پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » احادیث موضوعی »

شجاعت در احادیث اهل بیت (علیهم السلام)

اشاره:

شجاعت به عنوان یکی از فضائل نفسانی و صفات و اخلاق پسندیده، عبارت است از قوّت قلب در مصاف با دشمن و تحمل دشواری‌های آن  که از آن به دلیری و دلاوری نیز تعبیر می‌شود. عالمان علم اخلاق، شجاعت را به استقامت و اعتدال قوه غضبیه تعریف کرده و استقامت و اعتدال آن را به این دانسته‌اند که با سهولت تحت فرمان عقل درآید و از انحراف به دو سوی افراط؛ یعنی تهور و بی باکی و تفریط، یعنی ترس، مصون باشد. در نوشته احادیثی از معصومین (علیهم‌السلام) درباره شجاعت نقل شده است.

 

۱.امام على (علیه السلام) :

«الشَّجاعَهُ أحَدُ العِزَّینِ؛ شجاعت، نیمى از عزّت است .»( غررالحکم، ۱۶۶۲ )

۲.امام على (علیه السلام) :

 «الشَّجاعَهُ عِزٌّ حاضِرٌ؛شجاعت، عزّتى نقد است .»( غرر الحکم، ۵۷۲ )

۳.امام على (علیه السلام) :

 «الشَّجاعَهُ نُصرَهٌ حاضِرَهٌ و فَضیلَهٌ ظاهرَهٌ؛ شجاعت، نصرتى نقد و فضیلتى آشکار است .»( غرر الحکم، ۱۷۰۰ )

۴.امام على (علیه السلام) :

«لَو تَمَیَّزَتِ الأشیاءُ لَکانَ الصِّدقُ مَع الشَّجاعَهِ، و کانَ الجُبنُ مَع الکَذِبِ؛ اگر خصلتها از یکدیگر متمایز مى شدند، بی گمان راستى با شجاعت بود و بزدلى با دروغ .»( غرر الحکم، ۷۵۹۷ )

۵.امام على (علیه السلام) :

«السَّخاءُ و الشَّجاعَهُ غَرائزُ شَریفَهٌ، یَضَعُها اللّه سبحانَهُ فِیمَن أحَبَّهُ و امتَحَنَهُ؛سخاوت و شجاعت خصلتهاى والایى هستند که خداوند سبحان آنها را در وجود هر کس که دوستش داشته و او را آزموده باشد مى گذارد .»( غرر الحکم، ۱۸۲۰ )

۶.امام على (علیه السلام) ـ در عهد نامه ولایت مصر به مالک ـ نوشت :

«ثُمّ الصَقْ بِذَوِی المُرُوءاتِ و الأحسابِ، و أهلِ البُیوتاتِ الصالِحَهِ و السَّوابقِ الحَسَنَهِ، ثُمّ أهلِ النَّجدَهِ و الشَّجاعَهِ و السَّخاءِ و السَّماحَهِ، فإنّهُم جِماعٌ مِن الکَرَمِ؛دیگر آن که با ارباب مروّت و آنان که از خانواده هاى شریف و شایسته هستند، و پیشینه هاى نیکو دارند و سپس با کسانى که دلاور و شجاع و بخشنده و گشاده دستند همنشین باش؛ که اینان معدن کرَم و بزرگواریند .»( نهج البلاغه، نامه ۵۳ )

۷.امام على (علیه السلام) :

«الشَّجاعَهُ صَبرُ ساعَهٍ؛شجاعت، ساعتى صبر کردن است .»( بحارالانوار ج ۷۰ ص ۱۱ ح  ۷۸ )

۸.امام على (علیه السلام) :

«العَجزُ آفَهٌ، و الصَّبرُ شَجاعَهٌ؛به ستوه آمدن، آفت است و نستوهى، شجاعت .»( نهج البلاغه، حکمت ۴ )

۹.امام حسن (علیه السلام) ـ در پاسخ به این سؤال که شجاعت چیست ـ فرمود :

«الشجاعه مُواقَفَهُ الأقرانِ، و الصَّبرُ عِندَ الطِّعانِ؛ایستادگى در برابر هماوردان، و پایدارى در نبرد .»( بحارالانوار ج ۲ ص ۱۰۴ ح ۷۸ )

۱۰.امام على (علیه السلام) :

«جُبِلَتِ الشَّجاعَهُ على ثلاثِ طَبائعَ، لِکُلِّ واحِدَهٍ مِنهُنَّ فَضیلَهٌ لَیسَت لِلاُخرى : السَّخاءُ بِالنَّفسِ، و الأنَفَهُ مِنَ الذُّلِّ، و طَلبُ الذِّکرِ، فإنْ تَکامَلَت فی الشُّجاعِ کانَ البَطَلَ الذی لا یُقامُ لِسَبِیلِهِ، و المَوسومَ بالإقدامِ فی عَصرِهِ، و إن تَفاضَلَت فیهِ بَعضُها على بَعضٍ کانَت شَجاعَتُهُ فی ذلکَ الذی تَفاضَلَت فیهِ أکثَرَ و أشَدَّ إقداما؛ شجاعت بر سه خصلت سرشته شده که هر یک از آنها را فضیلت و ارزشى است که دیگرى فاقد آن است : از خود گذشتگى، تن ندادن به خوارى و ذلّت، و نام جویى . اگر این سه خصلت در آدم شجاع به طور یکسان و کامل وجود داشته باشند، پهلوانى است که حریف ندارد و در روزگار خود به دلاورى نامور باشد و اگر یکى از این خصلتها در او فزونتر از دیگرى باشد شجاعت او در آن خصلت بیشتر و اقدامش در آن شدیدتر است .»( بحارالانوار ج ۶۶ ص ۲۳۶ ح ۷۸ )

۱۱.امام على (علیه السلام) :

«قَدرُ الرَّجُل على قَدرِ همَّتِهِ، و صِدقُهُ على قَدرِ مُرُوَّتِهِ، و شَجاعَتُهُ على قَدرِ أنَفَتِهِ؛قدر مرد به قدر همّت اوست، و راستى و صداقتش به قدر مردانگى او، و شجاعتش به قدر غیرت او .» ( نهج البلاغه، حکمت ۴۷ )

۱۲.امام على (علیه السلام) :

«شَجاعَهُ الرَّجُلِ عَلى قَدرِ همَّتِهِ، و غَیرَتُهُ على قَدرِ حَمِیَّتِهِ؛شجاعت مرد به قدر همّت اوست، و غیرتش به قدر تن ندادن او به ذلّت .» ( غررالحکم، ۵۷۶۳ )

۱۳.امام على (علیه السلام) :

«على قَدرِ الحَمِیَّهِ تکونُ الشَّجاعَهُ؛اندازه شجاعت به اندازه حمیّت (مردانگى و ننگ از ذلّت) است .» ( غررالحکم، ۶۱۸۰ )

۱۴.امام على (علیه السلام) :

«أشجَعُ الناسِ أسخاهُم؛شجاعترین مردم، بخشنده ترین آنهاست .» ( غررالحکم، ۲۸۹۹ )

۱۵.امام على (علیه السلام) :

«أشجَعُ الناسِ مَن غَلَبَ الجَهلَ بِالحِلمِ؛ شجاعترین مردم کسى است که با بردبارى (خردمندى) بر نادانى چیره آید .» (غررالحکم، ۳۲۵۷ )

۱۶.امام على (علیه السلام) :

«لا أشجَعَ مِن لَبِیبٍ؛ شجاعتر از خردمند، وجود ندارد.» (غررالحکم، ۱۰۵۹۱ )

۱۷.امام على (علیه السلام) :

«أقوَى الناسِ أعظَمُهم سُلطانا على نَفسِهِ؛ قویترین مردم کسى است که بر نفس خویش مسلّط تر باشد .» ( غررالحکم، ۳۱۸۸ )

۱۸.امام على (علیه السلام) :

 «لا قَوِیَّ أقوى مِمَّن قَوِیَ على نفسِهِ فَمَلَکَها، لا عاجِزَ أعجَزُ مِمَّن أهمَلَ نفسَهُ فَأهلَکَها؛ هیچ زورمندى زورمندتر از آن کس نیست که بر نفْس خویش چیره شود و زمام آن را در اختیار گیرد، و هیچ ناتوانى ناتوانتر از آن کس نیست که نفْس خویش را وا گذارد و آن را به هلاکت کشاند»( غررالحکم،۱۰۹۱۷- ۱۰۹۱۸ )

۱۹.امام على (علیه السلام) :

«ما أشجَعَ البَریءَ، و أجبَنَ المُرِیبَ !؛چه دلاور است شخص بى گناه و چه ترسوست مشکوک و متهم !»( غررالحکم، ۹۶۲۶ )

۲۰.امام زین العابدین (علیه السلام) :

 «مَرَّ رسولُ اللّه (صلی الله علیه و آله) بقَومٍ یرفَعونَ حَجَرا، فقالَ : ما هذا؟ قالوا : نعرِفُ بذلکَ أشَدَّنا و أقوانا، فقالَ (صلی الله علیه و آله) : أ لا اُخبِرُکُم بأشَدِّکُم و أقواکُم ؟ قالوا : بلى یا رسولَ اللّه . قالَ : أشَدُّکُم و أقواکُمُ الذی إذا رَضِیَ لَم یُدخِلْهُ رِضاهُ فی إثمٍ و لا باطِلٍ، و إذا سَخِطَ لَم یُخرِجْهُ سَخَطُهُ مِن قَولِ الحَقِّ، و إذا قَدَرَ لَم یَتَعاطَ ما لَیسَ لَهُ بِحَقٍّ؛رسول خدا به قومى که سنگى را بلند مى کردند رسید و فرمود چه کار مى کنید؟ گفتند: با این کار قوى ترین و زورمندترینمان را مى شناسیم. حضرت فرمود : آیا زورمندترین و قویترین شما را معرفى نکنم؟ عرض کردند : بفرمایید، اى رسول خدا! فرمود : زورمندترین و قویترین شما کسى است که هرگاه خشنود باشد خشنودى اش او را به گناه و نادرستى نکشاند و هرگاه ناخشنود باشد از جاده حق گویى خارج نشود و هرگاه قدرت یابد آنچه را که حق او نیست نستاند .» ( معانی الاخبار ج ۱ ص ۳۰۶ )

۲۱.امام على (علیه السلام) :

«آفَهُ الشَّجاعَهِ إضاعَهُ الحَـزمِ؛ آفت شجاعت، فرو گذاشتن احتیاط است .» ( غررالحکم، ۳۹۳۸ )

۲۲.امام على (علیه السلام) :

 «آفَهُ القَوِیِّ استِضعافُ الخَصمِ؛ آفت نیرومند، ناتوان شمردن دشمن است .» ( غررالحکم، ۳۹۳۹ )

۲۳.امام على (علیه السلام) :

«ثَمَرَهُ الشَّجاعَهِ الغَیرَهُ؛ میوه شجاعت، غیرت است .» ( غررالحکم، ۴۶۲۰ )

۲۴.امام على (علیه السلام) ـ در عهدنامه خود به مالک اشتر ـ نوشت :

 «و لْیَکُنْ آثَرُ رُؤوسِ جُندِکَ عِندَکَ مَن واساهم فی مَعُونَتِهِ … فَافسَحْ فی آمالِهم، و واصِلْ فی حُسنِ الثَّناءِ علَیهم، و تَعدیدِ ما أبلى ذَوُو البَلاءِ مِنهُم؛ فإنَّ کَثرَهَ الذِّکرِ لِحُسنِ أفعالِهم تَهُزُّ الشُّجاعَ، و تُحَرِّضُ النّاکِلَ إن شاءَ اللّه؛ باید مقرّبترین سردار سپاهت نزد تو، آن سردارى باشد که با کمکهاى خود به سپاهیانش آنان را یارى رسانَد . . . پس آرزوها و خواستهاى آنان را برآور و از آنها پیوسته به نیکویى یاد کن و از رنج و محنتى که سختى کشیدگانِ آنان دیده اند، تقدیر نما؛ زیرا یادْ کردِ بسیار از کارهاىِ نیک ایشان، شجاع را بر مى انگیزد و کنار کشیده را تشویق مى کند اِن شاء اللّه .» ( نهج البلاغه، نامه ۵۳ )

۲۵.امام صادق (علیه السلام) :

«ثلاثهٌ لا تُعرَفُ إلاّ فی ثلاثِ مَواطِنَ : لا یُعرَفُ الحَلِیمُ إلاّ عِندَ الغَضَبِ، و لا الشُّجاعُ إلاّ عِندَ الحَربِ، و لا أخٌ إلاّ عِندَ الحاجَهِ؛ سه کس اند که جز در سه جا شناخته نمى شوند : بردبار، به هنگام خشمگین شدن، شجاع در جنگ، و برادر به هنگام نیاز [به او] .» ( بحارالانوار ج ۹ ص ۲۲۹ ح ۷۸ )

۲۶.امام عسکرى (علیه السلام) :

 «للشَّجاعَهِ مِقدارا، فإن زادَ علَیهِ فهُو تَهَوُّرٌ؛ شجاعت اندازه اى دارد که اگر از آن فراتر رود بى باکى است .» ( بحارالانوار ج۳ ص ۳۷۷ح ۷۸)