پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » پیامبر اسلام » فضائل اخلاقی »

شخصیت پیامبر اعظم (ص) از منظر نهج البلاغه

چکیده:

هیچ کس مثل امام علی علیه السلام رسول گرامی اسلامی  صلی الله علیه و آله و سلم را نمی شناست زیرا امام افزون بر علم بیکرانی که در همه امور داشته است همیشه با رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بوده اخلاق ورفتار ایشان را ملاحظه می نموده است از اینرو در این نوشتار برخی از سخنان امام علیه السلام را که در باره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است بیان می شود تا شخصیت اخلاقی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بهتر شناخته شود.

 

سخان امام علی علیه السلام

امام علی(ع) درباره دودمان پاک نبی گرامی اسلام (ص) بیاناتی دارد و از آن جمله می فرماید:

فاستودعهم فی افضل مستودع و اقرهم فی خیر مستقر، تناسختهم کرائم الاصلاب الی مطهرات الارحام. کلما مضی منهم سلف قام منهم بدین الله خلف حتی افضت کرامه الله سبحانه و تعالی الی محمد(ص) فاخرجه من افضل المعاون منبتا و اعز الارومات مغرساً من الشجره التی صدح منها انبیاءه و انتجب منها امناءه. عترته خیر العتر و اسرته خیر الاسر و شجرته خیر الشجر[۴]

خداوند نطفه پاک پیامبران را در بهترین جایگاه به ودیعت نهاد و در بهترین مکانها آنها را مستقر ساخت، صلب کریم پدران آنان را به رَحِم پاک مادران منتقل نمود. هرگاه یکی از آنان بدرود حیات می گفت، دیگری بعد از او برای پیشبرد دین خدا به پای خاست. تا اینکه این منصب بزرگ نبوت از جانب خداوند ـ سبحانه و تعالی ـ به محمد(ص) رسید. او را از بهترین اصلها و مکانها که با ارزش ترین روییدنیها از آن به دست می آید استخراج کرد و نهال وجود او را در اصیل ترین و عزیزترین سرزمینها غرس کرد و شاخه های هستی او را از همان درختی که پیامبران را از آن آفرید به وجود آورد. از همان شجره ای که امینان درگاه خود را از آن برگزید. فرزندانش بهترین فرزندان اند و خاندانش بهترین خاندان و دودمانش بهترین دودمان ند.

منصب نبوت که مقام وساطت میان خداوند و بندگان اوست باید دارای ویژگی و خصوصیات والا باشد تا امر وصایت و هدایت الهی به خوبی محقق گردد. نقص و عیب در دودمان مانع از تأثیرپذیری از تعالیم الهی می شود. خواجه(ره) در بحث لزوم عصمت می گوید:

و یحب فی النبی العصمه لیحصل الوثوق فیحصل الغرض و عدم السهو و کلما ینفرعنه من دنائه الاباء و عهر الامهات.[۵]

پیامبر باید معصوم باشد تا سخنان او قابل اعتماد بوده و از این رهگذر هدایت مردم که همانا غرض از ارسال رسل بود حاصل گردد و پیامبر نباید دچار سهو گردد و نباید صفاتی که باعث نفرت مردم می گردد از قبیل پستی پدران و ناپاکی مادران داشته باشد.

این نظر مورد تأیید شارح قوشجی اشعری نیز قرار گرفته[۶] و دیگر متکلمان اسلامی از جمله فاضل مقداد بر این نکته تأکید دارند.[۷]

ذیل آیه کریمه «لقد جاءکم رسول من انفسکم»[۸] از نبی گرامی اسلام (ص) نقل شده است:

نسباً و صهراً و حسباً لیس فی آبائی من لدن آدم سفاح و کلنا بنکاح[۹]

از جهت نسبی و سببی و حسبی در میان پدران من از حضرت آدم(ع) هرگز ناپاک دامنی نبوده و تمام دودمان ما از راه نکاح مشروع بوده است.

بر پاکی مادران و اجداد مادری آن حضرت (ص) نیز تصریح شده است؛ از جمله:

کتب للنبی علیه الصلاه والسلام خمسمأه ام فما وجدت فیهن سفاها و لاشیئاً مما کان من امر الجاهلیه[۱۰]

برای نبی گرامی اسلام که بر او درود و سلام خدا، باد پانصد مادر نوشته شده که هرگز در میان آنان ناپاک دامنی و آنچه در زمان جاهلیت رواج داشته پیدا نکردم.

تربیت مخصوص نبی گرامی اسلام (ص)

امام علی(ع) درباره تربیت ویژه نبی گرامی اسلام از دوران کودکی می فرماید:

لقد قرن الله به صلی الله علیه و آله من لدن ان کان عظیماً اعظم ملک من ملائکته یسلک به طریق المکارم و محاسن اخلاق العالم لیله و نهاره[۱۱]

از همان زمان که رسول خدا (ص) را از شیر گرفتند، خداوند بزرگ ترین فرشته از فرشتگان خویش را مأمور ساخت تا شب و روز وی را به راههای بزرگواری و درستی و اخلاق نیکو سوق دهد.

اما مراد از «اعظم ملک» را می توان از سخنان امام صادق(ع) به دست آورد. حضرت ذیل آیه کریمه «و کذلک اوحینا الیک روحاً من امرنا»[۱۲] می فرماید:

خلق والله اعظم من جبرئیل و میکائیل و قد کان مع رسول الله۶ یخبره و یسدده و هو مع الأئمه یخبرهم و یسددهم[۱۳]

به خدا سوگند، مخلوقی است بزرگ تر از جبرئیل و میکائیل و او همواره با رسول خدا (ص) بود و او را آگاه ساخت و راهنمایی می نمود. او با امامان هست و آنها را آگاه می سازد و راهنمایی می نماید.

از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(ع) نقل شده که فرمود:

سمعت رسول الله یقول: ما هممت بشیء مما کان اهل الجاهلیه یعملون به غیر مرتین کل ذلک یحول الله بینی و بین ما ارید من ذلک[۱۴]

از رسول خدا (ص) شنیدم که فرمود: هیچ گاه نخواستم کارهای رایج در زمان جاهلیت را انجام دهم مگر دو بار که در هر بار خداوند میان من و آنچه می خواستم حائلی قرار داد.

و امام صادق(ع) در باره تربیت ویژه نبی گرامی اسلام می فرماید:

ان الله ادب محمداً (ص) فاحسن تأدیبه[۱۵]

خداوند محمد(ص) را ادب نمود و چه خوب او را تربیت کرد.

بعثت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)

در عظمت بعثت همین بس که خداوند متعال می فرماید:

لقد الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا ۶من انفسهم یتلو علیهم آیاته یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین[۱۶]

خداوند بر اهل ایمان منت نهاد که رسولی از خود آنها در میان آنان برانگیخت که بر آنها آیات خدا را تلاوت کند و نفوس آنها را از نقص و آلایش پاک گرداند و به آنها احکام شریعت و حقایق حکمت را بیاموزد، هر چند قبل از آن در گمراهی آشکار بودند.

همان گونه که در این آیه کریمه برای تبیین عظمت بعثت نبی گرامی اسلام به شرایط مردم در عصر بعثت توجه داده شده، در سخنان امام علی(ع) در نهج البلاغه نیز وضعیت جهان در عصر بعثت مورد عنایت قرار گرفته است.

جهان در عصر بعثت

الف) وضعیت جهان از نظر دینی و اعتقادی

امام(ع) در ترسیم وضعیت دینی جهان درعصر بعثت در موارد متعددی از تعبیر قرآنی «فترت» از آیه کریمه «یا اهل الکتاب قد جاءکم رسولنا یبین لکم علی فتره من الرسل»[۱۷] استفاده نموده اند و از جمله می فرمایند:

ارسله علی حین فتره من الرسل و طول هجعه من الامم قد درست منار الهدی و ظهرت اعلام الردی[۱۸]

هنگامی خداوند رسالت را برعهده پیامبر اکرم (ص) گذارد که مدتها از بعثت پیامبران پیشین گذشته بود و ملتها در خواب غفلت فرو رفته بودند.

راغب در معنای فترت می گوید: فتور آرامش پس از تندی و ملایمت پس از شدت و سستی بعد از توان و قدرت است. خدای تعالی می فرماید: ای اهل کتاب، رسول ما آمد تا در روزگاری که پیامبری نبود برای شما دین را بیان کند؛ یعنی مدت زمانی که (پس از حضرت عیسی) هنوز پیامبر خدا (ص) نیامده بود.[۱۹]

ابن اثیر می گوید: فترت فاصله زمانی بین دو رسول است؛ آن زمانی که رسالت در آن قطع شده است، مانند فاصله بین عیسی و محمد(ص).[۲۰]

امام علی(ع) در ترسیم عقاید مردم درآن عصر می فرماید:

و اهل الارض (الارضین) یومئذ ملل متفرقه و اهواء متشتته و طریق (طوائف) متشتته بین مشبه لله بخلقه او ملحه فی اسمه او مشیر الی غیره[۲۱]

در عصر بعثت مردم دارای مذاهب پراکنده و خواسته های گوناگون و جمعیتهای متشتت بودند. گروهی خدا را به مخلوقاتش تشبیه کردند و عده ای در اسمای او تصرف نمودند و جمعی هم معبودهای دیگری غیر از خدای یگانه داشتند.

سه طایفه ای که امام (ع) بیان نمودند با آیات کریمه قرآن نیز تطابق دارد:

گروه اول: «مشبه لله بخلقه». آنان کسانی بودند که صفات مخلوقات را برای خداوند ثابت می دانستند. قرآن کریم می فرماید:

و قالت الیهود عزیر ابن الله و قالت النصاری المسیح بن الله ذلک بافواهم یضاهئون قول الذین کفروا من قبل قاتلهم الله انی یوفکون[۲۲]

یهود گفتند عزیر پسر خداست و نصارا گفتند مسیح پسر خداست. این سخنی است که آنها با زبان خود می گویند. این سخن کافران پیش از آنها نیز هست. خدا آنان را بکشد؛ چگونه از حق منحرف شده اند و به خدا دروغ می بندند.

گروه دوم: «او ملحد فی اسمه». مجلسی در شرح این عبارت می گوید: «اسمی که شایسته مقام خداوند نیست را بر او اطلاق می کنند و به او نسبت می دهند و یا اسم خداوند را بر دیگران اطلاق می کنند.»[۲۳]

گروه سوم: «او مشیر الی غیره» یعنی کسانی که غیر خداوند را در امور مؤثر و مستقل در تأثیر می دانستند، مانند دهریه که طبیعت و حرکات فلکی را مؤثر می دانستند و یا ثنویه که برای عالم دو مبدأ قائل بودند و یا بت پرستان که برای بتهای خود تأثیر قائل بودند.

امام(ع) درباره رواج بت پرستی در میان مردم عرب می فرماید: «و انتم معشر العرب علی شر دین و شردار والاصنام فیکم منصوبه»[۲۴] و در جای دیگر می فرماید: «والاصنام معبوده.» [۲۵]

تاریخ نویس معروف عرب، کلبی، که در سال ۲۰۶ هجری وفات یافته می نویسد:

کعبه در حقیقت بت خانه خدایان اعراب جاهلی بود و هر قبیله ای در آنجا بتی داشت و بالغ بر ۳۶۰ بت به اشکال گوناگون در این خانه بود. حتی نصارا هم در آنجا بر روی ستونها و دیوارها صورت مریم و عیسی و تصویر فرشتگان و داستان ابراهیم را ترسیم کرده بودند.[۲۶]

امام(ع) در ترسیم وضعیت دین شبه جزیره عرب در آن روزگاران می فرماید:

ان الله بعث محمداً (ص) و لیس احد من العرب یقرأ کتابا ولا یدعی نبوه[۲۷]

خداوند هنگامی محمد(ص) رابه نبوت مبعوث ساخت که هیج کس از عرب کتب آسمانی نداشت و ادعای نبوت نمی نمود

و در جای دیگر می فرماید:

و لیس احد من العرب یقرأ کتاباً و لا یدعی نبوه و لا وحیاً[۲۸]

جهل و گمراهی مردم شبه جزیره عرب و سرتاسر دنیا را فرا گرفته بود در ایران باستان ثنویت و شرک فراگیر بود. در روم باستان تا پیش از مسیحیت، دین رسمی بت پرستی بود و مسیحی شدن روم به معنای خضوع بت پرستی در برابر خداپرستی نبود، بلکه مسحیت تسلیم بت پرستی و مسیحی بت پرست شده بود و در سایر نقاط جهان، اعتقادات شرک آلود و خرافی بر مردم حاکم بود.[۲۹]

ب) وضعیت اجتماعی در عصر بعثت

امام (ع) در ترسیم زندگی و معیشت سخت آن دوران می فرمایند:

و انتم معشر العرب علی شر دین و شردار منیخون بین حجاره خشن و حیات صم تشربون الکدر و تأکلون الجشب[۳۰]

خداوند رسول خدا را فرستاد، در حالی که شما جمعیت عرب بدترین آیین را داشتید و در بدترین سرزمینها و میان سنگهای خشن و مارهای خطرناک زندگی می کردید و آبهای آلوده می نوشیدید و غذاهای ناگوار می خوردید.

شارح بحرانی می نویسد: از عربی پرسیدند: شما از چه حیواناتی در بیابان برای خوراک استفاده می کنید؟ وی در پاسخ گفت: ما هر موجودی را که روی زمین حرکت می کند می خوریم مگر ام جبین (به خاطر تلخ بودن مادّه سمی در سر این حیوان) را.[۳۱]

امام (ع) درباره رواج قتل و خونریزی بین مردم می فرمایند:

تسفکون دماء کم و تقطعون ارحامکم[۳۲]

پیوسته خون یکدیگر را می ریختند و پیوند خویشاوندی را قطع می نمودید.

و در بیان بی نظمی و هرج و مرج اجتماعی در عصر بعثت می فرماید:

ارسله علی حین فتره من الرسل و طول هجعه من الامم و انتشار من الامور و تلظ من الحروب، والدنیا کاسفه النور ظاهره الغرور علی حین اصفرا و ایاس من ثمرها و اغورار من ورقها و من مائها قد درست منار الهدی و ظهرت اعلام الردی فهی متجهعمه فی وجه طالبها ثمرها الفتنه و طعامها الجیفه و شعارها الخوف و دثارها السیف[۳۳]

هنگامی خداوند رسالت را بر عهده پیامبر اکرم (ص) گذارد که مدتها از بعثت پیامبران پیشین گذشته بود و ملتها در خواب عمیقی فرو رفته بودند. فتنه و فساد جهان را فرا گرفته بود و کارهای خلاف در میان مردم منتشر بود و آتش جنگها زبانه می کشید. دنیا بی نور و پر از مکر و فریب گشته بود. برگهای درخت زندگی به زردگی گراییده و امید باروری آن قطع شده بود و آب حیات زندگی به زمین فرو رفته بود. مناره های هدایت به کهنگی گراییده و پرچمهای هلاکت و بدبختی آشکار شده بود. دنیا با قیافه ای زشت و کریه به اهلش می نگریست و با چهره ای عبوس با طالبانش روبه رو بود. میوه درخت دنیا فتنه بود و طعامش مردار. در درون وحشت و اضطراب و در برون شمشیر حکومت می کرد.

در خارج از عربستان هم شرایط اجتماعی بهتر از شبه جزیره نبود و دو امپراتوری بزرگ ایران و روم از دیر زمان در ستیزه و جنگ بودند و نظم اجتماعی مبتنی بر تبعیض و فساد بر آنها حاکم بود.[۳۴]

بشارت به ظهور نبی گرامی اسلام (ص)

پس از پایان دوران تاریک و جاهلیت و غلبه یأس و نومیدی، توجه به این نکته ضروری است که با تمام این شرایط سخت و رقت بار، بارقه امیدی در اعماق جان بندگان صالح خدا درخشش داشت و آن امید به آمدن نبی خاتم۶ بود. امام(ع) در این باره می فرمایند:

الی ان بعث الله سبحانه محمداً رسول الله ۶لا نجاز عدته و انتمام نبوته مأخوذاً علی النبیین میثاقه، مشهوره سماته[۳۵]

تا اینکه خداوند محمد رسول الله۶ را برای وفای به عهد خویش و کامل کردن نبوتش مبعوث ساخت و این در حالی بود که از همه پیامبران درباره او پیمان گرفته شده و نشانه هایش مشهور بود.

از امام علی(ع) ذیل آیه ۸۱ سوره آل عمران روایت شده است که:

ان الله اخذ المیثاق علی الانبیاء قبل نبینا یخبروا اممهم بمبعثه و نعته و یبشروهم به و یأمرهم بتصدیقه.[۳۶]

خداوند از پیامبران بیش از پیامبر خود عهد گرفته است که به پیروان خود بشارت آمدنش را بدهند و صفات و مشخصاتش را بیان کنند و آنان را به تصدیقش امر نمایند.

اهداف و فوائد بعثت در بعد اعتقادی و دینی

امام علی(ع) یکی از فوائد بعثت را هدایت و راهنمایی مردم می شمارد:

و اشهد ان محمداً عبده و رسوله ارسله بالدین المشهور والعلم المأثور والکتاب المسطور و النور الساطع و الضیاء اللامع والامر الصادع، ازاحه للشبهات و احتجاجاً للبینات و تحذیرا بالآیات و تخویفاً بالمثلات[۳۷]

گواهی می دهم که محمد(ص) بنده و فرستاده اوست، وی را با دینی آشکار و با نشانه و آیینی راستین و کتابی نوشته شده و نوری درخشان و روشنایی تابنده و امری آشکار و بی پرده فرستاد تا شبهات را از بین برد و با دلایل روشن استدلال کند و به وسیله آیات الهی مردم را از مخالفت خدا بر حذر دارد و از کیفر گناهان بترساند.

و در این باره می فرماید:

ارسله بوجوب الحجج و ظهور الفلج و ایضاح المنهج، فبلغ الرساله صادعاًبها و حمل علی المحجه دالاعلیهاو اقام اعلام الاهتداء و منار الضیاء، و جعهل امراس الاسلام ومتینه و عری الایمان وثیقه[۳۸]

پیامبر اکرم (ص) را با برهانهایی روشن و پیروزی بر کفر و شرک و آشکار نمودن راه راست گسیل داشت و پیامبر نیز رسالت حق را آشکارا ابلاغ نمود و انسانها را به جاده حق رهنمون شد. پرچمهای هدایت را برافراشت و نشانه های روشن را برقرار ساخت. رشته های اسلام را محکم و دستگیره های ایمان را استوار گردانید.

امام(ع) تأثیر عمیق هدایتها و تربیتهای نبی گرامی اسلام را این گونه ترسیم می فرماید:

و لقد کنا مع رسولالله (ص) نقتل آباءنا و ابناءنا و اخواننا و اعمانما ما یزدنا ذلک الا ایماناً و تسلیما و مضیا علی اللقم و صبراً علی مضض الالم و جداً فی جهاد العدو و لقد کان الرجل منا والآخر من عدونا یتصاولان تصاول الفحلین یتخالسان انفسهما ایهما یسقی صاحبه کأس المنون فمره لنا من عدونا و مره لعدونا منا فلما رأی الله صدقنا انزل بعدونا الکبت و انزل علینا النصر حتی استقر الاسلام ملقیا جرانه و متبوئا اوطائه[۳۹]

ما در رکاب پیامبر خدا (ص) برای پیشبرد اهداف آن حضرت از هیچ چیز باک نداشتیم. حتی حاضر بودیم پدران و فرزندان و برادران و عموهای خویش را در این راه نابود کنیم و این پیکار بر تسلیم و ایمان ما می افزود و ما را در جاده وسیع حق و صبر و بردباری و در برابر ناراحتیها و جهاد و کوشش پی گیر با دشمن ثابت قدم تر می ساخت. گاهی یک نفر از ما و دیگری از دشمنان ما همانند دو قهرمان با یکدیگر نبرد می کردند و هر کدام می خواست کار دیگری را تمام کند تا کدام یک جام مرگ را به دیگری بنوشاند. گاهی ما بر دشمنان پیروز می شدیم و زمانی دشمن برما. اما هنگامی که خداوند راستی و اخلاص را در ما دید، خواری و ذلت را بر دشمنان ما نازل کرد و نصرت و پیروزی را به ما عنایت فرمود تا آنجا که اسلام بر زمینها گسترده شد و سرزمینهای پهناوری برای خویش برگزید.

اهداف و فوائد بعثت در بعد اجتماعی

یکی از فواید بعثت نبی گرامی اسلام (ص) ایجاد روحیه اخوت و برادری است، آن هم در جامعه ای که دشمنی و کینه توزی و ستیزه جویی را طبع ثانویه خود قرار داده بود. امام(ع) در بیان این فائده می فرماید:

قد صرفت نحوه افئده الابرار و ثنبت الیه ازمه الابصار دفن الله به الضغائن و اطفأبه الثوائر الف به اخواناً و فرق به اقراناً اعزبه الذله و اذل به العزه[۴۰]

دلهای نیکوکاران، شیفته پیامبر اکرم (ص) گشت و چشمهای حق جویان به سوی او متوجه شد و به برکت وجودش کینه ها را مدفون ساخت و آتش دشمنیها را فرو نشاند. افراد دور افتاده را به واسطه او به هم نزدیک ساخت و نزدیکانی که در ایمان و هدف هم آهنگ نبودند از هم دور نمود. ذلیلان محروم در پرتو وجود او عزت یافتند و عزیزان خودخواه ذلیل شدند.

یکی دیگر از فوائد بعثت و آثار آن بهبود زندگی و معیشت مردم بود. امام(ع) در این باره می فرماید:

فانظرو الی مواقع نعم الله علیهم حیث بعث الیهم رسولاً فعقد طاعتهم و جمع علی دعوته الفتهم کیف نشرت النعمه علیهم جناح کرامتها و اسالت لهم جداول نعیمها و التفت المله بهم فی عوائد برکتها فاصبحوا فی نعمها غرقین و فی خضره عیشها فکهین قد تربعت الامور بهم فی ضل سلطان قاهر و آوتهم الحال الی کنف عز غالب و تعطفت الامور علیهم فی ذری ملک ثابت فهم حکام علی العالمین و ملوک فی اطراف الارضین یملکون الامور علی من کان یملکها علیهم و یمضون الاحکام فی من کان یمضیها فیهم لا تغمز لهم قناه و لا تقرع لهم صفاه[۴۱]

به نعمتهایی که خداوند هنگام بعثت پیامبر اکرم (ص) به آنان ارزانی داشت بنگرید که آنان را مطیع و فرمانبردار شریعت او گردانید و در پرتو شریعت او با هم مهربانشان ساخت. بنگرید که چگونه نعمت و آسایش پروبال کرامت و بزرگواری خود را بر آنها گستراند و نهرهای مواهب خود را به سوی آنان جاری نمود و آیین حق با تمام برکاتش آنها را فراگرفت. پس در میان نعمت ها غرق گشتند و در زندگی خرّم و شادمان شدند. امور آنان در سایه قدرت کامل استوار گردید و سامان یافت و در سایه عزتی پیروز قرار گرفتند و حکومتی ثابت و پایدار نصیبشان گردید. پس آنان حاکم و زمامدار جهانیان شدند و سلاطین روی زمین گشتند و مالک و فرمانروای کسانی شدند که قبلاً بر آنها حکومت می کردند و قوانین و احکام را درباره کسانی به اجرا گذاردند که قبلاً درباره خودشان اجرا می نمودند. کسی قدرت درهم شکستن نیروی آنان را نداشت و احدی خیال مبارزه با آنان را در سر نمی پروراند.

تسلط مردمی که پیش از بعثت ضعیف ترین مردم بودند بر سایر امتها و کشورگشایی آن را ادیب الممالک فراهانی این گونه ترسیم نماید:

ماییم که از پادشان باج گرفتیـم زآن پس که از ایشان کمر و تاج گرفتیم

وز پیکرشان دیبه و دیــباج گرفتیـم ماییـم کــــه از دریا امـواج گرفتیم

در چین و ختن ولوله از هیبت ما بود در مصر عدن غلغله از شوکت ما بود

در اندلس و روم عیان قدرت مـا بود وز ناحیه غـرب به افریقیه راندیم

دریای شمالی را بر شرق نشـاندیم وز بحـــر جنوبی به فلک گرد نشاندیم[۴۲]

پیامبر اکرم (ص) اسوه حسنه

امام علی(ع) درباره لزوم پیروی و تأسی به نبی گرامی اسلام (ص) در نهج البلاغه تأکیدات فراوانی دارند و از جمله می فرمایند:

و لقد کان فی رسول الله۶کاف لک فی الاسوه… فتأس بنبیک الاطیب الاطهر۶ فان فیه اسوه لمن تأسی و عزاه لمن تعزی واحب العباد الی الله المتأسی بنبیه والمقتص لأثره[۴۳]

و حقیقتاً مقتدا قرار دادن رسول اکرم (ص) برای تو کافی است. از پیامبری که پاکیزه ترین و پاک ترین مردم است پیروی کن، زیرا راه و رسمش سرمشق و الگویی است برای هر کس تأسی جوید و انتسابی است عالی برای هر کس که بخواهد منتسب گردد، و محبوب ترین بندگان خداوند کسی است که از پیامبرش سرمشق گیرد و قدم جای قدم او گذارد.

پیامبر (ص) ملاک ارزشها

امام علی(ع) شیوه زندگی آن نیّر اعظم را به عنوان ملاک ارزشها معرفی می نماید:

و لقد کان فی رسولالله (ص) کاف لک فی الاسوه و دلیل لک علی ذم الدنیا و عیبها و کثره مخازیها و مساویها؛ اذ قبضت عنه اطرافها و طئت لغیره اکنافها و فطم عن رضاعها و زوی عن زخارفها… و لقد کان فی رسولالله (ص)مایدک علی مساوی الدنیا و عیوبها اذجاع فیها مع خاصته و زویت عنه زخارفها مع عظیم زلفته فلینظر ناظر بعقله اکرم الله محمداً بذلک ام اهانه فان قال: أهانه فقد کذب والله العظیم بالافک العظیم و ان قال: اکرم فلیعلم أن الله اهان غیره حیث بسط الدنیا و زواها عن اقراب الناس منه[۴۴]

کافی است که پیامبر خدا (ص) را سرمشق خود قرار دهی و او سرمشق توست در بی ارزش بودن دنیا و رسواییها و بدیهایش، زیرا دنیا از او گرفته شد اما برای دیگران مهیا گردید. از نوشیدن شیر دنیا وی را جدا ساختند و از زخارف و زیباییهای آن برکنار داشتند… در زندگی رسول خدا (ص) اموری است که تو را بر عیوب دنیا واقف می سازد، زیرا او و نزدیکانش در دنیا گرسنه بودند و با اینکه منزلت و مقامی عظیم در پیشگاه خداوند داشت، زینتهای دنیا را از او دریغ داشت. بنابراین، هر کس با عقل خویش باید بنگرد که آیا خداوند این کار پیامبرش را گرامی داشته یا به او اهانت کرده است. اگر کسی بگوید به او اهانت کرده به خدا سوگند این دروغ محض است و اگر بگوید او را گرامی داشته باید بداند خداوند دیگران را که زینتهای دنیا به آنها داده گرامی نداشته است، زیرا دنیا را برای آنها گسترده و از مقرب ترین افراد به خودش دریغ داشته است.

صفات نبی گرامی اسلام (ص)

در نهج البلاغه صفات و ویژگیهای نبی گرامی اسلام و فضائل و مناقب آن رسول گرامی مورد توجه فراوان قرار گرفته است. برای نمونه به چند مورد اشاره می گردد.

  1. امانت داری

ان الله بعث محمد(ص) نذیراً للعالمین و امیناً علی التنزیل[۴۵]

خداوند محمد(ص) را به رسالت مبعوث ساخت که جهانیان را بیم دهد و امین آیات کتاب وی باشد.

در جای دیگر می فرماید:

حتی اوری قبسا لقابس و انار علما لحابس فهو امینک المأمون[۴۶]

تا اینکه خداوند پیامبرش را فرستاد و شعله ای برای آنها که می خواهند روشن گردند برافروخت و چراغی پر فروغ بر سر راه گم شدگان وادی ضلالت و گمراهی قرار داد. خداوندا، پس او امین و مورد اعتماد توست.

  1. استقامت و پایداری

پایداری و استقامت در راه هداف و آرمان مقدس رسالت الهی، از صفات بارز نبی گرامی اسلام (ص) است که در نهج البلاغه در مواضع متعدد مورد توجه امام(ع) قرار گرفته است. آن حضرت از جمله می فرمایند:

ارسله داعیا الی الحق و شاهداً علی الخلق فبلغ رسالات ربه غیر وان و لا مقصر و جاهد فی الله اعداءه غیر واهن و لا معذر امام من اتقی و بصر من اهتدی[۴۷]

خداوند پیامبر اسلام (ص) را فرستاد تا به سوی حق دعوت نماید و گواه اعمال خلق باشد. او بدون سستی و کوتاهی رسالت پروردگارش را رسانید و در راه خدا با دشمنانش بدون عذر نبرد کرد. پیشوای پرهیزکاران و روشنی بخش چشم هدایت شدگان.

امام(ع) در ضمن تعلیم درود فرستادن بر نبی گرامی اسلام (ص) می فرماید:

اجعل شرائف صلواتک و نوامی برکاتک علی محمد عبدک و رسولک الخاتم لما سبق والفاتح لما انغلق والمعلن بالحق والدافع جیشات الاباطیل و الدامغ. صولات الاضالیل، کما حمل فا ضطلع قائماً بامرک مستوفزاً فی مرضاتک غیر ناکل من قدم و لا واه فی عزم واعیاً لوحیک حافظاً لعهدک ماضیاً علی نفاذ امرک حتی اوری قبس القابس و اضاء الطریق للخابط و هدیت به القلوب بعد خوضات الفتن والاثام و اقام بموضحات الاعلام و نیرات الاحکام[۴۸]

خداوندا، گرامی ترین درودها و افزون ترین برکات خود را بر محمد(ص) بنده و فرستاده ات قرار ده. همان فرستاده ای که ختم کننده وحی و رسالت بود و بازکننده راه بسته سعادت بشری و آشکار کننده دین حق به وسیله حق و برهان و بازدارنده جنب و جوشهای باطل و شکننده و از میان برنده هجومهای گمراهان. همان گونه که سنگینی بار رسالت بر عهده او قرار داده شد با تمام قدرت به انجام آن پرداخت و به فرمانت قیام کرد و به سرعت در راه رضا و خشنودی ات گام برداشت و حتی یک قدم هم عقب گرد نکرد و اراده محکمش سست نشد. وحی و رسالت تو را به خوبی دریافت و پیمان رسالتت را حافظ و نگهدار بود. آن چنان در اجرای فرمانت کوشش کرد که شعله فروزان حق را آشکار و راه را برای جاهلان و گمراهان روشن ساخت و دلهایی که در فتنه و گناه فرو رفته بودند به واسطه او هدایت گردیدند. پرچمهای حق را برافراشت و احکام زنده اسلام را برپا نمود.

  1. شجاعت و فداکاری

امام(ع) در این باره می فرماید:

کنا اذا احمر البأس اتقینا برسولالله (ص) فلم یکن احد منا اقرب الی العدو منه[۴۹]

هرگاه جنگ شعله ور و سخت می شد ما به رسول خدا پناه می بردیم و در آن هنگام هیچ یک از ما به دشمن نزدیک تر از او نبود.

و در جای دیگر می فرماید:

و کان رسول الله ۶اذا احمر البأس و احجم الناس قدم اهل بیته، فوقی بهم اصحابه حر السیوف و الاسنه فقتل عبیده بن الحارث یوم بدر و قتل حمزه یوم احد و قتل جعفر یوم موته و اراد من لو شئت ذکرت اسمه مثل الذی ارادوا من الشهاده و لکن آجالهم عجلت و منیته اجلت[۵۰]

هرگاه آتش جنگ شعله می کشید و حمله شدید دشمن باعث عقب نشینی سپاه می شد، پیامبر خدا (ص) اهل بیت خود را پیشاپیش لشکر قرار می داد تا اصحابش از آتش شمشیر و نیزه مصون بمانند. لذا پسر عموی پیامبر عبیده بن حارث روز بدر و حمزه عموی پیامبر روز احد و جعفر پسرعموی آن حضرت روز جنگ موته کشته و شهید شدند و کسانی هم بودند که اگر می خواستم نامشان را می بردم که دوست داشتند همانند آنان شهادت نصیبشان گردد اما مقدور بود زنده بمانند و مرگشان به تأخیر افتد.

  1. رسول رحمت

یکی از اوصاف مهم نبی مکرم اسلام (ص) آن است که رسول رحمت الهی است. قرآن کریم می فرماید: «و ما ارسلناک الارحمه للعالمین».[۵۱]

امام باقر(ع) از امیرالمؤمنین(ع) چنین روایت فرموده است:

کان فی الارض امانان من عذاب الله و قد رفع احدهما فدونکم الآخر فتمسکوا به اما الامان الذی رفع فهو رسولالله (ص) و اما الامان الباقی فالاستغفار قال الله تعالی: و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم و ما کان الله معذبهم و هم یستغفرون[۵۲]

در زمین دو امان و وسیله نجات از عذاب الهی بود که یکی از آنها برداشته شد، دومی را دریابید و به آن چنگ زنید. اما امانی که برداشته شد رسول خدا (ص) بود و امانی که باقی مانده استغفار است. خداوند تعالی می فرماید: خداوند آنها را عذاب نمی کند تا تو در میان آنها هستی و خداوند آنها را عذاب نمی کند در حالی که استغفار می کنند.

از روایت امام باقر(ع) وجه امان و رحمت بودن پیامبر (ص) معلوم گردید. اما بنابر آیه کریمه قرآن او «رحمه للعالمین» است و جهتش آن است که آنچه را موجب سعادت ابدی مردم است برای آنها آورده و این حتی برای کفار و مشرکان نیز رحمت محسوب می گردد، زیرا به مثابه سفره ای است از طعام گسترده ولی بعضی از مردم از غذاهای آن استفاده نمی کنند.[۵۳]

  1. برترین پیامبران

حضرت در این باره می فرماید:

ارسله بالضیاء و قدمه فی الاصطفاء[۵۴]

او را با نور و روشنایی فرستاد و از میان مخلوقاتش برگزید و بر همه مقدم داشت.

و در جای دیگر می فرماید:

و اشهد ان محمد عبده و رسول المجتبی من خلائقه[۵۵]

و گواهی می دهم که محمد(ص) بنده و فرستاده برگزیده خداوند از میان مخلوقات اوست.

  1. خاتم پیامبران

حضرت در این باره می فرماید:

الی ان بعث الله سبحانه محمداً ۶لانجاز عدته و اتمام نبوته[۵۶]

تا اینکه خداوند سبحان برای وفای به عهد خود و کامل گردانیدن نبوت محمد(ص) را به عنوان فرستاده خویش مبعوث ساخت.

و نیز می فرماید: «و رسولک الخاتم لما سبق؛[۵۷] همان پیامبری که تمام کننده سلسله پیامبران و شرایع آسمانی بود.» و در جای دیگر تصریح به این وصف می فرماید:

ایها الناس خذوها عن خاتم النبیین۶: انه یموت من مات منا و لیس بمیت و یبلی من یبلی منا و لیس ببال[۵۸]

ای مردم، این حقیقت را از خاتم النبیین بیاموزید که هر کس از ما می میرد در حقیقت نمرده و آن کس که جسدش کهنه می شود در حقیقت کهنه نشده است.

و هنگام وداع با پیامبر اعظم (ص)، آن گاه که آن حضرت را غسل می داد، عرضه داشت:

بابی انت و امی لقد انقطع بموتک مالم ینقطع بموت غیرک من النبوه والأنباء و اخبار السما،[۵۹]

پدرم و مادرم فدایت ای پیامبر خدا، با مرگ تو چیزی قطع شد که با مرگ دیگران قطع نشد و آن نبوت و اطلاع رسانی از عالم غیب و اخبار آسمانی بود.

پی نوشتها:

  1. احزاب: ۲۱٫
  2. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲٫
  3. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۷، ص۱۷۴، چاپ دارالاحیاء الکتب العربیه، بیروت.
  4. نهج البلاغه، خطبه ۹۴٫
  5. کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۳۴۹ با تعلیقه حسن زاده، چاپ اول، دفتر انتشارات اسلامی.
  6. شرح تجرید العقاید، ص۳۵۹، انتشارات شریف رضی، قم.
  7. اللوامع الالهیه، ص۳۱۱٫
  8. توبه: ۱۲۸٫
  9. الشفاء بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۲۴و۷۷و سایر مصادر از جمله الوفاء باحوال المصطفی، ص۷۲و۷۵؛ دلائل النبوه، ج۱، ص۱۴۷، باب ذکر شرف اصل رسول الله و نسبه؛ بحارالانوار، ج۱۵، ص۱۱۷و۱۱۹٫
  10. طبقات الکبری، ج۱، ص۶۰، دارصادر، بیروت.
  11. نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲٫
  12. شوری: ۵۲٫
  13. اصول کافی، ج۱، ص۲۷۳؛ بحارالانوار، ج۸، ص۲۵۴٫
  14. تاریخ طبری، ج۲، ص۳۴؛ سیره حلبی، ج۱، ص۱۲۲، باب ما حفظه فی صغره؛ دلائل النبوه، ج۲، ص۳۰، باب ما جاء فی حفظ الله تعالی رسوله فی شبیبته من اقذار الجاهلیه و معائبها.
  15. تهذیب الاحکام، ج۹، ص۲۷۹؛ بحارالانوار، ج۱۶، ص۲۱۰؛ ر.ک، جامع الصغیر، ج۱، ص۱۵؛ کنزالعمال، ج۱۱، ص۴۰۶٫
  16. آل عمران: ۱۶۴٫
  17. مائده: ۱۹٫
  18. نهج البلاغه، خطبه۸۹ و در خطبه ۱۵۸ همین عبارت به اضافه «انتقاض من المبرم» آمده است.
  19. مفردات راغب، ماده ف ت ر.
  20. النهایه فی غریب الحدیث والاثر، ماده فتر.
  21. نهج البلاغه، خطبه اول.
  22. توبه: ۳۰ و آیات دیگری نظیر سوره انعام آیه ۱۰۰ و سوره نحل آیه ۵۷٫
  23. بحارالانوار، ج۱۸، ص۲۱۷٫
  24. نهج البلاغه، خطبه ۲۶٫
  25. همان، خطبه ۱۲۹٫
  26. کتاب الاصنام، ص۲۰۶٫
  27. نهج البلاغه، خطبه ۳۳٫
  28. همان، خطبه ۱۰۴٫
  29. ر.ک. کتاب جهان درعصر بعثت.
  30. نهج البلاغه، خطبه ۲۶٫
  31. شرح نهج البلاغه، ابن میثم بحرانی، ج۲، ص۲۴٫
  32. نهج البلاغه، خطبه ۲۶،
  33. همان، خطبه ۸۹٫
  34. ر.ک، فروغ ابدیت، ج۱، ص۷۳؛ جهان در عصر بعثت، ص۵۳٫
  35. نهج البلاغه، خطبه اول.
  36. مجمع البیان، ج۲، ص۴۸۶؛ ر.ک، الدرالمنثور، ج۲، ص۴۷٫
  37. نهج البلاغه، خطبه ۲٫
  38. همان، خطبه ۱۸۵٫
  39. همان، خطبه۵۶؛ نظیر این کلام شریف، خطبه ۱۲۲٫
  40. همان، خطبه۹۶٫
  41. همان، خطبه ۱۹۲٫
  42. از صبا تا نیما، ج۱، ص۱۴۰
  43. نهج البلاغه، خطبه۱۶۰٫
  44. همان.
  45. همان، خطبه۲۶٫
  46. همان، خطبه ۱۰۶٫
  47. همان، خطبه ۱۱۶
  48. همان، خطبه۷۲٫
  49. همان، غریب کلمه۹٫
  50. همان، نامه۹٫
  51. انبیاء: ۱۰۷٫
  52. نهج البلاغه، حکمت۸۸٫
  53. ر.ک. تفسیر مجمع ا لبیان، ج۴، ص۶۷٫
  54. نهج البلاغه، خطبه۲۱۳٫
  55. همان، خطبه۱۷۸٫
  56. همان، خطبه اول.
  57. همان، خطبه۷۲٫
  58. همان، خطبه۷۸٫
  59. همان، خطبه۲۳۵٫