سخنانی راه گشا درباره تربیت فرزند

بهترین زمان برای شروع تربیت فرزند ـ

مسئله وراثت ـ

«از حکیمی پرسیدند: از چه زمانی باید تربیت فرزند را آغاز کرد؟ حکیم در پاسخ گفت: بیست سال پیش از تولد فرزند. و اگر به نتیجه لازم نرسیدید، معلوم می شود که باید زودتر از آن شروع می کردید.» بنا بر این سخن حکیمانه، در تربیت فرزند، نباید از نقش «وراثت» غافل ماند؛ زیرا بخشی از هنجارها یا ناهنجاری های اخلاقی، از راه وراثت به فرزند منتقل می شود. آن گاه که دو انسان ـ به عنوان پدر و مادر آینده ـ از سال ها پیش از ازدواج، قلب و جان خویش را از ناپاکی ها و صفات ناپسند می پیرایند و روح خود را به اخلاق نیکو می آرایند، در حقیقت بخشی از سلامت روح و روان و تربیت کودک آینده را از هم اکنون تأمین می کنند.

«در آموزش های دینی ما نیز شواهدی وجود دارد که انتقال زمینه های روحی و اخلاقی را از والدین به فرزندان تأیید می کند. بنابراین، کودکی که امروز به دنیا می آید، زمینه های گوناگون ارثی را با خود به همراه دارد و در واقع، بذرهای اولیه شخصیت کودک را باید در وجود والدین جست و جو کرد. تمایلاتی که امروز در وجود زن یا مردی شکل می گیرد و به تدریج به خلق و خوی ثابت تبدیل می شود، چه بسا زمینه پیدایش این تمایلات در فرزندانی که در آینده از آنها به وجود خواهند آمد، فراهم می آید.» درباره اهمیت مسئله وراثت و نقش آن در شکل دهی شخصیت کودک در آینده، از رسول اکرم صلی الله علیه و آله روایتی چنین آمده است:

تَخَیَّرُوا لِنُطَفِکُمْ فَاِنَّ الْعِرْقَ دَسّاسٌ.

در انتخاب همسر، بِهْ گزین باشید؛ زیرا اخلاق والدین، به فرزندان سرایت می کند.
پیام متن:

1. در امر تربیت، نباید از مسئله وراثت غافل ماند و باید آگاه بود که برخی از ناهنجاری های اخلاقی، از راه وراثت به فرزند منتقل می شود.

2. با توجه به نقش وراثت در زندگی آینده فرزند، باید در انتخاب همسر، به گزین بود.
آگاهی از ویژگی های روحی و تفاوت های فردی فرزندان

انسان ها تفاوت های جسمی و روانی بسیاری با یکدیگر دارند و حتی نمی توان دو نفر را یافت که در همه ویژگی های روحی و جسمی، مانند هم باشند. والدین و مربیان باید نخست از ویژگی ها و تفاوت های فردی اشخاص تحت تربیت خود ،جداگانه آگاهی یابند و پس از آن، به پرورش آنان همت بگمارند.

کودکی که امروز از مادر متولد می شود، با توجه به مجموعه شرایط جسمی و روانی که متأثر از عوامل ارثی و پاره ای عوامل ناشناخته دیگر است، ویژگی های منحصر به خود دارد، به گونه ای که نمی توان او را با کودک دیگر مقایسه کرد. ازاین رو، روش های تربیتی و چگونگی برخورد ما با کودک و نیز انتظارات ما از وی، باید متناسب با شرایط و ویژگی های ویژه او باشد.

توجه به این نکته سبب می شود که ما تجربه های تربیتی خود را که تنها به یک یا چند کودک خاص مربوط است، همواره عمومیت نبخشیم و آنها را در هر شرایط، نتیجه بخش ندانیم؛ زیرا چه بسا روشی درباره یک کودک مفید باشد و درباره کودک دیگر سودمند نیفتد. ازاین رو، پدر و مادر باید بکوشند هر یک از فرزندان خود را با توجه به ویژگی های روانی شان به درستی بشناسند و تا آنجا که ممکن است، در تربیت درست او سرمایه گذاری معنوی و مادی کنند، ولی از همه فرزندان خود انتظار یکسان نداشته باشند و آنها را با کودکان دیگر نیز مقایسه نکنند.» ابن سینا نیز می گوید:

مربی باید از تفاوت های فردی کودکان و متعلمان آگاه باشد. او باید از علاقه آنها به رشته تحصیلی یا حرفه ای معین مطلع باشد. همچنین وی باید بداند که هر کدام از کودکان و متعلمان، در چه زمینه ای استعداد و آمادگی دارد.
پیام متن:

تربیت بهتر، در سایه آگاهی از ویژگی ها و تفاوت های فردی فرزندان میسر است.
انتخاب هزینه کمتر به جای هزینه بیشتر در تهذیب فرزند

اگر پدر و مادر، برای پرورش فرزندشان در دوران خردسالی و کودکی او از نظر هزینه مادی و معنوی کم بگذارند، ناچار باید در سال های بعد، چند برابر آن را هزینه کنند.

«معمولاً تربیت درست، از همان آغاز کودکی، برخلاف تصور خیلی ها چندان دشوار نیست. هر پدر و مادری می تواند از پس دشواری های این کار برآید و تربیت درستی به فرزندش بدهد، ولی تربیت دوباره، از زمین تا آسمان، با این متفاوت است. اگر فرزندتان را بد بار بیاورید، اگر در تربیتش کوتاهی کنید، آن وقت باید خیلی چیزها را اصلاح کنید و از نو بسازید و این اصلاح و تربیت دوباره، کار چندان ساده ای نیست. تربیت دوباره، قدرت، آگاهی و حوصله ای می خواهد که از حد توان خیلی از پدر و مادرها خارج است. اغلب پیش می آید که خانواده از پس دشواری های تربیت دوباره بر نمی آیند. حتی بر فرض هم که تربیت دوباره به جایی برسد و شخص به کار و زندگی مشغول شود و همه از جمله پدر و مادرش با دیدن او خشنود شوند، در این میان، چیزهای زیادی از دست رفته است. اگر این فرد از همان اول درست بار می آمد، از زندگی بهره بیشتری می برد، با توان و آمادگی بیشتری وارد جامعه می شد و در نتیجه، خوش بخت تر بود. به پدران و مادران توصیه می کنم همیشه به خاطر داشته باشند که فرزندان خود را چنان تربیت کنند که مجبور نشوند، چیزی را اصلاح کنند. باید همه چیز از همان اول درست انجام شود».
پیام متن:

تربیت فرزند در خردسالی و کودکی او، با پرداخت هزینه کمتر امکان پذیر است و در مقابل، تربیت کردن او در سال های بعد، برابر است با پرداخت هزینه بیشتر که چه بسا نتیجه مطلوب را نیز نمی دهد.
تربیت عملی فرزند به جای تربیت زبانی

از قدیم گفته اند: «دو صد گفته چون نیم کردار نیست.» از این ضرب المثل می توان استفاده کرد که تنها با عمل کردن به گفته هاست که کارها سر و سامان می پذیرد و گره ها گشوده می شود و موفقیت به دست می آید. در حقیقت، تنها با عمل کردن به گفته ها می توان دیگران را به نیکی ها و خوبی ها دعوت کرد. در حدیثی از امام صادق علیه السلام در این باره می خوانیم:

کُونُوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَیْرِ اَلْسِنَتِکُمْ لِیَرَوا مِنْْکُمُ الاِجْتِهادَ وَ الصِّدْقَ وَ الْوَرَعَ.

مردمان را به غیر زبانتان (و با کردارتان به خیر و نیکوکاری) دعوت کنید، تا آنها کوشش در نیکوکاری، راستگویی و پرهیزکاری را در عمل شما ببینند.

بر این اساس، والدینی که نگران تربیت و سعادت فرزندانشان هستند، برای توفیق در این امر، پیش از هر چیز باید خود، الگویی عملی برای فرزندانشان باشند و آنها را با عمل، به سمت خوبی ها فرا بخوانند. نصیحت ها و یادآوری های والدین، زمانی در کودکان اثر مثبت دارد که خود، نمونه ای آشکار و عملی برای کودکان باشند. به تعبیر ویل دورانت:

اگر از فرزندت ادب می خواهی، خود مؤدب باش؛ اگر پاکیزگی می خواهی، خود پاکیزه باش که چیز دیگری لازم نیست. رفتار خوب را فقط با نشان دادن نمونه و مثال، از روی شکیبایی مستمر، می توان یاد داد.

«رفتار شخصی شما، مهم ترین عامل در تربیت کودک است. خیال نکنید فقط وقتی که با او گفت و گو می کنید یا راه و چاه نشانش می دهید یا به او امر و نهی می کنید، سرگرم تربیتش هستید، بلکه طرز لباس پوشیدن شما، طرز حرف زدنتان با دیگران و درباره دیگران، شاد و غمگین شدنتان، طرز رفتارتان با دوستان و دشمنان، همه و همه برای کودک بسیار مهم و تأثیرگذار است. فرزندتان، نامحسوس ترین تغییرحالت ها و تغییر لحن گفتار شما را متوجه می شود و احساس می کند. همه زیر و بم فکر و اندیشه شما از راه های نامرئی به او می رسد، بی آنکه شما متوجه شوید. باید دقت پدر و مادر در رفتار و کردارشان و نظارت همیشگی آنان بر همه گفته ها و کارهایشان، نخستین و مهم ترین شیوه تربیتی باشد.» غزالی در این زمینه می گوید:

هر که چیزی تناول کند و مردمان را گوید که تناول نکنید که زهر مهلک است، بر وی بدان (عمل) افسوس کنند (ریشخند نمایند) و او را متهم دارند و حرص ایشان بر آن (عمل) زیادت شود و گویند: اگر نه آنستی که آن خوش تر و لذیذتر چیزهاست، آن را بر خود نگزیدی.
پیام متن:

مهم ترین و اثرگذارترین عامل در تربیت فرزندان، الگوی عملی بودن والدین در برابر آنهاست.
برقراری ارتباط سالم با فرزندان

یکی از اساسی ترین شرط موفقیت والدین در زمینه تربیت فرزندان، برقراری درست ارتباط عاطفی و روانی با آنهاست. با تحقق چنین شرطی، پدر و مادر به درون فرزند خویش راه می یابند و از ویژگی های حاکم بر شخصیت او آگاه می شوند تا بنا بر چنین دانشی، شیوه رفتاری مناسبی را با او در پیش گیرند. چنین رفتاری موجب می شود که فرزندان نیز در برابر والدین، احساس دوستی و اُنس و صمیمیت بیشتری می کنند و کانون اصلی امنیت و اعتماد را پدر و مادر خویش بدانند. در نتیجه، از بسیاری از خطرها و آفت ها در امان می مانند. در آموزه های دین اسلام، به ایجاد چنین رابطه هایی میان والدین و فرزندان، بسیار سفارش شده است. برای نمونه در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم:

مَنْ کانَ عِنْدَهُ صَبِیٌّ فَلْیَتَصابَّ لَهُ.آن کس که کودکی نزد وی است، در پرورش او باید کودکانه رفتار کند.

این روایت، یکی از بهترین شیوه های ارتباط والدین با کودکان را بیان می کند و آن این است که ابتدا پدر و مادر باید خود را تا حد اندیشه و درک کودک پایین آورند و از دریچه چشم کودک، به جهان پیرامون او و پدیده های اطراف او بنگرند و آن گاه رفتاری مناسب با ویژگی های طبیعی آن کودک در پیش گیرند.
پیام متن:

اگر پدر و مادر نتوانند با فرزند خود رابطه فکری و عاطفی برقرار کنند، در تربیت و هدایت او ناموفق خواهند بود.
دادن آزادی و انتخاب عمل به فرزندان

برخی پدر و مادرها، فرزندانشان را به حرفه ها و اموری وادار می کنند که خود تا به حال از آن محروم مانده اند، تا از این راه، ناکامی های خود را جبران کنند. چنین والدینی، نه بر اساس ذوق و استعداد فرزندانشان، بلکه با توجه به خواسته های قلبی خود، آنان را به سوی کارهای دلخواهشان رهنمون می سازند تا شاید به گم شده های خویش دست یابند.

«برای بسیاری از والدین مشکل است که میزان و حدود شایستگی ها و کمال فرزندان خود را بپذیرند و به آنها فشار نیاورند که بیش از آنچه هستند، نشان دهند؛ پدران و مادرانی که می خواهند کودکشان آن چیزی بشود که خود آنها می خواستند بشوند، ولی نشدند. این گونه والدین انتظار دارند که فرزندشان شکست های آنان را جبران کند. برای مثال، پدری که علاقه مند به ورزش بوده است و همه کوشش خود را در این راه به کار برده، ولی موفقیتی به دست نیاورده است، انتظار دارد که پسرش ضعف او را جبران کند و در رشته ورزشی مورد علاقه پدر قهرمان شود. همچنین است وضع پدر و مادرانی که خود موفق به ادامه تحصیل و ورود به دانشگاه نشده اند و تحقق این آرزو را در فرزندان خود جست وجو می کنند. توقعی که چه بسا باری سنگین بر دوش کودکانی است که احتمالاً توانایی و استعداد برآوردن آن را ندارند و از همان نوجوانی، به یأس و ناامیدی می رسند. البته این بدان معنی نیست که والدین نباید توجه فرزندانشان را به چیزهایی که خود علاقه مندند، جلب کنند. آشنا کردن کودکان با هنرها و فعالیت های سرگرم کننده، ضروری است و می تواند به آنها کمک کند تا خود، فعالیت و هنر و سرگرمی مورد علاقه شان را انتخاب کنند. درباره آشنایی با مقدمات و آشنایی با مشاغل نیز پدر و مادر باید فرزند خویش را از دوران نوجوانی یاری کنند تا اطلاعات لازم را در زمینه حرفه هماهنگ با استعدادش به دست آورد. البته اصل این است که نباید آشنا کردن فرزند به مشاغل و فعالیت ها، جنبه اجبار داشته باشد، بلکه فرزند باید خود احساس رضایت قلبی در قبال آن کار داشته باشد».
پیام متن:

معیار روی آوردن فرزند به کارها و مشاغل، باید رضایت قلبی او باشد، نه اجبار والدینی که چه بسا به خاطر جبران ناکامی های خود، فرزند را به کارهایی ویژه رهنمون می شوند.
شخصیت بخشی به فرزند

صرف نظر از تربیت دینی، والدین با پرورش شخصیتی سالم در کودک، زمینه را برای آراستگی او به بسیاری از فضیلت ها و دوری او از بسیاری ناهنجاری های اخلاقی و لغزش ها فراهم می آورند. فردی که به شخصیت محکم و مطمئنی رسیده است، حتی اگر پای بند دین نباشد، باز هم به سوی زشتی ها و لغزش ها نمی رود، چنان که حضرت علی علیه السلام در این باره می فرماید: «مَنْ کَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ لَمْ یُهِنْها بِالْمَعْصِیَةِ؛ کسی که شخصیتش در نظرش ارزشمند شد، آن را با خطا و معصیت خوار نمی کند».

همچنین فرمود:

«مَنْ کَرُمَتْ نَفْسُهُ قَلَّ شِقاقُهُ وَ خِلافُهُ؛ کسی که با شخصیت باشد، بزهکاری ها و خطاهایش کم می شود».

«احساس شخصیت اخلاقی در انسان، مانند سدّی درونی، مانع دست زدن به کارهای خلاف می شود و انسان را از درون کنترل می کند و از زشتی ها باز می دارد. پس آدمی به سبب داشتن احساس بزرگی و کرامت در خود، جرئت رفتن به سوی زشتی ها را ندارد و حتی اگر روزی دست به خطا آلود، آن را از دید دیگران پنهان می کند تا در نظر آنان، خوار و بی مقدار نشود. برای این منظور، لازم است از هرگونه رفتار که این احساس شخصیت را در کودک و نوجوان مخدوش می کند، به شدت پرهیز کرد. اهانت، تحقیر، به کار بردن الفاظ طعن آمیز و نیش دار، سرکوفت زدن، سرزنش بی جا، زیاده روی در تذکر و نصیحت و به رخ کشیدن ضعف ها و شکست ها، عواملی هستند که به از میان رفتن احساس شخصیت در کودک و نوجوان می انجامد».
پیام متن:

شخصیت دهی به کودک و نوجوان، ضامن حفظ سلامت روحی او و بازداشتن او از لغزش هاست.
رفتار کودکانه داشتن با فرزند

دنیای کودک با دنیای بزرگ سال متفاوت است. آنچه برای بزرگ ترها بی معنی و بیهوده است، چه بسا برای کودک، بسیار ارزشمند و مفید باشد. بزرگ سال، خود را سرگرم اسباب بازی نمی کند، با خاک بازی نمی کند، جست و خیز ندارد و کارهای ناموزون انجام نمی دهد، ولی همه این موارد، برای کودک ضروری است و نقشی حیاتی برای او دارد و بیشترین لذت را از انجام دادن چنین کارهایی می برد.

بزرگسالی که از دریچه ذهن کودک به رفتارهای کودکانه او می نگرد، در تربیت فرزندش موفق تر است و تنها در این حالت است که می تواند برای دردسرآفرینی های کودک، توجیهی قابل قبول بیابد و از داشتن انتظارات بیهوده و فراوان از او پرهیز کند. و با مدارا و به دور از خشونت با او رفتار نماید. و در نتیجه، شایسته ترین واکنش را در برابر کارهای کودکانه فرزندشان در پیش گیرد. رسول گرامی اسلام در این باره می فرماید: «مَنْ کانَ لَهُ صَبِیٌّ فَلْیَتَصابَّ لَهُ؛ کسی که کودکی دارد، باید در پرورش او کودکانه رفتار کند.» گفتنی است که این حدیث شریف، پایه پژوهش های چندین ساله مارگارت دونالدسون، پژوهشگر و روان شناس کودک بوده است. به اعتقاد وی: «همه آنچه به پندار ما فراتر از قوه درک کودک است، در صورتی که به شیوه و زبان خود کودک بیان شود، از عهده درک آن بر خواهد آمد.» ویل دورانت نیز در این باره می گوید:

رمز و کلید تربیت کودک، در این است که پدر و مادر از نو بتوانند مانند کودکان شوند و از مقام و درجه ای که دارند، پایین بیایند. شاید با این صمیمیتی که از روی فروتنی است، بتوانیم اطمینان و محبت کامل کودک را که سنگ بنای تربیت اوست، به دست آوریم.

مجله:سید محمود طاهری ،طوبی-خرداد 1386، شماره 18؛ صفحه60