سیره امام علی(ع) به روایت بانوان

از بانوان ساکن کوفه در این باره گزارش داده است که علی(ع) را در حالی دیدم که لباس کوتاه پوشیده بود و دامنش را تا نیمه ساق پایش بالا زده بود.

سیره امام علی(ع) به روایت بانوان

بخش های پر ارزش و سودمندی از سیره امام علی(ع) در دوران خلافت به وسیله زنان کوفه در تاریخ ثبت شده است.

برخی از این زنان، بانوان خانواده امام و افراد در پیوند با آن حضرت بوده اند.

مانند فضه که از دوران مدینه با اهل بیت امام علی(ع) همراه بود و به مثابه عضوی از خانواده اش شمرده می شد.

برخی از گزارشگران همسران یاران نزدیک امام بوده اند که با خانواده حضرت در رفت و آمد بوده و از نزدیک سیره و رفتار امام را دیده اند.

و برخی از راویان از توده مردم بوده اند که در ارتباط با مشکلات اقتصادی و یا قضایی به ایشان مراجعه کرده اند.

و عده ای از گزارشگران سیره امام، بانوان اردوگاه مخالف حضرت اند که درباره سیره نظامی امیرمؤمنان زبان به اعتراف گشوده اند و همه آنان از ساده زیستی، فروتنی، عدالت گستری و برابری خلیفه پیامبر(ص) در میان امت اسلامی حکایت کرده اند و درس های ماندگاری را به حافظه تاریخ سپرده اند.

نمونه هایی از این گزارش ها را در سه بخش: سیره فردی، سیره اجتماعی و سیره نظامی یادآور می شویم.
1. روایت بانوان از ویژگی ها و سیره فردی امام علی(ع)

الف. سخن گفتن امام علی(ع)

حبابه والیه از زنان فرزانه و تیزهوش کوفه، پس از گزارش از سخن گفتن امام با بازاریان و فروشندگان گفته است: «فلم ار ناطقا احسن نطقا منه(1)؛ گوینده ای بهتر از او در زبان آوری ندیدم.»

و به این ویژگی همه ادیبان و سخنوران تاریخ انگشت گذاشته اند و آن حضرت را بلیغ ترین سخنور تاریخ شمرده اند و سخنان امام علی(ع) در کتاب نهج البلاغه گواه این بلاغت است.

ب: پوشیدن لباس ساده

لباس علی(ع) ساده بود، از کرباس و نشانه ای از اسراف و تبرج و خودنمایی در پوشش امام دیده نمی شد. برخلاف رؤسای قبائل و تیره های عرب که لباس گرانقیمت و دراز می پوشیدند و دامن های آنان بر زمین کشیده می شد،

امام لباس کوتاه می پوشید و آن را پاک و تمیز نگه می داشت. مردان و زنان از سادگی و لباس پوشیدن خلیفه مسلمانان، که آنان را شگفت زده می کرد، هماره حکایت کرده اند.

از ام کثیره در این باره روایت شده که علی(ع) را دیده است تازیانه به دست، پیراهن سنبلانی بر تن و پیراهن و ازاری (شلوار) از کرباس پوشیده که هر دو تا نیمه ساق پای وی می رسید.

و نیز وشیکه، از بانوان ساکن کوفه در این باره گزارش داده است که علی(ع) را در حالی دیدم که لباس کوتاه پوشیده بود و دامنش را تا نیمه ساق پایش بالا زده بود.

در دستش تازیانه ای بود و به مردم می گفت: «از خدا پروا کنید و پیمانه را پر و به اندازه ادا کنید» گویا او معلم کودکان بود.(2)

ج) سادگی غذای علی(ع)

همه بانوانی که با علی(ع) از نزدیک معاشرت داشته اند از سادگی غذای علی(ع) سخن گفته اند براساس این گزارش ها نان سبوس دار و ماست و خرما از غذاهای مورد علاقه امام بوده و نیز حضرت از دیگر غذاها چون شیر، قارچ و از میوه ها نیز استفاده می کرده است اینک چند گزارش:

غذای علی به گزارش فضه خادمه

فضه، خادمه خانواده امام علی(ع) بود. و در مدینه و کوفه با آن حضرت همراه بود وی که بانویی عالمه و قرآن شناس بود گزارش های سودمندی از زندگی امام نقل کرده است از جمله:

عمران بن غفله گوید: روزی در کوفه وارد بر علی(ع) شدم. در برابر او ظرف ماستی (3)بود که بوی ترشی از آن به مشامم رسید. در دست وی نانی بود که سبوس جو بر آن دیده می شد. علی آن را می شکست و گاه از زانوی خود برای شکستن نان کمک می گرفت. فضه، بر سرش ایستاده بود به وی گفتم: ای فضه از خدا در مراقبت از این پیرمرد پروا نمی کنید چرا آرد را الک نمی کنید و سبوس آن را نمی گیرید؟ فضه گفت: ما دوست نداریم که تو پاداش بری و ما گناه کنیم از من تعهد گرفته که هیچ آردی را نپزیم. و آن را مرغوب تر نسازیم علی(ع) گفته های ما را نمی شنید از فضه پرسید:

او چه می گوید؟ فضه گفت: از او بپرس. علی(ع) از من پرسید: به او چه گفتی؟ عرض کردم به وی گفتم، بهتر بود آرد را الک می کردید فرمود:

پدر و مادرم فدای کسی باد که سه بار پشت سر هم از نان گندم سیر نشد تا اینکه دنیا را ترک کرد و آردش را الک نمی کرد. او، رسول خدا(ص) بود که صلوات خدا بر او و خاندانش باد.(4)

عمرو بن حریث نیز چنین ماجرایی را گزارش کرده است، وی در پی آن بود که غذای علی(ع) را ببیند، روزی فضه کیسه ای سر به مهر بر زمین گذاشت و از آن نانی خشک و غیر تازه بیرون آورد. عمرو گفت: ای فضه چه می شد اگر این آرد را الک کرده و آن را مناسب تر و نرم تر می ساختی؟

فضه گفت: پیشتر من این کار را می کردم، علی(ع) مرا از آن باز داشت و من در ظرف غذای او غذای گوارا می نهادم ولی برای جلوگیری از تصرف کیسه را مهر می کند. سپس امیرالمؤمنین(ع) نان را در کاسه ای خرد کرد و بر آن آب ریخت و قدری بر آن نمک پاشید سپس دست ها را بالا زد … چون از غذا خوردن فارغ شد در حالی که دستش را به محاسنش می کشید گفت: ای عمرو آرامش در این است و اگر به خاطر غذا این (محاسنم) را به آتش برم زیان می بینم و این مقدار غذا مرا بسنده است.(5)

ام کلثوم، دختر امیرمؤمنان(ع) نیز در این باره گفته است امام هماره یک غذا بر سر سفره اش بود و نمی گذاشت ما دو غذا برایش بیاوریم. وی از آخرین غذای علی(ع) در شب 19 رمضان چنین گزارش کرده است:

برای حضرت دو گونه غذا برای افطار آوردم که نپذیرفت و فرمود: کجا دو خورشت بر سر سفره پدرت بود و این شیوه (استفاده از غذاهای رنگین) توقف مرا در قیامت برای حساب طولانی می کند. دخترم در حلال دنیا حساب است و در استفاده از حرام عقاب و مجازات. دخترکم تا یک غذا را برنداری من افطار نمی کنم سپس امام با نان و نمک روزه گشود.(6)

خرما و قارچ

امیرمؤمنان، پس از رحلت فاطمه(س) بنابر وصیت بانوی اسلام با امامه، دختر زینب، نواده پیامبر [خواهرزاده حضرت فاطمه(س)] ازدواج کرد.(7)

امامه سرپرستی فرزندان زهرا را برعهده گرفت این بانو برگ هایی از سیره امام علی را برای ما بازگو کرده است.

فاطمه، دختر امیرمؤمنان از امامه روایت کرده است: امیرمؤمنان، علی(ع) در ماه رمضان [مهمان [سرای من بود.

برای افطار خرما و قارچ آورده شد. از آن تناول کرد قارچ غذای مورد علاقه حضرت بود.(8)

علاقه امام به انگور

ام راشد می گوید در سرای علی(ع) از میهمانان پذیرایی می کردم. طلحه بن عبیداللّه و زبیر بن عوام مهمان حضرت بودند. علی(ع) سفارش کرد: انگور بیاورم و آن حضرت انگور بسیار دوست می داشت. انگور آوردم و آنان از آن تناول کردند.(9)

فروتنی و ساده زیستی

امام علی(ع) فروتن بود و ساده زیست و به دور از تکلف و تشریفات زائد، با وجود در اختیار بودن خدمتکاران و افراد داوطلب که عاشقانه در آرزوی خدمتگزاری امام خود بودند، حضرت سعی می کرد دیگران را به رنج نیفکند. و تا آنجا که به حقوق مردم خلل وارد نیاید، در وقت خلافت نیز، نیازهای شخصی را خود برآورده سازد. امام با این ساده زیستی روش پر تکلف اشرافان عرب را نقد می کرد. به گزارش گویای یکی از بانوان کوفه توجه کنید:

صالح از فروشندگان لباس گزارش کرده که مادربزرگش با علی(ع) در کوفه روبه رو شده، و علی کیسه خرمایی را به دوش داشته است. زن بر علی سلام کرده و گفت:

ای امیرمؤمنان کیسه را به من ده تا آن را به خانه ات ببرم. فرمود: پدر خانواده سزاوارتر است به برداشتن بار خود. زن گفت: علی(ع) به من فرمود: آیا از این خرما تناول نمی کنی؟ گفتم: اشتها ندارم. سپس علی(ع) بار را به منزل برد و با همان پوشش برگشت در حالی که آثار پوست های خرما بر لباس آن حضرت دیده می شد و در همان لباس نماز جمعه را اقامه کرد.(10)

بانوان روایتگر احادیث امام علی(ع)

بخشی از سخنان امیرمؤمنان(ع) در زمان خلافت به وسیله بانوان به ما رسیده است.

پاره ای از این احادیث روایت های امام علی(ع) از سخنان و سیرت پیامبر(ص) است. و بخشی گفته های خود آن حضرت. بخشی از این روایت ها درباره احکام و مسائل شرعی است و بخشی درباره موضوعات اخلاقی و گزارش هایی نیز درباره احکام قضا و حدود و بخش بیشتر گزارش سیره فردی و اجتماعی امام علی(ع) است.

از جمله: از ام الحسن نخعی در کتاب های روایی به عنوان راوی احادیث علی(ع) یاد شده است. کلینی و شیخ طوسی از وی روایت کرده اند: مشغول نخ ریسی بودم که علی(ع) از کنار من عبور کرد و پرسید ام حسن چه می کنی؟ گفتم: نخ ریسی.

فرمود: این کار تو حلال ترین شغل ها و یا از پاکیزه ترین شغل ها است.(11)

شیخ طوسی، ام حکیم بنت عمرو بن سفیان خولی، را از راویان احادیث علی(ع) شمرده است.(12)

و نیز ام موسی روایاتی را از امیرمؤمنان(ع) و ام سلمه گزارش کرده است.(13)

نَفرة ازدیه از تیره بنی ازد، از راویان حدیث در روزگار خلافت علی(ع) بوده، او از علی(ع) نقل کرده که فرمود:

از وقتی پیامبر(ص) در چشم من دمید، هیچ گاه چشم درد نشدم.(14)

این روایت اشاره است به ماجرای چشم درد علی(ع) در غزوه خیبر و دمیدن پیامبر(ص) در دیدگان امام علی و دعا در حق او.(15)

حبابه والبیه، از راویان سخنان علی(ع) بوده است.

برخی از روایت ها وی، درباره مسائل اعتقادی و مسئله امامت و برخی درباره موضوعات حلال و حرام و واجبات و محرمات است.

از جمله: علی(ع) فروشندگان آبزیان حرام گوشت (جری) = ماهی بدون فلس، مارماهی را تعزیر می کرد و بدانان می گفت: «ای فروشندگان اشیاء مسخ شده بنی اسرائیل و سپاه بنی مروان.» فرات بن احنف برخاست و گفت: ای امیرمؤمنان سپاه بنی مروان کیانند؟

امام(ع) پاسخ داد: «آنان کسانی بودند که محاسن خود را تراشیده، شارب ها را رها می کردند و آن را می تابیدند؛ خداوند آنان را مسخ کرد …»

حبابه، سپس، شرحی از شیوه سخن گفتن و حلاوت کلام آن حضرت ارائه کرد و افزوده:

نزد علی(ع) رفتم و گفتم: خداوند رحمت و لطف خود را شامل تو گردانیده برایم از نشانه های امامت [و رهبر معصوم] بگو؟

حضرت از من ریگی که بر زمین افتاده بود درخواست کرد. ریگ را در کف دست نهاده و [آن را به اذن خدا] نرم کرد و با انگشتر خود که نامش بر آن نقش بسته بود، سنگ را مهر کرد و فرمود:

کسی می تواند ادعای امامت [و جانشینی پیامبر] کند که بتواند چنین کرامتی را نشان دهد و ریگ سخت و غیر قابل انعطاف، را با قدرت [خدایی اش] نرم گرداند. امام هر چه را که بخواهد [به اذن خداوند] بدان توانا بوده و چیزی بر او پنهان نیست.(16)

حبابه، که خداوند عمری دراز به او داد، با این نشانه ای که علی(ع) به او ارائه کرد، چندین امام از فرزندان علی(ع) را آزمود و آنان به شیوه علی(ع) بر همان سنگ مهر نهادند، حبابه جریان را برای مردم گزارش کرده است براساس برخی از گزارش ها وی تا روزگار امام رضا(ع) زنده بوده است.(17)

و نیز حبابه والبیه از علی روایت کرده است که فرمود: «ما اهل بیت، نوشیدنی های مست کننده نمی خوریم، ماهی بدون فلس مصرف نکرده، در وضو بر پای افزار مسح نمی کشیم. پیروان ما باید به راه و رسم ما اقتدا کرده و سنت ما را پاس دارند.»(18)

ام قیان، از زنان پاکدامن و راستگوی بود که در روزگار خلافت علی(ع) در کوفه زندگی می کرد. او گزارشی از سخنان و سیره علی(ع) نقل کرده است.

مردی از اصحاب علی(ع) نزد ام قیان رفت مرد سخت افسرده خاطر بود ام قیان از دلیل افسردگی او پرسید پاسخ داد: کنیزی آزاد شده داشتم که پس از مردن او را دفن نمودم ولی خاک او را نمی پذیرفت نزد علی(ع) رفتم ماجرا را به او گزارش کردم فرمود:

زمین، یهود و نصرانی را در خود می پذیرد چگونه آن زن را نمی پذیرد علتش آن است وی بندگان خداوند را با عقوبت خداوند (آتش) شکنجه کرده است … .

ام قیان گفته، از حال زن و زندگی او، پرس و جو کردم، روشن شد زنی بدکاره بوده و کودکانی که از راه زنا زاییده در تنور سوزانده و از میان برده است.(19)

برکات خانه

ام راشد، کنیز آزادشده ام هانی (خواهر امیرالمؤمنین) گزارش کرده: نزد ام هانی بودم که علی(ع) به دیدار خواهر آمد وی برای برادر غذا آورد. حضرت پرسید: چرا در سرای شما برکت نمی بینم، ام هانی گفت: سبحان اللّه ، به خدا سوگند در خانه ما برکت هست. علی(ع) پاسخ داد: مراد من گوسفند است.(20)

پی نوشتها:
1. اصول کافی، ج1، ص346.
2. مکارم الاخلاق، طبرسی، ص112، در برخی از نقل ها شبیکه ثبت شده است.
3. سیره پژوه معاصر، لبن در روایت را به شیر ترجمه کرده است، سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب، ج3، ص475، بوستان کتاب، ولی در عرف معاصر لبن بر ماست اطلاق می شود و حلیبب بر شیر و قرائن نشان می دهد در آن روز نیز چنین مصطلح بوده است چه شیر ترش در معرض فساد است. و در لغت نیز اصطلاح لبن در ماست به کار برده شده است، رک: کتاب فقه اللغة و سر العربیه، ابی منصور ثعالبی (م 350) ص429، تحقیق: دفاتر محمد، دارالکتاب العربی، 1420 ق.
4. بحارالانوار، ج 41، ص138، در متن بحار، عمران بن غفله است که در مصدر اصلی عمران بن مسلمه از سوید بن غفله است، همان،
5. المناقب، ابن شهرآشوب، ج2، ص98، سنن الامام علی، محمدباقرالعلوم، ص93، نشر نورالسجاد.
6. بحارالانوار، ج41، ص278.
7. منتهی الامال، ج1، ص167.
8. کافی، ج6، ص369، 370، باب الکماة.
9. الطبقات الکبرا، ج8، ص448.
10. بحارالانوار، ج41، ص138.
11. کافی، ج5، ص311، تهذیب الاحکام، ج6، ص382.
12. رجال طوسی، ص66، جامع الرواة اربلی، ج2، ص455.
13. طبقات ابن سعد، ج8، ص485، تنقیح المقال، ج3، ص74.
14. تنقیح المقال، ج3، ص83.
15. بحار، ج21، ص29.
16. اصول کافی، ج1، ص346.
17. همان، ص347.
18. من لایحضره الفقیه، ج4، ص298، اعلام النساء المؤمنات، ص294.
19. کافی، ج7، ص370.
20. المصنف، ابن ابی شیبه، ج8، ص709، کتاب الجمل، ح20.

سیدعباس رضوی
منبع : پیام زن؛ مرداد 1388 – شماره 209 ، صفحه 44