سبک زندگی و جهان بینی توحیدی

هر مکتبی و هر جهان بینی، عالم را از منظری می بیند. نوع نگاه افراد به عالم و خالق آن است که برای آنها قوانینی را خلق می کند تا بتوانند با آن به زندگی خود نظم بدهند و این همان تفاوت زندگی انسانی و زندگی حیوانی است.

بایدها و نبایدها در زندگی ما قوانینی را خلق می کنند که بر اساس آنها فکر می کنیم، تصمیم می گیریم و نظام اجتماعی و تمدن می سازیم. در واقع همین ها است که سبک زندگی ما را می سازد. و حالا سؤال اصلی اینجا است که منشأ این بایدها و نبایدها کجا است؟ چه کسی تعیین کننده آن است؟

عینک هایی برای متفاوت دیدن

هر مکتبی و هر جهان بینی، عالم را از منظری می بیند. نوع نگاه افراد به عالم و خالق آن است که برای آنها قوانینی را خلق می کند تا بتوانند با آن به زندگی خود نظم بدهند و این همان تفاوت زندگی انسانی و زندگی حیوانی است. یعنی جهان بینی توحیدی، یک نوع نگاه و سبک زندگی را تعریف می کند و جهان بینی مشرکانه نیز، نوعی دیگر از سبک زندگی را؛ اتفاقی که کم و بیش، می توانیم در سبک زندگی غربی هم مشاهده اش کنیم.

جهان غرب در دوران روشنگری و بعد از آن تمام ادعایش در راستای مدرنیزاسیون و انسان محوری، همه حرفشان همین مساله بود که جهان را باید افقی ساخت؛ جهانی که در آن انسان برای انسان تدبیر می کند. نتیجه این نگاه، یا می شود نزاع وحشیانه میلیون ها تصمیم، میلیون ها باید و نباید و میلیون ها سبک زندگی که همگی بر آمده از نفسانیات و کمبودها و نقص های انسان ناقص است. به طور یقین یکی از دلایل تکثر و نامتوازن بودن و بعضا متضاد بودن سبک زندگی انسان جهان امروز که بحران هایی حل نشدنی می آفریند، به همین مساله بر می گردد. اما دقیقا در مقابل این نوع نگاه به جهان همواره در طول تاریخ، مسیر وحدت و گرایش به توحید، امری فطری بوده است، که با ظهوراسلام ابعاد وسیع تری به خود می گیرد.

مردی با نگاه توحیدی

بعد از انقلاب صنعتی و سیطره استعماری تفکر و جهان بینی و رفته رفته سبک زندگی های مدرن و انسان محور در جهان در مقابل نگاه های خدامحورانه، مردی به نام ” خمینی” ادعای متفاوتی را مطرح می کند، و سعی در احیای تمدنی اصیل مبتنی بر نگاه توحیدی اسلام دارد. او معتقد است که: مسلک هاى توحیدى و ادیان آسمانى به همه ابعاد بشر کار دارند؛ از پیش از تولد نوزاد انسانى، نسبت به نظام تشکیل خانواده و چگونگى تربیت او تا دیگر ابعاد زیست او در جهان بـرنامه دارند… «اسلام براى این انسانى که همه چیز است یعنى از طبیعت یا ماوراى طبیعت تا عالم الوهیت، مراتب دارد. اسلام، تز دارد؛ برنامه دارد. اسلام مى خواهد انسان را یک انسانى بسازد جامع، یعنى رشد به آن طور که هست بدهد. حظّ طبیعت دارد رشد طبیعى به او بدهد، حظ برزخیت دارد، رشد برزخیت به او بدهد، حظّ روحانیت دارد، رشد روحانیت به او بدهد، حظّ عقلانیت دارد، رشد عقلانیت به او بدهد، حظّ الوهیت دارد، رشد الوهیت به او بدهد. همه خطوطى که انسان دارد و به طور نقص است، الان نرسیده است، ادیان آمده اند که این میوه نارس را رسیده اش کنند، این میوه ناقص را کاملش کنند…»

توحید عمل گرا

در واقع انقلاب اسلامى بر مبناى اصل توحید استوار است که محتواى این اصل در همه شئون جامعه، سایه مى افکند. برای فهم جایگاه توحید، در سبک زندگی امام خمینی و انقلاب اسلامی باید ابتدا به این سئوال پاسخ بدهیم که توحید چیست؟

توحید به عربی بر وزن تفعیل است و به معنای یکی کردن. یعنی مثلا یک جامعه غیر موحد را یکی کردن. در واقع توحید، غیر از آنکه یک بینش فلسفی است، یک شناخت عمل‌زا است. شناختی است که به زندگی انسان جهت و شکل می دهد و به تعبیر امروزی ما سبک زندگی خاص خودش را می آفریند. و عقیده ای است که بنای زندگی فردی و اجتماعی انسان ها باید بر پایه آنها نهاده شود. در واقع توحید فقط یک امر فردی نیست که به عبادت صرف مربوط شود، انجام دادن است.

این است سبک ما

به طور کلی کلمه توحید اقتضائات و ایجاب هایی می آورد. همان بایدها و نبایدهایی که در بالا از آن صحبت شد. انسان موحد برای رسیدن به سبک زندگی توحیدی باید قراردادها و الزام هایی را عملیاتی کند. این ها چیزی فراتر از نماز و روزه و فراتر از دین داری های حداقلی است که امروزه ما را به آن عادت داده اند. یکی از الزام های اصلی توحید که تاثیر مستقیمی بر سبک زندگی دارد، مساله تعهد عبودیت و اطاعت است: عبادت چیست؟ اطاعت هر کسی به صورت مستقل و بی قید و شرط عبادت اوست. اگر کسی را، یک انسانی، یا یک جامعه انسانی، بی قید و شرط اطاعت بکند، فرمان او را در زندگی خود، در جسم و جان خود، در عمل خود پیشوا بداند او را عبادت کرده است.

خداوند در قرآن عبادت را به اطاعت معنا می کند، «عَدیِّ بن حاتم طایی در ابتدایی که مسلمان شد، وقتی وارد مدینه شد پیامبر این آیه را خواندند، به مناسبت زناری که بر گردن او آویخته دیدند و ” اتَّخَذوا اَحبارَهُم وَ رُهبانَهُم اَرباباً مِن دونِالله والمسيح ابن مريم وما أمروا إلا ليعبدوا إلها واحدا” این آیه وقتی به گوش حاتم رسید، اعتراض کرد و گفت ای رسول خدا، ما کی احبار و رهبان‌مان برایمان خدا و رب محسوب شدند؟ کی آنها را عبادت کرده ایم؟ منظورشان از عبادت همان عبادت های ظاهری و نماز و تقدیس بود. پیغمبر (ص) پاسخ دادند: بله، در مقابل آنها سجده نکردید ولی آنچه آنها گفتند بی قید و شرط پذیرفتید. پیش شما حرام های خدا را حلال و حلال های خدا را حرام وانمود کردند و شما بی آنکه در صدد باشید که حقیقت مطلب را بفهمید از آنچه آنان گفتند بی قید و شرط اطاعت کردید(طرح اندیشه اسلامی در قرآن؛ سید علی حسینی خامنه ای – ص244).

نگاهی فراتر از ظاهر

در اسلام نمی توانی عبادت کنی ولی در ساحت سبک زندگی و مدل زندگی ات به گونه دیگری رفتار کنی. دامنه توحید در اسلام چیزی وسیع تر از نماز و روزه و عبادت های فردی و بی روح است. در این نگاه، معاشرت و روابط اجتماعی، کار کردن، مصرف کردن، دوستی کردن و دشمنی کردن، همه و همه بر محور یک اصل وحدت بخش شکل می گیرد. و در عین حال همه اجزای زندگی فرد موحد ابتدائاً و جامعه توحیدی در شکل کلان‌تر آن به طور متوازن و هماهنگ با هم قرار دارد. این نکته را در سبک زندگی توحیدی مردی به نام خمینی (ره) که انقلاب و دگرگونی عظیم و بی بدیلی در جهانی که در سیطره شرق و غرب گرفتار بود، به وضوح می توان دید.

یک مصداق امروزی

در سبک زندگی امام خمینی (ره) و اندیشه توحیدی و جامعیّت توحیدی ایشان، حقیقت، همبستگی و انسجامی دینی وجود دارد. این همبستگی و انسجام دینی به قدری در زندگی شان جریان داشت اگر لیوان آبی می خوردند، نصف آن را بیرون نمی ریختند، بلکه روی آن یک دستمال کاغذی می گذاشتند و یکی، دو ساعت بعد، بقیه آن آب را استفاده می کردند و اگر این دستمال کاغذی را چهار تکه می کردند یک تکه را استفاده و سه تکه باقی مانده را بعداً استفاده می کردند. در این عمل‌شان یک حقیقتی، یک نوری، یک جلوه ای نهفته بود که تطابق می کرد با آن خالصانه ترین لحظاتی که در دل شب، ایشان با خدای خود برقرار می کردند، این ها یک حقیقت است. امام(ره) وقتی می گوید: «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» در این سخن همان حقیقتی نهفته است که در نیایش خود می گویند: «الهی حبلی کمال الانقطاع الیک». این همه بر می گردد به جامعیتی که از جهان بینی توحیدی در سبک زندگی حاصل می شود. وقتی محور، غایت و مبدا یک چیز باشد، و آدمی همچون انسان کامل مطابق مدل توصیه شده عمل کند همه رفتارهایش یک معنا می دهد.

اینچنین است موحد

در خصوص تاثیرات روانی توحید در فرد موحد می توان گفت:

فرد موحد دارای وسعت افق دید می شود. موحد از تنگ نظری ها، کوته بینی ها و بسیار ی از رذایل اخلاقی به دور است.
در کنار نیازهای مادی صدها نیاز دیگر را می بیند و در عین حال برای دنیا آخری قائل نیست، چرا که دنیا را متصل به آخرت می بیند و آخرت را با دنیا سر و ته یک طومار می بیند
نگاه توحیدی ریشه ترس را در انسان می خشکاند. و مهم ترین تاثیر روانی توحید در روح یک انسان این است که در راه خدا، در راه تکلیف، در راه آنچه که هدف وجود خود تشخیص می دهد، از هیچ کسی به جز خدا هراسی ندارد. و چقدر با این شیوه ریشه بسیاری از بیماری های روانی که امروزه ناشی از بی هویتی زندگی های مدرن و این دنیایی است، خشکانیده می شود.

و به وضوح این مصادیقی که ذکر شد را می توان در سبک زندگی و نوع مواجهه حضرت امام خمینی با همه مسائل مشاهده کرد. و سئوال این جا است که جایگاه توحید در زندگی های ما کجا است؟ سبک زندگی هایمان چقدر با اهداف انقلاب اسلامی که رسیدن به جامعه توحیدی است فاصله دارد.

ماخذ: صحیفه امام خمینی طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن – سید علی حسینی خامنه ای – انتشارات صهبا

منبع: ماهنامه ماه تی تی استان مازندران