زکات و رشد معنوی

 یکی از اعمال  شرعی در دین مبین اسلام زکات است. زکات که بر دو نوع است یکی زکات  مال و دیگری زکات فطره بر هر كس بالغ ، عاقل و آزاد با شرایطی که در کتابهای فقهی و رساله های توضیح المسائل بیان شده واجب است.[1]

خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ[2]  از اموالشان صدقه‏ اى بگير تا بدين وسيله آنان را پاك سازى و رشدشان دهى، و براى آنان دعا كن، زيرا دعاى تو برايشان موجب آرامش است، و خدا شنوا و داناست.

كلمه «تطهير» به معناى برطرف كردن چرك و كثافت از چيزى است كه بخواهند پاك و صاف شود و آماده نشو و نماء گردد و آثار و بركاتش ظاهر شود. . كلمه «تزكيه» به معناى رشد دادن همان چيز است، بلكه آن را ترقى داده خيرات و بركات را از آن بروز دهد، مانند درخت كه با هرس كردن شاخه‏ هاى زائدش، نموش بهتر و ميوه ‏اش درشت ‏تر مى ‏شود. كلمه «صل» از«صلاة» و به معناى دعا است، و از سياق استفاده مى ‏شود كه مقصود از اين دعا، دعاى خير به جان و مال ايشان است، هم چنان كه از سنت چنين به يادگار رسيده كه آن جناب در برابر كسى كه زكات مى‏ داده چنين دعا مى‏ كرده كه: خدا به مالت خير و بركت مرحمت فرمايد. در جمله‏«إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ» كلمه«سكن» به معناى چيزى است كه دل را راحتى و آرامش بخشد، و منظور اين است كه نفوس ايشان به دعاى تو سكونت و آرامش مى‏ يابد، و اين خود نوعى تشكر از مساعى ايشان است، هم چنان كه جمله‏ «وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» مايه آرامشى است كه دل هاى مكلفينى كه اين آيه را مى‏ شنوند و يا مى‏ خوانند بوسيله آن سكونت مى‏ يابد.

اين آيه شريفه متضمن حكم زكات مالى است، كه خود يكى از اركان شريعت و ملت اسلام است، هم ظاهر آيه اين معنا را مى‏ رساند و هم اخبار بسيارى كه از طرق امامان اهل بيت علیهم السلام و از غير ايشان نقل شده است.

در آیه بعدی که می فرماید: «أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ»[3] با استفهام انكارى مردم را به دادن زكات تشویق می کند، زيرا مردم اگر زكات مى ‏دهند بدين جهت مى‏ دهند كه رسول خدا صلی الله علیه و آله و يا عامل و مامور وصول آن حضرت از ناحيه خدا مامور به گرفتن آنست، لذا در اين آيه به عنوان تشويق مى ‏فرمايد: مگر نمى ‏دانيد كه اين صدقات را خدا مى‏ گيرد؟ و گرفتن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گرفتن خداست، پس در حقيقت گيرنده آن خود خداست. وقتى خداى تعالى بفرمايد:«مگر نمى ‏دانند كه خدا صدقاتشان را مى‏ گيرد، مردم تحريك شده، با شوق و اشتياق ديگرى صدقات را مى‏ پردازند و مشتاقند كه با پروردگارشان معامله كنند و با او مصافحه نموده، با دستان خود دستش را لمس نمايند، و خدا از عوارض اجسام منزه است.

اینکه توبه را با دادن صدقه ذكر كرده، براى اين است كه صدقه نيز خاصيت توبه را دارد، توبه پاك مى‏ كند، صدقه هم پاك مى ‏كند، و دادن صدقه توبه‏اى است مالى، هم چنان كه در ميان همه كارها، توبه به منزله صدقه است، يعنى صدقه از اعمال است و لذا جمله‏ «وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ» را به صدر آيه عطف كرد، و در نتيجه در يك آيه جمع كرد ميان توبه و تصدق، و ميان دو اسم از اسامى خودش، يعنى تواب و رحيم، و خلاصه از آيه برآمد كه تصدق و دادن زكات خود نوعى توبه است.[4]

از آنچه بیان شد این نتیجه به دست می آید دادن زکات مانند توبه موجب رشد معنوی انسان می شود کسی که از گناهش در درگاه الهی تائب شده درون او پاک گشته و به سوی معنویت و خداوند نزدیک می شود و این نزدیک شدن همان رشد معنوی است که نصیب زکات دهنده می شود.

در شأن نزول آيه آمده است كه برخى از متخلفان از جنگ تبوك، نادم شدند و در قبال خطاى خويش، پيشنهاد كردند كه تمام اموالشان را به عنوان صدقه بپردازند. بنابراین گرفتن صدقه (زكات) از خطاكاران نادم از سوى حاكم اسلامى بايد به منظور تطهير روح و تكامل معنوى آنان باشد. زیرا پرداخت صدقه و زكات، مايه تطهير (پاكى روح از آلودگى) و تزكيه (رشد معنوى‏) انسان است. تطهير نفس و پاك كردن آن از آلودگي ها و موانع روحى، زمينه رشد و تكامل معنوى انسان است. از این رو تطهير و تكامل روحى و معنوى جامعه، هدف اصلى برنامه ‏هاى اجتماعى و اقتصادى اسلام است. افز.ن بر آن پرداخت صدقه (زكات)، تضمين‏ كننده پاكى جامعه و شكوفايى اقتصاد آن است برعکس دلبستگى به مال و عدم تمايل به پرداخت صدقه (زكات) نشانه آلودگى روح و عدم تكامل معنوى انسان است‏. از مفهوم آيه برداشت مى‏ شود كه: تطهير و تزكيه مورد نظر تنها با پرداخت زكات حاصل خواهد شد. بنابراين آنان كه در نتيجه دلبستگى، از پرداخت آن سرباز مى‏ زنند، آلوده ‏اند و رشد نخواهند يافت. [5]

دادن زکات به نفع خود پرداخت کننده زکات است . از امام علی علیه اسلام نقل شده که فرمود: «يجبر الإمام النّاس على أخذ الزّكوة من أموالهم لأنّ اللّه عزّوجلّ قال: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً …؛[6] یعنی امام، مردم را مجبور مى كند كه‏ از اموال آنان زكات گرفته شود؛ زيرا خداى عزو جل فرموده:از اموال آنان صدقه بگير …» بنابرای ان گرفته صدقه به دستور خداوند است. از امام صادق علیه السلام روایت شده است: « من زعم أنّ الإمام يحتاج إلى ما فى أيدى النّاس فهو كافر إنّما النّاس يحتاجون أن يقبل منهم الإمام قال اللّه عزّوجلّ: «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها»[7]؛ یعنی هر كس كه گمان كند، امام به آنچه در دست مردم است نياز دارد، او كافر است؛ بلكه مردم نياز دارند كه امام صدقه را از آنها قبول كند. خداى عز و جل فرمود: از اموال آنان صدقه بگير، تا بدين وسيله آنان را تطهير و تزكيه كنى».[8]

پی نوشت ها:

[1] . علامه حلی، تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )،( مترجم : شعراني )، ج1ص104، تهران، اسلامیه، چ6، 1385ش.

[2] . سوره توبه، 103.

[3] . توبه، 104.

[4] . رک: سید محمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسير الميزان‏، ج9، 512-513، ترجمه موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم، چ5، 1374ش.‏

[5] . رک: اکبر هاشمی رفسنجانی،  تفسیر راهنما، ج7، ص 195، قم، بوستان کتاب، چ5، 1386ش.

[6] . محمد باقر مجلسی، بحارالأنوار، ج 93، ص 86، ح 7.

[7] . محمد بن یعقوب کلینی، اصول كافى، ج 1، ص 537، ح 1.

[8] . رک: اکبر هاشمی رفسنجانی،  تفسیر راهنما، ج7، ص 197، قم، بوستان کتاب، چ5، 1386ش.

نویسنده: حمیدالله رفیعی