mahdi

سیمای مهدی علیه السلام در احادیث نبی صلی الله علیه و آله

عالمان و محدثان شیعه به استناد روایات خود تردیدی ندارند در این که حضرت مهدی علیه السلام دوازدهمین امام از امامان دوازده گانه است، چه این که ایشان براساس روایات متواتر و صحیح خود سلسله امامان را از امیرالمومنین علیه السلام به عنوان اولین امام شروع می‌کنند و تا حضرت محمد بن الحسن العسکری به عنوان دوازدهمین و آخرین امام ادامه می‌دهند.

سیمای مهدی علیه السلام در احادیث نبی صلی الله علیه و آله

بی گمان، عقیده به مهدویت، یعنی اعتقاد به ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ به عنوان منجی عالم بشر، باوری است اسلامی که بر اساس کتاب و سنت پدید آمده است و مسلمانان عصار گذشته و کنونی بر آن اتفاق نظر دارند.

فراوانی روایات درباره حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ مؤلفان و محدثان مسلمان اعم از شیعه و سنی را بر آن داشته که، علاوه بر درج این روایات، در قدیمی ترین جوامع حدیثی، کتاب های مستقلی را به گزارش و بررسی آنها اختصاص دهند

اسامی برخی از کتاب های اهل تسنن درباره موضوع مهدویت به قرار زیر است:

۱ ـ عقد الدرر فی اخبار الامام المنتظر، نوشته جمال الدین یوسف دمشقی؛

۲ ـ البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان، نوشته ملاعلی متقی هندی؛

۳ ـ العرف الوردی فی اخبار المهدی، نوشته سیوطی؛

۴ ـ مناقب المهدی، نوشته ابی نعیم اصفهانی؛

۵ ـ احادیث المهدی، نوشته ابی بکر ابن خیثمه.

در میان آثار اختصاصی شیعه در موضوع مهدویت می توان به کتاب های زیر اشاره کرد:

۱ ـ کمال الدین وتمام النعمه، نوشته شیخ صدوق؛

۲ ـ الغیبه، نوشته نعمانی؛

۳ ـ الغیبه، نوشته شیخ طوسی؛

۴ ـ الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر، نوشته سید بن طاوس؛

۵ ـ المحجه فیما نزل فی القائم الحجه، نوشته سید هاشم بحرانی.

تواتر احادیث مهدویت

عالمان مسلمان در یک تقسیم بندی کلی احادیث را به دو دسته متواتر و واحد تقسیم می کنند.

حدیث متواتر به حدیثی گفته می شود که تعداد راویان آن در هر طبقه به قدری زیاد باشد که از دید عقلا احتمال جعلی بودن آن حدیث وجود نداشته باشد.

متواتر بودن حدیث نشانه آن است که پیامبر یا یکی از ائمه ـ علیهم السلام ـ مضمون آن را بارها تکرار کرده اند، به طوری که افراد مختلفی در موقعیتهای مختلف آن را شنیده اند و مضمون آن را برای مخاطبان خود نقل کرده اند و آنها نیز به نوبه خود برای افراد نسل بعد نقل کرده اند و این نقلها از نسلی به نسلی و به تعبیر علمای رجال،از طبقه ای به طبقه ای تداوم داشته تا وقتی که این احادیث در جوامع حدیثی مورد اهتمام مسلمانان درج شدند.

تعداد احادیث متواتر در سنت اسلامی محدود است، به طوری که به رغم وجود هزاران حدیث در منابع روایی، شاید تعداد احادیثی که عالمان شیعه و سنی متواتر دانسته اند به صد حدیث نرسد.

از جمله این احادیث، احادیث مهدویت است.

آیه الله لطف الله صافی در کتاب منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر بیش از ۶۰۰ حدیث از منابع شیعه و سنی در مورد حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ نقل کرده است که کمتر موضوعی در اسلام می توان یافت که در آن این حجم عظیم از حدیث نقل شده باشد.

وی در مقدمه کتابش می گوید: «در میان مسائل نقلی که راهی جز نقل (روایات منقول) برای اثبات آنها وجود ندارد موضوعی وجود ندارد که ایمان به آن از ایمان به ظهور مهدی الزامی تر باشد.

حتی شاید ایمان به ظهور مهدی از ایمان به موضوعات دیگر الزامی تر باشد؛ چه بشارتهایی که در مورد ظهور حضرت مهدی نقل شده اند به حد تواتر می رسند، در حالی که روایات راجع به بسیاری از معتقدات مسلمانان و حتی غیر مسلمانان به حد تواتر نمی رسند.

مهمتر آن که با این که درباره برخی از امور اعتقادی تنها یک روایت وجود دارد، با این حال مضمون آن روایت اعتقادی در نزد ایشان جزو مسلمات محسوب می شود. پس مسلمانی که به آنچه رسول خدا ـ صلی اللّه علیه وآله ـ فرمود.

ایمان دارد چگونه می تواند با وجود این همه روایت در ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ تردید کند؟»

علاوه بر عالمان شیعه، تعدادی از عالمان سنی نیز به تواتر احادیث مهدویت تصریح کرده اند.

نام برخی از ایشان به قرار ذیل است:

۱ ـ محمد بن الحسین آبری شافعی (م: ۳۶۳ ق) در کتابش به نام مناقب الشافعی گوید: «اخبار وارده از مصطفی ـ صلی الله علیه (و آله) و سلم ـ متواتر و از راویان بسیار زیادی نقل شده است که مهدی می آید، او از خاندان پیامبر ـ صلی الله علیه (و آله) و سلم است، هفت سال سلطنت می کند و زمین را پر از عدل می کند.»

۲ ـ محمد البرزنجی در کتاب خود الاشاعه لاشراط الساعه چنین می گوید: «معلوم شد که احادیث دال بر وجود مهدی و قیام او در آخر الزمان واین که او از عترت رسول خداـ صلی اللّه علیه وآله ـ از فرزندان فاطمه است به حد تواتر معنوی می رسند و لذا انکار آنها وجهی ندارد.»

۳ ـ شیخ محمد سفارینی در کتاب لوامع الانوار البهیه چنین آورده است: «روایاتی که بر قیام مهدی دلالت دارد چنان زیاد است که به حد تواتر معنوی می رسد، این مطلب در نزد عالمان سنی معروف است تا آنجا که خروج مهدی جزو عقاید ایشان محسوب شده است.»

۴ ـ شیخ صدوق حسن القنوجی در کتاب الازاعه لما کان و ما یکون بین یدی الساعه می گوید: «روایات وارده در مورد مهدی به رغم تفاوتهایی که دارند، بسیار فراوانند و به حد تواتر معنوی می رسند، شکی نیست که مهدی در آخر الزمان قیام خواهد کرد، بدون آن که ماه و سال آن معلوم باشد، چه این که اخبار این باب متواتر است و جمهور است نسل به نسل بر این موضوع اتفاق نظر دارند، جز کسانی که مخالفت آنها اهمیتی ندارد ـ از این رو، وجهی ندارد که در مورد آن فاطمی موعود منتظر تردیدی به خود راه دهیم.»

احادیث مهدویت و احادیث امامان دوازده گانه

در کنار احادیثی که بر ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ در آخر الزمان دلالت دارند، احادیث فراوان دیگری از پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ نقل شده است به این مضمون که بعد از آن حضرت دوازده خلیفه یا امام رهبری امت را بر عهده خواهند گرفت.

این احادیث نیز از نظر محدثان مسلمان، اعم از شیعه و سنی، جزو احادیث متواتر یا صحیح محسوب می شوند.

در اینجا این سؤال مطرح می شود که آیا بین محتوای این دو دسته از احادیث، یعنی احادیث مهدویت و احادیث دوازده امام، نسبتی وجود دارد؟ به عبارت دیگر، آیا حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ یکی از دوازده امام است یا خیر؟ عالمان و محدثان شیعه به استناد روایات خود تردیدی ندارند در این که حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ دوازدهمین امام از امامان دوازده گانه است، چه این که ایشان بر اساس روایات متواتر و صحیح خود سلسله امامان را از امیرالمؤمنین ـ علیه السلام ـ به عنوان اولین امام شروع می کنند و تا حضرت محمد بن الحسن العسکری به عنوان دوازدهمین و آخرین امام ادامه می دهند.

اما عالمان سنی در تطبیق احادیث دوازده امام بر مصادیق با دشواریهای زیادی مواجه شده اند، چه این که ایشان خلفایی را که راشدین می دانند به ابوبکر، عمر و عثمان و حضرت علی ـ علیه السلام ـ منحصر می کنند.

روشن است که تعداد ایشان چهار نفر است و نمی توان ایشان را مصداق احادیث دوازده امام دانست. از سوی دیگر، نمی توانند خلفای اموی یا عباسی را مصادیق داوزده امام بدانند، چه این که تعداد آنها بیش از دوازده تا است، علاوه بر آن سیره این خلفا آن قدر بر خلاف سیره رسول خدا ـ صلی اللّه علیه و آله و سلم ـ بود، که حتی بسیاری از علمای اهل تسنن نتوانستند ایشان را خلفای رسول خدا ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ که در احادیث داوزده امام به آنها اشاره شده، بدانند با این حال، برخی از عالمانی که علاقه خاصی به یزید دارند، می گویند:

مراد از دوازده خلیفه، خلفای اربعه (ابوبکر، عمر، عثمان، و علی ـ علیه السلام ـ) معاویه و یزید و سپس عبدالملک بن مروان و چهار فرزندش و در نهایت عمر بن عبدالعزیز است.

اما نکته جالب اینجاست که عالمان معروف اهل تسنن، به رغم این که در یافتن مصادیق دوازده امام با دشواری مواجه اند، تمایل زیادی دارند که آخرین امام یا یکی از امامان سلسله امامان دوازده گانه را همان حضرت مهدی بدانند.

در واقع، در این خصوص محدثان اهل تسنن بنا به حکم روایاتی که خود نقل کرده اند به عقیده شیعه در خصوص این که امام دوازدهم همان حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ است نزدیک شده اند از جمله شواهد این که عالمان تسنن یکی از امامان یا امام دوازدهم را همان حضرت مهدی می دانند این است که احادیث داوزده امام را در باب یا کتاب مربوط به احادیث مهدویت ذکر کرده اند.

از جمله ایشان می توان به ابوداود، نویسنده یکی از صحاح سته اهل تسنن، اشاره کرد که سه حدیث اولی که در کتاب المهدی نقل می کند راجع به خلفای دوازده گانه بعد از پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ است و پس از ذکر این سه حدیث به سراغ احادیث مهدویت می رود.

یکی از علمای معاصر اهل تسنن به نام عبدالمحسن العباد در اثر خود عقیده اهل السنه و الاثر فی المهدی المنتظر پس از نقل حدیث «خلفای دوازده گانه» از صحیح بخاری و صحیح مسلم به نقل از علمای متقدم سنی چنین می گوید:

«معنای این حدیث بشارت بر وجود دوازده خلیفه درستکار است که حق را برقرار و عدالت را پیشه می کنند، و بی تردید یکی از آنها مهدی خواهد بود که پیامبر ظهور او را بشارت داده است.»

می توان حدس زد که منظور این قبیل عالمان سنی از این که مهدی یکی از خلفای دوازده گانه است، این است که مهدی دوازدهمین خلیفه است؛ چه این که روایاتی که در منابع سنی آمده دلالت دارد بر این که بعد از مهدی ـ علیه السلام ـ هرج و مرج حاکم خواهد شد و خلیفه دیگری که مایه عزت اسلام باشد، در کار نخواهد بود، از آن طرف احادیث ۱۲ امام دلالت دارد بر این که بعد از پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ ۱۲ امام یا خلیفه وجود خواهد داشت که عزت اسلام به آنها بستگی دارد و مادام که آنها هستند اسلام از عزت برخوردار است.

مضامین احادیث مهدویت

واژه تاریخ معمولا به گزارشهایی اطلاق می شود که حوادث گذشته را توصیف می کنند، بر همین اساس می توان از تاریخ پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ یا تاریخ امامان و خلفا یا هر تاریخ دینی و غیر دینی دیگر سخن گفت.

اما آیا می توان از تاریخ حوادث آینده سخن گفت؟ پاسخ منفی است؛ چون حوادث آینده هنوز اتفاق نیفتاده اند تا در منابعی ثبت و درج شوند.

اما می توان برای این قاعده کلی یک استثنا در نظر گرفت و آن عبارت است از تاریخ ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ که در آینده اتفاق خواهد افتاد.

واقعیت آن است که احادیث درباره حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ آن چنان فراوان و متنوع اند و به لحاظ مضمونی به خصوص در منابع شیعه، آن چنان منسجم است که می توان مشخصات جسمی و روحی آن حضرت و حوادث ما قبل وما بعد ظهور او را بر حسب ترتیب زمانی به صورت یک تاریخ روشن به رشته تحریر درآورد.

کما این که برخی از نویسندگان احادیث مهدویت را با رویکرد تاریخی دسته بندی کرده اند.

در این نوشتار مجالی برای پرداختن به این گونه تفاصیل وجود ندارد. از این رو، به ذکر برخی از مضامین احادیث مهدویت اکتفا می شود:

۱ ـ حتمی بودن ظهور حضرت مهدی علیه السلام

احمد بن حنبل در مسند و ابن ابی شیبه در المصنف نقل کرده اند که پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود:

«اگر بیش از یک روز از عمر دنیا باقی نمانده باشد، خداوند در آن روز مردی از اهل بیت مرا مبعوث خواهد کرد که زمین را پر از عدل و داد کند، پس از آن که از ظلم و جور پر شده باشد.»

همچنین شیخ طوسی در کتاب الغیبه از پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ نقل کرده است:

«قیامت فرا نخواهد رسید، مگر این که مردی از خاندان من و هم اسم من ظهور کند.»

۲ ـ نام و نسب و خصوصیات جسمی حضرت مهدی علیه السلام

در روایات متعددی حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ به عنوان یک شخص معین با ویژگیهای جسمی و روحی خاص معرفی شده است.

برخی از این روایات به قرار ذیل است: حاکم نیشابوری در کتاب خود از ابوسعید خدری از پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله ـ نقل می کند که فرمود:

«مهدی از من است.

پیشانی درخشان و بینی کشیده دارد… .»

متقی هندی در کنزالعمال از پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ روایت می کند که فرمود:

«شما را به مهدی بشارت می دهم، او از قریش و از عترت من است… .»

وی در حدیث دیگری از پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ نقل می کند که:

«مهدی از عترت من و از فرزندان فاطمه است.»

علامه مجلسی در بحارالانوار نقل می کند که پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله و سلم ـ فرمود: «قائم مهدی از فرزندان من است، او هم نام و هم کنیه من است، جسم و جانش از همه به من شبیه تر است… .»

سلمان فارسی در حدیثی جامع چنین نقل می کند: حضور پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ شرفیاب شدم، همین که چشمش به من افتاد، فرمود: «خداوند هیچ پیامبر یا رسولی را نفرستاد مگر این که برای او دوازده نقیب و مهتر قرار داد.»

عرض کردم:من این مطلب را در تورات و انجیل نیز دیده ام.

فرمود: «سلمان! آیا ۱۲ نقیبان مرا که برای امامت و رهبری پس از من برگزیده شده اند، می شناسی؟»

عرض کردم: خدا و پیامبرش بهتر می دانند.

فرمود: «ای سلمان! خداوند مرا از صفای نور خود آفرید، آن گاه دعوتم کرد و من اطاعت کردم.

از نور من علی را آفرید، او را به اطاعت خود دعوت کرد و او پذیرفت.

از نور من و علی، فاطمه را آفرید، او را نیز دعوت کرد، پس او اطاعت کرد.

از نور من، علی و فاطمه، حسن و حسین را آفرید، و آن دو را دعوت کرد، هر دو اجابت کردند… آن گاه از نور حسین نه امام آفرید آنها را دعوت کرد و همه پذیرفتند… ای سلمان! هر کس آنها را به حقیقت معرفت بشناسد، از آنان پیروی کند، دوست آنها را دوست بدارد و با دشمن ایشان دشمن باشد، به خدا سوگند، او از ما است، و به هر جا که وارد شویم وارد خواهد شد و هر جا منزل بگیریم، او نیز منزل خواهد گرفت.»

عرض کردم: آیا می توانیم به آنان ایمان داشته باشیم بدون این که نام و نژادشان را بشناسیم؟

فرمود: «نه!»

عرض کردم؛ ای رسول خدا! پس من آنها را چگونه بشناسم؟

حضرت فرمود: «تا حسین را شناخته ای، پس از او سید العابدین، علی بن الحسین، پس از او پسرش محمد بن علی، شکافنده علم پیشینیان و پسینیان از پیامبران و مرسلان، پس از او فرزندش جعفر بن محمد، زبان راستین خدا، پس از او موسی بن جعفر، فرو برنده خشم خود در راه خدا، پس از او علی بن موسی که راضی به امر خداست، پس از او محمد بن علی الجواد که برگزیده از خلق خداست، پس از او علی بن محمد که راهنما به سوی خداست، پس از او حسن بن علی که صامت امین عسکری است، پس از او فرزندش حجه بن الحسن المهدی که (زبان) گویای (الهی) و قیام کننده به امر خداست.»

۳ ـ اقدامات آن حضرت پس از ظهور

روایات نبوی، علاوه بر ذکر نسب و خصوصیات جسمانی حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ توضیح می دهند که آن حضرت در طول حکومت خود چه اقدامات مهم و سرنوشت سازی را به انجام خواهد رسانید.

این اقدامات برخی جنبه فرهنگی، برخی جنبه سیاسی و اداره جامعه و برخی جنبه اقتصادی و برخی نیز جنبه اعجازآمیز دارند. در این باره به سه روایت اشاره می ک

نیم:

در منابع مختلف از رسول خدا ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ روایت شده است: «مهدی از آن رو مهدی نام دارد که به امر پنهان رهنمون می شود، او تورات و انجیل (اصلی) را از زمینی که انطاکیه نام دارد، بیرون خواهد آورد.»

همچنین از پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ روایت شده است: «مهدی گنجها (ی زمین) را استخراج خواهد کرد و دژهای اهل گمراهی را فتح خواهد کرد.»

در حدیث دیگری از رسول خدا ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ نقل شده است: «عصای موسی (در آغاز) مال آدم بود… تا به موسی رسید، آن عصا نزد ما است، قائم ما به واسطه آن همان کاری را خواهد کرد که موسی می کرد…» هم چنین از رسول خدا ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ نقل شده است :

«مهدی مال را سخاوتمندانه (به نیازمندان) عطا می کند و نسبت به کارگزاران خود سختگیر و نسبت به بی بضاعتها مهربان است.»

۴ ـ اوضاع جهان در دوران حکومت حضرت مهدی علیه السلام

شاید بتوان بسیاری از روایات نبوی را که زمان حضرت مهدی را توصیف می کند در سه مقوله خلاصه کرد:

۱ ـ روایاتی که بر نابودی ظلم و جور و برقراری عدل در سرتاسر زمین دلالت دارند؛

۲ ـ روایاتی که دلالت دارند در زمان آن حضرت رفاه مادی و ثروت دنیا در اختیار همه قرار خواهد گرفت و فقیری در روی زمین باقی نخواهد ماند؛

۳ ـ روایاتی نشان می دهند که حکومت آن حضرت جهان گستر خواهد بود و پس از ظهور او اسلام بر سرتاسر زمین حاکم خواهد شد.

در این جا به برخی از این روایات اشاره می کنیم: در الکافی از رسول خدا ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ نقل می کند که فرمود:

«مهدی از فرزندان من است، خداوند به دست او مشرق و غرب زمین را فتح خواهد کرد.»

در الملاحم و الفتن از پیامبر ـ صلی اللّه علیه وآله وسلم ـ نقل می کند:

«در زمان مهدی امت من چنان از نعمتها بهره مند خواهند شد که تا آن وقت نظیر آن را ندیده اند.»

در حدیث دیگری چنین آمده است:

«مهدی همه حقوق پایمال شده را به صاحبانش بر می گرداند تا آنجا اگر در زیر دندان کسی حق فرد دیگری قرار داشته باشد، آن را می گیرد و به صاحبش بر می گردد.»

منبع :محمد صالحی؛فرهنگ جهاد ؛ بهار و تابستان ۱۳۸۵، شماره ۴۳ و ۴۴ ، صفحه ۳۷