85

سخاوت و ایثار امام على (ع)

اذا جادت الدنیا علیک فجد بها على الناس طرا انها تتقلب فلا الجود یفنیها اذا هى اقبلت و لا البخل یبقیها اذا هى تذهب (على (علیه السلام))

سخاوت از طبع کریم خیزد و محبت و جاذبه را میان افراد اجتماع برقرار میسازد،شخص سخى هر عیبى داشته باشد در انظار عموم مورد محبت است.

على (علیه السلام) در سخاوت مشهور و کعبه آمال مستمندان و بیچارگان بود هر کسى را فقر و نیازى میرسید دست حاجت پیش على (علیه السلام) مى برد و آنحضرت با نجابت و اصالتى که در فطرت او بود حاضر نمیشد آبروى سائل ریخته شود.

حارث حمدانى دست نیاز پیش على (علیه السلام) برد،حضرت فرمود آیا مرا شایسته پرسش دانسته اى؟

عرض کرد بلى یا امیر المؤمنین،على (علیه السلام) فورا چراغ را خاموش کرد و گفت این عمل براى آن کردم که ترا در اظهار مطلب خفت و شکستى نباشد.

روزى مستمندى بعلى (علیه السلام) وارد شد و وجهى تقاضا کرد،على (علیه السلام) بعامل خود فرمود او را هزار دینار بدهد عامل پرسید از طلا باشد یا نقره؟فرمود براى من فرقى ندارد هر کدام که بدرد حاجتمند بیشتر میخورد از آن بده.

معاویه که دشمن سرسخت آنحضرت بود روزى از یکى پرسید:از کجا میآئى؟

آن شخص از راه تملق گفت از پیش على که بخیل ترین مردم است!معاویه گفت واى بر تو از على سخى تر کسى بدنیا نیامده است اگر او را انبارى از کاه و انبارى از طلا باشد طلا را زودتر از کاه می بخشد.

یکى از مباشران على (علیه السلام) عوائد ملک او را پیش وى آورده بود آنحضرت فورا در آمد خود را بفقراء تقسیم نمود عصر آنروز همان شخص على (علیه السلام) را دید که شمشیرش را میفروشد تا براى خانواده خود نانى تهیه کند.

على (علیه السلام) هیچگاه سائل را رد نمیکرد و میفرمود:اگر من احساس کنم که کسى از من چیزى خواهد خواست پیش از اظهار او در اجابت دعوتش پیشدستى میکنم زیرا حقیقت جود نا خواسته بخشیدن است.

على (علیه السلام) میفرمود حاجتمندان حاجت خود را روى کاغذ بنویسند تا خوارى و انکسار سؤال در چهره آنها نمایان نشود.على (علیه السلام) چهار درهم پول داشت یکى را در موقع شب انفاق نمود و یکى را در روز و یکدرهم آشکارا و یکدرهم در نهان آنگاه این آیه نازل شد که مفسرین شأن نزول آنرا در مورد انفاق آنحضرت نوشته اند:

الذین ینفقون اموالهم باللیل و النهار سرا و علانیه فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون.[۱]

کسانیکه اموال خود را در شب و روز،نهانى و آشکارا انفاق میکنند براى آنها نزد پروردگارشان پاداشى است و ترس و اندوهى بر آنها نباشد.[۲]

پس از قتل عثمان که على (علیه السلام) بمسند خلافت نشست عربى نزد آنحضرت آمد و عرض کرد من به سه نوع بیمارى گرفتارم، بیمارى نفس، بیمارى جهل، بیمارى فقر!

على (علیه السلام) فرمود مرض را باید بطبیب رجوع کرد و جهل را بعالم و فقر را بغنى.

آن مرد گفت شما هم طبیب هستید و هم عالم و هم غنى!

حضرت دستور داد از بیت المال سه هزار درهم به او عطاء کردند و فرمود هزار درهم براى معالجه بیمارى و هزار درهم براى رفع پریشانى و هزار درهم براى معالجه نادانى.[۳]

علماء و مفسرین عامه و خاصه نقل کرده اند على (علیه السلام) در مسجد نماز میخواند و در رکوع بود که سائلى در حالیکه سؤال میکرد از کنار او گذشت و آنحضرت انگشتر خود را که در دست داشت با اشاره باو بخشید،سائل وقتى از او دور شد با رسول اکرم (صلى الله علیه و آله) برخورد نمود حضرت پرسید چه کسى این انگشتر را بتو داد؟سائل اشاره بعلى (علیه السلام) نمود و گفت این شخص که در رکوع است آنگاه آیه: انما ولیکم الله و رسوله… که آیه ولایت بوده و ضمنا اشاره بخاتم بخشى آنحضرت است نازل شد.[۴]

على (علیه السلام) تنها به بخشش مال اکتفاء نمیکرد بلکه جان خود را نیز در راه حق ایثار نمود،در شب هجرت بخاطر پیغمبر (صلى الله علیه و آله) از جان خود دست شست و باستقبال مرگ رفت، معنى پر مغز ایثار همین است که جز على (علیه السلام) کسى بدان پایه نرسیده است.

ایثار مقدم داشتن دیگران است بر نفس خود و کسى تا تسلط کامل بر نفس نداشته باشد نمیتواند مال و جان خود را بدیگرى بدهد،این صفت از سجایاى اخلاقى و صفات ملکوتى است که در هر کسى پیدا نمیشود،على (علیه السلام) با زحمت و مشقت زیاد نانى تهیه کرده و براى فرزندان خود مى برد در راه سائلى رسید و اظهار نیازمندى کرد حضرت نان را باو داد و با دست خالى بخانه رفت،روزى با غلام خود قنبر ببازار رفت و دو پیراهن نو و کهنه خرید کهنه را خود پوشید و نو را بقنبر داد.

محدثین و مورخین،همچنین مفسرین ذیل تفسیر آیات سوره دهر (هل اتى) هر یک با مختصر تفاوتى در الفاظ و عبارات در مورد ایثار على (علیه السلام) بطورخلاصه چنین نوشته اند که حسنین (علیهما السلام) مریض شدند پدر و مادر آنها و حتى خود حسنین نذر کردند که پس از بهبودى سه روز بشکرانه آن روزه بگیرند فضه خادمه منزل نیز از آنها پیروى نمود.

چون خداوند لباس عافیت بآنها پوشانید بنذر خود وفا کرده و مشغول روزه گرفتن شدند،على (علیه السلام) سه صاع جو از شمعون یهودى که همسایه شان بود قرض کرد و بمنزل آورد حضرت زهرا (علیها السلام) روز اول یکصاع از آنرا آرد نموده و (بتعداد افراد خانواده) پنج گرده نان پخت، شب اول موقع افطار سائلى پشت در صدا زد اى خانواده پیغمبر من مسکین و گرسنه ام از آنچه میخورید مرا اطعام کنید که خدا شما را از طعامهاى بهشتى بخوراند،خاندان پیغمبر هر پنج قرص را بمسکین داده و خود با آب افطار کردند.

روز دوم فاطمه (علیها السلام) ثلث دیگر جو را آرد کرد و پنج گرده نان پخت شامگاه موقع افطار یتیمى پشت در خانه حرفهاى مسکین شب پیشین را تکرار کرد باز هر پنج نفر قرصهاى نان را باو داده و خود با آب افطار کردند.روز سیم فاطمه (علیها السلام) بقیه جو را بصورت نان در آورد و موقع افطارى اسیرى پشت در آمد و سخنان سائلین دو شب گذشته را بزبان آورد باز خاندان پیغمبر نانها را باو دادند و خودشان فقط آب چشیدند روز چهارم حسنین (علیهما السلام) چون جوجه میلرزیدند وقتى پیغمبر (صلى الله علیه و آله) آنها را دید فرمود پناه مى برم بخدا که شما سه روز است در چنین حالید جبرئیل فورا نازل شد و ۱۸ آیه از سوره هل اتى را (از آیه ۵ تا آیه ۲۲) در شأن آنها و توضیح مقامات عالیه شان در بهشت برین برسول اکرم (صلى الله علیه و آله) قرائت کرد که یکى از آیات مزبور اشاره بانفاق و اطعام سه روزه آنها است آنجا که خداوند تعالى فرماید:

و یطعمون الطعام على حبه مسکینا و یتیما و اسیرا.[۵]

و در آخر آیات نازله هم از عمل بی ریا و خالصانه آنها قدردانى کرده و فرماید: ان هذا کان لکم جزاء و کان سعیکم مشکورا. یعنى البته این (مقامات و نعمتهاى بهشتى که در آیه هاى پیش آنها را توضیح داده) پاداش عمل شما است و سعى شما مورد رضایت و قدردانى است.[۶]

پى نوشتها:

[۱] . سوره بقره آیه ۲۷۴.

[۲] . کشف الغمه ص ۹۳ـینابیع الموده ص ۹۲ـمناقب ابن مغازلى ص ۲۸۰.

[۳] . جامع الاخبار ص ۱۶۲.

[۴] . مناقب ابن مغازلى ص ۳۱۳ـکفایه الطالب ص ۲۵۰ و کتب دیگر.

[۵] . سوره دهر آیه ۸.

[۶] . شواهد التنزیل جلد ۲ ص ۳۰۰ـامالى صدوق مجلس ۴۴ حدیث ۱۱ـکشف الغمه ص ۸۸ و کتب دیگر .