شباهتهای-وهابیت-و-کمونیسم

شباهت­های وهابیت و کمونیسم

شاید در ابتدا بعید به نظر برسد که چگونه ممکن بین دو مکتب  که یکی(یعنی وهابیت) مدعی توحید ناب و خود را پیروی پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم و پایبند به قرآن و اصول و مبانی اسلامی می­دانند با مکتب دیگر(یعنی کمونیست) که هیچ اعتقادی به دین و معنویت ندارد، رابطه و علقه­ای پیدا نمود! مگر چنین چیزی ممکن است؟ اما متأسفانه واقعیت غیر از آن چیزی است که ما در بدوی امر فکر می­کنیم. فرقه وهابیت که به نام دین نزدیک به سیصد سال است که بر سرنوشت عده­ای زیادی از مسلمان­ها حاکم گردیده و به ناحق بر سرزمین وحی جولان می­دهند و دو مرکز معنوی اسلام یعنی مکه و مدینه را غاصبانه در اختیار گرفته­اند، بیشترین همسوی را با مکتب مادی کمونیسم دارد تا اسلام!!

دکتر عصام العماد که خود در ابتدا وهابی بوده و از تفکر وهابیت دفاع می­نموده است، این رابطه را به خوبی درک نموده و می­گوید: کسانی که غرب زده شده­اند خود به خود وهابی می­شوند زیرا اساس مکتب کمونیست، مکتب غرب گرا و آمریکایی، کم رنگ کردن مسائل غیبی است و این نقطه اشتراک این مکاتب با وهابیت است. وی گفت: من دوستی داشتم که کمونیست بود و بعد وهابی شد و پس از مدتی نیز به مکتب شیعه درآمد وقتی از آن پرسیدم چرا بعد از کمونیست وهابی شده ای گفت زیرا نزدیک ترین مکتب به کمونیست وهابیت است.[۱]

آنچه گفته شد صرف ادعا نیست بلکه این همسوی و تشابه دلایل و شواهد زیادی دارد که برخی از آنها به طور نمونه اشاره می­گردد:

  1. معنویت زدایی در هر دو مکتب(وهابیت و کمونیسم) به صورت بسیار جدی، ­بی­أمان و پی­گیر وجود دارد و می­توان گفت که این مسأله از راهبردها و از اصول اساسی و بنیادی آن دو محسوب می­گردد، به گونه­ای که در هیچ شرایط و وضعیتی از آن کوتاه نمی­آیند و لو تبعات بسیار خطرناکی برای آنها داشته باشد. کمونیست­ها در حدود هفتاد سال با معنویت مبارزه نمودند، مساجد را ویران و یا به انبار و مرکز تجاری تبدیل نمودند، علمای اسلامی را کشتند و یا زندانی نمودند که به هیچ وجه از این رفتارشان کوتاه نمی­آمدند.

یکی از کارشناسان در این باره گفته است:« … روحانیون را دسته دسته به کام مرگ فرستاد و کلیساها ومساجد را تعطیل کرد وگاه به ورزشگاه وموزه وانبار غله تبدیل کرد. تعداد ۱۲۰۰۰ هزار مسجد دایری که در قلمرو شوروی وجود داشت به یکباره به دو هزار مسجد کاهش یافت »[۲] دقیقا همین شیوه رفتاری را ما از وهابی­ها می­بینیم، البته شدیدتر و بی ملاحظه­تر، امروز ما شاهد انفجار مساجد مسلمانان در اقصی نقاط جهان می­باشیم که مزدوران وهابیت مساجد که مومنین برای عبدیت و بندگی در آنجا حاضرشده تا با خدا و خالق خویش ارتباط برقرار نمایند، اما به یکباره توسط لشکر جهل به خاک و خون کشیده می­شود، تا کنون صدها مسجد و مومنین داخل در آنها در کشورهای اسلامی مانند پاکستان، افغانستان، عراق، کویت، عربستان و… به این وضعیت از بین رفته است و جهان شاهد بدترین خشونت­ها از سوی وهابیت علیه مسلمانان بوده­اند،

قابل توجه اینکه همانگونه که کمونیستها از رفتار معنویت ستیزی شان تا زمان فروپاشی فرو گزار نبودند و کوتاه نیامدند، وهابیت نیز در عین محکومیت جهانی، نه تنها از عملکردشان دست بر نمی­دارند بلکه روز به روز به شدت و حدت آن افزوده­اند که نمونه زنده آن در این روزها کشتار بی­رحمانه حجاج بیت الله الحرام در منا است که در روز عید قربان هزاران حاجی در حال احرام را اینها با لب تشنه به شهادت رسانند.

  1. تشابه بارز دیگری را که می­توان بین این دو مکتب انحرافی به ضوح ملاحظه نمود، ستیز با آثار اولیای الهی و بزرگان دین است، کمونیست­ها وقتی بر کشورهای اسلامی تسلط پیدا نمودند یکی از راهبردهای آنان مبارزه و جلوگیری مسلمانان از حضور به آثار و نمادهای دینی و معنوی در آن مناطق بوده­اند و تا توانستند در این مدت هفتاد ساله در محو و تغییر کاربری این گونه آثار و نمادها تلاش نمودند.

دقیقاً همین روش را ما در وهابیت می­بینیم آنان در نابودی و محو آثار انبیاء و اولیاء علیهم السلام چنان مصصم و برگشت ناپذیر اند که گویا از نگاه آنان دین جز تخریب و ستیز با آثار اولیای الهی نیست، وهابى‏ها در سال ۱۳۴۲ ه. ق به شهر مدینه حمله نمودند و بعد از کشتن مسلمین این شهر، وارد مدینه شده، تمام قبه‏هاى پاک امامان معصوم (علیهم السلام) و خاندان رسول الله (ص) را به کمک استعمارگران غربى و کینه توزان، منهدم کرده، قبرها را با خاک یکسان نمودند.

آنان حتى زمین قبرستان را که از سنگ، فرش شده بود، زیر و رو نموده، آن را به سنگ‏پاره و خاک و غبار تبدیل نمودند. تمام جواهرات و لؤلؤ و فرش‏هاى گران‏قیمت را که در ضریح‏هاى مقدس بود به سرقت و یغما بردند و به اموال آل‏سعود ضمیمه کردند؟[۳]

لازم به یادآورى است که وهابیت تخریب قبر پیامبر (ص) را نیز در سر داشته‏اند و تنها از ترس مسلمانان چنین نکرده‏اند.[۴]

البته شباهت­های دیگری نیز بین این دو مکتب انحرافی وجود که به دلیل اختصار به همین دو مورد این نوشته اکتفا می­شود.

[۱] . http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4892/5319/49914/

[۲] . منوچهر دین پرست، ماهنامه فرهنگ اسلامی – خرداد ۱۳۹۴ – شماره مسلسل ۲۳

[۳] ( ۱). تاریخ المملکه السعودیه، ج ۲، صص ۳۸۱- ۳۸۲.

[۴] . تحذیر المساجد، ص ۶۸؛ محمد ناصر الدین الألبانی (۱۴۲۰هـ)، المکتب الإسلامی – بیروت