سوگوارى و عزادارى امام حسين (ع)

 پاسخ به شبهات عزادارى براى امام حسين (علیه السلام) (1)

سيد محمد حسينى قزوينى

آقاى هدايتى:

اساسى ترين شبهاتى را که وهابيت القاء کرده اند درباره قيام آقا امام حسين (علیه السلام)، بطور عموم و خصوصا در مورد سوگوارى و عزادارى آقا امام حسين (علیه السلام) را، توضيحاتى بدهيد.

استاد حسينى قزوينى:

ما سال گذشته مطالبى را در مورد ابن تيميه در اين زمينه مطرح کرديم، ولى باز هم اشاره اى مى کنيم.

آقاى محمد بن عبد الوهاب بنيان گذار وهابيت، که امروز وهابيت سخنان او را از سخنان رسول اکرم (ص) با ارزش تر مى دانند، که اين نيز مورد اعتراض بعضى علماى وهابى قرار گرفته، تعبيرى دارد در کتابى به نام رسالة فى الرد على الرافضة در صفحه ۴۶ إلى ۴۹:و من قبائح هؤلاء الرافضة، أنهم يتخذون يوم موت الحسين مأتماً، فأما النياحة فمن أعظم منکرات الجاهلية، يترتب على ما يفعلون من المنکرات و المحرمات کما لا يحصى و کل ذلک بدعة و منکر. کلهم مشارکون فى البدعة، فاللازم على کل مؤمن منع هؤلاء المبتدعه من هذه البدعة القبيحة.

يکى ازکارهاى قبيح شيعيان، اين است که شهادت امام حسين (علیه السلام) را، ايام عزا اعلام مى کنند و اينها با يا حسين گفتن، کارهاى خلافى انجام مى دهند، نو حه کردن و عزادارى کردن از بزرگترين منکرات دوران جاهليت است. بر اين عزادارى هاى شيعيان براى امام حسين (علیه السلام) هم محرمات و هم منکرات مترتب است. اگر کسى عزادارى کند يا راضى به عزادارى باشد يا کمک به عزادارى کند يا اجيز براى عزادارى شود، همه اينها در بدعت شريکند و بر همه مؤمنين واجب است که اين شيعيان را از اين بدعت قبيح، نهى از منکر بکنند

در اينجا بينندگان عزيز توجه کنند به مطلبى که از هيئت عالى إفتاء عربستان سعودى که در رأسش آقاى بن باز، مفتى أعظم سابق عربستان است، سؤالى کرده اند که:

بعضى از شيعيان، يا على و يا حسين مى گويند؛ اين چه حکمى دارد؟

هيئت عالى إفتاء جواب داده:يا على و يا حسين گفتن، شرک است و شرک اکبر هم است؛يخرج من ملة الإسلام و فلا يحل أن يزوجهم المسلمات و لا يحل لنا أن نتزوج من نسائهم

و کسى که اين يا على و يا حسين را بگويد وى از دين اسلام خارج و مرتد مى شود. بر شيعيانى که يا حسين مى گويند، بر ما وهابيت جايز نيست که به آنان دختر بدهيم و بر ما هم جائز نيست که با دختران شيعه ازدواج کنيم. البته اين کمال افتخار براى مردان شيعه است که دختر از وهابى نگيرد و اين سعادت براى دختران شيعه است که همسر وهابى نباشند. البته ما تزويج و تزوج را با برادران أهل سنت هيچ إشکالى نمى دانيم؛ ولى با وهابيت تکفيرى و إفراطى را، ما الحق مايه ننگ مى دانيم.

جالب اينکه از همين هيئت عالى افتاء سؤال شده که:

آيا ما با يهود و نصارى مى توانيم تزويج و تزوج کنيم يا نه؟

جواب دادند:يجوز للمسلم أن يتزوج کتابياً، يهودية أو نصرانية.

جائز است براى مسلمان که از يهودى و نصرانى دختر بگيرد.

من توجه عزيزان را به اين نکته جلب مى کنم که: چطور شد يا حسين گفتن، شرکى را ايجاد کرد که دختر گرفتن و دختر دادن حرام است، ولى يهود و نصارى که قرآن صراحت دارد که:قالت اليهود عزير إبن الله و قالت النصارى المسيح إبن الله.

يهود عزير را فرزند خدا مى دانند و نصارى هم مسيح را فرزند خدا مى دانند.سوره توبه، آيه ۳۰

آنهايى که عزير و مسيح را فرزند خدا مى دانند، مشرک نيستند و دختر گرفتن از آنها اشکالى ندارد، ولى شيعه يا يک مسلمان، اگر يا حسين بگويد، او مشرک است و شرک او در حدى است که دختر گرفتن و دختر دادن به او حرام است. اين هم از عجائب روزگار است.

در اين رابطه چند نکته قابل عرض است که:اينها که عزادارى براى امام حسين (علیه السلام) را بدعت مى شمارند يا ظاهرا تاريخ اسلام را نخوانده اند يا وارونه خوانده اند. قضيه شهادت آقا امام حسين (علیه السلام) و قضيه گريه کردن نبى مکرم (ص) يا ديگر صحابه براى امام حسين (علیه السلام) حتى قبل از ولادت آقا امام حسين (علیه السلام) در تاريخ أهل سنت، حتى در کتاب هاى معتبرشان نيز آمده است. شما ببينيد خود آقاى ذهبى که از استوانه هاى علمى أهل سنت است که از او به عنوان إمام الجرح و التعديل ياد مى کنند، در کتاب سير أعلام النبلاء، ج۳، ص۲۹۱ آورده که رأس الجالوت، از بزرگان أهل سنت، ايشان اين قضيه را مطرح مى کند و مى گويد:وقتى ما از کربلاء عبور مى کرديم، اسب ما رم مى کرد و ما به زمين مى خورديم و احساس ناراحتى مى کرديم و از پدرم سوال کردم که چرا اين چنين اتفاقى در عبور از کربلاء براى ما مى افتند؟ قال کنا نتحدث أن ولد نبى مقتول فى ذلک المکان، پدران و بزرگان ما گفته اند که فرزند يک پيغمبرى در اين مکان کشته خواهد شد. فلما قتل الحسين قلنا هذا الذى نتحدث، وقتى امام حسين (علیه السلام) شهيد شد، ما فهميديم خبرى که بزرگان و أنبياء گذشته به ما داده بودند، مراد امام حسين (علیه السلام) فرزند رسول اکرم (ص) بوده است. اين يک نکته.

سير أعلام النبلاء، ج۳، ص۲۹۱- تاريخ طبرى، ج۴، ص۲۹۶- معجم کبير طبرانى، ج۳، ص۱۱۱ – تاريخ دمشق إبن عساکر، ج۱۴، ص۲۰۰- تهذيب الکمال مزى، ج۶، ص۴۱۰ – تهذيب التهذيب إبن حجر، ج۳، ص۳۰۱ .

نکته دوم. آقايان خوارزمى در مقتل الحسين و طبرى در ذخائر العقبى آورده اند بر اينکه:وقتى امام حسين (علیه السلام) بدنيا آمد، رسول اکرم (ص) وقتى بر قنداقه امام حسين (علیه السلام) آمد، نگاهى کرد و قطرات اشکش جارى شد؛ خواهر أسماء بنت عميس عرض کرد: يا رسول الله چرا گريه مى کنى؟ رسول اکرم (ص) فرمود: اين فرزندم را تقتله الفئة الباغية من أمتى، گروه ستمکار و ياغى از أمتم خواهند کشت او را، و لا أنالهم الله شفاعتى. خداوند شفاعت من را به اينها قسمت نکند.مقتل الحسين خوارزمى، ج۱، ص۸۸ – ذخائر العقبى طبرى، ص۱۱۹٫

نکته سوم. آنچه که تاريخ براى ما نقل کرده، وقتى امام حسين (علیه السلام) يک ساله بوده، أم الفضل بنت حارث نقل مى کند که:

روزى نبى مکرم(ص) وارد شد و امام حسين (علیه السلام) را روى زانوانش نشاند و ديدم از چشمانش قطرات اشک جارى شد و عرض کردم:

يا نبى الله بأبى أنت و أمى ما لک؟ قال أتانى جبرئيل عليه الصلاة و السلام فأخبرنى إن أمتى ستقتل إبنى هذا، فقلت هذا؟ فقال نعم و أتانى بتربة من تربته حمراء.

پدر و مادرم فداى تو باد، تو را چه شده است؟ فرمود جبرئيل آمد و به من خبر داد که: امت تو درآينده اين فرزندت را خواهند کشت و بعد يک تکه از تربت قرمز کربلاء را هم جبرئيل براى من آورد.

اين روايت را آقاى حاکم نيشابورى نقل مى کند و مى گويد: هذا حديث صحيح على شرط الشيخين. اين روايت بر مبناى صحيح مسلم و صحيح بخارى، صحيح است.مستدرک الصحيحين، ج۳، ص۱۷۶٫

جالب اينکه خود أم المؤمنين عايشه قضيه اى را مشابه اين نقل مى کند که رسول اکرم (ص) آقا امام حسين (علیه السلام) را بغل کرد و گريه فرمود و مى گويد: من عرض کردم يا رسول الله چرا گريه مى کنيد؟ عين همين قضيه را مطرح کرد و فرمود:و إن أمتى ستفتن بعدى.

أمت من بعد از من گرفتار امتحان خواهند شد.

و بعد جبرئيل مى گويد:

إن إبنى الحسين يقتل بعدى بأرض الطف.

در سرزمين طف، حسين تو را مى کشند.

مجمع الزوائد هيثمى، ج۹، ص۱۸۸ – معجم کبير طبرانى، ج۳، ص۱۰۷

منبع :سايت حضرت ولى عصر (عج)