سازگاری در زندگی خانوادگی

از آنجا که هیچ دو انسانی از هر نظر با یکدیگر مطابقت ندارند و مشابهت برای هیچ زن و شوهری در همه ی روحیات و ویژگی ها ممکن نیست، طبیعی است که میان آن دو مشکلات و تعارض هایی به وجود آید. به همین دلیل زن و شوره اولاً باید با به کار گیری اصول و مهارت های مختلف به حل این مشکلات بپردازند.
حال اگر تمام روش های حل مسأله را به کار بردیم و مسأله حل نشد، چه؟ مشکلات یا قابل حل هستند و یا به عنوان مسأله، به مشکل دائمی تبدیل می شوند. در چنین مواردی توصیه آن است که از کنار مسأله گذر کنیم. یعنی حل چنین مسأله ای، با عبور کردن از کنار آن صورت می گیرد؛ مثلاً اگر همسر ما دچار ضعف حافظه است و به همین دلیل چیزی را بارها مورد پرسش قرار می دهد، رنجیده و عصبانی نشویم و او را همچنان که هست بپذیریم.
دیگر آن که باید مسائل و مشکلات خود را درجه بندی کنیم و ببینیم که واقعاً تا چه حد یک مسأله، مهم و حیاتی است؛ مثلاً اگر همسرمان به خانه ی عموی ما نیاید، تا چه حد خوشبختی ما تهدید می شود؟ اگر تمام روش های حل مسأله را به کار بردیم، و او متقاعد به آمدن نشد، بهتر است با او کنار بیاییم و این مسأله را آن قدر بزرگ نکنیم که سایه ی آن بر همه ی زندگی و خوشبختی ما گسترده شود. همسر ما نیز مانند هر انسان دیگر، نقاط ضعفی دارد که باید آنها را بپذیریم. با این شیوه، آرامش را هم به او هدیه می دهیم و هم به خود.
حضرت رضا (علیه السلام) در تبیین اهمیت این سازگاری و مدارا می فرماید: شایسته است انسان مؤمن سه نشانه داشته باشد. نشانی از خدا و آن کتمان سر (پوشاندن راز) است؛ نشانی از رسول خدا و آن مدارا و سازگاری با مردم است و نشانی از ولی خدا و آن صبر کردن در زمان پریشان حالی و تنگدستی است.(1)
سازگاری یکی از بهترین گل واژه های زندگی است که پیش نیاز آن صبر است. سازگاری یعنی نشان دادن انعطاف در مقابل نقاط ضعف و ناهنجاری های شخصی که می خواهیم کمترین مشکل را با او داشته باشیم. فرض کنید شما روی یک مبل راحت نشسته اید و بعد به شما گفته می شود که با این مبل بساز. یقیناً چنین حرفی به نظر شما مضحک می آید؛ زیرا از نظر شما و دیگران، در مورد چنین مبل راحتی، «ساختن» موضوعیت ندارد؛ اما یک موقع روی صندلی ای نشسته اید که میخ و تخته هایش محکم نیست و شما بر روی این صندلی احساس راحتی نمی کنید. در آن موقع «ساختن» با این صندلی برای شما و دیگران مفهوم و کاربرد منطقی و معقولی دارد.
تعدادی از دانشجویان برای خواندن صیغه ی عقد با مقام معظم رهبری دیداری داشتند. ایشان در طی این ملاقات، فرموده بودند که پسر و دختری خدمت حضرت امام (قدس سره) رسیده بودند که ایشان صیغه ی عقدشان را جاری کنند؛ پس از خواندن خطبه، امام فرموده بودند: «بروید و با هم بسازید».
سپس مقام معظم رهبری این عبارت را برای زوج ها شرح می دهند. ایشان می فرمایند: بسازید یعنی سازگار باشید؛ و سازگاری وقتی موضوعیت پیدا می کند که شما با نقصی روبه رو هستید. در چنین شرایطی اول باید مثل یک حکیم حاذق با درمان اساسی به دنبال رفع این نقطه ضعف باشید. حال این درمان ممکن است به این زودی ها هم نتیجه ندهد؛ ولی این حکیم چون حاذق است می داند که این مداوا ممکن است چند سالی طول بکشد. اما گاهی شما درمان را انجام می دهید و به نتیجه نمی رسید. و متوجه می شوید که به این راحتی ها این ضعف برطرف نمی شود؛ آن وقت واژه ی سازگاری معنای خودش را پیدا می کند.
همه ی ما انسان ها به گونه ای انعطاف پذیر هستیم. یعنی علی رغم عارضه و نقصی که طرف مقابل دارد، می توانیم از خود انعطاف نشان دهیم تا برای خود و دیگری مشکلی ایجاد نشود. سازش یعنی نشان دادن انعطاف و سازگاری با شرایط دشوار، به گونه ای که لطمات، تزاحمات و برخوردها به حداقل ممکن برسد.

1- رفق

در روایات واژه ی «رفق» درباره ی اعضاء خانواده به این معنا که باید نسبت به هم رفیق باشند و بر روابط آنها رفاقت حاکم باشد، زیاد دیده می شود.
اما رفق یعنی چه؟ و رفیق به چه کسی می گویند؟ وقتی انسان در معاشرت های اجتماعی نسبت به رفتار برخی افراد با ملایمت برخورد می کند و نسبت به بعضی از اعمال آنها مدارا به خرج می دهد، به این ملایمت و مدارا «رفق» می گویند.(2) بنابراین رفیق کسی است که طبعش نسبت به ما ملایم است و ما نیز نسبت به او ملایم هستیم، او ما را تحمل می کند و ما او را، او با ما مدارا می کند و ما با او. در روایات فراوان سفارش شده است که زن و شوهر با یکدیگر و با فرزندان، با ملایمت و سازگاری و نرمی رفتار کنند؛ که این توصیه همان توصیه به «رفق» است.
اما نقطه مقابل «رفق»، «تندی» است. به این معنا که ما نتوانیم در مقابل رفتار دیگران نرمی نشان دهیم. به تعبیر دقیق تر، در «تندی» نه تنها از کار غلط دیگران به سختی ناراحت می شویم، بلکه به کسی هم که مطابق با انتظار ما رفتار نمی کند به سختی پاسخ می دهیم. اگر چنین فضایی در خانواده حاکم شود، اعضای آن همواره در حال توبیخ و سرزنش و محاکمه و متهم کردن یکدیگرند؛ بنابراین چنین خانه ای کارکرد اصلی خود یعنی «آرامش» را از دست می دهد.
واقعیت این است که رفق زینت هر مکان و هر شخص و عامل سلامت، سعادت و خوشبختی یک خانواده است. و مانند شیرینی ای عمل می کند که تلخی هر دارویی را می توان با آن تحمل کرد. در روایتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «هرگاه خداوند، خانواده ای را دوست بدارد، رفق و ملایمت را وارد آن خانواده می کند.»(3)
بنابراین اگر می خواهیم بدانیم که خداوند ما را دوست دارد یا نه، باید ببینیم در میان ما رفق و نرمی وجود دارد یا خیر؟ اگر پیوسته با هم کلنجار می رویم و همدیگر را سرزنش می کنیم و یا همواره در حال مشاجره و دعوا هستیم، بدانیم آن گونه نیستیم که خدا ما را دوست بدارد!
شانس آوردن در زندگی نیز به طور مستقیم به میزان نرمی و ملایمت ما بستگی دارد. واژه شانس از جمله کلماتی است که در طول روزچند بار آن را استعمال می کنیم. اما واقعیت این است که ما چیزی به عنوان شانس تصادفی نداریم. دین اصل خوش شانسی و بد شانسی را انکار نمی کند بلکه مصادیقی مثل به همراه داشتن نعل اسب و یا پرهیز از عددی خاص و یا… را خرافه می داند. لذا باید ببینیم خوش شانسی و بدشانسی به چیست؟ در این زمینه در روایات ما مطالب فراوانی بیان شده است. به عنوان نمونه ملایمت و نرمی از عوامل خوش شانسی و خشونت و ناسازگاری از اسباب بدشانسی ذکر شده است. پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «ملایمت و رفق، میمون است و خشونت و ناسازگاری، شوم و بد یمن. هر گاه خداوند برای خانواده ای خیری بخواهد ملایمت را وارد خانه آنها می کند؛ زیرا ملایمت هیچ گاه با هیچ چیز همراه نمی شود مگر اینکه آن را زینت ببخشد؛ و خشونت با چیزی همراه نمی شود مگر اینکه آن را زشت گرداند.»(4)
به همین دلیل پیامبر (صلی الله علیه و آله) به همسر خود سفارش می کند: «عایشه قدری ملایم باش.»(5)

2- مدارا

یکی از مهارت های عالی و دشوار موفّقیّت در زندگی، روش مدارا و سازگاری با دیگران و به ویژه اطرافیان است. اهمیت سازگاری و مدارا تا آن جاست که حضرت امام سجاد(علیه السلام) در رساله حقوق خویش برای کسی که به آدمی بدی کرده است حقی قرار می دهد و آن عفو و گذشت نسبت به اوست.(6)
این نوع مهارت (سازگاری و مدارا) یکی از مؤلفه های مهم در ارتباطات اجتماعی است که گستره ی وسیعی را در بر می گیرد. مردم از حیث رفتاری با یکدیگر متفاوتند و تنوع خاصی در عملکردهایشان وجود دارد و برای آنکه زندگی شان پایدار و تحمل پذیر باشد و بتوانند به نیازهایشان پاسخ دهند، ضروری است از ساز و کارهای مدارا و سازگاری آگاه باشند و آن را به موقع به کار گیرند. بخشی از رفتارهای انطباقی، کنترل خویش و غلبه بر هیجانات است. با تسلط بر احساسات منفی و مخرب، توانایی سازگاری با دیگران به دست می آید.(7)
منظور از مدارا این نیست که اشتباهات دیگری را قبول کنیم و با آن موافق باشیم؛ بلکه به این معناست که با اشتباه دیگری کنار می آییم. مثلاً مرد سیگار می کشد و همسرش هر چه تلاش می کند، نمی تواند او را منصرف کند؛ در اینجا شایسته نیست که زن تمام زندگی خود را به مشکل او گره بزند بلکه باید با او کنار بیاید. و یا زن برخلاف آنکه تلاش فراوانی کرده است اما آشپز خوبی نیست. خوب شایسته است که مرد با او مدارا کند. اگر فرزند شما برخلاف سعی فراوان شما و خودش در درس موفق نیست؛ حالا دیگر باید کنار بیاییم و جنبه های دیگری از او را تقویت کنیم؛ به این شیوه مدارا می گویند.
مدارا کردن عامل بر سلامت، آرامش و خوشی در زندگی است. حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: «زن مثل گل بهاری است؛ سر خدمتکار نیست. در هر حالی با او خوب سخن بگو و با او مدارا کن تا خوشی وارد زندگی ات شود.»(8) اینکه زنان بیشتر حرف می زنند، ریز بین هستند، احساسات قوی دارند، زیاد گریه می کنند، همگی از ویژگی های ذاتی آنهاست؛ پس باید مرد با او مدارا کند و کنار بیاید. اگر در روایت آمده است که: «زن مثل استخوان کج است اگر بخواهی آن را راست کنی می شکند»(9)، ناظر بر همین امر است. یعنی ای مرد، زن با تو تفاوت ذاتی دارد؛ سعی نکن او را مثل خود کنی بلکه با او و تمام ویژگی هایش کنار بیا. مثلاً بارها اتفاق می افتد که زن از موضوعی دلگیر می شود؛ اشکالی ندارد شوهر بگوید شما درست می گویید.
البته این نکته را هرگز نباید فراموش کرد که مدارا و سازگاری با یک مشکل، هرگز به معنای تنبلی و کوتاهی در رفع آن نیست. نباید از همان ابتدا، بدون هیچ تلاش و اقدامی با مسئله کنار بیاییم؛ بلکه زن و شوهر باید با همکاری و همدلی موانع راه سعادت و خوشبختی خانواده را مرتفع و در صورت عدم موفّقیّت، با مشکل موجود سازگاری پیداکنند.
«هدف از مدارا جذب فرد برای وصول به نقطه مطلوب است. مدارا یک شیوه ی تربیتی است. کسی که با همسرش مدارا می کند و پدر و مادری که با فرزندشان مدارا می کنند، یک شیب ملایم قابل پیمودن را طراحی می کنند که آن فرد را از نقطه ای که او ایستاده است حرکت دهند و به آن نقطه مطلوب برسانند… بنابراین مدارا یک شیوه ی ایمانی تربیتی در داخل خانه است.»(10)
بالاخره مردم از نظر رفتار دارای عملکردهای متنوع و متفاوتی هستند. اگر بنا باشد که انسان در مقابل هر رفتاری از سوی دیگران از خود حساسیت و ناراحتی نشان دهد و بخواهد که در برابر هر کنشی، واکنشی داشته باشد، مشکلات بالا می گیرند و زندگی هر روز تلخ تر از روز قبل می شود. افرادی که با دیگران سازگار نمی شوند، سرگذشتی جز افسردگی، تنهایی و انزوا در انتظارشان نیست. همان گونه که انتظار می رود، در اخلاق اسلامی و سنت الهی نیز به این جنبه از زندگی انسان توجه فراوانی شده است.
«به حضرت آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری گفته بودند از کجا شما به این عظمت و مقام رسیدی؟ ایشان فرمودند: سال های سال خانمم مریض بود و من مریضی خانمم را برای تجدید فراش یا طلاق یا وا نهادن او بهانه نکردم. سال های سال با او همزیستی داشتم! او را تمیز کردم؛ از آفتاب به سایه بردم و از سایه به آفتاب بردم و با او مدارا کردم و خدا به من نظر کرد.»(11)
البته سازگاری و مدارا با تکرار و تمرین و تغافل نسبت به اشتباه دیگران به دست می آید. اما «در صورت تحقق چنین مهارتی در میان آحاد جامعه، آثار خوشایندی را می توان در رفتار با مردم شاهد بود که برخی از آن عبارت است از: جلوگیری از گسست های اجتماعی، تقویت روح خدمت رسانی به جامعه، اصلاح و ترمیم غفلت ها و کاستی ها و جلب رضایت حق تعالی.»(12) امام علی (علیه السلام) می فرماید: «با مردم مدارا کن تا از برادری آنان بهره مند شوی و با آنان با روی گشاده ملاقات کن تا کینه هایشان بمیرد.»(13)
زن و شوهر نیز باید در مشکلات و مسائل زندگی به خصوص امور مادی و روزمره تا آنجا که به اصل زندگی لطمه ای وارد نمی آید، مدارا و گذشت داشته باشند و در سایر موارد نیز با یکدیگر همکاری کنند. «با هم همکاری کنید خصوصاً در امور دین اگر می بینید طرف شما، کاهل نماز است به راستگویی کم اهمیت می دهد، به محرم و نامحرم بی مبالات است و… کمک کنید که خوب شود؛ نه اینکه دعوا کنید، اوقات تلخی کنید، مثل یک منتقد بداخلاق بنشینید یک کناری هی نق بزنید.»(14)
اگر در دوران مدرنیته و عصر اضطراب و بیماری های روانی دنبال سود و منفعت هستید، بدانید که این سود و منفعت در مدارا است؛ نه در داد و بیداد و فریاد.
امام علی (علیه السلام) می فرماید: «سلامت دین و دنیا در مدارا با مردم است»(15) البته این موضوع از نظر علمی هم به اثبات رسیده است که افراد سختگیر بیش از سایر افراد به بیماری های قلبی و عروقی و انواع سکته مبتلا می شوند. پس به جرأت می توان گفت که مدارا از جمله عواملی است که می تواند به طور مستقیم و حتی گاهی غیر مستقیم، آرامش یک زندگی را تضمین کند.

3- رعایت آستانه ی تحمل خود و دیگران

زن و مرد باید بدانند که اگر قصد فتح قلّه ی زندگی را دارند، باید شدائد و ناملایمات زیادی را پشت سر بگذارند؛ اما هر کس آستانه ی تحمّلی دارد که نباید بیش از آن پیشروی کند و دیگران نیز نباید بیش از آن، از او انتظار داشته باشند. چنانچه در قرآن نیز آمده است: ( لاَ یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَا)(16)؛ خداوند هیچ کس را جز به اندازه ی توانش تکلیف نمی کند.
یکی از مشکلات اساسی و واقعی در روابط زناشویی این است که زن و شوهر روابط خود را به طور کامل بر پایه عشق بنا می کنند و آن وقت تقاضاهای متعددی بر آن تحمیل می شود که عشق به تنهایی از عهده ی انجام آن بر نمی آید؛ و با وجود اینکه زن و مرد عمیقاً یکدیگر را دوست دارند اما چون نمی توانند با یکدیگر کنار بیایند، خیلی زود خسته می شوند و رابطه را خفه می کنند. توقعاتی مثل «اگر مرا دوست داری هیچ کاری را بدون من نخواهی کرد»؛ «اگر مرا دوست داری هر چه بخواهم به من خواهی داد»؛ «مثل من فکر کن؛ احساس کن؛ عمل کن اگر نکنی معلوم می شود مرا دوست نداری» که نوعی رشوه گیری از عشق به حساب می آید، بیانگر همین موضوع است. درحالی که لازم است زن و مرد میزان ظرفیت و تفاوت های یکدیگر را در نظر بگیرند.»(17)
لذا اگر در زندگی برای خود سیری در نظر گرفته ایم، باید تاب و تحمّل همسرمان را نیز در این سیر محاسبه کنیم. باید دقّت داشته باشیم که بنای زندگی را بر مبنای تاب و توان هر دویمان طراحی کنیم. چنانچه همراه با شخص دیگری در رودخانه شنا می کنیم، جایز به هر گونه شنایی با هر سرعت و مسافتی نیستیم، شاید با کسی همراه شده ایم که نمی تواند مانند ما، به مدت طولانی نفس خود را حبس و در زیر آب شنا کند؛ اگر او را وادار به همراهی کنیم، وی را تا مرز خفگی جلو برده ایم. البته فراموش نشود که طرفین نیز باید به میزان آستانه ی تحملشان مشکلات را تحمّل کنند و با اندک ناملایمتی صحنه را ترک نکنند.
هر یک از ما نیز باید مراقب باشیم که قبل از طاق شدن طاقتمان، هشدارهای لازم را به همسرمان بدهیم و او را از این امر آگاه کنیم.(18) به عنوان نمونه می توانیم چنین بگوییم: «من تا حالا توانسته ام خودم را خوب کنترل کنم ولی ممکن است دیگر نتوانم به این خوبی بر خود مسلط بمانم. شما یک جوری زندگی را جلو ببرید که بیش از این فشار نبینیم.»
گاه چنان مشکلات را در دل نگاه می داریم و بیش از ظرفیت خود چنان آنها را تحمّل می کنیم که نهایتاً به مرز انفجار می رسیم و همه ی زحمات چندین ساله ی خود را به باد فنا می دهیم. البته این بدان معنا نیست که به محض اندک فشاری، تاب و توان خود را از دست رفته اعلام کنیم؛ در این مورد باید جانب صدق و راستی رعایت شود؛ تا با یک هشدار کوچک از سوی یکی، دیگری مسئله را جدی بگیرد.

4- پرهیز از توقع

عامل بعدی توقع نداشتن از دیگران، خاصه همسر است. توقع فعل شیطان است. قبل از خلقت آدم و بحث خلیفه اللّهی او، شیطان در بهشت سروری می کرد. او معلم ملائکه بود. از طرف خداوند خطاب به همه ی ملائکه ندا آمد که آماده ی امتحان من باشید. ملائکه به دور شیطان جمع شدند و به او گفتند تو از ما عالم تری و در این امتحان قبول خواهی شد. در وجود شیطان هم چنین باوری بود که از این امتحان سربلند بیرون می آید. اما چه شد؟ همه قبول شدند الاّ شیطان. چرا؟ زیرا هیچ کدام از آنها توقع رسیدن به مرتبه ی خلیفه اللّهی نداشتند الاّ شیطان؛ و همین توقع، او را از اوج عزّت به حضیض ذلّت کشاند.
اگر از همان آغاز زندگی دندان خراب توقع را بکنیم و دور بیندازیم، به نحوی، نطفه ی تمام اختلافات را از میان برده ایم. نقطه ی شروع تمامی اختلافات «توقع» است. ممکن است بگویید که انجام وظایف در حیطه ی تکالیف افراد است و وقتی تکلیفی بر عهده ی انسان می گذارند، توقع هم در پی آن تکلیف، زاده می شود. یا بگویید ما با توقع زندگی را شروع می کنیم و با توقع ادامه می دهیم و زندگی، سراسر، توقعات مثبت و منفی ای است که از یکدیگر داریم. پاسخ آن است که: «وظیفه» هست اما در مقابلش «توقع» نیست. اگر از اول، بنای ناساز توقع را در ذهنمان خراب کنیم، اگر از همان نخست، بدون هیچ توقعی با همه چیز و همه کس مواجه شویم، اساساً دچار بسیاری از غم و غصه ها نخواهیم شد تا بخواهیم درصدد رهایی از آنها باشیم.(19)
ریشه ی غصه ها، ضعف اعصاب ها، حسادت ها و مشکلات ما، در توقعات ماست. پرسیدن این سؤال رایج که از همسرتان چه توقعی دارید، از بنیان غلط است. اگر بیاموزیم که از او توقعی نداشته باشیم، موضوع بسیاری از اختلافات برچیده می شود. مگر ما، از خودمان چه داریم؛ مالک چه هستیم که می خواهیم توقعی داشته باشیم. توقع، مربوط به کسی است که از خودش چیز داشته باشد، صاحب اراده ی مستقل و آزاد باشد. ما هنگامی که در چاه توقع فرو می افتیم که عبد بودن خود را فراموش می کنیم. درحالی که همواره باید به خاطر داشته باشیم که همه ی ما عبدیم و برای عبد توقعی وجود ندارد.
از سوی دیگر وقتی همسری از برآورده شدن برخی انتظاراتش ناامید می شود، به جای نارضایتی می تواند به علاقه ی خود به شاد کردن همسرش توجه کند. سپس انتطارات خود را تعدیل و کمال طلبی را کنار بگذارد و آنگاه زندگی را همان طور که هست بپذیرد.(20)

5- راه های مهار خشم

قبل از ازدواج غالباً بخش زیادی از نقطه ضعف های یک فرد پنهان می ماند؛ چرا که معمولاً افراد خانواده به علت جلوگیری از تنش و یا به دلیل حبّ زیاد نسبت به او، آنچنان با نقطه ضعف های وی سازگار می شوند، که این نقاط ضعف حتی از خود شخص نیز مخفی می ماند. یکی از برکات ازدواج، آشکارسازی و درمان نقاط ضعفی است که مغفول مانده و یا به دلایلی نمایان نشده اند. برای مهار خشم باید موارد زیر را رعایت کنیم:

الف: رفع علل خشم

خشم و عصبانیت از جمله مواردی است که زشتی و آسیب زایی آن، بعد از ازدواج در نزد فرد بیش از پیش آشکار می شود. در روایت آمده است: «خشم شعبه ای از جنون است.»(21) انسان عصبانی برای لحظاتی عنان عقلش به خشمش سپرده می شود و در همان چند لحظه، ممکن است سخنی بگوید و یا عملی انجام دهد که جبران آن به راحتی امکان پذیر نباشد. البته در اغلب موارد خشم سرپوشی است بر چیزی دیگر. یعنی وقتی احساس واقعی خود را بروز نمی دهیم خشمگین می شویم. بنابراین فردی که زود خشمگین می شود، باید بر رفتار خود تأمل کند؛ موقعیت هایی که او را به چنین رفتاری وا می دارد، شناسایی کند؛ و یا اگر این خشم ریشه در مشکل جسمانی دارد، درصدد درمان آن برآید و همسر خود را نیز از این مشکل آگاه کند؛ (22) و از همه مهمتر، از یک مشاور مجرب برای رسیدن به نتیجه ای بهتر کمک بگیرد.

ب: اصلاح نگرش و افزایش آگاهی و عمل به آن

با توجه به زیان های ویرانگر خشم، در احادیث معصومین توصیه های رفتاری فراوانی وارد شده است که ما را در کنترل خشم یاری می کند. مثلاً آمده است که هنگام عصبانیت تغییر حالت بدهید؛ اگر نشسته اید، بایستید یا اگر ایستاده اید، بنشینید(23)، یک آبی بنوشید و یا صلواتی ختم کنید. اما توصیه ی اساسی تر، به اصلاح در نگرش و شناخت ماست. اصلی ترین عامل خشم، ریشه در بدبینی ها و عدم درک درست ما از رفتار شخص مقابل دارد. اگر با حسن ظن و سعه ی صدر، رفتار دیگران را علت یابی و تحلیل کنیم، از بسیاری از خشم ها و عصبانیت های بی جا در امان می مانیم.
از سوی دیگر هر چه انسان پخته تر و از درون پُرتر باشد، کمتر عصبانی می شود. فرد می تواند با مطالعه، آگاهی و کسب مهارت های گوناگون آنچنان خود را قوی کنید که هیچ حادثه ای نتواند آرامش وی را بر هم بزند.
ملا احمد نراقی می گوید اگر به قصد میهمانی، سه بار بر در خانه ی کسی رفتید و او به هر دلیلی عذر شما را خواست، بر شماست که بازگردید؛ بی آنکه ذرهّ ای از صاحب خانه ناراحت و آزرده شوید.(24) البته میزبان، رفتار ناشایست و ناپسندی کرده است؛ ولی سلوک معنوی میهمان در این است که بدون ناراحتی از رفتار میزبانش، بازگردد.
نقل است هنگامی که ملا احمد به نجف می رود، همه ی علما به جز علامه بحرالعلوم به ملاقات ایشان می آیند. ملا احمد به قصد دیدار علامه بحرالعلوم، به سمت خانه ی او می رود و اجازه ی ورود می خواهد؛ اما خادم خانه از سوی علامه پیغام می آورد که اکنون ایشان فرصت ندارند و در وقت دیگری بیایید. ملا احمد هم بی آنکه مکدّر شود، باز می گردد تا در وقت دیگری مراجعه کند. در مراجعه ی دوم و سوم نیز خادم خانه همان پیغام را به وی می دهد و ملا احمد باز می گردد. در بازگشت آخر علامه بحرالعلوم در پی ایشان می دود و ملا احمد را در آغوش می گیرد و می گوید از وقتی که معراج السعاده به دستم رسید، عاشق و شیفته ی شما شدم و وقتی خبردار شدم به نجف آمده ای، لحظه شماری می کردم تا شما را ملاقات کنم؛ اما پیش از این می خواستم بدانم خودتان نیز به توصیه های کتابتان عمل می کنید یا نه؟
قایق ها با اندک تلاطمی بالا و پایین می روند تا سهمگین ترین موج ها نیز قادر به تکان دادن یک ناو سنگین و عظیم نیستند. به همین دلیل است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «پهلوان واقعی آن مردی است که شیطان به دلش مشت می کوبد و خشمش بالا می گیرد و خونش به جوش می آید؛ اما خدا را یاد می کند و با بردباری خشم خود را مغلوب می کند.»(25)

ج: بهره گیری از موقعیت های مناسب

برخی از رخدادهای زندگی موقعیت های مناسبی برای تغییر فرد فراهم می آورند. مثلاً مهاجرت و یا ازدواج از این موقعیت های مناسبی است که مجال بیشتری را برای تغییر شخص فراهم می کنند. شخص مهاجر، به راحتی می تواند رویه های غلطی را که در محل زندگی قبلی خود داشته است کنار بگذارد؛ و رفتار و ارتباطات خود را از نو پی ریزی کند. ازدواج نیز مجالی مناسب و فضای جدیدی برای تغییر نگرش ها و رفتارهای غلط هر فرد است. چه خوب است که در این جا به جایی ها و تغییر موقعیت ها، نکات منفی خود را جا بگذاریم و با خود به شرایط جدید نیاوریم.
توصیه ی بعدی، مطالعه ی احوال و همنشینی با کسانی است که آرامش دارند. سهمگین ترین امواج طوفانی نیز در برخورد با ساحل، آرام می شوند. شخصیت برخی نیز مانند ساحل است؛ هنگامی که طوفانی هستیم، در کنارشان آرام می گیریم. سعی کنید چنین افرادی را در زندگی داشته باشید تا هنگام آشفتگی در نزدشان به آرامش برسید.
قرآن نیز چنین اثری دارد. وقتی زندگی طوفانی می شود، با خواندن چند آیه از آن، احساس سبکی و آرامش می کنید.
زیارت اهل قبور و یاد مرگ نیز آرامش می آورد. همچنین شرکت در یک مراسم خاک سپاری و یا فاتحه خوانی به ما کمک می کند تا از درگیری های دنیا و نگاه عادت وار به زندگی، فاصله بگیریم و قدری بیندیشیم که، اگر به جای آن شخص سفر کرده بودیم، چه؟! پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای علی خشمگین مشو و هر گاه به خشم آمدی بنشین و درباره قدرتی که پروردگار بر بندگان دارد و گذشتی که از آنها می کند بیندیش.»(26)

د: برخورد از جایگاه یک مربی

اطرافیان ما، هر قدر هم که سرسخت باشند، اگر نسبت به آنها مثبت بیندیشیم، صبور باشیم و از موضع یک مربی با ایشان برخورد کنیم – نه از موضع صاحب حق – در طی زمان سختی شان فرو خواهد شکست و نرم خواهند شد. برخورد از جایگاه یک مربی، مسئله ی بسیار مهمی است که رعایت آن، در بهبود روابط همسران بسیار کارآمد است. اگر زن و شوهری از موضع دو شریک، روابطشان را پایه ریزی کنند، مانند هر عقد شراکتی، هر یک از آنها 50 درصد سهم دارد و هر کدام باید در حفاظت و صیانت از سهم خود هشیار باشد تا حقّش از سوی دیگری تضییع نشود.
«او مگر چه محبتی به من کرده که از من انتظار محبّت دارد؟»؛ «از او چه احترامی دیده ام که به او احترام بگذارم؟»؛ «برای من چه کار کرده که از من چنین توقعی دارد؟» هرگاه چنین سخنانی شنیدید، بدانید که صاحبان این سخنان، زندگی زناشویی خود را بر اساس شراکت بنا کرده اند. در اینجا هم زن و هم مرد از مسئولیت خویش آگاه اند؛ اما به دلیل رعایت نکردن یکی از آنها، دیگری نیز دل و دماغ رعایت کردن وظایف خود را ندارد.
اگر معادله ی زندگی را بر اساس تساوی عملکردها بنویسید، خواه نا خواه در یک دور منفی گرفتار خواهید شد. همسر شما نقطه ضعفی دارد که شما بر اساس آن، اقدام به یک عمل منفی می کنید و او نیز بر اساس عملکرد منفی شما، اقدام به یک عکس العمل منفی دیگر می کند و در یک دور حلزونی منفی، پیوسته بر تهدید ها و آسیب های زندگی تان اضافه می شود.(27)
یک وقت کودکی را به ما می سپرند که تربیتش کنیم؛ این بچه داد می زند، از سر و کولمان بالا می رود، اشیاء را به طرفمان پرت می کند؛ اما ما به قصد مراقبت و تربیت این کودک، همه ی رفتارهای نابهنجارش را تحمّل می کنیم؛ چرا که ما از موضع یک مربی با او رو به رو شده ایم و در این جایگاه به خوبی می دانیم که کودک طرف حساب ما نیست. اگر زن و شوهر نیز از چنین مقام و جایگاهی به مشکلات یکدیگر بنگرند، دایره ی تحملشان بسیار گسترده می شود و کمتر تنشی، زندگی آن دو را تهدید خواهد کرد.

6- مهار خشم همسر

گذشته از وظایفی که بر عهده ی فرد بدخلق و عصبانی است، وظایفی نیز بر عهده ی همسر اوست. همسر او که از هر فردی به وی نزدیک تر و بیش از همه فرصت شناخت او را داشته است، می تواند با بصیرت و فراست، به ظرافت های رفتاری با وی پی ببرد. با آشنا بودن با روحیه ی چنین شخصی، می توان عواطف او را مدیریت کرد. در روایت آمده است زنی که سعی کند شوهر آزرده و عصبانی خود را با گفتگو، توجه و عاطفه راضی کند و از عصبانیت درآورد او کارگزار خدا در زمین است.(28)
بیان عباراتی مانند: «ناراحت نباشید عصبانیت او چند دقیقه بیشتر طول نمی کشد؛ زود جوش می آورد، زود هم آرام می شود.» از سوی یک فرد، نشان از بصیر بودن او به احوال همسرش دارد. یکی از رفتارهای غلط در مقابله با فرد عصبانی، آن است که شما بخواهید وی را نصیحت کنید و یا با او بحث و مجادله نمایید. در فضای خشم هر چه شدید عمل کنید، شدت عمل شدیدتری خواهید دید.
گاهی عدم توجه ما به حساسیت های شخص، باعث عصبانی شدن او می شود.
وظیفه ی یک همسر با تدبیر، پرهیز از موقعیت هایی است که در آن موقعیت ها، حساسیت فرد برانگیخته می شود. اگر از نظر همسرمان، دیر رسیدن بر سر قرار، امری نابخشودنی است، بهتر است که چند دقیقه ای زودتر از زمان مقرر سر وعده حاضر شویم. پی بردن به حساسیت های فرد و رعایت آن ها، از نشانه های همسر توانمندی است که قادر است زندگی خود و شریک زندگی اش را از بسیاری از موقعیت های تنش زا در امان نگاه دارد.
خداوند در قرآن کریم تضمین آرامشی که در ازدواج وعده داده را در دو چیز یعنی «مودّت» و «رحمت» دانسته است. مودّت، دوستی و محبت دو سویه است و رحمت، دوستی یک سویه. یکی از معانی دوستی یک سویه این است که اگر همسرم اکنون عصبانی است، پس من یک سویه بر او رحمت کنم. غالباً خشم زمانی رخ می دهد که محبت و مودّت، در فضای زندگی کم رنگ شده باشد و در چنین شرایطی است که فرسایش ها، سایش ها و اصطکاک ها آغاز می شود.
همچنین اگر پرخاش ها و عصبانیت های همسر خود را علت یابی کنیم، تحمل این گونه رفتارهای او، برای ما آسان می شود. حکایت است که در یک روز گرم تابستانی، بچه هایی شیطان و پر قیل و قال، سوار بر اتوبوسی شدند که به سوی شهر دیگری در حرکت بود. گرمی هوا، مسافرین اتوبوس را در تحمل ناآرامی و شیطنت بچه ها بی تاب تر کرده بود؛ تا آنکه پچ پچی میان مسافرین افتاد. چند لحظه بعد، نگاه بی طاقت و خشمگین مسافرین به کودکان، جای خود را به نگاهی گرم و مهربان داد؛ چرا که فهمیده بودند این کودکان به جای دیگری برده می شوند تا برای مدتی از مرگ مادرشان بی خبر بمانند.
آگاهی از مشکلات همسر و همدلی با او، ما را در تحمل بی تابی ها و پرخاشگری هایش یاری می دهد. اگر شرایطِ مادری که تمام روز از بهانه گیری ها و بی تابی های کودکش خسته و فرسوده شده است و یا مردی که کسب و شغلش در بحران اقتصادی بازار تهدید می شود به خوبی از سوی همسر درک شود، رفتار تند وی برای همسر به گونه ی دیگری تعبیر می شود و به جای مقابله، با او همدل می گردد.

سر دلبران در کلام دیگران

– «من فکر می کردم ریشه مدارا «دور» است یعنی هر طور طرف بچرخد تو هم بچرخ؛ اما وقتی به لغت مراجعه کردم دیدم ریشه این لغت «درایت» است.
… درایت و فهم در مدارا نهفته است؛ یعنی شما با کسی همنشین و همسایه یا همسر هستید باید بر اساس فهم و درایت با او همزیستی و همراهی کنید.»(29)
– مدارا و رفق یک ضرورت برای زیستن است. چه زیستن خانوادگی چه زیستن اجتماعی. بلکه یک ضرورت عقلی است. زیرا همان گونه که انسان ها از نظر بیولوژیکی متفاوتند از نظر ذوق، گرایش اندیشه، آرمان و ظرفیت نیز متفاوت هستند و چون وحدت ممکن نیست… باید رفق و مدارا به صحنه بیاید.(30)
– در کانون خانواده ما در برابر چند چیز باید رفق و مدارا داشته باشیم: یکی از آنها رفق و مدارا در برابر فقر و تنگدستی است… یکی دیگر از موارد رفق و مدارا بیماری است… یکی دیگر از موارد رفق و مدارا گرفتاری است… یکی از موارد که شاید مهمترین آن باشد رفق و مدارا با ناهنجاری های اخلاقی زن یا شوهر است.(31)
– روان شناسان معتقدند که پذیرفتن خصوصیات هر کس، آسان تر از انکار خصوصیات اوست و این، قسمت تغافل زندگی اوست. یکی حساس است، با یک برخورد کوچک، اخم می کند، حرفِ نزدنی می زند، قیافه ناخوشایند به خود می گیرد…راستی در چنین مواردی بهترین انعکاس چیست؟ اگر انسان با اراده و خوددار باشیم، اگر پایه های «شخصیت» ما قوی باشد، اگر بخواهیم از آغاز بگو مگو و از پایان قهر و نفرت جلوگیری کنیم، راه، این است: ندیدم، نشنیدم، متوجه نشدم…یا تعبیر زیرکانه ی انحرافی از حرکات طرف داشته باشیم.(32)
– دو نکته به کاهش خشم کمک فراوانی می کند: اول آنکه در معرض مسائل بد و چیزهایی که بدبینی ایجاد می کند قرار نگیریم و دوم آنکه با یادگیری مهارت های مختلف درون خود را غنی کنیم.(33)
– اگر علت هر رفتاری را بدانیم و اعتقاد داشته باشیم که هر رفتاری خود به خود و بیهوده از کسی سر نمی زند، کمتر عصبانی می شویم. ما زمانی عصبانی می شویم که به علت ها اشراف و توجه نداریم.(34)
– علاوه بر این که خود غضب از مهلکات عظیمه و از صفات خبیثه است، لوازم و آثاری چند نیز بر آن مترتب می شود که همه ی آن ها مهلک و قبیح است، مانند: فحش و دشنام و اظهار بدی مسلمین و شماتت ایشان و سرّ ایشان را فاش کردن و پرده ی ایشان را دریدن و سخریه و استهزاء به ایشان کردن و غیر اینها از اموری که از عقلا صادر نمی گردد.(35)
– اگر به قدر کافی به خودتان بها دهید می توانید پیوند خشم را پاره کنید؛ می توانید از زندان نومیدی رها شوید؛ می توانید خشم را پشت سر بگذارید.(36)

احادیث

– امام علی (علیه السلام): با نرمی و ملایمت است که مردانگی کامل می شود.(37)
– پیامبر (صلی الله علیه و آله): مدارا با مردم نصف ایمان است و نرمی با آنان نصف زندگی است.(38)
– امام علی (علیه السلام): میوه خرد مدارا با مردم است.(39)
– امام صادق (علیه السلام): خشم کلید هر بدی است.(40)
– امام علی (علیه السلام): خشم همنشین بسیار بدی است: عیب ها را آشکار، بدی ها را نزدیک و خوبی ها را دور می کند.(41)
– امام علی (علیه السلام): تواناترین مردم در تشخیص درست کسی است که خشمگین نشود.(42)
– امام صادق (علیه السلام): کسی که هنگام خشم خوددار نباشد، از ما نیست.(43)
– امام صادق (علیه السلام): هر کس سه بار بر تو خشم گرفت ولی به تو بد نگفت، او را برای دوستی با خود انتخاب کن.(44)
– امام صادق(علیه السلام): مؤمن چون خشمگین شود، خشمش او را از حق بیرون نبرد و چون خشنود شود، خشنودی اش او را به باطل نکشاند و چون قدرت یابد بیش از حق خود نگیرد.(45)
– امام هادی (علیه السلام): بر زیردستان خشمگین شدن نشانه پستی است.(46)
– پیامبر (صلی الله علیه و آله): بدانید که بهترین انسان ها کسانی هستند که دیر به خشم آیند و زود راضی شوند.(47)
– پیامبر (صلی الله علیه و آله): انسان هیچ جرعه ای ننوشید که نزد خدا از جرعه خشمی که برای رضای وی فرو خورد بهتر باشد.(48)
– پیامبر (صلی الله علیه و آله): خشم از شیطان و شیطان از آتش آفریده شده است و آتش با آب خاموش می شود، پس هر گاه یکی از شما به خشم آمد، وضو بگیرد.(49)
– پیامبر (صلی الله علیه و آله): کمال دلیری آن است که کسی خشمگین شود و خشمش شدت گیرد و چهره اش سرخ شود و موهایش بلرزد، اما بر خشم خود چیره گردد.(50)

پی نوشت ها :

1- مسند الامام الرضا (علیه السلام)، ج 1، ص 258.
2- رفق: نرمی، ملایمت؛ فرهنگ معین، ذیل کلمه رفق.
3- کنزالعمال، ج 3، ص 52؛ «ان الله اذا احب اهل بیت ادخل علیهم الرفق».
4- بحارالانوار، ج 72، ص 51؛ «الرفق یمن و الخرق شوم و اذا اراد الله باهل بیت خیرا ادخل علیهم الرفق فان الرفق لم یکن فی شیء قط الا زانه و ان الخرق لم یکن فی شیء قط الا شانه».
5- کنزالعمال، ج 3، ص 48؛ «یا عائشه ارفقی فان الله اذا اراد باهل بیت خیرا دلهم علی باب الرفق».
6- مهارت های زندگی در سیره رضوی، (محمد رضا شرفی)، ص 103.
7- همان، ص 71.
8- الفقیه، ج3، ص 556؛ «المراَة ریحانة و لیست بقهرمانة فدارها علی کل حال و احسن الصحبة لها لیصفوعیشک.»
9- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 9، ص 272؛ « و تمدرت المراة ای سرحت شعرها شبه عظام اجنحة الطاوس بمداری من فضة لبیضها و شبه ما انبت الله علیها من تلک الدارات والشموس التی فی الریش…»
10- خانواده پویا، ج 5، ص 75.
11- خانواده پویا، ج 5، ص 70.
12- مهارت های زندگی در سیره ی رضوی، (محمد رضا شرفی)، ص 71.
13- میزان الحکمه، ج3، ص 16.
14- مطلع عشق (توصیه های آیت الله خامنه ای در مراسم عقد خطاب به زوج های جوان)، ص 61.
15- غررالحکم، ص 455؛ «سلامة الدین و الدنیا فی مداراة الناس.»
16- بقره/ 286.
17- برگرفته از آدم سازی در روان شناسی خانواده، صص 163- 164.
18- یکی از مشاورین نقل می کرد: یک روز بعد از اینکه به خانه آمدم؛ چندین نفر به منزل ما برای مشاوره تلفن زدند و من مثل همیشه پاسخ آنها را دادم. با زنگ تلفن بعدی به یکباره همسرم فریادی زد و با عصبانیت سیم تلفن را از جا کند. من که تا آن روز همیشه او را آرام و پر تحمّل دیده بودم، بسیار از رفتارش یکه خوردم. بعداً متوجه شدم مقصّر این ماجرا من بودم. او از آستانه ی تحملش خارج شده بود و من غفلت کرده بودم. البته این خانم هم باید قبل از خروج از آستانه ی تحمّل خود، موضوع را به شوهرش خاطر نشان می کرد تا از این حادثه جلوگیری کرده باشد.
19- طی چند سالی که در دانشگاه امیرکبیر تهران تدریس می کردم. با دانشجویانم خیلی انس گرفته بودم. بعدها که بعضی از آنها ازدواج کرده بودند. گاهی که به تهران می رفت. بعضی از آن ها من و بقیه را دعوت می کردند که تجدید دیداری داشته باشیم. یک بار به یکی از این مهمانی ها رفتم و دیدم که فقط دو خانواده آمده اند. متوجه شدم که میزبان خیلی راحت با این قضیه برخورد کرد. نه میزبان ناراحت شد و نه دیگران خودشان را برای آمدن به این مجلس به آب و آتش زده بودند. من به آنها گفتم در شهر ما این گونه نیست؛ هم مدعوین برای شرکت در مهمانی خیلی خودشان را به تکلف می اندازند و به هر سختی و اجبار سعی می کنند که به مهمانی بیایند و هم میزبان توقع دارد که همه ی مهمانان در مجلس حاضر شوند؛ به راستی ریشه خیلی از این ناراحتی ها و فشارها و توقعات می باشد.
20- ر. ک: سودای عشق، (جان گری)، ص 93.
21- نهج البلاغه، حکمت 255؛ «الحده ضرب من الجنون لان صاحبها یندم فان لم یندم فجنونه مستحکم».
22- یکی از دوستان که شخصی اخلاقی و صاحب کتاب اخلاق نیز بود. در موقعیت های پیش بینی نشده ای، رفتارهایی انجام می داد که برایم قابل توجیه نبود. بعدها متوجه شدم که مردمک چشم وی دچار مشکل است. و همین مشکل عضوی، در برخی از موارد عصبی اش می کند.
23- وسایل الشیعه، ج 15، ص 363؛ «عن الصادق (علیه السلام):… عن ابیه: انه ذکر عنده عن الغضب حتی ما یرضی ابدا و یدخل بدنک النار فایما رجل غضب و هو قائم فلیجلس فانه سیذهب عند رجس الشیطان وان کان جالسا فلیقم و ایما رجل غضب علی ذی رحم فلیقم الیه و لیدن منه و لیمسه فان الرحم اذا مست الرحم سکنت.»
24- معراج السعاده، صص 385- 387، آداب مهمانی.
25- بحارالانوار، ج 74، ص 152؛ «الشدید القوی الذی لایوضع جنبه فقال بل الصرعه حق الصرعه رجل و کز الشیطان فی قلبه واشتد غضبه و ظهر دمه ثم ذکر الله فصرع بحلمه غضبه».
26- تحف العقول، ص 13؛ «یا علی لا تغضب فاذا غضبت فاقعد و تفکر فی قدره الرب علی العباد و حلمه عنهم و اذا قیل لک: اتق الله فانبذ غضبک و راجع حلمک.»
27- در زمان طلبگی ما، سالنی بود که طلبه ها در آن، گروه گروه به دور هم حلقه می زدند و با هم مباحثه می کردند. در چنین شرایطی به علت کثرت نفرات، هر نفر بلندتر سخن می گفت تا صدایش به سایر افراد گروهش برسد. ما هم همراه با استادمان، در میان جمعی نشسته بودیم و درس می خواندیم. استادمان یک جمله خوبی گفت که برای من بسیار اثرگذار بود. ایشان گفتند: «می دانید چرا در اینجا این همه هیاهو و سرو صداست؟ همة این هیاهوها به این خاطر است که هر کس می خواهد صدایش بلندتر از گروه دیگر باشد. اگر هر یک از گروه ها به نحوی گفتگو کنند که صدایشان کمتر از گروه دیگری باشد، یک آرامشی در اینجا ایجاد می شود و همه نیز صدای یکدیگر را خواهند شنید.»
28- الکافی، ج 5، ص 324؛ «عن ابی الحسین الرضا (علیه السلام) قال: قال امیرالمؤمنین (علیه السلام): خیر نساء کم الخمس قیل یا امیرالمؤمنین و ما الخمس؟ قال الهینه اللینه المواتیه التی اذا غضب زوجها لم تکتحل بغمض حتی یرضی و اذا غاب عنها زوجها حفظته فی غیبته فتلک عامل من عمال الله و عامل الله لا یخیب».
29- خانواده پویا، ج5، ص 74.
30- همان، ص 68.
31- همان، صص 70- 73.
32- آیینه ازدواج و روابط همسران، (سید ضیاء الدین صدری)، ص 292.
33- سلسله نشست های پیک خوشبختی (ویژه زوج های جوان در دوران عقد)، گزیده ای از سخنرانی دکتر سیما فردوسی پور.
34- همان.
35- معراج السعاده، ص 207.
36- نجات رابطه، ص 107.
37- غررالحکم، ص 445؛ «بالرفق تتم المروءة».
38- الکافی، ج 2، ص 117؛ «مداراة الناس نصف الایمان و الرفق بهم نصف العیش».
39- غررالحکم، ص 53؛ «ثمرة العقل مداراة الناس.»
40- الکافی، ج 2، ص 303؛ «الغضب مفتاح کل شر».
41- غررالحکم، ج 3، ص 257؛ «بئس القرین الغضب یبدی المعائب و یدنی الشر و یباعد الخیر».
42- همان، ج 2، ص 408؛ «اقدر الناس علی الصواب من لم یغضب.»
43- الکافی، ج 2، ص 637؛ «لیس منا من لم یملک نفسه عند غضبه.»
44- معدن الجواهر، ص 34؛ «من غضب علیک ثلاث مرات و لم یقل فیک سوء ا فاتخذه لنفسک خلیلا».
45- بحارالانوار، ج 78، ص 209؛ «المومن اذا غضب لم یخرجه غضبه من حق و اذا رضی لم یدخله رضاء فی باطل و الذی اذا قدر لم یاخذ اکثر مما له».
46- بحارالانوار، ج 78، ص 370؛ «الغضب علی من تملک لوم».
47- نهج الفصاحه، ص 102؛ «الا ان خیر الرجال من کان بطیء الغضب سریع الرضا».
48- نهج الفصاحه، ص 419؛ «ما تجرع عبد جرعه افضل عندالله من جرعه غیظ کظمها ابتغاء وجه الله».
49- بحارالانوار، ج 70، ص 272؛ «ان الغضب من الشیطان و ان الشیطان خلق من النار و انما نطقا بالماء فاذا غضب احرکم فلیتوض».
50- نهج الفصاحه، ص 314؛ «الصرحه کل الصرعه الذی یغضب فیشتد غضبه و یحمر وجهه و یقشعر شعره فیصرع غضبه».

منبع : بانکی پورفرد، امیرحسین، (1391)، سّر دلبران (عوامل آرامش بخش و نشاط آفرین در خانواده)، اصفهان: حدیث راه عشق، چاپ ششم