سفری کوتاه اما آموزنده

 مرحوم کلینی از عبدالله بن عطا نقل کرده است که روزی امام باقر (علیه السلام) به من فرمود:« دو مرکب را زین کن. من یک استر و یک الاغ آماده کردم و با این اعتقاد که استر برای آن بزرگوار مناسبتر است آن را به ایشان پیشنهاد کردم.» حضرت فرمود:« من الاغ را برای سوار شدن خودم ترجیح می‎دهم.» الاغ را به نزدیک امام بردم، رکابش را گرفتم و حضرت سوار شد.

روی مرکب که قرار گرفت فرمود: «حمد خدای را که ما را به اسلام هدایت کرد، قرآن را به ما آموخت و با (برگزیدن) محمد (صلی الله علیه و آله) بر ما منت نهاد، اَلحَمدُلله الّذی سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما کُنّا لَهُ مُقرِنین؛ «حمد خدایی را که این (مرکب) را مسخّر ما گردانید در حالی که ما خود توان مهار کردنش را نداشتیم.»

همین طور به سفر خود ادامه دادیم تا این که به سرزمینی رسیدیم. به حضرت عرض کردم: « فدایت گردم، نماز!» فرمود: « این جا وادی مورچگان است و نماز در آن سزاوار نیست.» از آن جا حرکت کردیم، به زمین دیگری رسیدیم باز به نماز اشاره کردم، فرمود:« این جا هم نمکزار است و نماز در آن نیز سزاوار نیست.» از آن جا نیز گذشتیم، همچنان می‎رفتیم تا این که حضرت در زمینی پیاده شد و در آن جا نمازمان را خواندیم .

بعد از نماز رکاب الاغ را گرفتم، آن بزرگوار سوار شد و همان دعاها و اذکار را خواند و سپس فرمود:« خدایا! مُرجئه(1) را لعن فرما! زیرا آنان در دنیا و آخرت دشمنان ما هستند.» عرض کردم:« چه شد به یاد مرجئه افتادید؟ »فرمود: «به ذهنم خطور کرد.»(2)

اَلرَّفیقُ ثُمَّ السَّفر.(3)

برای مسافرت ابتدا رفیق راه بجویید آنگاه سفر کنید.

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)

پی‎نوشت‎ها:

1- «شهرستانی» در الملل و النحل برای این واژه چهار گروه ذکر کرده که یک گروه از خوارج می‎باشند. وی برای «ارجاء» دو معنا ذکر کرده است:

الف) تأخیر، که بنابراین معنا وجه نامگذاری این گروه یا برای این است که معتقدند عمل از نیت مؤخر است و حق تقدم و اولویت با نیت است و یا بدین جهت است که علی علیه السلام را از درجه اول به درجه چهارم تنزل می‎دهند و وی را مؤخر می‎دانند.

ب) معنای دوم ارجاء، امیدوار ساختن است. اطلاق نام مرجئه بر گروهی به این معنا نیز صحیح است زیرا آنها می‎گویند: با «ایمان» هیچ گناهی ضرر نمی‎زند چنانچه با «کفر» هیچ طاعتی سود ندارد.

«الملل و النحل، شهرستانی، ترجمه مصطفی خالقداد هاشمی، ص 179».

2- روضه کافی، ج 8، ص 276.

3- مکارم الاخلاق طبرسی، ص 251.

منبع:جلوه‎های تقوا، ج 3، محمدحسن حایری یزدی