امام صادق   23

سیرى در سیره امام صادق (علیه السلام)

جلوه‏ هاى صدق اهل‏بیت ‏علیهم السلام در صادق‏این خاندان به صورت ویژه بروز یافته است.این جلوه ‏ها را در رفتار آن حضرت بهترمى‏ توان درک کرد. آنچه بیش‏تر رواج یافته،ذکر «قال الصادق‏»هاست که به حق زیر ساخت‏فکرى، فقهى و کلامى شیعه را تشکیل داده‏است اما در کنار توجه به گفته‏ هاى آن‏حضرت، فصل دیگرى را هم باید گشود; فصلی‏ براى تامل وتوجه در رفتارهاى آن امام ‏علیه السلام وبهره ‏گیرى عملى از این رفتارها.

آنچه دراین نوشتار مى‏آید، بخشى ازکردارهاى امام صادق‏ علیه السلام را منعکس مى‏ سازد.

۱ – انفاق

هشام بن سالم مى ‏گوید: امام صادق‏ علیه السلام‏ هنگامى که تاریکى شب فرا مى‏رسید، انبانی ‏از نان و گوشت و پول را بر مى‏داشت و بردوش‏ مى‏ نهاد و به سوى نیازمندان شهر مدینه ‏مى‏شتافت و آن‏ها را میانشان تقسیم مى‏ کرد.آن‏ها او را نمى‏ شناختند. زمانى که امام ‏صادق‏ علیه السلام رحلت کرد و آن انفاق‏هاى شبانه ‏ادامه پیدا نکرد، نیازمندان فهمیدند که چه ‏کسى هرشب به آن‏ها غذا و پول مى‏ داد. (۱)

معلى بن خنیس مى‏ گوید: امام صادق‏ علیه السلام باانبانى از نان بیرون آمد و من همراه او بودم. به ‏اقامتگاه بنى ساعده رسیدیم. در آن جاگروهى خوابیده بودند. آن حضرت یک یا دونان بربالین هرکدام نهاد. به آخرین فرد که‏ رسید، برگشتیم. پرسیدم: من به فدایت! آیااین‏ها حق را مى‏ شناسند (یعنى شیعه ‏هستند)؟ امام‏ علیه السلام فرمود: اگر حق رامى ‏شناختند، نمک را نیز با آن‏ها به صورت‏ مساوى تقسیم مى‏ کردم. (۲)

در روایتى آمده است:

«کان الصادق ‏علیه السلام یطعم حتى لایبقی لعیاله شی‏ء» (۳)

امام صادق ‏علیه السلام به فقیران اطعام مى‏کرد تاآن جا که براى خانواده ‏اش چیزى باقی ‏نمى ‏ماند.

۲ – میانه روى

امام صادق ‏علیه السلام – در ایام قحطى – دستور مى‏ داد براى تهیه آرد گندم را با جو مخلوط کنند و مى‏فرمود: من مى توانم براى خانواده‏ ام ‏آرد گندم خالص تهیه کنم ولى دوست دارم درزندگى اندازه و حساب و کتاب را خوب رعایت ‏کنم. (۴)

۳ – دورى از بخل

فضل بن ابى قره مى‏ گوید:

رایت اباعبدالله ‏علیه السلام یطوف من اول اللیل‏الى الصباح و هو یقول: اللهم قنى شح نفسى فقلت: جعلت فداک ما سمعتک ‏تدعو بغیر هذاالدعاء؟ قال: واى شی‏ء اشدمن شح النفس، ان الله یقول: «و من یوق‏شح نفسه فاولئک هم المفلحون‏» (۵)

امام صادق ‏علیه السلام را دیدم که از اول شب تاصبح، خانه خدا را طواف کرد و این دعا راخواند: خدایا! مرا از شر بخل نفسم برهان!گفتم: به فدایت ‏شوم! از شما غیر از این دعا رانشنیدم؟ فرمود: چه چیزى بدتر از بخل ‏نفس! بعد آیه «و من یوق شح نفسه…» راخواند.

۴ – ادب بیمارى

امام صادق ‏علیه السلام هنگام بیمار شدن عرض ‏مى‏ کرد:

«الله اجعله عله ادب لاعله غضب.» (۶)

بارخدایا! آن را بیمارى ادب (و تنبه) قراربده، نه بیمارى غضب (و خشمت).

۵ – دعا هنگام پیش آمد ناگوار

«کان الصادق‏ علیه السلام: اذاحز به امر جمع النساءو الصبیان ثم دعا و امنوا» (۷)

امام صادق‏ علیه السلام هرگاه به پیش آمد ناگواری ‏برمى خورد، زنان و اطفال را جمع مى ‏کرد ودعا مى ‏کرد و آن‏ها آمین مى‏ گفتند.

۶ – سجده بر تربت‏ حسینى

«کان الصادق‏ علیه السلام لایسجد الا على تربه‏الحسین‏ علیه السلام تذلل ا لله و استکانه الیه.» (۸)

امام صادق ‏علیه السلام جز برتربت‏ حسینى سجده‏ نمى‏ کرد، تا در درگاه خداوند.

۷ – دعا

«کان الصادق‏ علیه السلام یدعو بهذاالدعاء: الهی‏ کیف ادعوک و قد عصیتک و کیف‏ل اادعوک و قد عرفت‏ حبک فی‏قلبى…» (۹)

امام صادق ‏علیه السلام این دعا را مى‏ خواند: خدایا!چگونه تو را بخوانم، در حالى که تو را معصیت‏ کرده ‏ام و چگونه تو را نخوانم، درحالى که محبت تو را در قلبم احساس مى ‏کنم…

۸ – روزه

«کان الصادق ‏علیه السلام اذا صام لایشم الریحان ‏فسئل عن ذلک فقال: انى اکره ان اخلط صومى بلذه.» (۱۰)

امام صادق‏ علیه السلام هنگامى که روزه مى‏ گرفت،ریحان را بو نمى‏ کرد. از او علت این امر راپرسیدند. فرمود: من دوست ندارم که روزه‏ام‏را با لذت درهم آمیزم.

۹ – زیارت امیرالمؤمنین ‏علیه السلام

از صفوان جمال روایت‏ شده است: با امام‏ صادق‏علیه السلام وارد کوفه شدیم. امام فرمود: ای‏ صفوان! شتر را بخوابان، که این جا نزدیک‏ قبرجدم، امیرالمؤمنین ‏علیه السلام است. امام فرودآمد، غسل کرد، جامه را تغییر داد، پا را برهنه‏ نمود و فرمود: تو نیز چنین کن. به جانب نجف‏ رفتیم. فرمود: گام‏ها را کوتاه بردار و سر را به‏زیر انداز. خداوند متعال براى هر گام که‏ بردارى، صد هزار حسنه مى‏ نویسد، صدهزارگناه را محو مى ‏کند، صدهزار درجه مى‏ بخشد،صد هزار حاجت را بر مى‏ آورد و ثواب هرصدیق و شهید را براى تو مى ‏نویسد. آن ‏حضرت با دل آرام، تن آرام، تسبیح، تهلیل وتنزیه به جلو مى‏ رفت، تا رسیدیم به تل‏ها… برسر قبر رسید و اشک بر گونه هایش جارى شدوگفت: «انالله و انا الیه راجعون‏»; آن گاه‏ برامیرالمؤمنین ‏علیه السلام سلام کرد و… (۱۱)

۱۰ – زیارت حسینى

امام صادق ‏علیه السلام در مسجد حنانه – که ازمساجد شریفه، نجف اشرف است.- امام ‏حسین‏ علیه السلام را به گونه ‏اى خاص – که در مفاتیح ‏الجنان ذکر شده است.- زیارت کرد و سپس ‏چهار رکعت نماز خواند.

۱۱ – دعا هنگام سفر

امام صادق ‏علیه السلام هنگام سفراین دعا رامى‏ خواند:

«اللهم خل سبیلنا و احسن تسییرنا واعظم عافیتنا» (۱۲) ; خدایا! راه را برما بگشاى وگزارش ما را نیکوگردان و عافیت ما را بزرگ‏ساز.

امام صادق ‏علیه السلام هرگاه پاى در رکاب مى‏ نهاد،مى‏ گفت: «سبحان الذى سخرلنا هذا و ما لناله مقرنین‏». نیز هنگام سفر هفت‏بار تسبیح‏ مى‏ کرد، هفت‏ بار حمد خدا مى‏ نمود و هفت ‏بارلااله الا الله مى‏ گفت. (۱۳)

۱۲ – صبح

در روایت آمده که امام صادق ‏علیه السلام صبح که ‏مى‏ شد، مى‏ گفت:

«بسم الله و بالله و من الله و الی‏الله وفی‏سبیل الله و على مله رسول الله‏ صلى الله علیه وآله ‏اللهم الیک اسلمت نفسى و الیک فوضت امرى و الیک توجهت وجهى و علیک‏ توکلت ‏یارب العالمین...» (۱۴)

۱۳ – صدقه

در روایت آمده است:

«انه کان یتصدق بالسکر فقیل له:اتتصدق بالسکر؟ قال نعم انه لیس شی‏ءاحب الى منه و انا احب ان یتصدق با حب‏ال اشیاء الى.» (۱۵)

امام صادق‏ علیه السلام شکر را صدقه مى‏ داد. ازآن‏ حضرت سؤال شد: آیا شما شکر را صدقه‏ مى‏ دهید؟ فرمود: بلى. هیچ چیز نزد من دوست داشتنی ‏تر از شکر نیست. من دوست‏دارم که محبوب‏ترین چیز را صدقه دهم.

۱۴ – عزادارى براى امام حسین‏ علیه السلام

طفلى شیرخوار را در مجلس عزاداری ‏امام ‏حسین‏ علیه السلام نزد امام صادق‏ علیه السلام آوردند.امام صادق‏ علیه السلام طفل را بغل کرد و گریه‏ اش ‏شدت یافت. (۱۶)

امام صادق‏ علیه السلام به ابوهارون شاعر فرمود:شعرى درباره حسین‏ علیه السلام بخوان. او شعری‏ درباره آن حضرت خواند. امام فرمود: آن گونه‏ که در جمع خود مى ‏خوانى، بخوان. ابوهارون‏ قصیده ‏اى را با سوز خاصى خواند. امام باصداى بلند گریست. صداى زنان نیز از پس‏پرده برخاست. (۱۷)

۱۵ – حضور قلب در نماز

ابوایوب مى‏ گوید: «کان ابوجعفرعلیه السلام وابوعبدالله‏ علیه السلام اذا قاما الى الصلاه تغیرت‏الو انهما حمره و مره صفره کانما یناجی ان‏شیئا یریانه.» (۱۸)

امام باقر و امام صادق‏ علیهما السلام آن گاه که به نمازمى ‏ایستادند، رنگ چهره آنان تغییر مى ‏کرد;گاه سرخ مى‏ شد و گاه زرد. گویا با کسى که او رامى ‏بینند، سخن مى ‏گویند.

امام صادق‏ علیه السلام در نماز، قرآن تلاوت کرد وبیهوش شد. بعد از به هوش آمدن، از امام‏ سؤال شد: چرا بی‏هوش شدى؟ امام فرمود:معناى آیات مرا بی‏هوش کرد. من آیات راتکرار کردم و در حالتى قرار گرفتم که گویاآیات را از کسى که آن را نازل کرده است،مى‏ شنیدم. (۱۹)

امام صادق‏ علیه السلام هنگامى که براى نماز خارج‏ مى‏ شد، مى‏ گفت:

«اللهم انى اسالک بحق السائلین لک وبحق مخرجى هذا فانى لم اخرج اشرا و لابطرا و لا رئاء و لا سمعه و لکن خرجت‏ ابتغاء رضوانک و اجتناب سخطک فعافنی‏ بعافیتک من النار.» (۲۰)

زهرا حبیبیان

پى ‏نوشتها:

۱ – میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۳۲.

۲ – وسایل الشیعه، ج ۹، ص ۴۰۸.

۳ – کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۳۰.

۴ – فهرست روایات فقهیه، ج ۱، ص ۸۴۱.

۵ – میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۳.

۶ – مستدرک، ج ۲، ص ۱۶۲.

۷ – بحارالانوار، ج ۹۰، ص ۳۹۴.

۸ – وسایل الشیعه، ج ۵، ص ۳۶۶.

۹ – امالى، شیخ صدوق، ص ۴۳۸.

۱۰ – وسایل الشیعه، ج ۷، ص ۶۷.

۱۱ – ر.ک: مفاتیح الجنان.

۱۲ و ۱۳ – من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۲۷۱.

۱۴ – مکارم الاخلاق، ص ۲۷۹.

۱۵ – وسایل الشیعه، ج ۹، ص ۴۷۱.

۱۶ – مجله کوثر، شماره ۲۶، ص ۲۶.

۱۷ – همان، به نقل از وسایل الشیعه، ج ۱۴، ص‏۵۹۳.

۱۸ و ۱۹ – میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۸۵.

۲۰ – بحارالانوار، ج ۸۱، ص ۱۹.

منبع :کوثر ، شهریور ۱۳۷۹،‌ شماره ۴۲