پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » پیامبر اسلام » تاریخ و سیره »

ساده زیستى در سیره نبوى

اشاره:

سیره نبوی به روش و نوع رفتار پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در جنبه‌های مختلف زندگی گفته می‌شود. قرآن، پیامبر را به عنوان سرمشق نیکو معرفی می‌کند و از این رو مسلمانان، شناخت جنبه‌های گوناگون زندگی پیامبر (صلی الله علیه و آله) را مورد توجه قرار داده‌اند. روش تبلیغی پیامبر(صلی الله علیه و آله) با بشارت و انذار همراه بود و اعتقادی به اجبار دیگران به پذیرفتن دین اسلام نداشت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مدینه نظم اجتماعی و اداری جدیدی را پدید آورد که بر اساس اصول اسلام پایه‌ریزی شده بود.

پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم: مى فرمود:

«اللّهمّ احینى مسکینا و امتنى مسکینا واحشُرنى فى زمره المساکین ۱؛ خدایا! مرا مسکین و فقیر، زنده نگاه دار، فقیر بمیران و در زمره فقیران محشورم نما.»

به راستى این خواست و پیام رسول اللّه صلى الله علیه وآله وسلم سیره عملى وى در زندگى بابرکت و پررحمتش بود که تجلّى آن در تمام سال ها، ماه ها، روزها، و… در وجود آن خورشید دو عالَم هم چنان روشن ماند و مى توان جلوه این اخلاق حضرت را با یک بررسى مختصر در تمامى شئون زندگانى آن حضرت نظاره کرد. قرآن نیز در تبیین جایگاه واقعى و تکوینى رسول گرامى مى آورد:

«اى پیامبر! وجود تو براى تمام عالم هستى، رحمت است.»۲

پیامبر گرامى صلى الله علیه وآله وسلم نه تنها در زندگى، مسکین گونه زیست؛ بلکه در هنگامه وفات هم فقیرانه به دیدار معبود شتافت. چنانچه ابن عباس مى گوید:

«انّ رسول اللّه صلى الله علیه وآله وسلم تَوَفَّى و درعه مرهونه عند رجلٍ من الیهود على ثلاثین صاعاً من شعیر اخذها رزقاً لعیاله ۳؛ حضرت هنگام وفات زره مبارک را در برابر ۳۰ پیمانه ۴ جو (که براى برآوردن نیازهاى تغذیه اى خانواده، قرض گرفته بود) نزد مرد یهودى در گرو نهاده بود.»

عایشه مى گوید:

پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم در حالى از دنیا رفت که از خویش دینار، درهم، گوسفند و شترى به جا نگذاشته بود.۵

اگر در درستى آنچه که گذشت، تردیدى به خویش راه ندهیم و به توجیه و تأویل نپردازیم، چه بسا بتوان از آنچه که در سیره رفتارى آن حضرت یافت مى شود، بهره جست و براى تحقّق آن در زندگى رهروان و الگوپذیران آن حضرت، به تلاش و کوشش پرداخت و با اراده اى قاطع و نفى هر توجیه و تأویلى، بدان عمل نمود.

در این راستا به کلامى از امام باقر علیه السلام در بیان نخستین اصلِ اقتصاد در زندگى مى پردازیم که مى فرماید:

«در بررسى وضعیت اقتصادى خویش ملاک و الگوى خود را آن کس که بیش از تو مال دارد، قرار نده؛ به گونه اى که آرزوى داشتن آنچه را او دارد، بنمایى و بر آنچه خود دارى، خشنود نباشى!»

در پى این دستورالعمل، امام باقر علیه السلام به آیاتى از قرآن استناد نموده، و نحوه زندگى رسول گرامى را یادآور مى شود:

«فانّما کان قُوتُه الشَّعیر و حلواه التَّمر و وقودُهُ السَّعف اذا وجده ۶؛ غذاى رسول گرامى، جو و شیرینى ایشان، خرما و سوخت وى براى تهیه غذا و گرما، شاخه هاى درخت خرما بوده، البته تهیه این ها هم اگر برایش امکان پذیر مى بود.»

تکیه و تأکید بر جو و خرما۷ به عنوان مهم ترین مواد غذایى مورد استفاده حضرت، بیانگر نوع زندگى و سیره تغذیه اى ایشان است. در زمانى که پیامبر خدا صلى الله علیه وآله وسلم بالاترین جایگاه اجتماعى را دارا بود و رهبرى یک حکومت و بزرگ ترین مسئولیت اجرایى را در دست داشت و ساکنان شهر مدینه، از انواع گوشت ها، لبنیات و غذاهاى دیگر استفاده مى کردند، خرما و جو، ارزان ترین و فراوان ترین کالاى موجود بود که تهیه آن براى محروم ترین ساکنان مدینه امکان پذیر بود.

با بررسى بیشتر در مى یابیم که این نوع زندگى تنها ویژه شخص ایشان نبوده، بلکه خانواده آن حضرت نیز همین روش را داشته اند.

عایشه مى گوید:

«والذى بعث محمّداً بالحقّ ما رأى مُنخلاً ولا اَکَلَ خُبزاً منخولاً منذ بعث اللّه الى ان قُبِضَ صلى الله علیه وآله وسلم …۸؛

سوگند به خدایى که محمّد صلى الله علیه وآله وسلم را به حق برگزید، از آن زمان که خداوند وى را به پیامبرى برگزیده تا آنگاه که فراخوانده شد، آرد جوى نرم شده (الک شده) و نان جوىِ با آرد نرم در منزل ایشان دیده نشده است!»

عروه، تعجّب کنان مى پرسد: پس چگونه جوىِ سخت را مى خوردید؟

عایشه در پاسخ مى گوید: پیوسته آخ، آخ، مى گفتیم!

پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم زمانى براى خانواده، چنین برنامه غذایى را اجرا مى نماید که توانایى استفاده از هر نوع امکانات و لوازم را براى بهترین زندگى اقتصادى دارد. روزى زنى از انصار براى منزل پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم زیراندازى هدیه مى آورد، پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم ضمن آنکه از عایشه مى خواهد آن را به وى برگرداند، مى فرماید:

«فواللّه لو شئتُ لأجرى اللّه معى جبال الذّهب والفضّه۹؛ به خدا سوگند! اگر اراده مى کردم، خداوند براى من کوه هاى طلا و نقره را فراهم مى نمود.»

پیامبر گرامى به ما مى فهماند که این گونه زیستن، بر اساس نداشتن و محرومیت نیست، بلکه تفکّر و خواست قلبى و عملى خاتم پیامبران این چنین بوده است. حضرت در کلامى فرمود:

«والقُربه الى اللّه حُبّ المساکین والدّنو منهم ۱۰؛ نزدیکى به پروردگار، با عشق ورزیدن و نزدیک شدن به مسکینان به دست مى آید.»

رسیدن به این «حُبّ» با استفاده از انواع بهترین خوراکى ها، صورت نمى گیرد. چگونه مى توان انتظار هم نشینى و همراه شدن با مسکین را داشت و از طرف دیگر به مانند آنان زندگى نکرد؟ حضرت فرمودند: دوست داشتن و نزدیک شدن به مسکینان، عاملى در تحقّق قرب به خداوند است. زمانى مى توان به مسکین نزدیک شد که مانند او به تغذیه خویش بپردازیم. گروه مسکین علاوه بر ناتوانى مالى، امکان استفاده از مواد غذایى را به طور کمّى و کیفى نیز ندارد. در این راستا پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم فرموده است:

«والتّباعد من اللّه الشّبع ۱۱؛ سیر خوردن، باعث دورى از خداوند مى شود.»

پیامبر صلى الله علیه وآله وسلم نه تنها خود بر این کلام جامه عمل پوشاند، بلکه در خانواده به چنین سیره اى دست یافت، چنانچه عایشه مى گوید:

«ما شبع آل محمّد صلى الله علیه وآله وسلم غداءً و لاعشاءً من خبز الشّعیر ثلاثه ایام، متتابعات حتى لحق باللّه عزّوجلّ ۱۲؛ خانواده محمّدصلى الله علیه وآله وسلم سه روز پى درپى از نان جو نیز سیر نخوردند، تا اینکه ایشان به خداوند عزّوجل پیوست و رحلت کرد.»

عایشه در جاى دیگر آورده است:

«خانواده محمّد صلى الله علیه وآله وسلم، یک شب با شکم سیر نخوابیدند.»۱۳

عایشه در مورد زمان شروع این رفتار پیامبر به صراحت مى گوید:

از ابتداى ورود به مدینه، این وضعیت موجود بوده است.»۱۴

اگر کارگزاران، رهرو و احیاگر سیره الهى پیامبران علیهم السلام نباشند، چه کسانى توانایى زنده نمودن این تفکّر الهى را دارند، تا بدانسان به سیر نمودن گرسنگان و نجات محرومان دست یازند؟! البته این سخن بدان معنا نیست که این الگو، ویژه مسئولان نظام اسلامى است و بس؛ بلکه هر انسانِ معتقد به خدا و پیرو ادیان الهى باید چنین باشد؛ زیرا پیامبران الهى علیهم السلام نیز در جامعه خویش، این گونه بودند. چنانچه، یاور محرومان و گرسنگان، امیرمؤمنان علیه السلام مى فرماید:

«واِن شئتَ ثَنَّیتُ بموسى کلیم اللّه صلّى اللّه علیه و سلّم  اذ یقول:

«ربِّ انّى لِما اَنزلتَ الىّ من خیرٍ فقیر»۱۵ و اللّه ما سأله الاّ خُبزاً یأکُلُهُ لانّه کان یأکُلُ بقله الارض…؛ و اگر خواهى دومین را موسى علیه السلام مَثَل آرم که گفت:

«پروردگارا! من به چیزى که برایم فرستى نیازمندم.» به خدا، که از او نخواست جز نانى که آن را بخورد که موسى علیه السلام از سبزى زمین مى خورد، چندانکه به خاطر لاغرى تن و تکیدگى گوشت بدن، رنگ آن سبزى از پوست تُنُکِ شکم او نمایان بود. و اگر خواهى سومین را داود علیه السلام گویم، خداوند (صاحب) مزامیر و زبور و خواننده بهشتیان، که به دست خود از برگ خرما زنبیل ها مى بافت و مجلسیان خویش را مى گفت: کدام یک از شما در فروختن آن مرا یارى مى کند؟ و از بهاى آن زنبیل، گرده اى نان جوین مى خورد. و اگر خواهى از عیسى بن مریم علیه السلام گویم: که سنگ را بالین مى کرد و جامه درشت به تن داشت و خوراک ناگوار مى خورد و نان و خورشت او گرسنگى بود و چراغش در شب ماه، و در زمستان مشرق و مغرب زمین او را سایبان ۱۶ بود و جاى پناه، و میوه و ریحان ۱۷ او آنچه زمین براى چهارپان رویاند از گیاه…»۱۸

به راستى سیره رفتارى پیامبر گرامى و سایر پیامبران بیانگر چگونه زیستن اند.

پى نوشت:

۱. مشکاه الانوار، ص ۲۲۸، ح ۶۳۹.

  1. و ما ارسلناک الاّ رحمه للعالمین؛ (انبیاء / ۱۰۷)
  2. مکارم الاخلاق، ج ۱، ص ۶۵، ح ۶۶.
  3. پیمانه اى که به اندازه چهار مُد باشد.
  4. توفى رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) و ما خَلَّف دیناراً و لادرهماً و لاشاهً و لابعیراً. (سیره ابن عساکر، ج ۴، ص ۷۰).
  5. اصول کافى، ج ۲، ص ۱۳۷، ح ۱، باب القناعه، (با اختلاف اندک در اصول کافى، ج ۸، ص ۱۶۸، ح ۱۸۹.)
  6. دانستنى هاى تغذیه براى بهبود رشد کودکان، اداره بهبود تغذیه جامعه، چاپ فروردین ۱۳۸۰ ش.
  7. سیره ابن عساکر، ج ۴، ص ۷۱.
  8. همان، ص ۷۴.
  9. مکارم الاخلاق، ج ۱، ص ۳۲۰، ح ۱۰۲۴.
  10. همان.
  11. سیره ابن عساکر، ج ۴، ص ۷۱.
  12. همان.
  13. همان، ص ۷۲.
  14. قصص / ۲۴.
  15. جائى نداشت که آن را پناه گیرد.
  16. ریحان: هر گیاه خوشبو.
  17. نهج البلاغه، ترجمه دکتر شهیدى، خ ۱۶۰، ص ۱۶۱ و ۱۶۲.

منبع: کوثر ـ شماره  ۶۱

 محسن ادیب بهروز