سيره قضايى حضرت مهدى (عج)

مقدمه

1ـ برای مبارزه با فساد و تجاوز و ستم از یك سو، لازم است پایه های ایمان و اخلاق تقویت شود و از سوی دیگر، یك سیستم صحیح و نیرومند قضایی با هشیاری كامل و احاطه وسیع به وجود آید.

مسلّما پیشرفت كامل صنایع، وسایلی را در اختیار بشر می گذارد كه با آن به خوبی می توان در مورد لزوم، حركات همه مردم را تحت كنترل قرار داد و هر حركت ناموزون و نابجایی را كه به فساد و تجاوز منتهی می شود، زیر نظر گرفت. علائم و آثاری را كه مجرمان در محلّ جرم باقی می گذارند می توان شناسایی و از آن ها عكسبرداری كرد، صدای آن ها را ضبط نمود و آن ها را به خوبی تجزیه و تحلیل كرد. قرار گرفتن چنین ابزار پیشرفته ای در اختیار یك حكومت صالح، عامل مؤثرتری برای پیش گیری از فساد و ستم است؛ به گونه ای كه می توان در صورت وقوع جرم یا تضییع حقی، حق را به صاحب آن رساند.

شكّی نیست كه در عصر آن مصلح بزرگ جهان، آموزش های اخلاقی با وسایل ارتباط جمعی بسیار پیشرفته، آن چنان گسترش می یابد كه اكثریت مردم جهان را برای یك زندگی صحیح انسانی و آمیخته با پاكی و عدالت اجتماعی آماده می سازد.

ولی از آن جا كه انسان آزاد آفریده شده و در تصمیم ها و اعمال خویش از اصل جبر پیروی نمی كند، خواه ناخواه افرادی ـ هر چند انگشت شمار ـ در هر اجتماع صالحی ممكن است پیدا شوند كه از آزادی خود سوء استفاده كنند و از آن برای وصول به مقاصد شوم خود بهره گیرند. به همین دلیل جامعه باید به یك دستگاه قضایی سالم و كاملاً آگاه و مسلّط مجهّز باشد تا حقوق مردم به آن ها برگردانده شود و ستمگر به جزای خود برسد.

2ـ با دقت در جرائم و جنایات و مفاسد اجتماعی راه های پیش گیری از آن ها، روشن می شود كه: اولاً، با اجرای عدالت اجتماعی و تقسیم عادلانه ثروت، ریشه بسیاری از مفاسد اجتماعی كه از كشمكش بر سراندوختن ثروت و استثمار طبقات ضعیف، حیله و تزویر و انواع تقلّب ها، دروغ، خیانت و جنایت برای در آمد بیشتر سرچشمه می گیرد، برچیده می شود. مفاسدی كه شاید رقم بیشتری از فساد و ظلم در هر جامعه ای را تشكیل می دهد. این مفاسد به عنوان سرچشمه و ریشه بسیاری از جرایم و جنایات مطرحند كه با از میان رفتن ریشه اصلی، شاخ و برگ ها خود به خود می خشكند.

ثانیا: آموزش و تربیت صحیح اثر عمیقی در بهبود مبارزه با فساد و تجاوز و انحرافات اجتماعی و اخلاقی دارد؛ یكی از علل مهمّ توسعه فساد در جوامع كنونی این است كه نه تنها از وسایل ارتباط جمعی برای آموزش صحیح استفاده نمی شود، بلكه بیش تر آن ها در خدمت كثیف ترین و زشت ترین برنامه های استعماری فاسد قرار دارد. برنامه هایی كه شب و روز از طریق ارایه فیلم های بدآموز و داستان ها و برنامه های گمراه كننده و حتّی اخبار دروغ و نادرستی كه در خدمت مصالح استعمار جهانی است، به ظلم، تبعیض و فساد خدمت می كنند.

البته این موارد نیز از جهتی ریشه اقتصادی دارد و برای تحذیر مغزها و به ابتذال كشاندن مفاهیم سازنده و نابود كردن نیروهای فعّال و بیدار هر جامعه، برای بهره گیری بیشتر غول های استعمار اقتصادی حركت می كند، بدون آن كه با مانع مهمّی روبرو شوند. هرگاه این وضع دگرگون شود، به طور قطع در مدت كوتاهی قسمت مهمّی از مفاسد اجتماعی از بین خواهد رفت. این كار تنها از یك حكومت صالح و سالم جهانی بر می آید. حكومتی كه در مسیر منافع توده های جهان ـ و نه استثمارگران ـ برای ساختن جهانی آباد و آزاد و مملوّ از صلح و عدالت و ایمان حركت می كند.

ثالثا: وجود یك دستگاه قضایی بیدار و آگاه با ابراز مراقبت دقیق كه نه مجرمان بتوانند از چنگ آن فرار كنند و نه ستمگران از عدالت سر باز زنند، نیز عامل مؤثری در كاهش میزان فساد، گناه و سرپیچی از قانون است.

اگر این سه جنبه دست به دست هم دهند، تأثیر آن فوق العاده زیاد خواهد بود.

از مجموع احادیث مربوط به دوران حكومت مهدی(عج) استفاده می شود كه او از تمام این سه عامل بازدارنده، در عصر انقلابش بهره می گیرد؛ به گونه ای كه ضرب المثل معروفی كه می گوید: “زمانی فرا می رسد كه گرگ و میش در كنار هم آب می خورند” تحقق می یابد.

مسلّما گرگ های بیابان تغییر ماهیت نمی دهند و لزومی هم ندارد كه چنین شود، میش ها هم از حالت كنونی در نمی آیند، بلكه این جمله اشاره دارد به برقراری عدالت در جهان و تغییر روش گرگ صفتان خونخوار. كه در سازش با حكومت های جبّار، قرن ها به خوردن خون قشرهای مستضعف جامعه انسانی مشغول بودند.[1]

3ـ آگاهی به روش داوری و سیره قضایی امام محمّدمهدی(عج) تنها با بررسی روایات وارده در این باب میسر است؛ چرا كه عقل را در این نوع مسایل راهی نیست تا با بررسی عقلانی به حقیقت آن آگاه شویم. بنابراین، در این مقاله نخست روایات مربوطه را (تا جایی كه به آن ها دست یافته ایم) ذكر نموده و سپس با دقت و كاوش در آن ها به شیوه قضایی امام(علیه السلام) آگاهی پیدا می كنیم:

روایات

روایات وارده در رابطه با روش داوری آن حضرت و امور مربوطه به داوری بسیار است كه ما به بخشی از آن ها اشاره می كنیم:

قالَ الصّادِق(علیه السلام): اذا قامَ القائِمُ حَكَمَ بِالعَدلَ وَارتَفَعَ فی اَیامِهِ الجَورُ وَاَمَنَت بِهِ السُّبُلُ وَاَخرَجَتِ الأَرضُ بَرَكاتِها وَرَدَّ كُلَّ حَقٍّ اِلی اَهلِهِ… وَحَكَمَ بَینَ النّاسِ بِحُكمِ داوُد وَحُكْمِ مُحَمَّدٍ…[2].

وقتی كه قائم قیام كند، داوری را بر اساس عدالت قرار می دهد و ظلم و جور در دوران او برچیده می شود و جاده ها در پرتو وجودش امن و امان می گردد و زمین بركاتش را خارج می سازد و حق هر كس را به او بر می گرداند، و در بین مردم همانند داود و محمد(صلّى اللّه عليه و آله) داوری می كند… .

2ـ جابر از امام باقر(علیه السلام) نقل می كند كه فرمود: اِنَّما سُمِّی المَهدِی لاِءنَّهُ یهدی اِلی اَمرٍ خَفی حَتّی اَنَّهُ یبعَثُ اِلی رَجُلٍ لایعلَمُ النّاسُ لَهُ ذَنبٌ فَیقتُلُهُ حَتّی اَنَّ اَحَدَكُمْ یتَكَلَّمَ فی بَیتِهِ فَیخافُ اَنْ یشهَدَ عَلَیه الجدارُ[3].

حضرت امامِ عصر، به این جهت مهدی نامیده شده است كه به امور مخفی و پنهان هدایت می شود، تا جایی كه گاه به سراغ مردی می فرستد (و او را) به قتل می رساند كه مردم او را بی گناه می دانند، (زیرا از گناه پنهانی او همانند قتل نفس كه موجب قصاص است، آگاه می باشد تا آن جا كه بعضی ها هنگامی كه در خانه خود سخن می گویند، می ترسند دیوار بر ضد آن ها شهادت دهد (و از كارهای خلاف و توطئه آنان امام را با خبر سازد).

قالَ ابوعَبدِاللّه(علیه السلام): اِنَّهُ اِذا تَناهَتِ الأمُورُ اِلی صاحِبِ هَذَا الامر رَفَعَ اللّه تَبارَكَ و تَعالی لَهُ كُلَّ مُنْخَفَضٍ مِنَ الأَرضِ وَخَفَّضَ لَهُ كُلَّ مُرتَفَعٍ حَتّی تَكُونَ الدُّنیا عِندَهُ بِمَنزِلَةِ راحَتِهِ فَاَیكُمْ لَو كانَتْ فی راحَتِهِ شَعرَةٌ لَمْ یبصُرها[4].

وقتی كارها به صاحب اصلی ولایت رسید خداوند بزرگ هر نقطه فرورفته ای از زمین را برای او مرتفع و هر نقطه مرتفعی را پایین می آورد؛ آن چنان كه تمام دنیا نزد او همانند كف دستش خواهد بود. كدام یك از شما اگر در كف دستش مویی باشد آن را نمی بیند؟

4ـ امام صادق و امام كاظم (علیه السلام): فرمودند: لَوْقَد قامَ القائمُ لَحَكَمَ بِثَلاثٍ لَم یحكُمْ بِها اَحَدٌ قَبلَهُ: یقتُلُ الشَّیخَ الزّانی وَیقتُلُ مانِعَ الزَّكاتِ وَیوَرِّثُ الأَخُ اَخاهُ فِی الأَظِلَّةِ[5].

هرگاه قائم قیام كند، سه حكم خواهد كرد كه احدی پیش از او نكرده است (و آن ها عبارتند از): پیر زناكار و مانع الزكات را می كشد و به برادرانی كه در عالم اشباه و ارواح (عالم ذر) برادر بودند (نه برادر صلبی) ارث می دهد.

5ـ در روایات بسیاری وارد شده است كه امام مهدی ذریه ها و نواده های قاتلان سیدالشهداء را به خاطر رضایت به كار پدران می كشد. امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «اِذا خَرَجَ القائِمُ قَتَلَ ذراری قَتَلَةِ الحُسین(علیه السلام) بِفِعالِ آبائِها…»[6].

6ـ یكی از كارهای آن حضرت اجرای حدود بر مردگان است؛ یعنی حكم حضرت این است كه اگر كسی حدی بر عهده داشت و حد اجرا نشده بود، در هنگام ظهور و رجعت آنان، حد را جاری می كند، چنان كه درباره حُمیراء چنین می كند به خاطر افترایی كه به امّ ابراهیم زوجه صالحه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) زده بود.

امام باقر فرمود: اَما لَو قامَ قائِمُنا لَقَدْ رُدَّت اِلیهِ الحُمیراء حَتّی یجَلِّد الحَدّ وَحَتّی ینتَقِمَ لاِنتیه مُحَمَّدٍ فاطِمَه(سلام الله علیها)، مِنها، قُلتُ: جُعِلتُ فَداك وَلِمَ یجَلِّدُها الحَدَّ؟ قالَ: لِفریتَها عَلی اُمِّ ابراهیم، قُلتُ: فكیفَ اَخَّرَهُ اللّه لِلقائِمِ(علیه السلام)؟ فقالَ لَهُ اِنَّ اللّه تبارك و تعالی بَعَثَ مُحمّدً(صلّى اللّه عليه و آله) رَحمَةً وَبَعَثَ القائِمَ نِقمَةً.[7].

آگاه باشید اگر قائم ما قیام كند، حمیراء برای او برگردانده خواهد شد تا اینكه او را تازیانه حد زند و برای فاطمه دختر پیامبر از او انتقام بگیرد. راوی می گوید عرض كردم فدای تو شوم، تازیانه حد برای چه؟ فرمود: برای افترایی كه بر مادر ابراهیم فرزند پیامبر زد. گفتم: پس چرا حد او تا قیام قائم به تأخیر افتاده است؟ فرمود: برای این كه خداوند محمّد را رحمت فرستاده و قائم را نقمت.

عَن اَبان قالَ: سَمِعتُ اَبا عَبدِاللّه (علیه السلام) یقُولُ: لایذهَبُ الدُّنیا حَتّی یخرُجَ رَجُلٌ مِنّی یحكُمُ بِحُكومَةِ آلِ داوُد لایسأَلُ عَن بَینةٍ، یعطی كُلَّ نَفسٍ حُكمَها.[8].

ابان می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم كه می فرمود: دنیا به پایان نمی رسد تا این كه مردی از تبار من قیام كند و در حكومت خود به حكم آل داود حكم نماید. از كسی مطالبه بینه و شاهد نكند و هر كسی را به حكم واقعی او محكوم نماید.

8ـ امام صادق (علیه السلام) فرمود: اِذا قامَ قائمٌ آلِ محمّدٍ حَكَمَ بِحكمِ داوُد وَسُلَیمان لایسئَلُ النّاسَ بَینةً.[9]

وقتی قائم آل محمد قیام كند به حكم داود و سلیمان حكم می كند و از مردم گواه نمی خواهد.

قالَ اَبوعَبدِاللّه (علیه السلام): اِذا قامَ القائمُ (علیه السلام) لم یقُم بَینَ یدیهِ اَحَدٌ مِن خَلْقِ الرَّحمنِ اِلاّ عَرَفَهُ صالِحُ هُوَ اَمْ طالِحٌ؟ اَلا وَفیه آیةٌ لِلمُتوَسّمینَ وَهِی السَّبیلُ المُقیمُ.[10]

هرگاه قائم قیام كند احدی از خلق خدا در پیش او نایستد مگر این كه آن حضرت، او را بشناسد كه صالح است یا طالح، آگاه باشید كه در شأن او است آیه «اِنَّ فی ذالِك لاَیاتٍ للمتوسّمینَ».

و در حدیث دیگر فرمود: لَو قامَ قائمُنا اَعطاهُ اللّهُ السّیماءَ فَیأمَرَ بِالكافِرِ فَیؤخَذُ بِنواصیهِمْ وَاَقدامِهِم ثُمَّ یخبِطُ بِالسَّیفِ خبطا.[11]

چون قائم ما قیام كند، خداوند علم سیما به او عطا كند، پس امر می كند بر كافر، پس موهای پیشانیشان را می گیرند و به پاهای ایشان می چسبند و می كشانند به سوی شمشیر و شمشیر را در میان ایشان می نهد.

10ـ در حدیثی امام صادق(علیه السلام) فرمود: اِنَّ قائِمَنا اِذا قامَ مَدَّاللّهُ لِشیعَتِنا فی اَسماعِهِم وَابصارِهِم حَتّی لایكُونَ بَینَهُم وَبینَ القائِمِ بَریدٌ یكَلِّمُهُم فَیسمَعُونَ وَینظُرونَ اِلَیهِ وَهُوَ فی مكانِهِ.[12]

هنگامی كه قائم ما قیام كند خداوند آن چنان گوش و چشم شیعیان ما را تقویت می كند كه میان آن ها و قائم (رهبر و پیشوایشان) نامه رسان نخواهد بود. با آن ها سخن می گوید سخنش را می شنوند و او را می بینند؛ در حالی كه او در مكان خویش است (و آن ها در نقاط دیگر دنیا).

یعنی وسایل انتقال صدا و تصویر، به طور همگانی و آسان در اختیار همه پیروان او قرار دارد؛ آن چنان كه در عصر حكومت او اداره پست چیز زایدی محسوب می گردد.

بنابراین، همه برنامه ها با سیستم «شهود و حضور» اجراء می شود؛ در چنین حالتی هیچ امری از حاكم آن زمان مخفی نخواهد بود هر چند برای دیگران مخفی باشد. امام به طور طبیعی (با قطع نظر از علم غیب) بر همه چیز آگاه است و همانند داود و سلیمان، بر اساس علمش داوری می نماید.

11ـ عَن اَبی عبدِاللّه (علیه السلام) قالَ: اِذا قامَ قائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ حَكَمَ بَینَ النّاسِ بِحُكمِ داوُد لایحتاجُ اِلی بَینَةٍ، یلهِمُهُ اللّهُ تَعالی فَیحكُمُ بِعِلمِهِ وَیخبِرُ كُلَّ قَومٍ بِما استَبطَنوهُ، وَیعرِفَ وَلِیهُ مِنْ عَدُوّهِ بِالتِّوَسّمِ، قالَ اللّهُ سُبحانَه اِنّ فی ذالِكَ لاَیاتٍ لِلمُتَوَسّمینَ وَاِنَّها لِسَبیلٍ مُقیمٍ.[13]

امام صادق (علیه السلام) فرمود: هرگاه قائم آل محمد قیام كند، میان مردم به حكم داود حكم می كند و در حكمش نیاز به بینه و گواه ندارد. خداوند بزرگ به او الهام می كند، پس به علم خود حكم می كند.

و هر قومی را به آن چه پنهان كرده اند آگاه می كند. دوست خود را از دشمن با توسّم می شناسد (یعنی بافر است و نگاه از سیما تشخیص می دهد). این است كه خدای سبحان فرمود «اِنّ فی ذالِكَ لاَیاتٍ للمُتَوَسِّمینَ».

12ـ عَن اِبنِ تَغلِب قالَ: قالَ لی اَبوعَبدِاللّه (علیه السلام): دَمانِ فِی الأِسلامِ حَلالٌ مِنَ اللّه لایقضی فیهما اَحَدٌ حَتّی یبعَثَ اللّهُ قائِمنا اهلَ البیتِ، فَاِذا بَعَثَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ قائمنا اَهلَ البیتٍ حَكَمَ فیهما بِحُكمِ اللّهِ لایریدُ عَلَیهِما بَینَةٌ: الزّانِی المُحصِن یرجُمُهُ وَمانِعُ الزّكاتِ یضرِبُ عُنُقَه.[14]

ابان بن تغلب گفت: امام صادق(علیه السلام) برای من چنین فرمود: دو خون است كه در اسلام از خداوند حلال شناخته شده است، ولكن هیچ كس در آن دو خون حكم نكند، تا این كه خدای عزیز و بزرگ قائم اهلبیت را بر انگیزاند، پس او به دستور خدا در [باره] آن دو، حكم كند و در این رابطه از كسی بینه و گواه نطلبد (یعنی به علم خود عمل كند) زنا كننده محض را سنگسار كند و مانع زكات را گردن زند.

13ـ قالَ اَبُوجَعفَر(علیه السلام): یقُومُ القائِمُ بِأَمرٍ جَدیدٍ، وَكِتابٍ جَدیدٍ، وَقَضاءٍ جَدیدٍ.[15]

امام باقر(علیه السلام) فرمود: قائم امام مهدی قیام می كند به امر جدید و كتاب جدید و داوری جدید كه بر عرب بسیار سختگیر است.

14ـ عَنْ اَبی جعَفَر(علیه السلام) قالَ: یقضِی القائِمُ بِقَضایا ینكِرُها بَعَضُ اَصحابِهِ مِمَّن قَدْ ضَرَبَ قُدّامَهُ بِالسَّیفِ وَهُوَ قَضاءُ آدَمَ(علیه السلام) فَیقَدِّمُهُمْ فَیضرِبُ اَعناقَهُمْ، ثُمَّ یقضِی الثّانِیةَ فَینكِرُها قَوْمٌ آخَروُنَ مِمَّنْ قَدْ ضَرَبَ قُدامَهُ بِالسَّیفِ وَهُوَ قَضاءُ داوُد(علیه السلام) فَیقَدِّمُهُمْ فیضربُ اَعناقَهُمْ ثُمَّ یقضِی الثّالِثَةَ فَینكِرُها قَومٌ آخَروُنَ مِمَّن قَدْ ضَرَبَ قُدّامَهُ بِالسَّیفِ وَهُوَ قَضاءُ اِبراهیم فَیقَدِّمُهُمْ فَیضرِبُ اَعناقَهُم، ثُمَّ یقضی الرّابِعَةَ وَهُوَ قَضاءُ مُحمَّدٍ (صلّى اللّه عليه و آله) فَلا ینكِرُها اَحَدٌ عَلَیه.[16]

امام باقر(علیه السلام) فرمود: قائم به گونه ای قضاوت می كند كه بعضی از اصحاب او همان هایی كه در جلو او شمشیر زده اند، آن قضاوت ها را نادرست می شمارند و مورد انكار قرار می دهند. و آن قضاوت آدم (علیه السلام) است؛ پس گردن آنان را می زند. باز در مرتبه دیگر قضاوت می كند به قضاوت هایی كه آن را جمع دیگر از كسانی كه در جلو حضرت شمشیر زده اند انكار می كنند و آن را منكر می شمارند، و آن قضاوت داود (علیه السلام) است؛ پس گردن ایشان را هم می زند.

بار سوم به قضایای دیگری به سبك و روش ابراهیم(علیه السلام) قضاوت می كند؛ این بار نیز جمعی دیگر از كسانی كه در جلو او شمشیر زده اند (آن را) نادرست (و خلاف شرع) می شمارند و بر وی انكار می كنند، پس گردن ایشان را نیز می زند.

بار چهارم به قضاوت های محمد(صلّى اللّه عليه و آله) قضاوت می كند، هیچ كس بر وی انكار نمی كند.

15ـ در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: اِذا قامَ القائِمُ بَعَثَ فی اَقالیمِ الأَرضِ فی كُلّ اِقلیمٍ رَجُلاً یقُولُ عَهدَكَ فی كَفِّكَ فَاِذا وَرَدَ عَلَیكَ مالا تَفهَمُهُ وَلاتَعرِفُ القَضاءَ فیهِ، فَانظُر اِلی كَفِّكَ وَاعمَل بِما فیها.[17]

هرگاه قائم قیام كند، در هر اقلیمی از اقالیم زمین مردی را بفرستد و بگوید عهد تو در كف دست تو است، هرگاه بر تو وارد شود [كسی و تو] چیزی را نفهمی و قضاوت آن را ندانی، به كف [دست] خود نظر كن و به آن چه در وی است عمل نما.

16ـ قالَ الباقِرُ(علیه السلام): …ثُمَّ یرجِعُ اِلَی الكُوفَة فَیبْعَثُ الثَلاثَ مِأةَ وَالبَضْعَةَ عَشَرَ رَجُلاً اِلَی الأفاقِ كُلِّها فَیمْسَحُ بَینَ اَكتافِهِم وَعَلی صُدوُرِهِم فَلا یتَعایونَ فی قَضاءٍ…[18]

امام باقر(علیه السلام) فرمود: پس از آن كه امام(علیه السلام) به كوفه بازگشت و در آن جا مستقر شد، بیش از سیصد و ده نفر را به اطراف عالم (برای حكمروانی و اجرای احكام الهی) می فرستد و در هنگام فرستادنِ آن ها، شانه ها و سینه های آن ها را با دست مبارك مسح می كند.

پس آنان در هیچ حكمی و قضایی عاجز نمی مانند (قضا و داوری در هر امر مشكلی برای آنان آسان خواهد بود).

17ـ عَن اَبی جَعفَر(علیه السلام) قالَ فی حَدیثٍ: … فَاِنَّما سُمِّی المَهدی لاِءَنَّهُ یهدی بِاَمرٍ خَفِی یستَخرِجُ التَّوراةَ وَسایرَ كُتُب اللّهِ مِنْ غارٍ بِأنطاكیه فَیحكُمُ بین اَهلِ التَّوراتِ بِالتَّوراتِ، وَبین اَهلُ الأنجیلٍ بِالأِنجیلِ، وَبَینَ اَهلِ الزَّبُورِ بِالزَّبُورِ، وَبَینَ اَهلِ الفُرقانِ بِالفُرقانِ…[19]

در حدیثی از امام باقر(علیه السلام) می خوانیم كه فرمود: علت نام گذاری او (امام دوازدهم) به مهدی، این است كه خدا او را به امور مخفی هدایت كرده است. از جمله این كه تورات و دیگر كتاب های آسمانی را از غاری در انطاكیه خارج می سازد و میان پیروان تورات به تورات و پیروان انجیل به انجیل و پیروان زبور به زبور و پیروان قرآن به قرآن، قضاوت و داوری می كند.

18ـ عَنِ الصّادِقِ (علیه السلام) قالَ: … اَما وَاللّهِ لَیدخِلَنَّ عَلَیهِمْ عَدْلَهُ جَوفَ بُیوتِهِمَ كَما یدخُلُ الحَرُّ وَالقَرُّ.[20]

آگاه باشید، قسم به خدا مهدی عدالت را وارد خانه ها می كند؛ هم چنان كه سرما و گرما وارد خانه ها می شود (یعنی دادگری او همه جا را فرا می گیرد)

بررسی

از كنكاش در روایات بالا مطالب ذیل به دست می آید:

1ـ عدالت از اصول مهم و از تعالیم اساسی و اهداف بزرگ اسلام است.

تعالیمی كه قرآن مجید و احادیث معتبر، با تأكید و صراحت همكاران به اجرای آن در تمام زمینه های زندگی به آن مأمور متعهد ساخته است. پیامبران الهی همگان در مأموریت آسمانی خود، خواهان برپا داشتن عدل در بین تمام انسان های جهان بوده اند و می خواستند مردم را به گونه ای تربیت كنند كه آنان خود قسط و عدل را بپا دارند، ولی هیچ یك از انبیا و اولیای الهی در این مأموریت خطیر، به طور كامل موفق نبودند.

تنها كسی كه می تواند با موفقیت تمام عدالت را برقرار كند، امام مهدی(علیه السلام) است؛ تا جایی كه جمله «یملأ اللّهُ الأَرضَ قِسطا وَعَدلاً» برای تأكید این حقیقت در بسیاری از روایات آمده است. در احادیث فوق نیز، با صراحت به فراگیر شدن عدل در عصر ظهور اشاره شده است.

اجرای عدالت در زمان آن حضرت منحصر به روابط اجتماعی منحصر نیست؛ بلكه اصول عدالت در تمام زمینه های كلی و جزیی به طور شگفت آوری اجرا می شود.

در حدیث آمده است كه وقتی مهدی بیاید نه تنها جوامع بشری و آبادی ها، بلكه همه زمین را پر از عدل و داد نماید؛ تا جایی كه قطره ای آب، از چشمه ساری به هدر نرود و میوه ای از درختی به ستم یا اسراف چیده نشود. او همه مكان ها و همه زمان ها را پر از عدالت كند؛ آبادی ها، هامون ها، دشت ها، درّه ها، جنگل ها، كوهساران، بامدادان و غروب ها و… را.[21]

و چنان كه در حدیث 18 اشاره شد، عدل و داد همانند سرما و گرما وارد خانه ها می شود؛ یعنی همان گونه كه گرما و سرما خود به خود، وارد خانه ها می شود و همه جای آن را پر می كند و روی همه چیز اثر می گذارد، امام مهدی نیز دادگری و عدل خویش را، این چنین به درون زندگی ها می برد و نفوذ می دهد و می گستراند. همه چیز در عدل و داد فرو می رود و جوهر عدل و داد می پذیرد.

می گویند در حكومت حضرت مهدی سخن گویان نخستین مرحله دولت او در مكه فریاد می زنند: “هر كس نماز فریضه خود را در كنار حجرالأسود و محل طواف خوانده است و می خواهد نافله بخواند، به كناری رود و آن كس كه می خواهد نماز واجب خود را بخواند، بیاید و بخواند تا حق كسی ضایع نشود.[22]

یعنی تا این حد حقوق مردم مراعات می شود. بنابراین، در داوری و حكومت او به اندازه سوزنی به كسی ستم نمی شود و هر كس به حق خود می رسد.

2ـ طبق حدیث شماره 1، 7، 8، 11 و 14 امام مهدی (عج) هم بر اساس حكم داود و سلیمان حكم می كند (یعنی بر اساس علم خود قضاوت می كند و از مدّعی بنیه و از منكر سوگند مطالبه نمی كند) و هم بر اساس حكم محمد (صلّى اللّه عليه و آله) كه بر اساس بنیه و قسم است، داوری می كند؛ یعنی او هم به قواعد دادرسی اسلامی هم چون اقرار، گواهی گواهان و سوگند منكر و هم از روش های روانی و علمی برای كشف مجرمان اصلی بهره می برد.

3ـ بر اساس حدیث شماره 2 و 3، در عصر ظهور، با پیشرفت علوم، فناوری و تكنیك و صنعت، وسایل كشف جرم آن قدر كامل می شود كه كمتر مجرمی می تواند ردپایی كه با آن شناخته شود از خود به جا نگذارد. به دلیل مراقبت شدیدی كه در عصر حكومت او اعمال می شود، مجرمان در خانه خود نیز در امان نیستند؛ چرا كه ممكن است با وسایل پیشرفته تحت كنترل باشند. حتی ممكن است امواج صوتی آن ها از پشت دیوار قابل كنترل باشند.

این خود اشاره دیگری به گستردگی ابعاد مبارزه با فساد در عصر حكومت او است و نیز معلوم می شود كه لازم نیست امام در تمام موارد قضا، نه علم غیب خود استفاده كند، بلكه در بسیاری از موارد داوری حضرت بر اساس علمی است كه از راه های عادی آن عصر به دست آمده است.

بدیهی است بدون چنین سلطه اطلاعاتی بر تمام جهان، تشكیل حكومت واحد جهانی و برقراری صلح و امنیت و عدالت، به طور همه جانبه دور از دست رس نخواهد بود. چنان كه از حدیث شماره 3 استفاده می شود؛ در عصر حكومت امام مهدی (عج) یك سیستم نیرومند و مجهز برای انتقال تصویرها به وجود می آید كه شاید تصور آن هم برای ما مشكل باشد.

با كمك این فناوری جهان برای او مثل كف دست خواهد بود؛ نه موانع مرتفع و نه گودی زمین ها، هیچ كدام مانع از دیدن موجودات روی زمین نخواهد شد. معلوم است كسی كه چنین امكاناتی در اختیار دارد، برای داوری خود به اقرار یا گواهی گواهان یا سوگند منكر نیاز نخواهد داشت.

4ـ امام صرفا با نگاه به چهره افراد، مجرم را از غیر مجرم و صالح را از طالح و دوست را از دشمن می شناسد؛ زیرا خداوند علم سیما به او عطا فرمود، حدیث شماره 9 و حدیث ذیل آن و حدیث شماره 11، گواه درستی این مطلب است. روشن است كسی كه با نگاه، شخص را می شناسد، قطعا در داوری خود به بینه و سوگند نیاز نخواهد داشت.

5ـ طبق حدیث های شماره 3 و 10، در عصر حكومت او همه چیز برای شیعیان روشن است، چه رسد برای خود آن حضرت؛ به همین دلیل قُضات منصوب آن حضرت هم، بیشتر به علم خود عمل می كنند.

6ـ طبق حدیث های شماره 4 و 5، حضرت حكم قتل كسانی را صادر می كند كه پیش از او هیچ قاضی نتوانست چنین حكمی بدهد؛ یعنی داوری ویژه ای است كه تنها آن حضرت انجام می دهد و طبق حدیث شماره 11 حكم حضرت بر اساس الهام و وحی الهی است.[23]

7ـ از جمله داوری های آن حضرت، حكم به حدّ مردگانی است كه در زمان زندگانی حدی بر گردنشان بوده ولی اجر نشده است. حدیث شماره 6 دلیل این مدعا است.

8ـ حضرت در دوران حكومت خود برای تمام ایالت ها حاكم و قاضی نصب می كند و هنگام فرستادن قاضی دست محبت خود را به شانه و سینه او می كشد و می فرماید: هرگاه در امر قضا درمانده شدی و حكم آن برای تو روشن نبود، به كف دست خود نگاه كن؛ زیرا همه آن چه كه در باره قضا نیاز داری، در آن وجود دارد؛ به همین دلیل قاضی های منصوب حضرت در هیچ واقعه ای درمانده نمی شوند و بیشتر مسایل را می دانند.

آنان بر اساس علم خود داوری می كنند، البته از گواهی گواهان سوگند منكران هم كه شیوه؛ دادرسی در اسلام است، بهره می گیرند، ولی هرجا از این طریق به نتیجه نرسیدند، به كف دست خود نگاه می كنند و مطلب روشن می شود. (حدیث شماره 15 و 16)

9ـ بر اساس حدیث شماره 17، حضرت درباره هر قومی طبق آیین و كتاب آن قوم حكم می كند؛ بر یهود طبق تورات، بر نصارا بر اساس انجیل، بر اهل زبور طبق زبور، و بر مسلمانان بر اساس قرآن حكم می كند.

10ـ چون شیوه قضا و داوری آن امام همام بر خلاف شیوه دیگر حكّام و قضاوت جهان است، در حدیث شماره 13، آمده است كه حضرت با كتاب جدید و قضاء جدید می آید.

11ـ طبق حدیث های شماره 4 و 12 حضرت مانع الزكات را به قتل می رساند؛ از آن جا كه زكات از ضروریات دین است اگر كسی منكر آن شود و یا مانع پرداخت آن شود، چنین كسی مرتد می شود و حكم مرتد فطری قتل است. هرچند قبل از ظهور، چنین حدّی اجرا نمی شد، ولی آن حضرت در عصر خود حد مرتد فطری را جاری می كند و او را به قتل می رساند.

12ـ طبق حدیث شماره 5، حضرت مهدی نوادگان قاتلان حضرت سید الشهداء را به قتل می رساند؛ وقتی از امام رضا (علیه السلام) سؤال می شود، چگونه به خاطر جرم آبا و اجداد، فرزندان را می كشند، حضرت در پاسخ می فرماید: “آنان به اعمال پدرانشان راضی هستند و هر كسی به فعل قومی راضی باشد، از آن ها و محكوم به حكم آن ها است.[24]

البته این حكم نیز مخصوص آن حضرت است وگرنه امروزه نمی شود به حرف رضایت به عمل خلاف دیگری، آن شخص را حد زد.

خداوند ظهور آن حجة اللّه و ولی اللّه اعظم را در دوران زندگی ما مقرر فرما!

و ما را جزو سربازان فداكار و شهدای در ركاب او قرار ده؛

و اعمال ما را مورد رضا و پسند آن امام همام قرار ده،

و در فرج او كه فرج همه بندگانت می باشد، تعجیل فرما!

نویسنده:حبیب الله طاهری

منبع: نشریه انتظار (نشریه بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) ) ، شماره 10

پاورقیها:

[1] . مكارم، ناصر، مهدی انقلابی بزرگ، قم انتشارات مطبوعاتی هدف، 1356.

[2] . مجلسی، محمدباقر. بحارالأنوار، ج 52، ص 338.

[3] . همان، ص 390، حدیث 212.

[4] . همان، ص 328، حدیث 46.

[5] . همان، ص 309، حدیث 2.

[6] . همان، ص 313، به نقل از علل الشرایع و عیون اخبار الرضا.

[7] . علل‏الشرایع، ج 2، ص 267، بحار، ج 52، ص 314.

[8] . بحار، ج 52، ص 320.

[9] . بصائرالدرجات، بحارالانوار، ج 52، ص 320.

[10] . بحار، ج 52، ص 325 به نقل از كمال الدین صدوق.

[11] . همان، ص 321.

[12] . روضه كافی، ص 241، منتخب الاثر، ص 483، بحار، ج 52، ص 336.

[13] . ارشاد مفید، ص 345، بحار، ج 52، ص 339.

[14] . كافی، ج 3، ص 503، من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 5، محاسن برقی، ص 87، معجم‏احادیث الامام المهدی(عج)، ج 4، ص 69، بحار، ج 52، ص 371.

[15] . بحار، ج 52، ص 354، حدیث 114.

[16] . بحار، ج 52، ص 389 حدیث 207، اثبات الهدی، ج 3، ص 585، معجم ‏احادیث الامام المهدی(عج)، ج 3، ص 309، حدیث 848.

[17] . معجم ‏احادیث الامام المهدی(ع)، ج 5، حدیث 1453، ص 29.

[18] . بحارالانوار، ج 52، حدیث 91، ص 345.

[19] . معجم ‏احادیث الامام المهدی، ج 3، ص 322، حدیث 866، بحار، ج 51، ص 29، حدیث 20، غیبت نعمانی، ص 157.

[20] . بحار، ج 52، ص 362، حدیث 131.

[21] . بعثت، غدیر، عاشورا و مهدی، مقدمه خورشید مغرب، ص 36.

[22] . كافی، ج 4، ص 427؛ خورشید مغرب، ص 33.

[23] . البته وحی، از نوع وحی نبوت نیست، بلكه از نوع وحی به مادر موسی است.

[24] . بحارالأنوار، ج 52، ص 313 به نقل از عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 273 و علل‏ الشرایع، ج 1، ص 219.