شبهه تغییر قبله در دین اسلام

شبهه

برخی شبهه می کنند با وجود اینکه  پیامبر اسلام خود را وفادار به آئین پیامبران بزرگ خدا مخصوصاً ابراهیم علیه السلام می داند در حالی که تمام پیامبرانی که از دودمان اسحاق فرزند ابراهیم بودند بیت المقدس را محترم می شمردند و به سوی آن نماز می خواندند ولی پیامبر اسلام(ص)از آن قبله روی گردانده و کعبه را قبله گاه خود انتخاب کرده است. و این تغییر رویه پیامبر اسلام بی اعتنایی آن حضرت به پیامبران گذشته می باشد.

پاسخ شبهه

این شبهه، شبهه یهودیان است که در همان زمان از سوی آنان طرح شده و امروز هم برخی به آن دامن می زنند. از این روی خداوند متعال خود در بیان پاسخ این شبهه یهودیان آیاتی نازل فرموده و می فرماید: «اِنَّ أَوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِى بِبَکَّهَ مُبَارَکاً وَ هُدًى لِّلْعَالَمِینَ؛ نخستین خانه‏ اى که براى مردم (و نیایش خداوند) قرار داده شد، همان است که در سرزمین مکّه است، که پر برکت، و مایه هدایت جهانیان است»[۱]

فِیهِ ءَایاتُ  بَینَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِیمَ  وَ مَن دَخَلَهُ کاَنَ ءَامِنًا  وَ لِلَّهِ عَلىَ النَّاسِ حِجُّ الْبَیتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیهِ سَبِیلًا  وَ مَن کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنىِ‏ٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ؛ در آن، نشانه‏ هاى روشن، (از جمله) مقام ابراهیم است و هر کس داخل آن [خانه خدا] شود در امان خواهد بود، و براى خدا بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند، آنها که توانایى رفتن به سوى آن دارند. و هر کس کفر ورزد (و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده)، خداوند از همه جهانیان، بى‏ نیاز است»[۲].

در آیه فوق قرآن مى ‏گوید اگر کعبه بعنوان قبله مسلمانان انتخاب شده است، جاى تعجب نیست، زیرا این نخستین خانه توحید است، و باسابقه‏ ترین معبدى است که در روى زمین وجود دارد، هیچ مرکزى پیش از آن مرکز نیایش و پرستش پروردگار نبوده، خانه ‏اى است که براى مردم و به سود جامعه بشریت در نقطه ‏اى که مرکز اجتماع و محلى پربرکت است ساخته شده است.

تاریخ و منابع اسلامى هم به ما مى‏ گوید که خانه کعبه بدست آدم علیه السلام ساخته شد و سپس در طوفان نوح آسیب دید و به وسیله ابراهیم خلیل تجدید بنا شد بنا بر این انتخاب پرسابقه‏ ترین خانه توحید براى قبله از هر نقطه دیگرى شایسته‏ تر است.

ضمنا از این آیه اهمیت سابقه داشتن در مسیرهاى الهى، روشن مى‏ شود، و لذا در آیه فوق نخستین فضیلتى که براى خانه کعبه ذکر شده همان سابقه ممتد و طولانى آن است و از اینجا پاسخ ایرادى که در مورد احترام«حجر الاسود» مى‏ شود نیز روشن مى‏ گردد، زیرا عده ‏اى مى‏ گویند یک قطعه سنگ چه ارزش و اهمیتى دارد که همه سال میلیونها مردم براى استلام آن (دست گذاشتن بر آن) بر یکدیگر پیشى گیرند و بعنوان یک مستحبّ مؤکد در برنامه زائران خانه خدا گنجانیده شود؟

ولى توجه به تاریخچه این سنگ مخصوص نشان مى ‏دهد که امتیازى در آن است که در هیچ سنگ دیگرى در جهان نمی توان پیدا کرد و آن این که پرسابقه ترین چیزى است که بعنوان مصالح ساختمان، در یک مرکز عبادت و پرستش خداوند، بکار رفته، زیرا مى‏ دانیم تمام معابد روى زمین و حتى کعبه که نخستین پرستشگاه است بارها تجدید بنا شده و مصالحى که در ساختمان آنها بکار رفته، تغییر یافته است تنها همین قطعه سنگ است که با مرور هزاران سال هنوز بعنوان مصالح ثابت در این معبد پر سابقه پا بر جا مانده است، بنا بر این اهمیت آن در واقع همان سابقه داشتن در مسیر خدا و خدمت به مردم است.

بعلاوه این سنگ تاریخ خاموشى از نسل هاى فراوان مؤمنان در قرون و اعصار مختلف است، این سنگ زنده کننده خاطره استلام انبیاى بزرگ و بندگان خاص خدا است که در کنار آن به نیایش پروردگار برخاستند.

موضوع دیگرى که توجه به آن در اینجا لازم است این است که آیه فوق مى ‏گوید:

این نخستین خانه‏ اى بوده است که براى مردم ساخته شده است، روشن است که منظور «نخستین خانه عبادت و پرستش» است، بنا بر این هیچ مانعى ندارد که قبل از آن خانه ‏هاى مسکونى دیگر در روى زمین وجود داشته است.

امتیازات خانه کعبه:

در این دو آیه براى کعبه علاوه بر امتیاز «نخستین پرستشگاه بودن» چهار امتیاز دیگر ذکر شده است

مبارکا

« مبارک» به معنى پر برکت و پر فایده است، و کعبه از این جهت مبارک است که هم از نظر معنوى و هم از نظر مادى در یکى از پربرکت ‏ترین سرزمین هاى جهان است، برکات معنوى این سرزمین و جذبه‏ هاى الهى و تحرک و جنبش و وحدتى که در پرتو آن مخصوصا در مراسم حج به وجود مى ‏آید بر هیچکس پوشیده نیست، و اگر تنها به جنبه ‏هاى صورى مراسم حج اکتفاء نشود و روح و فلسفه آن زنده گردد آن گاه برکت واقعى آن آشکارتر خواهد بود.

هُدىً لِلْعالَمِینَ‏

کعبه مایه هدایت جهانیان است و مردم از نقاط دور و نزدیک، صفحات خشکى و دریا را زیر پا می گذارند و به این عبادتگاه بزرگ جلب مى‏ شوند و در مراسم با شکوه حج که از زمان ابراهیم هم چنان رائج بوده شرکت مى ‏کنند، حتى عرب جاهلى نیز کعبه را گرامى مى‏ داشت، و مراسم حج را به عنوان اینکه آئین ابراهیم است با اینکه با خرافات آمیخته شده بود انجام مى‏ داد، و در پرتو همان مراسم ناقص خود تا حدود زیادى از کارهاى نادرست خود موقتا دست برمیداشت و به این ترتیب همگان حتى بت‏پرستان از هدایت این خانه بزرگ بهره ‏مند مى ‏شدند، جاذبه معنوى این سرزمین و این خانه مقدس چنان است که همه را بى اختیار تحت تاثیر خود قرار مى‏ دهد.

فِیهِ آیاتٌ بَیناتٌ مَقامُ إِبْراهِیمَ‏

در این خانه نشانه ‏هاى روشنى از خدا پرستى و توحید و معنویت به چشم مى‏ خورد، و دوام و بقاى آن در طول تاریخ در برابر دشمنان نیرومندى که قصد نابود ساختن آن را داشتند یکى از این نشانه‏ ها است، آثارى که از پیامبر بزرگى هم چون ابراهیم (ع) در کنار آن باقى مانده است؛ مانند زمزم، صفا، مروه، رکن[۳]  حطیم[۴]  حجر الاسود، حجر اسماعیل[۵]  که هر کدام تاریخ مجسمى از قرون و اعصار گذشته است و روشنگر خاطره ‏هاى عظیم و جاویدان مى‏ باشد، از دیگر نشانه‏ ها است.

از میان این نشانه ‏هاى روشن، مقام ابراهیم به خصوص ذکر شده، زیرا محلى است که در آن ابراهیم ایستاد، به خاطر بناى کعبه، و یا به خاطر انجام مراسم حج و یا براى دعوت عمومى مردم براى انجام این مراسم بزرگ، و در هر حال از مهمترین آیات مزبور است و خاطرات بى ‏نظیرى از فداکاری ها، اخلاص ها، و اجتماع ها را زنده مى ‏کند.

وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً

ابراهیم (ع) بعد از بناى خانه کعبه امنیت شهر مکه را از خداوند درخواست نمود و گفت: «رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً[۶] ؛ خداوندا این سرزمین را سرزمین امن و امانى قرار بده» خدا دعاى ابراهیم را اجابت کرد و آن را یک مرکز امن قرار داد که هم مایه آرامش روح و امنیت اجتماع مردمى است که به آن‏ مى‏آیند و از آن الهام مى‏ گیرند و هم از نظر قوانین مذهبى، امنیت آن آن­چنان محترم شمرده شده که هر گونه جنگ و مبارزه در آن ممنوع است.

مخصوصا در اسلام «کعبه» بعنوان یک مأمن و پناهگاه شناخته شده، و حتى حیوانات این سرزمین از هر نظر باید در امنیت باشند و کسى مزاحم آنها نشود، افراد انسانى که به آن پناه مى‏ برند نیز در امان هستند حتى اگر قاتل و جانى باشند نمى‏ توان متعرض آنها شد، ولى براى این که این احترام خاص خانه کعبه مورد سوء استفاده قرار نگیرد، و حق مظلومان پایمال نگردد اگر افراد جنایت‏کار و مجرمى به آن پناهنده شوند دستور داده شده آنها را از نظر آب و غذا در مضیقه قرار دهند، تا مجبور گردند آنجا را ترک گویند، و آنها را به کیفر برسانند.

«وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیهِ سَبِیلًا» در این جمله دستور انجام حج به همه مردم داده شده است و از آن تعبیر به یک بدهى و دین الهى شده است که بر ذمه عموم مردم مى‏ باشد زیرا فرموده است «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ» یعنی براى خدا بر مردم است.

البته از نهج البلاغه (خطبه قاصعه) و بعضى از روایات بخوبى استفاده مى شود که فریضه حج از زمان آدم  علیه السلام  تشریع شده بود، ولى رسمیت یافتن آن بیشتر مربوط به زمان حضرت ابراهیم  علیه السلام است.[۷]

 از مطالبی که بیان شد قدمت کعبه برای عبادت بیشتر از مسجد الاقصی می باشد و محل عبادت پیامبران گذشته از حضرت آدم (ع) تا حضرت ابراهیم و فرزندان آن حضرت بوده است و تنها در زمان پیامبران بنی اسرائیل مسجد الاقصی عبادتگاه پیامبران بوده است و دین اسلام با حفظ مقدس شمردن مسجد الاقصی و احترام گذاشتن به آن، کعبه را قبله مسلمانان قرار داده است و لازمه تغییر قبله نفی مسجد الاقصی و پیامبران بنی اسرائیل نمی باشد بلکه مسجد الاقصی و اطراف آن نیز از طرف خداوند متعال مبارک قرار داده شده و احترام آن بر همه مسلمانان واجب می باشد. در قرآن کریم در باره آن می فرماید: «سُبْحانَ الَّذی أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَیلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیهُ مِنْ آیاتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ»[۸]؛ پاک و منزّه است خدائى که بنده ‏اش را شبى از مسجد الحرام به مسجد اقصى که گرداگردش را پربرکت ساختیم تا آیات خود را به او نشان دهیم او شنوا و بیناست.

پی نوشت ها:

[۱] . آل عمران، ۹۶٫

[۲] .آل عمران، ۹۷٫

[۳] . هر یک از جوانب چهارگانه کعبه را رکن مى‏نامند

[۴] . «حطیم» به فاصله میان حجر الاسود و درب خانه کعبه گفته مى‏شود به این جهت به آن حطیم مى‏گویند که ازدحام در آنجا بسیار شدید است و محل توبه آدم بوده است.

[۵] . «حجر اسماعیل» محل خاصى است که به صورت یک قوس در ضلع شمال غربى کعبه ساخته شده.

[۶] . ابراهیم/۳۵٫

[۷] رک: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه،ج۳ص۱۰-۱۷٫

[۸] . الاسراء، ۱٫