شان نزول سوره هل اتی

سوال:

مي گويند: رافضيان آيه: وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً سوره انسان آیه 8 و طعام را با دوستى آن- با آنكه خود به آن مايل‏تر و نيازمندترند- به بينوا و يتيم و اسير مى‏خورانند.

را به على رضى الله عنه تاويل مى كنند، و اين تاويل نزد ما مورد قبول نيست زيرا شمول و ظهور آيه، هر كس كه اطعام طعام كند مى گيرد.

پاسخ:

احاديث وارده در شان نزول اين سوره و راويان آن

واحدی در کتاب تفسیری خود می نویسد:

قال ابن عباس في رواية عطاء: وذلك أن عليًا رضي الله عنه أجر نفسه يسقي نخلًا بشيء من شعير ليلة حتى أصبح، فلما أصبح وقبض الشعير طحن ثلاثة، فجعلوا منه شيئًا ليأكلوه، يقال له: الخَزيرَة، فلما تم نضاجه ( أتى مسكين، فأخرجوا إليه الطعام، ثم عملا الثلث الثاني، فلما تم نضاجه أتى يتيم، (فسأل، فأطعموه)، (فأخرجوا له الطعام)، ثم عملا الثلث الباقي، فلما تم نضاجه أتى أسير من المشركين، فسأله, فأطعموه، وطووا يومهم ذلك

عطاء مى گويد: از ابن عبّاس روايت شده كه يك شب على بن ابى طالب عليهما السلام براى آبيارى نخل ها در عوض مقدارى جو، اجير شد. وقتى كه صبح شد و جو را دريافت كرد يك سوم آن را آرد كرد و از آن، غذاى حريره1 درست كردند، هنگامى كه پخت آن تمام شد، بينوايى آمد و غذا را به او دادند. يك سوم ديگر از آن را درست كردند، هنگامى كه پخت آن تمام شد، يتيمى آمد و از ايشان درخواست نمود و غذا را به او دادند. آن گاه با يك سوم باقى مانده آرد غذا درست كردند، هنگامى كه پخت آن تمام شد، اسيرى مشرك آمد و از آنان درخواست كمك نمود. آن ها، آن غذا را به او دادند و آن روز را با گرسنگى سپرى كردند.[1]

سوره هل اتی و شان نزول آن

حاکم حکسانی در کتاب شواهد التنزیل خود می نویسد:

1056 – أخبرني أبو نعيم أحمد بن عبد الله الاصبهاني كتابة أخبرنا سليمان بن أحمد الطبراني (قال:) حدثنا بكر بن سهل الدمياطي أخبرنا عبد الغني بن سعيد، عن موسى بن عبد الرحمان، عن ابن جريج، عن عطاء: عن ابن عباس في قوله تعالى: (ويطعمون الطعام على حبه) قال: وذلك إن علي بن أبي طالب اجر نفسه ليسقي نخلا بشئ من شعير ليلة حتى أصبح، فلما أصبح وقبض الشعير طحن ثلثه فجعلوا منه شيئا ليأكلوه يقال له الحريرة، فلما تم انضاجه أتى مسكين فأخرجوا إليه الطعام، ثم عملا الثلث الباقي فلما تم إنضاجه أتى يتيم فسأل فأطعموه ثم عملا الثلث الباقي فلا من تم إنضاجه أتى أسير من المشركين فسأل فأطعموه وطووا يومهم ذلك.[2]

سليمان بن احمد طبرانى، از بكر بن سهل دمياطى، از عبدالغنى بن سعيد، از موسى بن عبدالرحمان، از ابن جريح، از عطاء نقل مى كند كه ابن عبّاس درباره آيه (وَيُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ…)گفت: شبى على بن ابى طالب عليهما السلام براى آبيارى نخل ها در عوض مقدارى جو اجير شد تا اين كه صبح فرارسيد و جو را دريافت كرد، يك سوم جو را آرد كرد و از آن غذايى به نام حريره درست كردند. هنگامى كه پخت آن تمام شد، بينوايى آمد و غذا را به او دادند. آن ها با يك سوم ديگر غذا درست كردند، هنگامى كه پخت آن تمام شد، يتيمى آمد و درخواست كمك نمود و آن ها، غذا را به او دادند. آن گاه با يك سوم باقى مانده غذا درست كردند، هنگامى كه پخت آن تمام شد، اسيرى مشرك آمد و از آنان درخواست كمك نمود، آن ها به او غذا دادند و آن روز را گرسنه سپرى كردند.

اهل بیت علیهم السلام و آیه اعطاء

و در روایتی دیگر دیگر حاکم در کتاب شواهد التنزیل می نویسد:

1053 – حدثني محمد بن أحمد بن علي الهمداني حدثنا جعفر بن محمد العلوي حدثنا محمد، عن محمد بن عبد الله بن عبيد الله (بن أبي رافع) عن الكلبي عن أبي صالح: عن ابن عباس في قوله تعالى: (ويطعمون الطعام على حبه (قال:) انزلت في علي وفاطمة، أصبحا وعندهم ثلاثة أرغفة، فأطعموا مسكينا ويتيما واسيرا، فباتوا جياعا فنزلت فيهم هذه الاية.[3]

محمّد بن احمد بن على همدانى، از جعفر بن محمّد علوى، از محمّد، از محمّد بن عبدالله بن عبيدالله، از كلبى، از ابوصالح روايت كرده است كه ابن عبّاس درباره آيه (وَيُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ…)گفت: اين آيه درباره على و فاطمه عليهما السلام نازل شده است. آنان در حالى صبح كردند كه سه گرده نان داشتند، اما همه آن ها را به مسكين، يتيم و اسير دادند و خود با گرسنگى شب را به صبح رساندند، از همين رو اين آيه در شأن آن ها نازل شد.

سوره انسان و اهل بیت

ابن جوزی در کتاب تذکر الخواص می نویسد:

أنبأنا أبو المجد محمد بن أبي المكارم القزويني بدمشق سنة اثنتين وعشرين وستمائة قال أنبأنا أبو منصور محمد بن اسعد بن محمد العطاري أنبأنا الحسين بن مسعودالبغوي أنبأنا احمد بن ابراهيم الخوارزمي أنبأنا أبو اسحاق احمد بن محمد بن ابراهيم الثعلبي أنبأنا عبد اللّه بن حامد أنبأنا أبو محمد احمد بن عبد اللّه المزني حدثنا محمد بن احمد بن سهيل الباهلي حدثنا عبد الرحمان بن محمد بن هلال حدثني القاسم بن يحيى عن أبي علي العزي عن محمد بن السايب عن أبي صالح عن ابن عباس.[4]

ابوالمجد محمّد بن ابى المكارم قزوينى ـ در سال 642 در دمشق ـ گفت: ابومنصور محمّد بن اسعد بن محمّد عطارى، از قول حسين بن مسعود بغوى براى ما نقل كرد…

اهل بیت علیهم السلام و آیه اطعام

ابن مغازلی در کتاب مناقب علی بن ابی طالب صلوات الله علیه می نویسد:

320- أخبرنا أبو طاهر محمّد بن عليّ بن محمّد البيّع، أخبرنا أبو عبد اللّه أحمد بن محمّد بن عبد اللّه بن خالد الكاتب، حدّثنا أحمد بن جعفر ابن محمّد بن سلم الختّليّ، حدّثني عمر بن أحمد، قال: قرأت على أمّي فاطمة بنت محمّد بن شعيب بن أبي مدين الزيّات قالت: سمعت أباك أحمد بن روح يقول: حدّثني موسى بن بهلول، حدّثنا محمّد بن مروان، عن ليث بن أبي سليم، عن طاووس في هذه الآية: ويُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً ويَتِيماً وأَسِيراً الآية نزلت في عليّ بن أبي طالب، وذلك أنّهم صاموا وفاطمة وخادمتهم، فلمّا كان عند الإفطار، وكانت عندهم ثلاثة أرغفة قال: فجلسوا ليأكلوا فأتاهم سائل فقال: أطعموني فإنّي مسكين! فقام عليّ (عليه السّلام) فأعطاه رغيفه، ثمّ جاء سائل فقال: أطعموا اليتيم! فأعطته فاطمة الرّغيف، ثمّ جاء سائل فقال: أطعموا الأسير! فقامت الخادمة فأعطته الرّغيف، وباتوا ليلتهم طاوين، فشكر اللّه لهم فأنزل فيهم هذه الآيات[5]

ابوطاهر محمّد بن على بن محمّد البيّع، از ابوعبدالله احمد بن محمّد بن عبدالله بن خالد كاتب، از احمد بن جعفر بن محمّد بن سلم ختلّى، از عمر بن احمد نقل كرد كه براى مادرم فاطمه بنت محمّد بن شعيب بن ابى مدين زيّات روايتى خواندم. مادرم گفت: شنيدم كه پدرت احمد بن روح مى گفت: موسيس بن بهلول، از محمّد بن مروان، از ليث بن ابوسليم، از طاووس درباره آيه (وَيُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ…) براى ما چنين نقل كرد: اين آيه در شأن على بن ابى طالب عليهما السلام نازل شده است، زيرا آن ها به همراه فاطمه عليها السلام و كنيزشان روزه گرفتند، هنگامى كه وقت افطار فرارسيد، سه قرص نان داشتند، براى افطار نشستند، ناگاه سائلى آمد و گفت: من مسكينم به من غذا بدهيد! على عليه السلام بلند شد و يك قرص نانش را به او بخشيد. سپس سائل ديگرى آمد و گفت: به من يتيم غذا بدهيد! فاطمه عليها السلام يك قرص نان به او داد. آن گاه سائل ديگرى آمد و گفت: به من اسير غذا بدهيد! خدمتكارشان بلند شد و يك قرص نان به او داد. آن ها شب را گرسنه سپرى كردند و از همين رو خداوند از آن ها سپاس گزارى كرد و اين آيات را درباره آن ها نازل فرمود.

سوره هل اتی و اهل بیت

نمونه هايى از سخنان علماء درباره حديث نزول سوره دهر

از اين گذشته، بسيارى از علما تصريح دارند كه اين حديث مشهور است و روايت آن را به عموم مفسران نسبت داده اند:

قرطبی در کتاب الجامع لاحکام القرآن خود می نویسد:

فَنَزَلَتْ: وَيُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً ذَكَرَهُ الثَّعْلَبِيُّ. وَقَالَ أَهْلُ التَّفْسِيرِ: نَزَلَتْ فِي عَلِيٍّ وَفَاطِمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا وَجَارِيَةٍ لَهُمَا اسْمُهَا فِضَّةُ. قُلْتُ: وَالصَّحِيحُ أَنَّهَا نَزَلَتْ فِي جَمِيعِ الْأَبْرَارِ، وَمَنْ فَعَلَ فِعْلًا حَسَنًا، فَهِيَ عَامَّةٌ.[6]

مفسران گفته اند: اين آيه درباره على، فاطمه عليهما السلام و كنيزشان به نام فضه نازل شده است.

شان نزول سوره هل اتی

آلوسی متعصب در کتاب تفسیر خود روح المعانی می نویسد:

وأخرج ابن مردويه عن ابن عباس أنه قال في قوله سبحانه وَيُطْعِمُونَ إلخ نزلت في علي كرم الله تعالى وجهه وفاطمة بنت رسول الله صلّى الله عليه وسلم وعليهم وسلم ولم يذكر القصة والخبر مشهور بين الناس وذكره الواحدي في كتاب البسيط[7]

آلوسى مى گويد: «اين خبر مشهور است».

اهل سنت و سوره دهر

نسفي در کتاب تفسیری خود این چنین می آورد:

{وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُواْ} بصبرهم على الإيثار نزلت في علي وفاطمة وفضة جارية لهما لما مرض الحسن والحسين رضي الله عنهما نذروا صوم ثلاثة أيام فاستقرض علي رضي الله عنه من يهودي ثلاثة أصوع من الشعير فطحنت فاطمة رضي الله تعالى عنها كل يوم صاعا وخبزت فآثروا بذلك ثلاث عشايا على أنفسهم مسكيناً ويتيماً وأسيراً ولم يذوقوا إلا الماء وفي وقت الإفطار {جَنَّةً} بستاناً فيه مأكل هنيء {وَحَرِيراً} ملبساً بهياً [8]

(وَلَقّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا * وَجَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَحَريرًا) سوره انسان آیه12 نيز درباره على، فاطمه عليهما السلام و خدمتكارشان فضّه نازل شده است. هنگامى كه حسن و حسين عليهما السلام بيمار شدند، آن ها سه روز روزه نذر كردند، على عليه السلام از فردى يهودى سه صاع جو قرض كرد، فاطمه عليها السلام روزى يك صاع از آن را آرد مى كرد و نان مى پخت، اما در هر سه شب مسكين، يتيم و اسيرى را بر خود ترجيح مى دادند و هنگام افطار فقط آب مى نوشيدند.

هل اتی و اهل بیت علیهم السلام

مأمون عباسى و احتجاج به سوره دهر

ابن عبدربه قرطبى مالكى متوفاى 328 هجرى روايتى طولانى را پيرامون احتجاج مأمون عبّاسى عليه چهل فقيه در مسأله برترىِ على عليه السلام بر ديگران نقل كرده است. از جمله احتجاجات مأمون مى توان به احتجاج وى به نزول سوره دهر درباره امير مؤمنان على عليه السلام اشاره كرد.

…قال: يا إسحاق، هل تقرأ القرآن؟ قلت: نعم، قال: اقرأ عليّ هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً فقرأت منها حتى بلغت: يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً إلى قوله: وَيُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً قال: على رسلك؛ فيمن أنزلت هذه الآيات؟ قلت: في عليّ. قال: فهل بلغك أن عليا حين أطعم المسكين واليتيم والأسير. قال إنما نطعمكم لوجه الله؟ وهل سمعت الله وصف في كتابه أحدا بمثل ما وصف به عليا؟ قلت: لا. قال: صدقت! لأن الله جل ثناؤه عرف سيرته. يا إسحاق، ألست تشهد أن العشرة في الجنة؟ قلت: بلى يا أمير المؤمنين. قال: أرأيت لو أنّ رجلا قال: والله ما أدري هذا الحديث صحيح أم لا، ولا أدري إن كان رسول الله قاله أم لم يقله: أكان عندك كافرا؟[9]

راوى خبر اسحاق مى گويد: مأمون به من خطاب كرد و گفت: اى اسحاق! آيا قرآن مى خوانى؟ گفتم: آرى. گفت: اين سوره را براى من بخوان: (هَلْ أَتى عَلَى الاِْنْسانِ حينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئًا مَذْكُورًا); آيا زمانى طولانى بر انسان نگذشت كه چيز قابل ذكرى نبود؟! من آن را خواندم تا به اين آيه رسيدم: (يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْس كانَ مِزاجُها كافُورًا… وَيُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكينًا وَيَتيمًا وَأَسيرًا). مأمون گفت: درنگ كن! اين آيات درباره چه كسى نازل شده است؟ گفتم: درباره على عليه السلام. گفت: آيا به تو گزارش شده است كه على عليه السلام هنگام اطعام مسكين، يتيم و اسير گفت: «تنها به خاطر خدا به شما غذا مى دهيم» آيا تا كنون شنيده اى خداوند در كتاب خود كسى را همانند على عليه السلام توصيف كرده باشد؟ گفتم: نه. گفت: درست گفتى; زيرا خداوند از سيره على عليه السلام آگاه بود. اى اسحاق! آيا شهادت نمى دهى كه آن ده نفر اهل بهشت هستند؟ گفتم: بله اى امير مؤمنان! مأمون گفت: نظر تو چيست؟ اگر كسى بگويد: به خدا سوگند، نمى دانم اين حديث صحيح است يا نه و نمى دانم كه آيا رسول خدا صلى الله عليه وآله آن را گفته يا نه؟ اگر كسى چنين بگويد، آيا از نظر تو كافر است؟ گفتم: به خدا پناه مى برم. مأمون گفت: نظر تو چيست اگر كسى بگويد: نمى دانم اين سوره از قرآن است يا نه؟ آيا او كافر است؟ گفتم: آرى. مأمون گفت: اى اسحاق! به نظر من ميان آن دو (قرآن و حديث نبوى مذكور) تفاوت وجود دارد.

[1] . التَّفْسِيرُ البَسِيْط ج23 ص31 المؤلف: أبو الحسن علي بن أحمد بن محمد بن علي الواحدي، النيسابوري، الشافعي (المتوفى: 468هـ)، المحقق: أصل تحقيقه في (15) رسالة دكتوراة بجامعة الإمام محمد بن سعود، ثم قامت لجنة علمية من الجامعة بسبكه وتنسيقه، الناشر: عمادة البحث العلمي – جامعة الإمام محمد بن سعود الإسلامية.، الطبعة: الأولى، 1430 هـ، عدد الأجزاء: 25 (24 وجزء للفهارس)

[2] . شواهد التنزیل ج2 ص405 نویسنده: حسکانی، عبید الله بن عبد الله محقق: محمودی، محمد باقر ناشر: التابعه لوزاره الثقافه و الارشاد الاسلامی، مجمع احیاء الثقافه الاسلامیه.

[3] . شواهد التنزیل ج2 ص403 نویسنده: حسکانی، عبید الله بن عبد الله محقق: محمودی، محمد باقر ناشر: التابعه لوزاره الثقافه و الارشاد الاسلامی، مجمع احیاء الثقافه الاسلامیه.

[4] . تذکره الخواص ج1 ص313.

[5] . مناقب علی بن ابی طالب صلوات الله علیه ج1 ص343

[6] . الجامع لأحكام القرآن ج19 ص130 المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد بن أبي بكر بن فرح الأنصاري الخزرجي شمس الدين القرطبي (المتوفى: 671هـ)، تحقيق: أحمد البردوني وإبراهيم أطفيش، الناشر: دار الكتب المصرية – القاهرة، الطبعة: الثانية، 1384هـ – 1964 م، عدد الأجزاء: 20 جزءا (في 10 مجلدات)

[7] . روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني ج15 ص174 المؤلف: شهاب الدين محمود بن عبد الله الحسيني الألوسي (المتوفى: 1270هـ)، المحقق: علي عبد الباري عطية، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، 1415 هـ، عدد الأجزاء: 16 (15 ومجلد فهارس)

[8] . تفسير النسفي (مدارك التنزيل وحقائق التأويل) ج3 ص578 المؤلف: أبو البركات عبد الله بن أحمد بن محمود حافظ الدين النسفي (المتوفى: 710هـ)، حققه وخرج أحاديثه: يوسف علي بديوي، راجعه وقدم له: محيي الدين ديب مستو، الناشر: دار الكلم الطيب، بيروت، الطبعة: الأولى، 1419 هـ – 1998 م، عدد الأجزاء: 3 .

[9] . العقد الفريد ج5 ص354 المؤلف: أبو عمر، شهاب الدين أحمد بن محمد بن عبد ربه ابن حبيب ابن حدير بن سالم المعروف بابن عبد ربه الأندلسي (المتوفى: 328هـ)، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، 1404 هـ، عدد الأجزاء: 8 .

منبع: سایت سنت