خانواده شیعی » تربیت فرزند » نوجوان و جوان »

سن ازدواج دختران (۱)

زهرا آیت الهى

سن ۹ سال براى بلوغ دختر و واداشتن او به تکالیف اجتماعى در این سنّ و به طور خاص، سن ازدواج در ۹ سالگى مورد سؤال قرار گرفته است. موارد قانونى در این باره بدین قرار است:

ماده ۱۲۱۰ قانون مدنى اصلاحى سال ۱۳۶۱:

(هیچ کس را نمى توان بعداز رسیدن به سن بلوغ، به عنوان جنون یا عدم رشد، محجور نمود، مگر آن که رشد یا جنون او ثابت شده باشد.

تبصره ۱: سن بلوغ در پسر ۱۵ سال تمام قمرى و در دختر ۹ سال تمام قمرى است.

تبصره ۲: اموال صغیرى را که بالغ شده است، در صورتى مى توان به او داد که رشد او ثابت شده باشد.)

ماده ۱۰۴۱ اصلاحى سال ۱۳۷۰: نکاح قبل از بلوغ ممنوع است.

تبصره: عقد نکاح، قبل از بلوغ با اجازه ولى، به شرط رعایت مصلحت مولى علیه صحیح مى باشد.)

در قانون مدنى، پیش از انقلاب اسلامى ایران، قانون بدین صورت بوده است.

ماده ۱۰۴۱:

(نکاح اناث، قبل ازرسیدن به سن ۱۵ سال تمام و نکاح ذکور، قبل ازرسیدن به سن ۱۸ سال، تمام ممنوع است. مع ذلک در مواردى که مصالحى اقتضا کند، با پیشنهاد مدعى العموم و تصویب محکمه، ممکن است استثنائاً معافیت از شرط سن اعطا شود، ولى در هر حال این معافیت نمى تواند به اناثى داده شود که کم تر از ۱۳ سال تمام و به ذکورى شامل گردد که کم تر از ۱۵ سال تمام دارند.)

براى آن که این ماده قانونى ضمانت اجرا داشته باشد و افراد به دلیل عرف رایج اجتماعى خویش یا دلیلهاى دیگر، در زیر سن قانونى ازدواج نکنند، ماده دیگرى نیز، تصویب شده بود.

ماده سوم قانون ازدواج مصوب ۲۰ مرداد ۱۳۱۰:

(هر کس بر خلاف مقررات ماده ۱۰۴۱ قانون مدنى، با کسى که هنوز به سن قانونى براى ازدواج نرسیده است، مزاوجت کند به ۶ ماه الى ۲ سال حبس تأدیبى محکوم خواهد شد. در صورتى که دختر به سن ۱۳ سال تمام نرسیده باشد، لااقل به دو الى سه سال حبس تأدیبى محکوم مى شود و در هر دو مورد، ممکن است علاوه بر مجازات حبس به جزاى نقدى از ۲۰۰۰ ریال الى ۲۰۰۰۰ ریال محکوم گردد و اگر در اثر ازدواج برخلاف مقررات فوق، مواقعه، منتهى به نقص یکى از اعضا یا مرض دائم زن گردد، مجازات زوج از ۵ الى ۱۰ سال، حبس با اعمال شاقه است و اگر منتهى به فوت زن شود، مجازات زوج حبس دائم با اعمال شاقه است. عاقد و خواستگار و سایر اشخاصى که شرکت در جرم داشته اند نیز، به همان مجازات یا مجازاتى که براى معاون جرم مقرر است، محکوم مى شوند.)

در این نوشتار، سعى شده سن ازدواج دختر از نظر فقهى مورد بررسى قرار گیرد و با نگاهى مختصر به دیدگاه پزشکى و روان شناسى در این موضوع، این امر مورد بحث قرار گیرد که آیا دستاوردهاى علوم تجربى، با آنچه در روایات بیان شده، ناسازگارند، یا خیر؟

امید آن که، این تلاش مورد قبول خداوند قرار گیرد و روشن گرِ پاره اى از ابهامها در موضوع مورد بحث باشد.

بلوغ در قرآن

بلوغ حُلم

(و اذا بلغ الاطفال منکم الحُلُم فلیستأذنوا کما استأذن الذین من قبلهم کذلک یبیّن اللّه لکم آیاته و اللّه علیم حکیم.)۱

آن گاه که کودکان شما به حد بلوغ و احتلام رسیدند، باید مانند سایر بالغان با اجازه وارد شوند. خدا آیات خود را براى شما به این روشنى بیان مى کند که او دانا و محکم کاراست.

(یا ایها الذین آمنوا لیستأذنکم الذین ملکت ایمانکم والذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرات من قبل صلاه الفجر وحین تضعون ثیابکم من الظهیره ومن بعد صلاه العشاء ثلاث عورات لکم.)۲

اى ایمان آورندگان، باید بندگان شما که مالک آنها هستید و اطفالى که هنوز به وقت احتلام نرسیده اند در شبانه روز سه مرتبه براى ورود اجازه بخواهند: پیش از نماز صبح، پس از نماز عشا و هنگام ظهر، آنگاه که جامه از تن بر مى گیرید که این سه وقت هنگام خلوت شماست.

بلوغ نکاح

(و ابتلوا الیتامى حتى اذا بلغوا النکاح فان انستم منهم رشداً فارفعوا الیهم اموالهم.)۳

ییتیمان را آزمایش کنید، تا هنگامى که بالغ شده و به ازدواج گرایش پیدا کردند، اگر آنان را به درک مصالح زندگانى خود دانا یافتید، اموالشان را به آنان بدهید.

بلوغ اشدّ

(و لا تقربوا مال الیتیم الا بالتى هى احسن حتى یبلغ اشدّه.)۴

به مال یتیم نزدیک نشوید، مگر آن که راه بهترى را برگزینید، تا آن که به حد رشد برسد.

(و لمّا بلغ أشدّه اتیناه حکماً و علماً وکذلک نجزى المحسنین.)۵

چون یوسف به رشد رسید، او را حکمفرمایى و دانش بخشیدیم و چنین نیکوکاران را پاداش مى دهیم.

(و امّا الجدار فکان لغلامین یتیمین فى المدینه و کان تحته کنز لهما و کان ابوهما صالحاً فاراد ربک ان یبلغا اشدهما و یستخرجا کنزهما رحمه من ربّک.)۶

اما بازسازى دیوار به آن جهت بود که زیر آن گنجى از دو کودک یتیمى که پدرى صالح داشتند، پنهان بود. خدا خواست تا آن کودکان به حد رشد برسند، تا به لطف خدا خودشان گنج را بیرون آورند.

(یا ایها الناس ان کنتم فى ریب من البعث فانا خلقناکم من تراب ثم من نطفه ثم من علقه ثم من مضغه مخلقه و غیر المخلّقه لنبیّن لکم و نقر فى الارحام ما نشاء الى اجل مسمى ثم نخرجکم طفلاً ثم لتبلغوا اشدکم.)۷

اى مردم، اگر شما در روز قیامت و قدرت خدا بر برانگیخته شدن مردگان شک دارید، بدانید که ما شما را ابتدا از خاک آفریدیم، آنگاه از نطفه، سپس از خون بسته، بعد از پاره گوشت تمام و ناتمام، تا قدرت خود را بر شما آشکار سازیم و از نطفه ها آنچه را مشیت ما تعلق گیرد، در رحمها قرار دهیم، تا در وقتى معین، کودکى از رحم بیرون آوریم تا زندگى کرده و به حد رشد برسد.

(و لمّا بلغ اشدّه و استوى اتیناه حکماً و علماً و کذلک نجزى المحسنین.)۸

و هنگامى که موسى به رشد رسید و کمال یافت، ما به او حکم و علم بخشیدیم و چنین به مردم نیکوکار پاداش مى دهیم.

(هو الّذى خلقکم من تراب ثم من نطفه ثم من علقه ثم یخرجکم طفلاً ثم لتبلغوا اشدّکم ثم لتکونوا شیوخاً.)۹

او خدایى است که شما را از خاک آفرید، سپس از نطفه، آن گاه از خون بسته، پس از آن شما را از رحم مادر، کودکى بیرون آورد، تا آن که به سنّ رشد رسیده و سپس پیر شوید.

(و وصینا الانسان بوالدیه احساناً حملته امه کرهاً و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهراً حتى اذا بلغ اشده و بلغ اربعین سنه قال ربّ او زعنى ان اشکر نعمتک التى انعمت على و على والدى و ان اعمل صالحاً ترضیه و اصلح لى فى ذریتى انى تبت الیک و انى من المسلمین.)۱۰

ما انسان را به احسان در حق پدر و مادر سفارش کردیم. مادر، با رنج، بار حمل را تحمل کرد و با مشقت وضع حمل کرد و سى ماه مدت حمل و شیرخوارى بود، تا وقتى که به حد رشد رسید و چهل ساله شد آن گاه سزاوار است که بگوید: خدایا مرا بر نعمتى که به من و پدر و مادر من بخشیدى شکر بیاموز و به کار شایسته اى که خشنودى تو در آن است، موفق بدار و فرزندان مرا صالح گردان. بارالها! من به سوى تو بازگشتم به درستى که من از تسلیم شدگانم.

بلوغ در روایات (روایات ۹ سال)

۱. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(حدّ بلوغ المرأه تسع سنین.)۱۱ حد بلوغ زن نُه سالگى است.

۲. همان بزرگوار مى فرماید: (اذا بلغ الغلام ثلاث عشره سنه کتبت له الحسنه وکتبت علیه السیئه و عوقب و اذا بلغت الجاریه تسع سنین فکذلک و ذلک انها تحیض لتسع سنین.)۱۲

هنگامى که پسر سیزده ساله شد، خوبیها و بدیهاى او نوشته مى شود و بر بدیها کیفر مى شود. زمانى که دختر نُه ساله شد همان حکم را دارد; زیرا در نُه سالگى حیض مى شود.

۳ . همان بزرگوار مى فرماید:

(اذا بلغت الجاریه تسع سنین دفع الیها مالها و جاز امرها فى مالها و اقیمت الحدود التامه لها و علیها.)۱۳

زمانى که (دختر) به نُه سالگى رسید، دارایى او، به او بازگردانده مى شود و رواست که در مال خود تصرف کند و حدود تامه، به سود او و علیه او جارى مى شود.

۴ . امام باقر(علیه السلام) مى فرماید:

(الجاریه اذا بلغت تسع سنین ذهب عنها الیتم و زوجت و اقیمت علیها الحدود التامه علیها و لها….)۱۴

هنگامى که دختر نُه ساله شد، کودکى او پایان مى پذیرد و ازدواج مى کند و حدود عمومى علیه او و به سود او جارى مى شود.

۵ . همان بزرگوار مى فرماید:

(فى حدیث قال: ان الجاریه لیست مثل الغلام ان الجاریه اذا تزوجت و دخل بها و لها تسع سنین ذهب عنها الیتم و دفع الیها مالها و جاز امرها فى الشراء و البیع و اقیمت علیها الحدود التامه و اخذت لها و بها….)۱۵

به درستى که دختر مانند پسر نیست، همانا دختر نُه ساله هنگامى که ازدواج و پیوند زناشویى برقرار کند، از کودکى خارج شده و دارایى او را مى توان به او واگذارد و خرید و فروش او نیز نافذ است و حدود تامه بر او جارى مى شود و براى او نیز، علیه دیگرى حدود تامه اجرا مى شود.

۶. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(اذا تم للغلام ثمان سنین فجائز امره و قد وجبت علیه الفرائض و الحدود و اذا تم للجاریه تسع سنین کذلک.)۱۶

زمانى که پسر هشت ساله شد، تصرفات مالى او روا مى شود واجبات و حدود بر او جارى مى گردد و زمانى که دختر نُه ساله شد، همان حکم را دارد.

۷ . امام باقر(علیه السلام) مى فرماید:

(لایدخل بالجاریه حتى یأتى لها تسع سنین او عشر سنین.)۱۷ همبستر شدن با دختر تا پیش از نُه یا ده سالگى جایز نیست.

۸ . امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: (اذا تزوج الرجل الجاریه و هى صغیره فلایدخل بها حتى یأتى لها تسع سنین.)۱۸

هنگامى که مردى با دختر کوچکى ازدواج کرد، نباید با او پیوند زناشویى برقرار کند، تا دختر نُه ساله شود.

۹. امام صادق(علیه السلام) به مردى فرمود: برو به قاضى بگو: رسول خدا(صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود:

(حد امرأه ان یدخل بها على زوجها ابنه تسع سنین.)۱۹

حد زنى که شوهرش مى تواند با او پیوند زناشویى برقرار کند، دختر نُه ساله است [از نُه سالگى به بعد].

۱۰. امام صادق(علیه السلام) فرمود:

(ثلاث یتزوجن على کل حال: التى لم تحض و مثلها لاتحیض. قال: قلت: و ما حدها؟ قال(علیه السلام): اذا اتى لها اقل من تسع سنین.)۲۰

سه گروه از زنان هستند که عده ندارند: زنى که حیض نشده است و مانند او نیز حیض نمى شوند. راوى گوید: پرسیدم: حد آن چیست؟ حضرت فرمود: هنگامى که کم تر از نُه سال داشته باشد.

روایتى دیگر بمانند این روایت بیان شده است: راوى مى گوید: شنیدم امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(ثلاث یتزوجن على کل حال التى قد یئست من المحیض… و التى تحض و مثلها لاتحیض. قلت: و متى تکون کذلک؟

قال: ما لم تبلغ تسع سنین فانها لاتحیض و مثلها لاتحیض.)۲۱

توضیح: روایاتى که دلالت مى کنند: (صبیه التى لاتحیض مثلها لا عده علیها) بسیارند ولى در این روایت، سن مطرح شده است.

۱۱. از امام رضا(علیه السلام) درباره کنیز کم سنى که بالغ نشده و لازم نیست مرد او را استبرا کند(با خبر شود که حامله است یا خیر) فرمود:

اذا لم تبلغ استبرأت شهر. قلت: و ان کانت ابنه سبع سنین او نحوها مما لاتحمل؟ فقال: هى صغیره ولایضرک ان لاتستبرأها. فقلت: ما بینها و بین تسع سنین؟ فقال: نعم، تسع سنین. ۲۲

هنگامى که بالغ نشده، یک ماه استبرا مى شود. راوى گوید پرسیدم: اگر هفت سال یا مانند آن داشت که امکان حاملگى وجود ندارد چه باید کرد؟ حضرت فرمود: چنین دخترى کوچک است و براى تو ضررى ندارد که استبرا نکنى. سپس گفتم: بین هفت تا نُه سال چطور؟ حضرت فرمود: بله ۹ سال [از ۹ سال به بعد باید روشن شود که حامله است یا نه.]

۱۲ . امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: (ان من دخل بامرأته قبل تسع سنین فأصابها عیب فهو ضامن.)۲۳

کسى که با همسر خود پیش از نُه سالگى پیوند زناشویى برقرار کند و به دختر آسیبى وارد آید، مرد ضامن است.

۱۳ . امام على(علیه السلام) مى فرماید: (من تزوج بکراً فدخل بها فى اقل من تسع سنین فعیبت ضمن.)۲۴

کسى که با دخترى ازدواج کند و پیش از نُه سالگى، با او در آمیزد و به دختر آسیبى وارد آید شوهر ضامن است.

۱۴. از امام صادق(علیه السلام) درباره دختر نابالغى پرسش شد که مردى با او در آمیخته و دختر آسیب دیده و مجراى ادرار، یا نشیمنگاه با واژن او یکى شده است؟ امام فرمود:

(ان کان دخل بها حین دخل بها ولها تسع سنین فلا شیئ علیه و ان کانت لم تبلغ تسع سنین او کان لها اقل من ذلک بقلیل حین دخل بها فافتضها فانه قد افسدها و عطلها على الازواج فعلى الامام ان یغرمه دیتها وان امسکها و لم یطلقها حتى تموت فلاشیئ علیه.)۲۵

اگر هنگام آمیزش، دختر نُه سال داشته، مرد ضامن نیست، ولى اگر نُه سال نداشته، اگرچه اندکى از نُه سال کم تر داشته در صورتى که با او آمیزش شده و دختر آسیب دیده و مجراى ادرار با واژن او یکى شده، در حقیقت، مرد او را فاسد کرده و امکان ازدواج را از او سلب کرده، پس بر امام واجب است که دیه زن را بپردازد و اگر مرد تا پایان زندگى زن، او را نگاه دارد و طلاقش ندهد، چیزى بر مرد نیست.

۱۵ . از امام باقر(علیه السلام) درباره مردى که به زن خود آسیب برساند و مجراى ادرار با واژن او را یکى کند، پرسیده شد، امام فرمود:

(علیه الدیه ان کان دخل بها قبل ان تبلغ تسع سنین.)۲۶ اگر مرد پیش از نُه سالگى با دختر در آمیزد، باید دیه او را بپردازد.

۱۶ . از امام صادق(علیه السلام)روایت شده که حضرت على(علیه السلام) مى فرمود:

(من وطىء امرأه من قبل ان یتم لها تسع سنین فأعنف ضمن.)۲۷ کسى که قبل از به پایان رسیدن نُه سالگى، با همسر خود درآمیزد و به او آسیب برساند، ضامن است.

۱۷ . امام صادق(علیه السلام)مى فرماید:

(اذا خطب الرجل المرأه فدخل بها قبل ان تبلغ تسع سنین فرق بینهما و لم تحل له ابدا.)۲۸

هنگامى که مردى با دخترى که نُه ساله نشده ازدواج کند و با او درآمیزد، باید بین آن مرد و همسرش جدایى افکند و آن زن تا ابد بر آن مرد حرام است.

۱۸. از امام باقر(علیه السلام) درباره مردى که با همسر خود درآمیخته و به وى آسیب رسانده پرسیده شد، امام فرمود:

(علیه الدیه ان کان دخل بها قبل ان تبلغ تسع سنین قال: و ان امسکها و لم یطلقها فلاشیئى علیه ان شاء امسک و ان شاء طلق.)۲۹

اگر آمیزش، پیش از نُه سالگى دختر بوده، مرد باید به او دیه بپردازد. البته اگر زن را نگهدارد و طلاق ندهد، لازم نیست دیه بپردازد. حال اگر خواست او را نگهدارد و اگر خواست او را طلاق دهد.

۱۹. امام على(علیه السلام) مى فرماید:

(اذا تزوجت البکر بنت تسع سنین فلیست مخدوعه.)۳۰ هنگامى که دختر نُه ساله ازدواج کرد، فریب خورده نیست.

۲۰. از امام صادق(علیه السلام) پرسیده شد: دختر از چه زمانى کودک به شمار نمى آید؟ شش، یا هفت ساله؟ امام فرمود:

(لا ابنه تسع لاتستصبى و اجمعوا کلهم على ان ابنه تسع لاتستصبى الا ان یکون فى عقلها ضعف و الا فهى اذا بلغت تسعا فقد بلغت.)۳۱

خیر، دختر نُه ساله کودک به حساب نمى آید و همگى اتفاق دارند بر این که دختر نُه ساله کودک به شمار نمى آید، مگر آن که در عقل او ضعفى وجود داشته باشد. در غیر این صورت، دختر هنگامى که نُه ساله شد بالغ شده است.

۲۱ . راوى مى گوید: از امام باقر(علیه السلام) پرسیدم:

(متى یجوز للأب ان یزوج ابنه ولایستأمرها؟ قال: اذا جازت تسع سنین فان زوجها قبل بلوغ التسع سنین کان الخیار لها اذا بلغت تسع سنین. قلت: فان زوجها ابوها و لم تبلغ تسع سنین فبلغها ذلک فسکتت و لم تأت ذلک أیجوز علیها؟ قال: لیس یجوز علیها رضاء فى نفسها و لایجوز لها تأب و لاسخط فى نفسها حتى تستکمل تسع سنین و اذا بلغت تسع سنین جاز لها القول فى نفسها بالرضا و التأبى و جاز علیها بعد ذلک و ان لم تکن ادرکت مدرک النساء قلت: افتقام علیها الحدود و تؤخذ بها و هى فى تلک الحال و انما لها تسع سنین و لم تدرک مدرک النساء فى الحیض؟ قال: نعم اذا دخلت على زوجها و لها تسع سنین ذهب عنها الیتم و دفع الیها مالها و اقیمت علیها الحدود التامه علیها و لها.)۳۲

چه زمانى پدر مى تواند دخترش را شوهر بدهد و با او مشورت نکند؟ امام فرمود: تا زمانى که نُه ساله شود. پس اگر پیش از نُه سالگى او را شوهر بدهد، وقتى او نُه ساله شد در قبول یا رد ازدواج مختار است. راوى گوید: گفتم: اگر پدر، دختر را پیش از نُه سالگى شوهر داد و دختر اطلاع یافت و مخالفت نکرد، آیا این ازدواج بر دختر لازم مى شود؟ امام فرمود: خیر، او قبل از نُه سالگى نمى تواند رضایت دهد یا رد کند، ولى وقتى نُه ساله شد این اختیار را دارد و پس از اختیار، ازدواج قطعى مى شود، اگر چه هنوز حیض نشده باشد. راوى گوید: گفتم: در حالى که نُه ساله شد، ولى حیض نشد آیا حدود بر او جارى مى شود؟ امام فرمود: بله، وقتى وارد بر شوهر شد و نُه سال داشت، کودکى او پایان یافته است، مالش را در اختیارش مى گذارند و حدود علیه او و به سود او اقامه مى شود.

دو روایت نیز ذکر شده که در آن حکم به قطع دست دزد نُه ساله شده، ولى چون در روایت واژه (صبى) آمده و به طور خاص در مورد دختر مطلبى بیان نشده از ذکر آن خوددارى مى کنیم.۳۳

روایت ۷ سال

۱. امام حسن عسکرى مى فرماید:

(اذا بلغ الغلام ثمانى سنین فجائز امره فى ماله و قد وجب علیه الفرائض و الحدود و اذ اتم للجاریه سبع سنین فکذلک.)۲۴

زمانى که پسران هشت ساله شدند، جایز است که در دارایى خود تصرف کنند و واجبات و حدود بر آنها واجب مى شود و همین گونه اند دختران، وقتى که هفت سال آنان تمام شد.

یادآورى

۱. سند روایت ضعیف است.

۲ . اصحاب همگى از آن روى برگردانده و کسى به مضمون آن عمل نکرده است.

۳. احتمال دارد واژه تسع بوده که در نسخه بردارى، در نقطه گذارى اشتباه رخ داده و تبدیل به سبع شده، از این روى، صاحب جواهر این روایت را با واژه (تسع) نقل کرده است.۳۵

روایات ۱۰ سال

راوى مى گوید:

(سئلته عن الجاریه یتمتع منها الرجل؟ قال: نعم الا ان تکون صبیه تخدع. قال: قلت: اصلحک الله و کم الحد الذى اذا بلغته لم تخدع؟ قال: بنت عشر سنین.۳۶

از امام در باره دخترى پرسیدم که مرد از او بهره جنسى مى برد. امام فرمود: بله، مگر آن که دختر فریب خورد. پرسیدم: میزانى که وقتى دختر به آن حد رسید، فریب خورده به شمار نمى آید، چه زمانى است؟ حضرت فرمود: دختر ۱۰ ساله. ۲. امام صادق از پدر بزرگوارش و آن حضرت از على(علیه السلام) روایت کرد که فرمود:

(لا توطأ جاریه لاقل من عشر سنین فان فعل فعیبت فقد ضمن.)۳۷

با دختر کم تر از ده سال همبسترى روا نیست و اگر این کار انجام شد و دختر آسیب دید، مرد ضامن است.

اسماعیل بن جعفر مى گوید:

(ان رسول الله(صلى الله علیه و آله و سلم) دخل بعایشه و هى بنت عشر سنین و لیس یدخل بالجاریه حتى تکون امرئه).۳۸

به درستى که پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) با عایشه آن گاه که دخترى ده ساله بود، ارتباط زناشویى برقرار کرد و ارتباط زناشویى برقرار نمى شود، تا این که دختر، زن به شمار آید.

یادآورى

بسیارى بر این باروند مراد از روایات نُه سال، پایان نُه سال است و منظور از روایات ده سال نیز، ورود در ده سالگى است، پس روایات نُه سال و ده سال، هر دو یک سن را مطرح مى کنند.۳۹

روایت ۱۳ سال

۱. راوى مى گوید: از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم: پسر در چه زمانى باید نماز بگزارد؟ امام فرمود:

(اذا اتى علیه ثلاث عشره سنه فان احتلم قبل ذلک فقد وجبت علیه الصلاه و جرى علیه القلم و الجاریه مثل ذلک ان اتى لها ثلاث عشره سنه او حاضت قبل ذلک فقد وجبت علیها الصلاه و جرى علیها القلم.)۴۰

هرگاه سیزده ساله شود. البته اگر پیش از سیزده سالگى محتلم شود، نماز بر او واجب است و قلم تکلیف بر او جارى مى شود. دختر هم مثل پسر است، هرگاه سیزده ساله شد، یا پیش از آن حیض شد، نماز بر او واجب مى شود و قلم تکلیف بر او جارى مى گردد.

سه حدیث دیگر نیز بیان شده که در آن سیزده سالگى مطرح شده است، ولى این سه عام بوده و ذکرى از دختر به طور خاص در آنها به میان نیامده است.۴۱

روایات زمان وقوع حیض

درپاره اى از روایات، واجب شدن برخى از احکام بر دختران، به فرا رسیدن سن خاصى بسته نشده است، بلکه زمان واجب شدن آن احکام را زمانى بیان کرده اند که دختر حائض مى گردد. در حقیقت، روشن ترین نشانه بلوغ جنسى را در دختر زمان واجب شدن پاره اى از کارهاى عبادى یاد کرده اند:

۱. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(على الصبى اذا احتلم الصیام وعلى الجاریه اذا حاضت الصیام والخمار.)۴۲

پسر وقتى محتلم شد، باید روزه بگیرد و دختر وقتى که حیض شد، روزه و پوشش بر او واجب است.

۲. در خبر دیگر آمده:

(على الصبى اذا احتلم الصیام و على المرأه اذا حاضت الصیام.)۴۳

۳. امام باقر(علیه السلام) مى فرماید:

(لایصلح لجاریه اذا حاضت الا ان تختمر الا ان لاتجده.)۴۴

دختر از هنگامى که حیض شد، نباید بدون پوشش باشد، مگر آن که وسیله پوشش نیابد.

۴. راوى از پوشش زن در نماز مى پرسد، امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(و لا یصلح للحره اذا حاضت الا الخمار الا ان لا تجده.)۴۵

آزاد (غیر کنیز) از هنگامى که حیض شد، نباید بدون پوشش باشد، مگر آن که وسیله پوشش نیابد.

۵ . از امام على(علیه السلام) نقل شده که فرمود:

(اذا حاضت الجاریه فلاتصلى الا بخمار.)۴۶ از هنگامى که دختر حیض شد، نباید بدون پوشش نماز بگزارد.

۶. از امام باقر(علیه السلام) درباره پوشش کنیز پرسیده شد، امام فرمود:

(لو کان علیها لکان علیها اذا هى حاضت و لیس علیها التقنع فى الصلوه.)۴۷

اگر بر کنیز پوشش لازم باشد، این امر از زمانى است که حیض شود….

۷. پیامبر(صلى الله علیه و آله و سلم) مى فرماید:

(لایقبل الله صلوه جاریه قد حاضت حتى تختمر.)۴۸

خداوند نماز دخترى را که حیض شده نمى پذیرد، مگر آن که با پوشش باشد.

۸. اسحاق بن عمار مى گوید: از امام رضا(علیه السلام) پرسیدم: آیا پسر ده ساله باید حج بگزارد؟ امام فرمود:

(علیه حجه الاسلام، اذا احتلم و کذلک الجاریه علیها الحج اذا طمثت.)۴۹

از هنگامى که محتلم مى شود، بر او حج واجب است و دختر هم از زمانى که خون حیض دید، بر او حج واجب مى شود.

۹. عبدالرحمان بن حجاج مى گوید: از امام کاظم(علیه السلام) پرسیدم: دختر نابالغ، از چه زمانى باید سر خود را از نامحرم بپوشاند و چه زمانى باید در نماز با پوشش باشد؟ امام فرمود:

(لاتغطى رأسها حتى تحرم علیها الصلاه.)۵۰

از زمانى که گزاردن نماز بر او حرام مى شود [ یعنى از زمانى که حیض مى شود.]

۱۰. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(اتى على(علیه السلام) بجاریه لم تحض قد سرقت فضربها اسواطاً ولم تقطعها.)۵۱

حضرت على(علیه السلام) درباره دخترى که هنوز حائض نشده و دزدى کرده بود، دستور داد که او را چند تازیانه بزنند، ولى دست او را قطع نکنند.

روایاتى که اشاره به بلوغ دختر دارد

۱. پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) مى فرماید:

(ثمانیه لایقبل الله لهم صلاه: منهم المرأه المدرکه تصلى بغیر خمار.)۵۲

هشت گروهند که نماز آنان مورد قبول خداوند واقع نمى شود. یک گروه از آنان دختران بالغ هستند در حالى که نماز خود را بدون پوشش بخوانند.

۲. (… قال سألت ابا عبداللّه(علیه السلام) عن الجاریه الصغیره یزوجها ابوها أ لها امر اذا بلغت؟ قال: لا، لیس لها مع ابیها امر. قال: و سألته عن البکر اذا بلغت مبلغ النساء أ لها مع ابیها امر؟ قال: لیس لها مع ابیها امر ما لم تکبر (تثیب).)۵۳

راوى گوید: از امام صادق(علیه السلام) سؤال کردم که آیا دختر بچه اى که پدرش او را به عقدازدواج دیگرى درآورده است، هنگامى که بالغ شد در امر ازدواج خود اختیارى دارد؟ حضرت فرمود: خیر، با وجود پدرش او دیگر اختیارى ندارد. راوى گوید: سؤال کردم دختر باکره، آن گاه که چون زنان بالغ شد، آیا با وجود پدرش، اختیارى در امر ازدواج خویش دارد؟ حضرت فرمود: مادامى که بزرگ نشده است، با وجود پدرش، اختیارى در امر ازدواج خویش ندارد [در نسخه دیگر: مادامى که با کره باشد….].

نکته: در این موضوع، فقها دیدگاههاى گوناگونى دارند و روایات نیز، در این زمینه گوناگونند بسیارى از فقیهان، به دلیل روایات موجود در این زمینه، اعتقاد دارند: دختر بالغ رشید، گرچه تاکنون ازدواج نکرده و باکره باشد، باید راضى به ازدواج باشد. البته راضى بودن دختر به تنهایى، کافى نیست، بلکه راضى بودن پدر نیز، شرط است، مگر آن که دختر مایل به ازدواج با مردى باشد که در عرف و شرع همتاى او به شمار مى آید و پدر اجازه ندهد که در این صورت، اجازه پدر لازم نیست.۵۴

۳. على بن یقطین مى گوید: از امام رضا(علیه السلام) درباره دختر و پسر سه ساله و یا کوچک تر که به عقد ازدواج دیگرى در مى آید، پرسیدم: وقتى دختر بالغ شد و راضى به این ازدواج نبود، حکم این دختر چیست؟ امام فرمود:

(لابأس بذلک اذا رضى ابوها او ولیها.)۵۵ هنگامى که پدر و یا ولى او به این امر راضى بودند، اشکالى ندارد.

۴. راوى مى گوید از امام باقر(علیه السلام) درباره دختر بچه اى که به عقد پسر بچه اى در مى آید پرسیدم، امام فرمود:

(ان کان ابواهما اللذان زوجاهما جایز ولکن لهما الخیار اذا ادرکا….)۵۶

اگر پدر آن دو، آنان را به عقد ازدواج یکدیگر درآورده اند، این عقد جایز است، ولى این دختر و پسر هنگامى که بالغ شدند اختیار دارند که آن را بپذیرند یا نپذیرند.

۵. (عن محمد بن اسماعیل ابن بزیع قال: سأله رجل عن رجل مات و ترک اخوین وابنه والبنت صغیره فعقد احد الأخوین الوصى فزوج الابنه من ابنه…. فقال: الروایه فیها انها للزوج الاخیر وذلک انها قد کانت ادرکت حین زوجها ولیس لها ان تنقض ما عقدته بعد ادراکها.)۵۷

راوى گوید: مردى از او پرسید درباره مردى که از دنیا رفته و از او دو برادر و یک دختر و یک دختربچه باقى مانده است، آن گاه یکى از دو برادر، که وصى میت است، دختر او را به عقد ازدواج پسر خود در مى آورد [سپس پدر شوهر از دنیا مى رود و برادر دیگر، دختر را به عقدازدواج پسرش در مى آورد….] گفت: روایت در این مسأله این است که: دختر از آن شوهر آخرى است; زیرا هنگام ازدواج بالغ بوده است و دختر نمى تواند ازدواج با مردى را که پس از بلوغ با او ازدواج کرده است، بر هم بزند.

۶. ابى بکر از امام صادق(علیه السلام) از دختر نابالغى مى پرسد که در حال زنا با مردى یافت شده است، امام مى فرماید:

(تضرب الجاریه دون الحد ویقام على الرجل الحد.)۵۸

بر مرد، حد جارى مى شود، ولى بر دختر حد جارى نمى شود، تنها تعزیر مى شود.

روایاتى که اشاره به بلوغ اعم از دختر و پسر دارد

۱. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(لیس على مال الیتیم زکاه و ان بلغ الیتیم فلیس علیه لما مضى زکاه ولا علیه فیما بقى حتى یدرک فاذا ادرک فانما علیه زکاه واحد ثم کان علیه مثل ما على غیره من الناس.)۵۹

ییتیم تا زمان بلوغ، در دارایى پیش خود و یا آنچه از پیش از بلوغ برایش باقى مانده، لازم نیست زکات بپردازد، پس هنگامى که بالغ شد، یک زکات باید بپردازد، سپس حکم او مانند سایر مردم مى گردد.

۲. امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه (وابتلوا الیتامى) مى فرماید:

(من کان فى یده مال بعض الیتامى فلایجوز له ان یعطیه حتى یبلغ النکاح ویحتلم.)۶۰

کسى که مالى از یتیمان نزد او باشد، حق ندارد مال را در اختیار یتیم بگذارد، مگر آن که یتیم به بلوغ جنسى و احتلام برسد.

۳. امام على(علیه السلام) مى فرماید:

(اذا اسلم الاب جر الولد الى الاسلام فمن ادرک من ولده دعى الى الاسلام فان ابى قتل و ان اسلم الولد لم یجر ابویه و لم یکن بینهما میراث.)۶۱

هنگامى که پدر مسلمان شد، فرزند نیز مسلمان به شمار مى آید. پس هر کدام از فرزندان او بالغ شد، به اسلام فراخوانده مى شود. اگر اسلام را نپذیرفت، به قتل مى رسد، ولى اگر فرزند مسلمان شود پدر و مادر او مسلمان به شمار نمى آید و بین فرزند و پدر و مادر میراثى وجود ندارد.

۴. امام على(علیه السلام) درباره کودکانى که پدرشان کشته شده بود، فرمود:

(انتظروا بالصغار الذین قتل ابوهم ان یکبروا فاذا بلغوا خیروا فان احبوا قتلوا او عفوا او صالحوا.)۶۲

صبر کنید تا بزرگ شوند پس هنگامى که بالغ شدند، تصمیم مى گیرند اگر دوست داشتند قاتل را به قتل مى رسانند، یا مى بخشند و یا مصالحه مى کنند.

۵. از امام صادق(علیه السلام) روایت شده درباره کودکى که جوان شد و مسیحیت را برگزید، در حالى که پدر و مادرش، یا یکى از آن دو مسلمان هستند، فرمود:

(لایترک ولکن یضرب على الاسلام.)۶۳ این جوان رها نمى شود، ولى براى اسلام مورد ضرب قرار مى گیرد.

۶. امام رضا(علیه السلام) مى فرماید:

(وان الصبى لایجرى علیه القلم حتى یبلغ.)۶۴ بر کودک قلم جارى نمى شود. [گناهان او ثبت نمى گردد] تا زمانى که بالغ شود.

۷. راوى مى گوید از امام صادق(علیه السلام) از پسربچه و دختربچه اى پرسیدم که:

(زوجهما ولیان لهما و هما غیر مدرکین. قال: فقال: النکاح جائز ایهما ادرک کان له الخیار فان ماتا قبل ان بدر کاملا میراث بینهما ولا مهر الا ان یکونا قد ادرکا ورضیا. قلت: فان ادرک احدهما قبل الآخر. قال: یجوز ذلک علیه ان هو رضى. قلت: فان کان الرجل الذى ادرک قبل الجاریه ورضى النکاح ثم مات قبل ان تدرک الجاریه اترثه؟ قال: نعم یعزل میراثها منه حتى ادرک و تحلف بالله مادعاها الى اخذ المیراث الا رضاها بالتزویج ثم یدفع الیهاالمیراث و نصف المهر. قلت: فان ماتت الجاریه ولم تکن ادرکت ایرثها الزوج المدرک؟ قال: لا لان لها الخیار اذا ادرکت. قلت: فان کان ابوها هوالذى زوجها قبل اَن ادرکت؟ قال: یجوز علیها تزوج الاب ویجوز على الغلام والمهر على الاب للجاریه.)۶۵

ولیّ آنان، آن دو را به عقد ازدواج یکدیگر در آورده اند. حضرت فرمود: عقد ازدواج جایز است و هر کدام آنان، زمانى که بالغ شدند، اختیار دارند که ازدواج را بپذیرند یا نپذیرند. حال اگر هر دو قبل از بلوغ بمیرند، از یکدیگر ارث نمى برند و به دختر نیز مَهریه پرداخت نمى شود، مگر آن که بالغ شوند و به ازدواج رضایت دهند. راوى گوید پرسیدم: اگر یکى زودتر از دیگرى بالغ شد، چه حکمى دارد؟ حضرت فرمود: عقد ازدواج براى او اگر راضى به ازدواج باشد، جایز است. پرسیدم: اگر پسر قبل از دختر بالغ شد و راضى به ازدواج شد، ولى هنوز دختر بالغ نشده، پسر از دنیا رفت، آیا دختر از پسر ارث مى برد؟ حضرت فرمود: باید سهم الارث زن از اموال پسر جدا شود و وقتى دختر بالغ شد، بگوید که به ازدواج راضى بوده است، یا نه. البته باید قسم بخورد که به ازدواج [در صورت ادامه حیات پسر] راضى است و علت اعلام رضایت او بهره بردارى از اموال او با عنوان ارث نیست. آن گاه سهم دختر را از ارث مى دهند و نصف مهریه او را نیز از اموال شوهر به او مى پردازند.

راوى گوید پرسیدم: حال اگر دختر پیش از بلوغ از دنیا رفت، آیا پسر که بالغ شده است از دختر ارث مى برد؟ حضرت فرمود: ارث نمى برد; زیرا ممکن است دختر اگر زنده مى ماند، پس از بلوغ به ازدواج رضایت نمى داد. پرسیدم: اگر پدر دختر، او را قبل از بلوغ به عقد ازدواج پسر درآورده باشد، چه حکمى دارد؟ حضرت فرمود: تزویج پدر بر دختر و پسر جایز است و مهریه را باید پدر به دختر بپردازد.

توان جسمانى شرط در واجب بودن روزه

در سه روایت توان جسمى براى روزه شرط شده است:

۱. از امام صادق(علیه السلام) پرسیده شد: کودک از چه زمانى باید روزه بگیرد؟ فرمود:

(اذا قوى على الصیام.)۶۶ هنگامى که توان روزه گرفتن را پیدا کرد.

۲. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(اذا اطاق الصبى الصوم وجب علیه الصیام.)۶۷ هنگامى که کودک طاقت روزه را داشت روزه بر او واجب مى شود.

۳. حضرت على(علیه السلام) فرمود:

(یجب الصلوه على الصبى اذا عقل والصوم اذا اطاق والشهاده والحدود اذا احتلم.)۶۸

نماز هنگامى بر کودک واجب مى شود که عاقل گردد و روزه، آن گاه که طاقت جسمانى پیدا کند و حدود، زمانى که محتلم گردد.

رشد، شرط در داد و ستدها

خداوند در آیه ۶ سوره نساء، افزون بر بلوغ، رشد را نیز در انجامِ داد و ستدها لازم مى داند. روایات نیز به این مطلب اشاره دارند، از جمله:

۱. راوى مى گوید: از امام صادق(علیه السلام) درباره دختر یتیم پرسیدم: چه زمانى دارایى او را مى توان در اختیارش قرار داد؟ حضرت فرمود:

(اذا علمت انها لاتفسد و لاتضیع. فسألته: ان کانت زوجت. فقال: اذا زوجت فقد انقطع ملک الوصى عنها.)۶۹

هنگامى که دانستى اموال خود را فاسد و ضایع نمى کند….

۲. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(انقطاع یتم الیتیم الاحتلام وهو اشده وان احتلم ولم یؤنس منه رشده وکان سفیهاً او ضعیفاً فلیمسک عنه ولیه ماله.)۷۰

پایان کودکى، زمان محتلم شدن است… اگر کودک محتلم شد، ولى در او رشد نیافتید و سفیه یا ضعیف بود، ولیّ او باید اموال او را نگاهدارى کند.

۳. از امام موسى بن جعفر(علیه السلام) پرسیده شد از یتیم، چه زمانى کودکى او پایان مى پذیرد؟ امام فرمود:

(اذا احتلم و عرف الاخذ و العطاء.)۷۱

هنگامى که محتلم شد و شناخت نسبت به به دست آوردن اموال و بخشیدن آن پیدا کرد.

۴. امام صادق(علیه السلام) درباره سرپرست یتیم مى فرماید:

(اذا قرأ القرآن و احتلم و اونس منه الرشد دفع الیه ماله و ان احتلم و لم یکن له عقل یوثق به لم یدفعه الیه و انفق منه بالمعروف علیه.)۷۲

هنگامى که یتیم قرآن خواند و محتلم شد و در او رشد دیده شد، اموال او به او پرداخته مى شود، ولى اگر یتیم محتلم شد و داراى درک و عقلى که بتوان به آن اعتماد کرد نشده بود، اموال او را به دست او نمى سپارند و از اموال او مخارج او را به نیکى و شایستگى مى پردازند.

احتلام

در پاره اى از روایات، زمان واجب شدن پاره اى از تکالیف بر کودک، از زمان احتلام او مطرح شده است. در بیش تر این روایات، نشانه هایى وجود دارد که روشن مى سازد مراد از احتلام، خارج شدن منى از پسران است و دختران منظور نیستند، از جمله: تقابل و رویارویى که بین حیض و احتلام در متن پاره اى از این روایات به چشم مى خورد از نظر پزشکى نیز احتلام در دختران پیش از ازدواج، بسیار کم رخ مى دهد.

شاید بتوان گفت: به دلیل بسیار کم بودن احتلام در دختران، مراد از حلم در روایات، محتلم شدن پسران باشد. شمارى از فقها به این روایات استناد کرده و آن را به دختران نیز گسترانده اند. از جمله روایتى که در این بحث مى تواند مورد استفاده قرار گیرد این حدیث شریف است:

على(علیه السلام) مى فرماید:

(ان القلم یرفع عن ثلاثه: عن الصبى حتى یحتلم وعن المجنون حتى یفیق وعن النائم حتى یستیقظ.)۷۳

به درستى که قلم تکلیف از سه گروه برداشته شده است: از کودک تا زمانى که محتلم شود، از دیوانه تا زمانى که عاقل گردد و از کسى که در خواب است تا زمانى که بیدار شود.

روایاتى چند اشاره به این مطلب دارند: کارهاى گوناگون فردى و اجتماعى در یک زمان، بر فرد لازم و واجب مى گرد و جداسازى بین زمان واجب شدن کارهاى عبادى و زمان واجب شدن کارهاى اجتماعى وجود ندارد.

اکنون به نمونه هایى از این روایات اشاره مى گردد:

۱. روایاتى که نوشتن خوبیها و بدیها را در یک زمان، دانسته، یا پایان کودکى را یک زمان بیان کرده و یا کارهاى عبادى و اجتماعى را جدا جدا یادآور شده و براى همگى یک زمان را در نظر گرفته اند، مانند روایات: ۲، ۴، ۵، ۲۰، ۲۱و ۶ از روایات نُه سال، روایات ۱ و ۲ از روایات ۱۳ سال و روایت ۶ از روایات بلوغ جنسى در دختر و پسر و حدیث رفع (حدیث احتلام).

۲. امام رضا(علیه السلام) درباره زمان بلوغ مى فرماید:

(ما اوجب على المؤمنین الحدود.)۷۴ زمان بلوغ آن هنگام است که حدود بر مؤمنان واجب مى گردد.

۳. امام صادق(علیه السلام) مى فرماید:

(انما یجب ان یصلى على من وجبت علیه الصلاه و الحدود و لایصلى على من لم تجب علیه الصلاه و لا الحدود.)۷۵

نماز میت از زمانى بر کودک واجب مى شود که نماز بر خود او واجب شده و حدود نیز بر او واجب باشد و بر کسى که هنوز نماز و حدود واجب نشده، واجب نیست که نماز میت گزارده شود.

جمع بندى آیات و روایات

در آیات، آنچه از کارهاى واجب عبادى و اجتماعى به آن اشاره شده، زمان جایز بودن تصرف در اموال است که آن هم از هنگام بلوغ نکاح و هرگاه که رشد فرد ثابت شد، خواهد بود. در روایات هر چند بحثهایى چند در سند و نیز دلالت آنها وجود دارد، ولى با فرض امکان استناد به آنها مى توان مطالب یاد شده را در روایات، بدین گونه دسته بندى کرد:

روایات ۹ سال: دست کم ۲۱ روایت داریم که دلالت بر نُه سال مى کنند. سند حدود ده روایت صحیحه است، در صورتى که روایات هفت سال و ده سال نیز، همان پایان نُه سال را مورد نظر داشته باشند، شمار این روایات، به بیست وچهار مى رسد که البته ممکن است پاره اى از روایاتى که محتواى بسیار همانند دارند و داراى سندهاى گوناگونند، جدا جدا به شمار آیند که در این صورت، شمار روایات بیش تر از این خواهد بود.

الف. ده روایت بیان مى کنند: با دختر از نُه سالگى مى توان آمیزش کرد و اگر مردى با زن خود، پیش از نُه سالگى آمیزش داشته باشد و زن آسیب ببیند مرد ضامن است و احکامى علیه او اجرا مى گردد.

ب. پنج روایت بیان مى کنند: حدود به سود دختر نُه ساله و علیه او اجرا مى گردد.

ج. چهار روایت بیان مى کنند: دختر نُه ساله دیگر کودک به شمار نمى آید و نُه سالگى حد بلوغ دختر است.

البته یکى از این روایات اشاره مى کند: دختر نُه ساله تنها اگر کم خرد باشد، کودک به شمار مى آید.

د. دو روایت بیان مى کنند: از نُه سالگى کارهاى نیک و گناهان دختر ثبت مى شود و در برابر گناهان کیفر مى بیند.

هـ. یک روایت نیز نُه سال را زمان واجب شدن کارهاى عبادى بیان داشته است.

و. سه روایت بیان مى دارند: دختر از نُه سالگى مى تواند در اموال خویش تصرف کند (البته به قرینه آیه ها و روایات دیگر، به شرط آن که رشد فکرى جهت انجام دادوستدها را هم داشته باشد).

ز. دو روایت بیان مى دارند: تـا پیـش از نُه سالگـى امکـان حیـض دختر وجـود ندارد. یک روایت مى گوید: امکان پدید آمدن حیض، از نُه سالگى است. یک روایت بیان مى کند: حکم به حاملگى دختر پیش از نُه سال نمى توان کرد، از این روى عدّه و استبرا ندارد.

ح. یک روایت مى گوید: دختر نُه ساله در ازدواج خویش فریب خورده نیست.

ط. یک روایت مى گوید: دختر اگر پیش از نُه سال توسط ولیّ خود به عقد ازدواج کسى درآمده باشد، پس از نُه سالگى مى تواند این ازدواج را بپذیرد، یا نپذیرد.

روایت ۷ سال: تصرف در اموال و واجب شدن کارهاى عبادى و اجراى حدود را از این زمان به بعد مى داند.

روایات ۱۰ سال: سه روایت است که یک روایت مى گوید: از این زمان به بعد دختر فریب خورده به شمار نمى آید و دو روایت مى گویند: با دختر کم تر از ده سال نباید آمیزش کرد.

روایات ۱۳ سال: واجب شدن نماز و جارى شدن قلم تکلیف بر دختر را از این سن و یا از زمان پدید آمدن حیض، در صورتى که پیش از سیزده سال رخ داده باشد، مى دانند.

روایات حیض: ده روایت در این باره وجود دارد:

الف. چهار روایت: زمان واجـب شدن پوشش، از زمـان وقـوع حیـض به بعد مى باشد.

ب. چهار روایت: زمان واجب شدن حجاب در نماز، از زمان وقوع حیض به بعد است.

ج. دو روایت: زمان واجب شدن روزه از زمان وقوع حیض به بعد است.

د. یک روایت: زمان واجب شدن حج از زمان وقوع حیض به بعد است.

هـ. یک روایت: مى گوید امـام(ع) قبـل از این زمـان، بر دختر حـدود را اجـرا نکرده است.

روایات بلوغ دختر: در این باره، پنج روایت وجود دارد:

الف. یک روایت: واجب شدن حجاب در نماز، از زمان بلوغ دختر به بعد است.

ب. سه روایت: درباره پذیرفتن و نپذیرفتن دختر ازدواج کودکى خود را از سوى پدر یا ولى.

ج. یک روایت: در این باره که دختر بالغ نمى تواند ازدواج خود را بر هم زند.

روایات بلوغ کودک: دراین باره هفت روایت وجود دارد:

الف. یک روایت مى گوید: پس از بلوغ کودک، پرداخت زکات بر او واجب مى شود.

ب. دو روایت مى گوید: حد مرتد پس از بلوغ کودک اجرا مى شود.

ج. یک روایت مى گوید: کودک پس از بلوغ علیه دیگران حد را مى تواند اجرا کند.

د. یک روایت مى گوید: پس از بلوغ کودک او مى تواند در اموال خودتصرف کند.

هـ. یک روایت مى گوید: کودک وقتى بالغ شد، مى تواند نسبت به ازدواج زمان کودکى خویش تصمیم بگیرد.

و. یک روایت مى گوید: از زمان بلوغ کارهاى فرد ثبت مى گردد.

آراى فقیهان

فقیهان در بیان آراى فقهى خود، به طور معمول در کتاب (الحجر) و گاه در کتاب الصلاه یا صوم یا زکات یا حج، یا تجاره یا نکاح یا حدود و قصاص و بسیار کم در جاهاى دیگر، به بحث بلوغ پرداخته اند که سعى مى شود آراى فقهاى معروف از ابتداى عصر غیبت، به گونه مختصر ذکر شود.

یادآورى:

۱. واژه بلوغ در آراى فقهى یاد شده در جدول زیر، به معناى زمان واجب شدن کارهاى شرعى است.

۲. فقیهان که چند نشانه براى بلوغ یاد کرده اند، هر نشانه را که زودتر واقع شد، نشانه شروع کارهاى واجب مى دانند.

با بررسى آراى فقیهان روشن گردید:

۱. همگان سن را به عنوان حد بلوغ مطرح کرده اند. البته شیخ مفید تنها در بحث واجب بودن روزه، زمان آن را وقوع حیض بیان کرده. شیخ صدوق نیز در دو کتاب خود، واجب شدن روزه و حجاب را از زمان حیض به بعد یاد کرده است.

۲. شمارى افزون بر سن، حیض را نیز، به عنوان زمان بلوغ; یعنى زمان واجب شدن کارهاى عبادى و اجتماعى مطرح کرده اند، ولى گفته اند: خونى که دختر پیش از نُه سالگى ببیند، خون حیض نیست. بنابراین، در همه دختران، نُه سالگى زمان واجب شدن کارهاى عبادى و اجتماعى است، حال چه در همان نُه سالگى حیض شوند، یا پس از آن. (فایده ذکر حیض در جایى است که سن فردى روشن نباشد.)

آنان که احتلام یا رویش موى خشن بر شرمگاه یا حمل را مطرح کرده اند، در صورت تقدم سن، نُه سالگى دختر را زمان وجوب تکالیف دانسته اند.

۳. سن واجب شدن کارهاى عبادى و اجتماعى را بر دختر، همه، نُه سال بیان داشته اند، به جز شیخ طوسى و ابن حمزه که در برخى کتابهاى خویش، نُه سال و در برخى دیگر ده سال را مطرح کرده اند و البته شیخ طوسى در مبسوط پانزده سال را هم بیان کرده است.

یکى از آقایان، دررساله عملیه خود، سیزده سال را در صورتى که نشانه حیض یا رویش موى خشن بر شرمگاه پیش از آن واقع نشده باشد، زمان واجب شدن تکالیف ذکر کرده است.۱۱۵

۴. فیض کاشانى نیز، رأى خاصى دارد:

آن گونه که صاحب جواهر نیز بیان داشته، همه فقهاى شیعه و اهل سنّت، یک زمان را زمان واجب شدن تکالیف دانسته اند و بین تکلیفهاى گوناگون فرق قائل نشده اند.۱۱۶

در این موضوع، فیض کاشانى رأیى جداگانه داشته، روزه را در سیزده سالگى یا زمان وقوع حیض قبل از سیزده سال و حدود را نُه سالگى، واجب و وصیت و عتق را در ده سالگى جایز دانسته است.

یکى از آقایان، در معاملات (بیع، اجاره، وصیت، عتق، طلاق) ده سالگى را به شرط رشد فکرى، در حدود شرعى و تعزیرات، رسیدن به حد زنانگى و در کارهاى عبادى (نماز، روزه، حج و…) سیزده سالگى یا حیض را زمان واجب شدن این کارها دانسته است.۱۱۷

۵. مراجع تقلیدِ زمان ما، همگى، نُه سال را زمان واجب شدن همه تکالیف مى دانند. این مراجع عبارتند از: آیات عظام: خمینى، خویى، اراکى، نجفى مرعشى، گلپایگانى، صدر، خامنه اى، فاضل لنکرانى، وحید، شبیرى زنجانى، تبریزى، بهجت، مکارم و سیستانى.۱۱۸

بررسى دلیل‌هاى فقیهان۱۱۹

دلیلهاى باورمندان به واجب شدن کارهاى عبادى و اجتماعى پس از پدید آمدن حیض:

۱. آیه، در بیان بلوغ، سن را مطرح نکرده است و اگر سن نشانه بود، باید ذکر مى شدزیرا واپس انداختن بیان از وقت نیاز، نکوهیده و نادرست است.

۲. آیه (نساءکم حرث لکم) مفید این معناست که تا وقتى به طور طبیعى شایستگى تولید فرزند در زنان نباشد، شایستگى ازدواج ندارند.

۳. از پیامبر(ص) روایتى در مورد سن نداریم و به دلیل نکوهیدگى واپس انداختن بیان از وقت نیاز، اگر سن بلوغ تشریع دینى بود، باید در زمان پیامبر(ص) بیان مى شد.

۴. روایات بسیارى زمان حیض را به عنوان زمان واجب شدن پاره اى از تکالیف مطرح کرده اند.

۵. روایاتى بلوغ را درپاره اى از تکالیف مطرح کرده اند.

۶. روایاتى احتلام را به میان آورده اند.

۷. در روایات، سنهاى گوناگونى بیان شده است: ۹، ۱۰ و ۱۳ پس ملاک، حیض است که نسبت به افراد گوناگون، فرق مى کند.

۸. قید (ذلک انها تحیض) در روایت دوم از احادیث نُه سال.

ادامه دارد…