر صادق، دعا در طلوع آفتاب، دعا در چهارشنبه بين ظهر و عصر، صلوات پيش از دعا.26

شب جمعه

روايات اهل بيت عصمت و طهارت شب جمعه را براي دعا از بهترين و مناسب ترين شبها مي داند، و شب جمعه را در ارزش و عظمت هم پايه شب قدر به حساب مي آورد.

بزرگان دين و اهل بصيرت، و راه يافتگان به حريم قدس مي گويند: اگر بتوانيد شب جمعه را به نماز و دعا، و ذكر و استغفار به صبح برسانيد، از انجامش غفلت نورزيد، زيرا خداي مهربان فرشتگان را در شب جمعه براي افزودن كرامت اهل ايمان به آسمان اول مي فرستد، تا حسناتشان را بيفزايند، و گناهانشان را محو كنند.

در حديث معتبر از حضرت صادق عليه السلام روايت شده: چه بسا مؤمن براي حاجتي دعا مي كند و خداي تعالي قضاي حاجتش را به تأخير مي اندازد، تا در ظرف جمعه حاجتش را روا كند.

و از آن حضرت روايت شده: هنگامي كه برادران يوسف از حضرت يعقوب در خواست كردند براي آمرزش گناهانشان از خدا طلب مغفرت كند، پاسخ داد به زودي از پروردگارم براي شما درخواست آمرزش مي كنم، و درخواست آمرزش را تا سحر شب جمعه به تأخير انداخت تا دعايش براي فرزندانش مستجاب شود.

حضرت باقر عليه السلام مي فرمايد: خداي تعالي هر شب جمعه فرشته اي را دستور مي دهد، از اوّل شب تا آخر شب از جانب ربّ اعلي ندا دهد : آيا بنده مؤمني هست كه پيش از طلوع صبح از گناهش توبه كند تا توبه اش را بپذيرم؟ آيا بنده مؤمني هست كه پيش از طلوع صبح مرا براي دنيا و آخرتش بخواند تا من دعاي او را مستجاب كنم؟ آيا بنده مؤمني هست كه من روزي او را تنگ كرده باشم، و از من بخواهد پيش از طلوع صبح روزي او را زياد كنم، پس روزي او را وسعت دهم؟ آيا بنده مؤمن بيماري هست از من درخواست كند پيش از طلوع صبح او را شفا دهم، تا او را عافيت بخشم؟ آيا بنده مؤمن غمگين محبوسي هست كه پيش از طلوع صبح از من بخواهد او را از زندان رهائي بخشم و اندوهش را برطرف كنم، تا دعايش را به اجابت برسانم؟ آيا بنده مؤمن مظلومي هست كه پيش از صبح از من بخواهد براي دفع ستم ستمكار به خاطر او از ستمكار انتقام گيرم، و حقش را به او برگردانم؟ فرشته حق پيوسته تا طلوع صبح اين ندا را سر مي دهند.

امام صادق عليه السلام فرمود: از ارتكاب گناه در شب جمعه بپرهيزيد، كه كيفر گناهان در آن شب دوچندان است، چنانچه ثواب حسنات چند برابر است، و كسي كه در شب جمعه معصيت خدا را ترك كند خدا گناهان گذشته او را بيامرزد، و هر كه آشكارا در شب جمعه مرتكب گناه شود حق تعالي او را به گناهان همه عمرش عذاب كند، و عذاب گناه آشكار شب جمعه را «به كيفر شكستن حرمت شب جمعه» بر او دو چندان كند.

براي شب جمعه نمازها و دعاها، و اوراد و اذكار زيادي نقل شده، كه از ميان آنها دعاي كميل جايگاه خاصّي دارد.
پاورقيها:
1 . فرقان/ 77.
2 . رسائل سيد مرتضي.
3 . بحار، ج33، ص399.
4 . همان، ج77، ص266.
5 . مريم 9 ـ 5.
6 . مائده / 115 ـ 112.
7 . مؤمن / 60.
8 و 9 . اصول كافي، ج6، ص54 ـ 56
10 . محجة البيضاء، ج2، ص283 ـ 282.
11 . كافي، ج2، ص466.
12 . همان، ص467.
13 و 14 و 15 . محجة البيضاء، ج2، ص285 ـ 284.
16 و 17 . جامع احاديث الشيعه، ج19، ص354.
18 . وسائل الشيعه، ج7، ص104.
19 . اصول كافي، ج2، كتاب الدعا، ص353.
20 . يوسف / 87.
21 . زمر / 53.
22 و 23 . ميزان الحكمة، ج3، ص2632.
24 و 25 . كافي، چاپ اسوه، ج6، ص74.
26 . همان، ج6، ص43 ـ 81 ؛ محجة البيضاء، 268 ـ 349.
نشريه :حسين انصاريان؛پاسدار اسلام ،شماره 239