پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » معجزات و کرامات » امام علی(ع) »

سزای کتمان کنندگان حق

اشاره:

 پیامبر اسلام (صلی‌الله علیه و آله) ولایت و امامت امام علی(علیه‌السلام) را برای اصحاب اعلام کرده بود. به خصوص حدیث غدیر که همه اصحاب رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) آن را در غدیر خم از پیامبر گرامی اسلام شنیده بودند. اما بعد از رحلت پیامبر اسلام(صلی‌الله علیه و آله) اکثر صحابه این حادثه را کتمان کردند. از جمله آنها انس ابن مالک، براء بن عازب انصاری، اشعث بن قیس و خالد بن یزید بجلّی هستند که امام علی (علیه‌السلام) درباره هرکدام آنان چیزی را پیشگویی کردند که در این نوشته مختصر به آن اشاره شده است.

جابر بن عبدالله انصاری می گوید: امام علی(علیه‌السلام) برای ما که جمعیت بسیاری بودیم، سخنرانی کرد، پس از حمد و ثنا فرمود: در پیشاپیش جمعیت چهار نفر از اصحاب محمد (صلی‌الله علیه و آله) در این جا هستند که عبارتند از: ۱. انس ابن مالک ۲. براء بن عازب انصاری ۳. اشعث بن قیس ۴. خالد بن یزید بجلّی.

سپس رو به یک یک این چهار نفر کرد، نخست از انس بن مالک پرسید:

ای انس! اگر تو شنیده ای که رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله) در حق من فرمود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه (کسی که من مولا و رهبر او هستم، بداند که علی(علیه‌السلام) مولا و رهبر او است) ولی امروز گواهی به رهبری من ندهی، خداوند تو را به بیماری برص (پیسی) مبتلا می کند که لکه های سفید آن، سر و صورت را فرا می گیرد و عمامه ات آن را نمی پوشاند.

سپس به اشعث رو کرد و فرمود: اما تو ای اشعث! اگر شنیده ای که پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) در حق من چنین گفت، ولی اکنون گواهی ندهی آخر عمر، از هر دو چشم کور می شوی و اما تو ای خالد بن یزید!، اگر در حق من چنین شنیده ای و امروز کتمان کنی و گواهی ندهی، خداوند تو را به مرگ جاهلیت بمیراند. و اما تو ای براء بن عازب! اگر شنیده ای که پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) در حق من چنین فرمود: و اینک گواهی به ولایت من ندهی، در همان جا می میری که از آن جا به سوی مدینه هجرت کردی.

(این چهار نفر، آن چه در روز غدیر از پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) شنیده بودند که آن حضرت، علی(علیه‌السلام) را رهبر بعد از خود قرار داد، کتمان کردند) جابر بن عبدالله انصاری می گوید: سوگند به خدا بعد از مدتی من انس بن مالک را دیدم که بیماری برص گرفته به طوری که عمامه اش نمی تواند لکه های سفید این بیماری را از سر و رویش بپوشاند.

و اشعث را دیدم که از هر دو چشم کور شد، و می گفت: سپاس خداوندی را که نفرین علی(علیه‌السلام) در مورد کوری دو چشم در دنیا بود، و مرا به عذاب آخرت نفرین نکرد که در این صورت برای همیشه در آخرت، عذاب می شدم.

خالد بن یزید را دیدم که در منزلش مرد، خانواده اش خواستند او را در منزل دفن کنند، قبیله کِنده با خبر شدند، و هجوم آوردند و او را به رسم جاهلیت کنار در خانه، دفن کردند، و به مرگ جاهلیت مرد.

و اما براء بن عازب، معاویه او را حاکم یمن کرد، و او در یمن از دنیا رفت، همان جا که از آن جا هجرت کرده بود (آن هم در حالی که حاکم از ناحیه ظالم بود).[۱]

پی نوشت:

[۱] . منهاج البراعه، ج ۱۲، ص ۲۱۶ (به نقل از خصال و امالی صدوق) و المواعظ العددیه، ص ۱۲۶.

منبع: سایت الغدیر