سجده بر خاک و مهر

 شبهه

یکی از شبهاتی که بر علیه شیعه تبلیغ می شود این است که شیعیان بر خلاف دیگر مسلمانان بر خاک و مهر سجده می‌کنند و این یک نوع شرک در عبادت است.

پاسخ شبهه

متاسفانه در طول تاریخ اسلام بر اثر جهل و نادانی و تعصب بی جا شیعیان قربانی همین مسئله شده و بسیاری از آنان فقط به خاطر اینكه بر خاک سجده می کنند، کشته و قتل عام شده اند. البته بسیار جای تأسف وجود دارد که چرا مسلمانان نسبت به احکام و عقاید خود بیگانه هستند و از حقایق مسائل اسلامی هیچ اطلاعی ندارند. بسیار اند کسانی که سجده بر مهر و خاک را عبادت مهر پنداشته و با این جهل روزگار را سپری می کنند. یک مسلمان به ویژه علما باید فرقه ها و عقاید و احکام آنها را آن طوری که هست بشناسد و در باره عقاید و احکام آنها کور کورانه قضاوت نکنند.

در پاسخ به این شبهه گفته می شود که سجده­ شیعیان بر مهر خاك كربلا از نظر مذهب شیعه حكم الزام و وجوب را ندارد. در مذهب شیعه فقط بر این مطلب تاكید شده كه سجده باید بر خاك و سنگ و زمین و چمن و چوب و چیزهایی كه جزء زمین است انجام شود به شرطی كه آنها هم از معدنیات و خوردنی ها نباشند. از این رو سجده را بر پوشاك و فرش و امثال اینها كه جزء زمین به حساب نمی‌آیند جایز نمی داند. این مطلب در روایات اهل سنت منعكس شده است كه سجده باید بر خاك و زمین باشد نه بر پارچه و فرش و امثال اینها. در زیر به چند روایت و حدیث در این رابطه از كتابهای اهل سنت اشاره می شود:

الف) گروهی از محدثان اسلامی در كتب صحاح و مسانید خود این سخن پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ را بازگو كرده اند كه آن حضرت زمین را به عنوان سجده گاه خود معرفی نموده است، آنجا كه می فرماید: «و جعلت لی الارض مسجداً و طهوراً ؛ زمین برای من مسجد و پاک کننده قرار داده شده است.»[1] از كلمۀ جٌعِل كه در اینجا به معنای تشریع و قانونگذاری است به خوبی روشن می‌شود كه این مسأله یك حكم الهی برای پیروان آیین اسلام بوده است و بدین سان زمین كه شامل خاك و سنگ و دیگر اجزای تشكیل دهندۀ سطح آن می باشد، از طرف شارع مقدس سجده‌گاه قرار داده شده است و لازمۀ آن این است كه بر چیزهایی كه از اجزاء زمین شمرده نمی شود، سجده جایز نیست.

ب) رفتار پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در این مورد گواه روشن دیگری است. یعنی سنت رسول گرامی اسلام در نماز این بوده است که بر خاک و زمین سجده می کرده اند. در زیر احادیثی از متون اهل سنت نقل می شود که این سنت را به اثبات می رساند:

  1. وائل بن حجر می گوید: من پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ را دیدم هنگامی كه سجده می كرد، پیشانی و بینی خود را بر زمین می نهاد.[2]
  2. انس بن مالك و ابن عباس و برخی دیگر مانند عایشه و ام سلمه، گروه بسیاری از محدثان روایت كرده اند كه: «پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ بر حمره كه نوعی حصیر بود و از لیف خرما ساخته می شد سجده می نمود.»[3]
  3. ابوسعید خُدری از اصحاب رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ می گوید: بر پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ وارد شدم و دیدم كه حضرت بر حصیری نماز می خواند.[4]
  4. براء بن عازب نقل می كند كه ما پشت سر رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ نماز می گذاردیم، پس آنگاه كه حضرت سرش را از ركوع بر می داشت احدی را ندیدم كه خم شود تا این كه رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ پیشانیش را بر زمین می نهاد، سپس آنان كه پشت سر او بودند به سجده می افتادند.[5]
  5. ابوسعید خدری در حدیث دیگری چنین می گوید: هر گاه رسول خدا با مردم نماز می خواند آثار خاك و غبار زمین بر پیشانی و بینی حضرت آشكارا دیده می شد.[6]

ج) دسته ای از روایات بر این نكته دلالت دارند كه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ مسلمانان را به پیشانی نهادن بر خاك به هنگام سجده فرمان می دادند، چنانكه ام سلمه همسر آن حضرت روایت می كند كه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: رخسار خود را برای خدا بر خاك بگذار.[7]

د) در دسته ای از روایات از سجده بر لباس و پارچه نهی شده است. در روایتی وارد شده كه رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ مردی را در كنار خود دید كه عمامۀ او پیشانیش را پوشانده بود، آن حضرت شخصاً اقدام نمود و عمامه را از پیشانی او بالا زد.[8]

یا در روایت دیگری چنین آمده است كه پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ مردی را دید كه بر اطراف و كناره های عمامۀ‌ خود سجده می كند حضرت با دست مبارك به او اشاره كرد كه عمامه ات را بالا ببر و پیشانی را بر زمین بگذار.[9]

بدیهی است كه اگر سجده بر پارچه و فرش و مانند اینها جایز بود لزومی نداشت رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ شخصاً اقدام كند یا با اشاره به نماز گزار بفهماند كه پیشانی را بر زمین بگذارد. پس در واقع این دستور و رفتار پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ برای آن بود كه به همه بفهماند در موقع سجده باید پیشانی بر زمین قرار بگیرد نه بر مثل پارچه و فرش و امثال اینها.

خود صحابه هم این موضوع را می دانستند و درموقع سجده بر زمین یا اجزاء و مصادیق آن كه خوراكی و پوشاكی هم نبودند سجده می نمودند. جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید: با پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ نماز ظهر می‌خواندیم، مشتی سنگریزه برگرفتم و در دست نگه داشتم  تا خنك شود و به هنگام سجده پیشانی را بر آنها گذاردم و این به خاطر شدت گرما بود.[10] بعد راوی می افزاید: اگر سجده بر لباسی كه بر تن داشت جایز بود از برداشتن سنگریزه ها و نگهداری آن آسان تر بود.

ابوامیه نقل می‌كند كه به من خبر رسیده است كه ابوبكر صدیق بر زمین سجده می نمود یا نماز می خواند در حالیكه پیشانی اش را به سوی زمین می‌كشید تا روی زمین سجده كند.[11] عمر بن خطاب دستور داد که كف مسجد النبی  ـ صلی الله علیه و آله ـ را با ریگ فرش كنند تا نمازگزاران بر آن سجده كنند.[12] حتی نقل شده است كه بعضی تابعین به تبعیت از اصحاب پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ در موقع مسافرت ها با خود گِل خشكیده ای حمل می كردند تا در موقع نماز بر آن سجده كنند. ابن سعد متوفای 209 در كتاب خود می نویسد: مسروق بن اجدع به هنگام مسافرت خشتی را با خود بر می داشت تا در كشتی بر آن سجده كند.[13]

از مجموع دلایل یاد شده به روشنی معلوم می گردد كه نه تنها روایات اهل بیت ـ علیهم السلام ـ بر تعیین سجده نمودن بر زمین و آنچه از زمین می روید، در صورتی كه خوردنی و پوشیدنی نباشد دلالت دارد؛ بلكه اصل اولی در روایات اهل سنت كه برگرفته از سنت و سیره رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ و صحابۀ آن حضرت است اتصال پیشانی بر زمین و چیزهایی است كه از آن می روید و اگر هم در روایاتی سجده بر غیر آنها جایز شمرده شده است، در شرائط اضطراری و در حال عذر گرما یا سرما و امثال آنها بوده است.

بنابراین از نظر مذهب شیعه سجده بر سنگ و برگ درخت و چمن و خاك و ریگزار ها و امثال اینها جایز می باشد منتهی چون غالبا نماز در مساجد و خانه هایی انجام می گیرد كه از موكت و قالی و امثال اینها فرش است، شیعیان برای حل مشكل از گل پاك مهر و تكه های كوچك خشتی می سازند و یا از سنگهای صاف و هموار استفاده می كنند و حتمی نیست كه مهر باید از خاك كربلا باشد بلكه خاك كربلا به عنوان پاك ترین و مبارك ترین خاك انتخاب می شود. ولی در عین حال بیشتر مهرها از خاكهای غیر كربلا می باشند و در این اواخر مهر ها را از سنگ می سازند كه هم دوام دارد و هم قابل شستشو می باشد.

[1] . بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، كتاب الصلاه، نشر داراحیاء العربی، حدیث428.

[2] . جصاص حنفی، احكام القرآن، بیروت، جباب السجود علی الوجه. 3، ص 209.

[3] .بیهقی، السنن الكبری، ‌كتاب الصلاۀ، باب الصلاۀ علی الخمرۀ، ج2، ص421.

[4] . همان،

[5] . همان.

[6] . ابی داود، سنن، به نقل كتاب مهر نماز، تالیف عطائی اصفهانی، نشر حضرت عباس ـ علیه السلام ـ ، حدیث 894،ص 27.

[7] . متقی هندی، كنز العمال، نشر حلب، كتاب الصلاۀ، السجود و ما یتعلق به، ج 7، حدیث 19809.

[8] . سنن بیهقی، باب الكشف عن الجبهۀ فی السجود. ج 2، ص 105.

[9] . همان.

[10] . همان، كتاب الصلاه. ج 1، ص 439.

[11] . كنز العمال، ج 8، ص 131.

[12] . ابن سعد، الطبقات، ج 3، ص 284.

[13] . طبقات ابن سعد، طبعه بیروت در احوال مسروق بن اجدع، ج6، ص79.

منبع: نرم افزار پاسخ مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم.