زيباترين روش زن داري

اسلام برای هر یك از دو عنصر اساسی بنیان خانواده یعنی زن و مرد كاركردها، وظایف و مسئولیت هایی اعم از حقوقی، عاطفی، اخلاقی و اجتماعی تعیین كرده تا هر یك از آنها با عمل بدان، موجبات به وجود آمدن سعادت، خوشبختی، صمیمیت، صفا و تفاهم در نهاد خانواده را فراهم آورند. مسلم است كه ناهنجاری ها و مشكلات متعددی كه در خانواده ها بروز می كند اغلب به دلیل نادیده گرفتن این وظایف و مسئولیت هاست كه از سوی زن یا مرد یا هر دو آنها صورت می گیرد.

در اینجا وظایف و مسئولیت های اخلاقی مردان در قبال همسران خود را از دیدگاه آیات و روایات در قالب مقاله حاضر تقدیم خوانندگان عزیز می كنیم كه امید است بتواند نقشی هر چند كوچك در گرمتر شدن كانون روابط عاطفی و صمیمی میان همسران داشته باشد. اینك با هم آن را از نظر می گذارنیم.

ضرورت مودت و محبت در خانواده

نیكی كردن در حق دیگران، امری پسندیده است كه این امر نسبت به زن و همسر در آیات و آموزه های وحیانی قرآن و دستورهای معصومان(ع) بسیار مورد تأكید قرار گرفته است.

تأكید خداوند بر نقش احسان در حق دیگران، به ویژه در حق زن از سوی شوهر، آن چنان است كه پیامبر(ص) با آن كه در شرایط دشواری قرار گرفته بود و از سوی برخی از زنانش مورد اذیت و آزار واقع می شد، با این همه به گونه ای رفتار نیك و حسنه ای درپیش گرفت كه اعتراض خداوند را برانگیخت و خداوند به طور صریح در سوره تحریم خواستار تغییر رویه پیامبر(ص) درخصوص نرمی و عطوفت بیش از اندازه در حق كسانی شد كه حضرت را می آزردند.

به سخن دیگر مدارا و احسان و نیكی پیامبر در حق زنان خود آن قدر زیاد بود كه برخی از زنان از این توجه و التفات و محبت فراوان سوءاستفاده می كردند و رویه ضداخلاقی اذیت و آزار را در پیش می گرفتند. از این رو خداوند به نوعی به این سوءاستفاده های ناروای برخی از زنان اعتراض می كند و خواستار بازگشت به رویه اعتدال می شود تا زنان خودسر از این همه مهر و احسان و نیكی پیامبر سوءاستفاده نكنند.

از آیات بسیاری در قرآن می توان دریافت كه بنیاد خانواده باید بر عشق و مودت درونی و مهر و محبت بیرونی استوار باشد. به این معنا كه زن و شوهر زمانی می توانند خانواده را به سوی آرامش سوق دهند كه عواطف و احساسات در كنار رفتار پسندیده و احسان و نیكوكاری، نقش اساسی را در زندگی ایشان ایفا كند و چنین رفتار و كرداری بر رفتار هر دو آنان به ویژه بر رفتار شوهر به سبب قدرت ذاتی و نقش مدیریتی اش، حاكم باشد و شوهر در عملكرد خویش مهرورزی و احسان و نیكوكاری را رویه خود قرار دهد.

بهترین سبك زندگی

بهترین و كامل ترین سبك زندگی خانوادگی آن است كه براساس عشق و علاقه و احساسات پی ریزی و مدیریت گردد؛ زیرا هدف از ایجاد خانواده و بستن پیمان زناشویی، دست یابی به آرامشی است كه به طور طبیعی تنها از این راه به دست می آید. از این رو در آیات قرآن، همواره سخن از زوجیت برای دست یابی به آرامش مطرح است و حكمت و علت ایجادی زن و شوهر و زوجیت را دست یابی به آن دانسته است.

بر این اساس در آموزه های اسلامی و وحیانی همواره بر احسان و معروف به ویژه از سوی شوهر در حق زن تأكید می شود.

احسان در مفهوم قرآنی، مرتبه تعامل و برخورد ارتباطی با دیگری برپایه عواطف و احساسات است و این كه براساس اصول عقلی و عقلایی رفتار نشود و رفتاری خشك و بی احساس را در حق طرف مقابل درپیش نگیرد بلكه از در نیكی و احسان درآید.

چنان كه خداوند عفو و گذشت را مصداقی از احسان و نیكی برمی شمارد. بنابراین شخص باید در زندگی خویش رفتار خود را براساس عفو و گذشت و مانند آن قرار دهد و در حق همسر خویش گذشت را اصل قرار داده و از گناه و خطای وی چشم پوشی كند. بلكه در حق همسر خویش راه ایثار و گذشت كامل را درپیش گیرد و یك گام فراتر از احسان گام بردارد. از این رو ایثار كه به معنای از خودگذشتگی است از سوی شوهر امری پسندیده در زندگی اجتماعی به ویژه اجتماعی خانوادگی تلقی می شود، درحالی كه براساس اصول عقلی و عقلایی محض، انسان زمانی كه خود نیازمند است از چیزی نمی گذرد و عقل حساب گر و عرف عقلایی سنجش گر، حاضر نمی شود كه از خود برای دیگری مایه بگذارد و نسبت به حق و حقوق خویش چشم پوشی كند ولی این عواطف و عشق و مهر و محبت است كه انگیزه می شود تا شخص در حق دیگری به ویژه زن خویش شیوه احسان و ایثار را در پیش گیرد و نسبت به وی بسیار نرم و لطیف و از روی خودگذشتگی و عفو رفتار كند.

عشق و عاطفه

به هر حال از نظر آموزه های وحیانی قرآن و اسلام، بهترین و كامل ترین شیوه زندگی خانوادگی، بنیان گذاری اصول آن، براساس احسان و عواطف و عشق و احساسات است و بیان حقوق متقابل زن و شوهر تنها برای حفظ و نگه داری خانه و خانواده از بروز بحران و یا جلوگیری و یا بازدارندگی از آن در شرایطی می باشد كه عواطف و احساسات در میان زوج كاهش یافته و به نحوی باید این بنیاد هم چنان برای بقای شرایط زندگی خانوادگی به ویژه برای كودكان و پرورش و تربیت آنان حفظ شود.

بنابراین هرگاه احسان و عواطف نتوانست حضور یابد و به كار خود ادامه دهد آن گاه است كه عقل و عقلا گام در میدان می گذارند و به مدیریت بحران می پردازند تا شرایط تعدیل شود و خانه و خانواده از بحران رهایی یابد.

تأكید قرآن بر عناصر عاطفی در خانواده

آیات قرآن همواره بر عناصر احساسی و عشقی و جنبه های عاطفی تأكید ورزیده است؛ در آیه 781 سوره بقره هر یك از دو سوی معادله یعنی زن و شوهر را پوشش و لباس یك دیگر معرفی می كند كه هم زشتی ها را می پوشاند و هم آنان را زینت می بخشد و از گرما و سرما در امان می دارد. زن و شوهر می بایست این گونه باشند و در كنار هم یكدیگر را بپوشانند و زینت بخشند و از ناملایمات زندگی و توفان های بنیادافكن حفظ كنند.

این نقش برای شوهر بیش تر مورد تأكید است؛ زیرا شوهر دارای قدرت و توان جسمی و زور بیش تر است و خشم وی می تواند تبعات و آثار منفی به دنبال داشته باشد. از این رو شوهر در زندگی باید به جای هرگونه رفتار بیرون از دایره احسان و معروف خودداری كند و نیكی و رفتار هنجاری و پسندیده را اصل در رفتار و كردار خویش قرار دهد.

قرآن در آیه 981 سوره اعراف نخست به مسئله یگانگی و تساوی ماهیت زن و مرد اشاره می كند كه هر دو را از نفس واحدی آفریده و از نظر ماهیت هیچ گونه تفاوتی ندارند و آنگاه به هدف زوجیت آنان اشاره كرده می فرماید كه هدف از جفت قراردادن زن و مرد آن بوده كه در كنار هم بتوانند عواطف و احساسات خود را ارضا كنند و به آرامش روحی و روانی و امنیت دست یابند.

قرآن آن چنان در روابط زن و شوهر به عواطف و احساسات و عشق و علاقه تاكید می كند كه گویی جز رابطه احسان و عاطفه نمی بایست در میان ایشان رابطه دیگری حكم فرما باشد. به این معنا كه زن و شوهر باید روابط میان خویش را براساس مودت و دوستی و صفا قرار دهند و از رحم و مهرورزی هرگز دریغ نورزند.

مودت و محبت، دوپایه ضروری زندگی

در آیه 12 روم، خداوند ایجاد زوجیت و آفرینش به شكل مكمل بودن را یكی از نشانه های بزرگ خود می شمارد كه آدمی با تامل در آن می تواند به وجود باریتعالی پی ببرد؛ زیرا خداوند چنان زن و شوهر را جفت و مكمل یكدیگر قرار داده كه نمی توانند بدون هم به كمال و بلكه آرامش دست یابند.

ایجاد علاقه و مهر و محبت در میان زن و شوهر به گونه ای كه بتوانند همواره در كنار هم زندگی كنند و دمی از هم دور نگردند و در صورت دوری احساس تنهایی و اضطراب و تشویش نمایند. خود نشانه ای از نشانه های بزرگ خداوند است.

در آیه فوق، معیار زندگی خانوادگی براساس دو اصل مودت و محبت نهاده شده است. مودت به معنای عشق و علاقه درونی و محبت به معنای بروز و ظهور آن به اشكال مختلف است. بنابر این هر كسی كه در جست و جوی آرامش خانوادگی است می بایست این دو معیار را در زندگی خود داشته و حفظ كند كه عبارت از عشق درونی و باطنی و آشكار كردن آن به شكل مهر و محبت است.

البته قرآن در این آیه می فرماید كه خداوند عشق درونی و ابراز آن به شكل محبت و مهر را در آدمی به ودیعت نهاده و هرگاه زن و مردی با هم پیمان زناشویی می بندند به این دو چیز می رسند و خداوند شرایط را به گونه ای فراهم می آورد كه این گونه شوند ولی گاه انسان به علل مختلفی چون دوری از فطرت پاك خویش از این دو چیز در می ماند و اندك اندك شرایط را به گونه ای فراهم می كند كه هم عشق و مودت باطنی از میان می رود و هم امكان ابراز و اظهار آن از دست می رود و این گونه است كه دیگر دركنار همسر خویش احساس آرامش نمی كند. در اینجاست كه حقوق خود را مطرح می سازد تا با بازسازی خانه براساس الگوهای عقلی و عقلایی، زمینه های بازگشت مودت و محبت فراهم آید و زندگی دوباره به مدار مهر و محبت و عشق بازگردد.

هدف از بیان این مطالب در قرآن این است كه همواره احسان و عشق و علاقه و مهر و محبت، به عنوان یك اصل در زندگی حاكم و جاری باشد. زیرا هدف از ایجاد خانواده دست یابی به آرامش روانی و عاطفی است كه بی وجود آن هرگز تحقق نخواهد یافت. هر كسی كه بخواهد به زندگی كامل دست یابد می بایست اصل احسان و عشق و علاقه را مقدم دارد و بیان حقوق تنها برای مدیریت خانواده در برابر بحران است.

اگر میان زن و شوهر، عشق و علاقه و مهر و محبت حكومت كند، دیگر سخن گفتن از حقوق، بی معنا خواهد بود؛ زیراحكومت عاطفه و عشق و مهر، حكومت بر دل هاست و هر كدام از مرد و زن بی اراده در اثر مهر و محبت، به كارهای بزرگ دست می زنند. این را بارها در خصوص مهر مادران نسبت به فرزندان شاهد بوده ایم. چنین حالتی می تواند در میان همسران نیز این گونه رفتارهای بیرون از عقل حسابگر پـدید آورد و مردان، جان خویش را فدای همسران كنند و یا زنان در برابر شوهر خویش ایثارگرانه عمل نمایند.

در روایتی است كه معصوم (ع) به زنی خطاب می كند كه در برابر همسر و جفت خویش كنیز باش تا شوهرت نیز برده تو شود: (كونی له امه یكن لك عبدأ.) معنی این حدیث آن است كه همچنانكه اطاعت دوطرفه است، مهر و محبت و عشق و علاقه نیز دوسویه می باشد و اگر شخصی در برابر همسرش كنیزوار عمل كند شوهر نیز متأثر از عواطف و احساسات همانند بردگان برای او كار می كند و هیچ توقع و انتظار زیاده نخواهد داشت.

زن، خیر شوهر

قرآن از همسر خوب و نیكو به خیر تعبیر كرده است.

خیر به معنای چیزی است كه گرایش و رغبت همگانی بدان وجود دارد. به این معنا كه همسر خوب كسی است كه از نظر همگان مورد تایید و توجه است و هر كسی آرزو دارد دارای چنین همسری باشد؛ زیرا ملاك های انسانی را چنان فراهم آورده كه هر انسانی به طور طبیعی آن را می ستاید و می پسندد بطوری كه از نظر زیبایی، انسانی طبیعی و در حد اعتدال كامل است و نقص و عیبی در ظاهر وی نیست. از نظر بینشی و نگرشی و اخلاق فردی و رفتار اجتماعی نیز در مسیر تكاملی قرار دارد و اصول و مبانی فطری را در خود بروز و ظهور داده است. نمونه های عینی آن را قرآن در آسیه (س) و مریم دختر عمران (س) در میان زنان و حضرت ابراهیم (ع) و دیگر پیامبران (ع) در میان مردان مطرح می كند.

زن و مرد، مكمل یكدیگر

قرآن زندگی خانوادگی را بهترین و كامل ترین نوع زندگی بر می شمارد و آن را براساس فطرت و غریزه طبیعی انسانی می داند و هرگونه زندگی در بیرون از چارچوب زندگی خانوادگی را زندگی ناقص و معیوب قلمداد می كند، زیرا در تحلیل قرآنی از همان آغاز آفرینش مرد، جفت و زوجی برای همسری وی از نفس و جانش آفریده شده كه افزون بر نیازهای روحی و روانی و جنسی، زمینه تكامل و كمال یك دیگر را فراهم می آورند.

زن و مرد در تحلیل قرآنی، موجودی مستقل و دارای روح و روان جداگانه هستند، از این رو هر كسی می بایست پاسخ گوی رفتار و كردار و افكار خویش باشد و هر كسی بار خویش را بر دوش می كشد و در قیامت زن و مرد هر یك جداگانه دارای اراده و خواسته های مستقل خواهند بود و مجازات و پاداش مستقلی می گیرند اما با این وجود در زندگی دنیوی به گونه ای آفریده شده اند كه باید مكمل یك دیگر باشند. به سخن دیگر زن و مرد در زندگی خلقی و دنیوی خویش موجوداتی وابسته به یك دیگر هستند و مرد به عنوان قوام و ستون همسر خویش شناخته می شود كه بدان تكیه كرده به كمال خویش می رسد.

از این رو در تحلیل قرآن از زن در دنیا به عنوان جفت و همسر مرد یاد می شود كه باید با تكیه بر مرد و قوامیت او به كمال خویش دست یابد. این گونه است كه زن و مرد به عنوان همسر یكدیگر باید در كنار هم باشند تا به كمال لایق و شایسته خویش برسند وگرنه دچار نقص و كمبود و عیب خواهند بود.

معناشناسی احسان و معروف

قرآن به دو چیز به عنوان بنیاد و اساس رفتار شوهر در حق زن خویش توجه می دهد و آن عبارت از «احسان» و «معروف» است. احسان از واژه حسن گرفته شده كه در زبان پارسی به معنی نیكی كردن است. این واژه، در حوزه های مختلف، معانی متعدد دارد. با این همه، تمامی معانی گفته شده، در یك امر مشترك می باشد و آن مسئله زیباشناختی به عنوان مؤلفه و مقوم اصلی است. هر چیزی هرچند خیر و خوب باشد، ولی نیكو نیست. نیك و نیكو چیزی است كه از نظر ذوقی و عاطفی و زیبایی، شخص را به وجد و ذوق می آورد. از این رو در واژه حسن و احسان تأكید بسیاری بر جنبه های روان شناختی و زیباشناختی آن شده است. نیكو، هر امر پسندیده ای است كه زیبایی را نیز همراه خود دارد و زمینه اعجاب و شگفتی دیگران را فراهم می كند و عواطف و احساسات آنان را برمی انگیزد.

حسن خلق كه در آیات قرآنی از آن سخن به میان آمده و حتی پیامبر با عنوان «علی خلق عظیم» مورد تمجید و ستایش خداوند قرار گرفته به معنای نرم خویی، پاكیزه گفتار بودن و با روی گشاده و زیبا با دیگران برخورد كردن است. (جامع السعادات، ج1، ص306)

بنابراین با توجه به كاربردها و مصادیقی كه قرآن برای حسن خلق بیان داشته می توان گفت كه احسان به معنای رفتارها و هنجارهای نیك و حتی فراتر از آن است. اما معروف به معنای هر امر پسندیده عقلایی است كه خردمندان بدان گرایش دارند و از نظر ایشان امری هنجاری و پسندیده است و آن را نیكو شمرده و خواهان دستیابی به آن یا اجرای آن در خود و یا جامعه می باشند.

رفتار پسندیده با زنان

از آن جایی كه فطرت پاك و سالم بشر به نیكی و معروف و پسندیده ها گرایش دارد، خداوند از مؤمنان خواسته است كه در زندگی خویش همواره راه معروف را در پیش گیرند و هرگونه رفتاری بیرون از دایره معروف به عنوان رفتاری جاهلانه معرفی شده است كه دوری شخص از تقوا را نیز به دنبال دارد، زیرا راه كوتاه و آسان دستیابی به تقوا بهره گیری از رفتارهای عرفی و پسندیده عقلایی است كه براساس فطرت می باشد.

بر شوهر است كه در رفتارهای خویش در خانه نسبت به زن، راه معروف و هنجاری را در پیش گیرد و برخلاف رفتارهای نیك و پسندیده عمل نكند.

شوهر چنانچه به هر علتی از زن خویش زده شود و كراهت در جانش رخنه كند و دیگر كشش و میلی به او نداشته باشد؛ باز خداوند از وی خواسته است كه هرگز رفتار معروف و پسندیده را در حق زن ترك نكند.

خداوند در این باره می فرماید: وعاشروهن بالمعروف فان كرهتموهن فعسی ان تكرهوا شیئا و یجعل الله فیه خیراً كثیرا؛ با زنان براساس معروف و پسندیده معاشرت كنید و اگر از آنان خوشتان نیامد.

پس شاید چیزی را ناخوش دارید و خداوند در آن برای شما خیر زیاد قرار داده باشد (نساء آیه91)

به سخن دیگر در حالت كراهت و ناخوش آمدی نیز می بایست رفتار پسندیده از سوی شوهر ترك نشود. این بدترین حالتی است كه می توان در روابط زن و شوهر تصور كرد؛ به این معنا كه اگر میان زن و شوهر چنان روابط تیره و تار شود كه عشق و جاذبه های عاطفی و روحی دیگر در میان ایشان نباشد و نوعی ناخوشایندی در میان آنان پدید آمده باشد با این همه خداوند باز فرمان می دهد كه در این حالت ناخوشی كه امری قلبی و بیرون از دایره اختیار و قدرت بشر است شوهر باید با رفتار پسندیده خویش حق زن را ادا نماید.

بنابراین حتی در زمانی كه شوهر به طور قلبی و ناخودآگاه از زن خویش خوشش نمی آید در آن زمان نیز نمی بایست رفتار معروف را كنار بگذارد. این همه تأكید قرآن بر رفتارهای احسانی و معروفی از آن روست كه زن از نظر اسلام ریحانه و گل لطیف و نرمی است كه نمی توان با او رفتاری درشت مآبانه و سخت داشت.

شگفت آن كه این رفتار معروف زمانی خواسته شده كه زن متهم به مسائل غیراخلاقی است، با این همه از وی خواسته می شود كه در حق زن خویش، راه معروف و پسندیده را در پیش گیرد و آبروی او را نبرد بلكه معاشرت خوبی داشته باشد.به هر حال خداوند از شوهر خواسته تا در حق زن خویش شیوه احسان و معروف را در پیش گیرد. براین اساس شوهر باید محبت خود را به زن ابراز كند و از پنهان كردن آن بپرهیزد؛ زیرا زنان با شنیدن محبت مردان اعتماد به نفس خاصی می یابند. از این رو پیامبر بزرگوار(ص) می فرماید: این گفته مرد به همسر خویش كه دوستت دارم هیچ گاه از قلب او بیرون نمی رود. (كافی ج5ص965)

هریك از زن و مرد باید به اشكال مختلف مهر و محبت خویش را آشكار سازند. چه این مسئله با گفتن كلمه ای باشد و یا دادن شاخه گلی و یا هر چیزی كه زن از آن خوشش می آید. از این رو حتی خریدن تنقلاتی جزئی و چیزهایی كه زن بدان علاقه مند است یكی از شیوه های بیان و ابراز مهر و محبت بشمار می رود. پیامبر(ص) دراین باره می فرماید: مردی كه برای همسرش لقمه می گیرد نزد خداوند پاداش دارد. (المحجبه البیضاء ج3ص7) به این معنا كه این عمل وی نه تنها بازتاب دنیوی و افزایش مهر و محبت میان زن و شوهر خواهد داشت بلكه بازتاب اخروی نیز به ارمغان می آورد و شخص در آخرت ا زپاداش آن بهره مند می شود.

در روایتی آمده است كه مردی به حضور رسول خدا(ص) رسید و گفت همسری دارم كه هنگام ورود به خانه به استقبالم می آید و چون از خانه خارج می شوم، مرا بدرقه می كند. هرگاه غمگین می شوم، می گوید چه چیزی تو را ناراحت كرده است؟ اگر به خاطر روزی، اندوهناكی، آن را دیگری متكفل است و اگر نگران آخرت هستی، خداوند هم و غم تو را زیادتر كند. رسول خدا(ص) فرمود: «خداوند كارگزارانی دارد و او از كارگزاران خداست. برای او نصف اجر شهید خواهد بود.»

زن، امانت خدا

امام صادق(ع) می فرماید كسی كه زن می گیرد باید او را اكرام كند و گرامیش دارد.

زن از نظر اسلام مهمان محترمی است كه از جنبه احترام، مهمان است و از جهت دخالت در امور زندگی، شریك صاحبخانه (شوهر) و از نظر امور داخلی، مدیر و سرپرست و وقتی بچه دار شود مادر خانواده و مادر اجتماع است، بلكه زن خوب، ملكه ای است در كندوی عسل خانواده.

مرد مسلمان باید متوجه باشد كه با گرفتن زن در واقع مسئولیت سنگین امانتی الهی را بر دوش گرفته است. عنوان «امانت خدا» را اگر تحلیل كنیم به این نتیجه می رسیم كه گویا پیغمبر اسلام(ص) دست بانویی را گرفته و در خانه دامادی آورده و به او گفته است: این امانتی است از جانب خدا كه به دست تو می سپارم. باید او را مطابق امانت خدایی اكرام و احترام كنی و اگر بدرفتاری كرد باید برای خدا صبر و تحمل نمایی.

جالب است كه برخی از مردان خدایی برای یادآوری این مسئولیت سنگین، وقتی می خواهند همسر خود را صدا بزنند او را با عنوان «ای امانت خدا» می خوانند رسول خدا(ص) فرمود: برادرم جبرئیل به من خبر می داد و همواره سفارش زنان را می كرد، تا آنجا كه گمان كردم برای شوهر جایز نیست كه به زنش حتی اف بگوید… شما زنان را به عنوان امانت خدائی گرفته اید (مستدرك 2.155)

علی(ع) نیز فرمود: زنان امانت خدا نزد شما هستند. به ایشان زیان نرسانید و بر آنان سخت نگیرید. (همان) (نگاه كنید به كتاب بهشت خانواده، دكتر جواد مصطفوی ج 1ص001)

علامه طباطبائی و همسر فداكار او

یكی از شاگردان علامه طباطبایی نقل می كند: وقتی خدمت استاد علامه طباطبایی بودم، همسرشان تازه فوت كرده بود. گریه ها و بی تابی های ایشان را فراوان مشاهده می نمودم تا این كه به طور خصوصی به ایشان عرض كردم ما صبر و بردباری را باید از شما یاد بگیریم، چطور شما این گونه بی تابی می كنید؟ فرمود: من در طول زندگی، فداكاری ها و از خودگذشتگی های بسیاری را از همسرم دیدم كه نتوانستم جبران كنم. در دوران تحصیلم، مشكلات فراوانی داشتم و مشغول مطالعه و درس بودم و از زندگی خبر نداشتم. همسرم در تمام این مدت، زندگی را به خوبی اداره كرد و كوچك ترین اعتراضی ننمود… من در نوشتن تفسیرالمیزان، مرهون خدمات و فداكاری های همسرم هستم. حال چگونه این محبت ها و خدمت ها و از خودگذشتگی ها را فراموش كنم؟ و دوباره اشكش جاری شد.

زن، روح خانه

نقش زن در خانه چنان مهم و سازنده و كلیدی است كه بدون او خانه و كاشانه آدمی روح و صفایی نخواهد داشت. مرد هر چقدر كه دارای توان بدنی و مالی و اعتباری و جایگاه علمی و اجتماعی مهم و بالا باشد به زن به عنوان یك همسر و آرامش بخش نیاز دارد. خانه ای كه در آن زن نباشد همچون بدنی است كه روح ندارد و مسلما بدن بی روح مرده ای است كه به هیچ كار نیاید و امیدی به حیات آن نمی رود.

با وجود زن، خانه از گرمی عاطفه و محبت سرشار می شود. تصور كنید كه همسر خانواده برای چند روزی به مسافرت برود، مرد خانه هر شب كه به خانه باز می گردد با خانه ای سرد و بی روح و بی صفا و ساكن و مرده و بی نشاط مواجه می شود و او تازه پس از یك روز كار طاقت فرسا باید چراغ خانه را خود روشن كند و به آن گرمی ببخشد اما هیچ گاه نخواهد توانست جای خالی همسر را پر كند و چه نیكو گفته اند بزرگان كه: به خانه ای كه نه در آن زن است، زندان است.

زن، ركن اساسی خانواده

زن از نظر اسلام و قرآن، ركنی از اركان خانواده است. به این معنا كه خانواده براساس زن و شوهر شكل می گیرد؛ با این همه نمی توان نقش كلیدی زن در ایجاد و تحقق خانواده را به هیچ وجه نادیده گرفت. علامه طباطبایی(ره) در این زمینه می نویسد: «زنان، سنگ زیرین و ركن اساسی و علت واقعی انسجام و تشكیل اجتماع خانوادگی انسان ها هستند».

پاداش همسرداری

در اسلام، پاداش ایجاد آرامش در نهاد مقدس خانواده بسیار زیاد است، تا جایی كه پیامبر اكرم(ص)، پاداش فراوانی برای این كار ذكر كرده اند.

نقل شده در ماجرای بیعت زنان، یكی از زنان از حضرت پرسید: خداوند جهاد را بر مردان واجب كرده و مردان اگر در راه خدا شهید یا مجروح گردند، پاداش دارند، ولی ما زنان مشغول خانه داری هستیم؟

پیامبر خدا فرمود: «بدان، كه نیكو شوهرداری كردن و اداره خانه و خانواده، پاداشی هم وزن و برابر با پاداش مجاهدان در راه خدا دارد». (ر.ك: زن در آینه جلال و جمال، جوادی آملی ص 893)

فشار قبر به سبب بد اخلاقی نسبت به زن

یكی از عذاب هایی كه شوهران به سبب رفتار بد و خوی زشت به زن، گرفتار آن می شوند، فشار قبر است. از این رو پیامبر(ص) شوهران را به رفتار پسندیده نسبت به زنانشان سفارش می كرد.

شاید معروف ترین و مشهورترین داستان در این باره داستان سعدبن معاذ از یاران آن حضرت(ع) باشد كه بیانات پیامبر(ص) در این باره هشداری شدید به شوهران بداخلاق است.

برای شناخت جایگاه و عظمت این صحابی پیامبر(ص) و آثار بدخلقی در زندگی اخروی و پس از مرگ وی تمام حكایت را نقل می كنیم:

سعد یكی از یاران بزرگ پیامبر اكرم(ص) و از اهل مدینه بود. او نزد رسول خدا(ص) و مسلمین به طوری احترام داشت كه وقتی سواره می آمد، رسول خدا مسلمین را به استقبالش می فرستاد و خود نیز هنگام ورودش تمام قامت در برابر او بر می خاست. سعد بن معاذ، این یار دلاور پیامبر، در جنگ خندق از خود گذشتگی هایی نشان داد تا آن كه تیری به دستش اصابت كرد و دچار خون ریزی شد.

فشار قبر فقط مال آدم های بد نیست

به دستور پیامبر اكرم(ص) در مسجد، خیمه ای برافراشتند و سعد در آن خیمه، تحت درمان قرار گرفت و خود حضرت پرستاری او را عهده دار شد و این دعا را در حق او كرد»: «خدایا! سعد در راه تو جهاد كرد و پیامبرش را تصدیق نمود، روح او را به خوبی بپذیر.»

بعد از خاتمه جنگ خندق و محاصره قلعه بنی قریضه، حضرت رسول و میانجی گری جنگ با یهودیان را به سعد واگذار كرد و دستور داد او را بر تختخوابی گذاشتند و پیش یهود آوردند.

سعد اینگونه حكم كرد كه: یا رسول الله! مردان ایشان را بكش و زنان و اطفال آنان را اسیر كن و اموالشان را در میان مهاجر و انصار قسمت فرما.

حضرت فرمود: حكمی كردی كه خدا در بالای هفت آسمان چنین حكم كرده بود. بعدها سعد بر اثر خونریزی همان زخم از دنیا رفت.

صبح آن روزی كه سعد از دنیا رفت. جبرئیل نازل شد و عرض كرد: یا رسول الله! چه كسی از امت تو از دنیا رفته است، كه فرشتگان آسمان روح او را به یك دیگر مژده می دهند؟

عده ای به خدمت حضرت رسول آمدند و گفتند: یا رسول الله سعدبن معاذ رحلت كرده است.

رسول خدا(ص) همراه اصحاب خود برخاستند، ]و به طرف منزل سعد حركت كردند[و در حالی كه در تكیه گاه بودند، امر كردند تا سعد را غسل دهند.

وقتی غسل به پایان رسید و او را حنوط و كفن كرده و به سوی تابوتش حركت دادند رسول خدا پا برهنه و بدون ردا، جنازه را تشیع كرد، حضرت گاهی طرف راست و گاهی جانب چپ تابوت را می گرفت تا آن كه كنار قبرش رسیدند.

آنگاه پیامبر(ص) داخل قبر شد و او را در لحد گذاشته و خشتها را جدا كرد و چید.

حضرت در حین كار می فرمود: «به من سنگ بدهید»؛ «به من گل بدهید»، و با آن ها میان خشت ها را پر می كرد.

رسول خدا(ص) چون از این كار فارغ شد و خاك بر روی سعد ریخت و قبر را مرتب كرد فرمود: می دانم كه پوسیدگی به این قبر می رسد، اما پروردگار دوست دارد بنده خدا وقتی كاری را انجام می دهد، آن را محكم و استوار انجام دهد.

آنگاه مادر سعدعرضه داشت: گوارا باد بر تو، در این بهشتی كه داخل می شود! رسول خدا(ص) فرمود: هم اكنون فشار قبر، معاذ را دربرگرفت.

اصحاب وقتی به چهره پیامبر(ص) نگاه كردند، متعجب شده و سؤال كردند: یا رسول الله، چرا چهره شما منقلب شده؟ حضرت فرمود: هم اكنون قبر آنچنان فشاری بر سینه های سعد وارد كرد كه صدای شكستن استخوانهای سینه سعد را شنیدم.

رسول خدا بعد از دفن سعد مراجعت كرد، مردم عرض كردند: یا رسول الله! ما امروز كارهایی را درباره سعد از شما مشاهده كردیم كه تا به حال درباره هیچ كس دیگر ندیده بودیم كه انجام دهید، بدون ردا، و كفش به دنبال جنازه سعد حركت كردید!

فرمود: فرشتگان آسمان بدون كفش و رداء به تشیع جنازه سعد آمدند، من هم به آنها تأسی كردم.

عرض كردند: شما گاهی جانب راست و گاهی جانب چپ سریر را می گرفتید! فرمود: دست من در دست جبرئیل بود، هر طرف را كه او می گرفت من نیز می گرفتم.

عرض كردند: شما دستور دادید كه سعد را غسل دهند وخود بر جنازه اش نماز خواندید و برای او لحد قرار دادید. پس چطور اینگونه دچار فشار قبر شد؟ حضرت فرمود: البته سعد همه برنامه های دینی اش درست بود غیر از اخلاق خانوادگی كه در خانواده خویش تندخو و بداخلاق بود و این بداخلاقی باعث فشار قبر او شد.

البته ذكر این نكته لازم است كه هر چند در این داستان، «سعد» یك مرد است اما قضیه بدخلقی و آثار وحشتناك آن یعنی فشار قبر همه دارندگان خلق و خوی تند و بد را دربرمی گیرد و زن و مرد نمی شناسد.

سیره وگفتار ائمه (ع) درتعامل با همسران

بدون تردید رسیدن به سعادت دنیا و آخرت و حیات طیبه انسانی، آرزوی مشترك تمامی انسان ها است كه ریشه در فطرت آنان دارد. در این راستا زنان و مردان هر كدام جایگاه و نقش خاص خود را دارند كه در صورت ایفای نقش و رسالت واقعی و درست خود غرض خلقت را حاصل می كنند. این همان مطلبی است كه خداوند با عبارت و عاشروهن بالمعروف (سوره نساء آیه 19) آن را مورد تاكید قرارمی دهد.امام صادق (ع) درحق زنان می فرماید: من اخلاق الانبیاء حب النساء؛ محبت نسبت به زن از اخلاق انبیاء است.

یك مرد فهیم كه دارای سلامت روحی و روانی است، به دور از تعصب و خودخواهی، خویش را در غم و شادی همسرش شریك می داند و سعادت خانواده را درگرو یاری و همكاری متقابل با همسر خویش می شناسد و زمانی احساس خوش بختی می كند كه همسر او نیز از دل و جان لبخند رضایت برلب داشته باشد. بدین گونه برای حفظ و بقای یك زندگی موفق، هر دو عنصر اصلی زندگی، یعنی «زن و مرد» باید آگاهانه رفتار كنند. دانش و آگاهی دراین زمینه، بسیار وسیع و گسترده است و نیاز به مطالعات و كسب تجارب و تمرین دارد.

در سیره پیشوایان می توان موارد زیر را به عنوان مجملی از مفصل مشاهده كرد:

1- ابراز محبت: امام صادق (ع) می فرماید: العبد كلما ازداد للنساء حبا ازداد فی الایمان فضلا؛ هرچه محبت همسر در قلب مرد زیادتر می شود، فضیلت ایمانش زیادتر گردد.

صفا و شادابی كانون خانواده، بستگی به حضور بانشاط یك «زن» دارد، اما نشاط و سرزندگی یك زن به محبت «مرد» وابسته است.

حضرت علی (ع) درمورد زن فرموده اند:«زن گل بهاری است نه پهلوانی سخت كوش» (نهج البلاغه نامه 13) زن همانند گل است و به راستی طراوت یك گل، مرهون مراقبت باغبانی مهربان است. تا در سایه مواظبت و انس با آن، از جلوه و زیبایی و عطر و رنگش، بهره و لذت برد و روحش از دیدار آن تازه گردد. بنابر این هر گونه رفتار خشونت آمیز و قهرگونه نادرست است.

2- احترام به همسر: حضرت زهرا(س) پس از رحلت رسول مكرم اسلام وقتی «فدك» را به ناحق از او گرفتند، برای دفاع از حق خویش و بازگرداندن حقش نزد خلیفه وقت رفت؛ اما با ارائه استدلال های منطقی، موفق نشد حق خود را بستاند، بنابراین با ناراحتی و تأثر شدید وارد منزل شد و اظهار ناراحتی نمود. حضرت زهرا (س) شوهرش علی (ع) را مورد خطاب قرارداد و گفت:«… هیچ كس از من دفاع نكرد و از ظلم آنها جلوگیری ننمود. خشمگین از خانه بیرون رفتم و پریشان و با افسردگی بازگشتم، و تو این گونه پریشان نشسته ای! تو همان بودی كه گرگان عرب را صید می كردی و اكنون زمین گیر شده ای! یا علی! نه گویندگان را مانع هستی و نه یاوه گویان را دافع! اختیار از كفم رفته،… از اینكه با تو این گونه سخن می گویم نزد خدا عذر می خواهم، خواه مرا یاری كنی، یا واگذاری! ای وای بر من درهر پگاه كه تكیه گاهم از كف بیرون رفت و بازویم بی رمق گشت.»

علی(ع) با لحنی محترمانه همسر مهربانش را دلداری داد و فرمود:«وای بر تو مباد، بلكه وای بر دشمنان تو باد!ای دختر برگزیده خدا و یادگار نبوت، از اندوه و غصه دست بردار. به خدا سوگند! من درانجام وظیفه سستی نكردم و آنچه قدرت و توان داشتم، انجام دادم.»

حضرت علی (ع) آن چنان با خونسردی، متانت، دلجویی و احترام در برابر ناراحتی و شكوه حضرت زهرا(س) برخورد می نماید، كه حضرت فاطمه (س) آرام می گیرد و می فرماید: «خداوند مرا كفایت می كند.» و بدین گونه كار آنها را به خدا وامی گذارد و ساكت می شود. (احتجاج طبرسی 1.182)

حضرت علی (ع) درباره چگونگی برخورد با همسرش می فرماید:« به خدا سوگند! هرگز كاری نكرده ام كه فاطمه خشمگین شود و او را به هیچ كاری مجبور نكردم…

او نیز هرگز مرا خشمگین نكرد و برخلاف میل باطنی من، قدمی بر نداشت.» (كشف الغمه: 1.363)

برای به تصویر كشیدن بالاترین حد تكریم امام حسین (ع) به فرزند و همسرش نیز اشعار آن حضرت بهترین شاهد است.

آن حضرت در روز عاشورا درمورد همسرش «رباب» و دخترش «سكینه» می فرماید:

به جان تو سوگند! من خانه ای را دوست دارم كه در آن سكینه و رباب باشند.

من آنها را دوست دارم و عمده اموالم را می بخشم به آنان وكسی را شایسته نیست مرا سرزنش كند. (بحار. 54. 74)

پیامبر (ص) فرمود: نشستن مرد در كنار همسر خود در پیشگاه خداوند، دوست داشتنی تر از اعتكاف و شب زنده داری در مسجد من (مسجد النبی در مدینه) است (تنبیه الخواطر ج 2 ص 221).

3- یاری همسر: حضرت علی و حضرت زهرا (س) در آغاز زندگی مشترك برای تعیین مسئولیتشان در كانون خانواده خدمت رسول خدا رسیدند و از ایشان درخواست تعیین تكلیف نمودند.

رسول خدا(ص) كارهای درون خانه را برعهده حضرت فاطمه(س) گذاشت و كارهای بیرون خانه را به حضرت علی(ع) سپرد.

فاطمه (س) می فرماید:

«جز خدا كسی نمی داند كه من چه اندازه خوشحال شدم از اینكه كارهای درون خانه به من واگذار شد و از كارهای بیرون خانه و معاشرت و تماس با مردان معاف شدم.» (وسایل. 41.321)

با این همه علی(ع) به كارهای بیرون خانه اكتفا نمی كرد بلكه در كارهای خانه نیز شركت می جست. آن حضرت با علاقه ای كه به زهرا(س) داشت، به او كمك می كرد.

حضرت، عدس پاك می نمود، خانه را جارو می كرد و در دستاس كردن، همسرش را یاری می نمود. امام صادق(ع) می فرماید:

«علی(ع) هیزم می آورد، آب مورد نیاز خانه را تامین می كرد و خانه را جارو می نمود. حضرت زهرا(س) نیز آرد می كرد، خمیر آماده می نمود و نان می پخت.» (كافی .5.68. من لایحضر 169.3)

از برخی روایات استفاده می شود كه حضرت علی(ع) بعضی اوقات در كارهایی مانند تهیه آرد و آسیاب كردن نیز به كمك همسرش حضرت زهرا(س) می شتافت.

روزی رسول خدا(ص) به خانه علی(ع) وارد شد،

ناگاه مشاهده كرد دختر و دامادش با محبت بی نظیر در كنار هم نشسته و با همكاری هم به آرد كردن «جو» مشغولند.

پیامبر(ص) خطاب به آنان فرمود: ایكما اعیی؛

كدام یك از شما خسته تر هستید، تا من به جای او نشسته، كارش را انجام دهم؟

علی(ع) فرمود: ای رسول خدا! دخترت فاطمه، خسته تر است. آن حضرت كنار دامادش نشست و با هم به دستاس كردن مشغول شدند. (بحار .34.05)

4-پرستاری از همسر: هنگامی كه حضرت زهرا(س) به سبب ستم و ضرب و شتم دشمنان، زمان ارتحالش فرا رسید، در رابطه با تشیع بدن مطهر، محل دفن و چگونگی غسلش سفارش هایی به شوهرش علی(ع) كرد. آن حضرت نیز به همان وصیت عمل نمود.

به علاوه علی(ع) در هنگام بیماری همسرش، مانند پرستاری دلسوز از او مراقبت می نمود.

امام سجاد(ع) از پدرش امام حسین(ع) نقل می كند: وقتی حضرت زهرا(س) بیمار شد، به علی(ع) سفارش كرد جریان كسالت او را به كسی خبر ندهد.

علی(ع) نیز چنین كرد و كسی را در جریان كسالت زهرا(س) قرار نداد و خود آن حضرت پرستاری و مراقبت از همسرش را به عهده گرفت و اسماء نیز به او كمك می كرد. چون هنگام ارتحال فرا رسید حضرت زهرا(س) به شوهرش سفارش كرد كه او عهده دار مراسم تجهیز و دفنش شود؛ شبانه او را دفن نماید و محل دفن را پنهان نگه دارد. علی(ع) نیز چنین كرد؛ اما پس از دفن آن حضرت، حزن و اندوه فراوان او را فرا گرفت و اشك های مباركش بر گونه هایش جاری گردید. رو به مرقد مبارك پیامبر(ص) نمود و فرمود:سلام و درود من بر تو ای رسول خدا! و بر دختر عزیزی كه پس از رحلت به سرعت به تو پیوست!

ای پیامبر عزیز! در اثر مفارقت زهرا توانم، به ناتوانی و صبرم، به كم صبری تبدیل گشت!

ای نجات دهنده عالم هستی! امانت از من گرفته شد! اما بدان كه بعد از این، دیگر حزن و اندوه من همیشگی است، و شب ها از فراق فاطمه خواب به چشمم نخواهد رفت!» (نهج البلاغه. خ 391)

5-توجه به خواست همسر: امام حسین(ع) به خواست مشروع، علاقه و حس زیبایی دوستی همسرش، توجه خاصی می نمود و به آن احترام می گذاشت و برخی اوقات به همین خاطر با انتقادات اصحاب و دوستان خود روبه رو می شد؛

جابر از امام باقر(ع) نقل می كند: عده ای بر امام حسین(ع) وارد شدند؛ ناگاه فرش های گران قیمت و پشتی های فاخر و زیبا را در منزل آن حضرت مشاهده نمودند. عرض كردند: ای فرزند رسول خدا! ما در منزل شما وسایل و چیزهایی مشاهده می كنیم كه ناخوشایند ماست (وجود این وسایل در منزل شما را، مناسب نمی دانیم.)!

حضرت فرمود: انا نتزوج النساء فنعطیهن مهورهن فیشترین ما شئن لیس لنا منه شیء؛ ما بعد از ازدواج، مهریه همسران مان را پرداخت می كنیم و آنها هرچه دوست داشتند، برای خود خریداری می كنند.

هیچ یك از وسایلی كه مشاهده نمودید، از آن ما نیست.» (بحار.34.171)

در روایت دیگر نقل شده كه از امام صادق(ع) سؤال شد:

آیا خرید جواهرات برای زینت خانواده درست است؟

حضرت فرمود: «علی بن الحسین(ع) برای بچه ها و همسرانش زیورآلات از نوع طلا و نقره تهیه می كرد و آنها را با آن زیورها می آراست.» (كافی.6.674)

از این روایات و نظایر آن، به خوبی استفاده می شود كه امام سجاد(ع) به حس زیبایی دوستی همسر خود احترام می گذاشت و امكانات لازم را در حد متعارف آن زمان، برای آنها فراهم می نمود.

از معصومین نقل شده كه: مومن مطابق میل عیالش (خانواده اش) غذا می خورد و انسان منافق و دو چهره، خانواده اش مطابق میل او غذا می خورند» (وسایل. 51.052) مطابق این حدیث نورانی، مرد باید در خانه حتی غذا خوردنش بر طبق میل همسرش باشد و او همان غذایی را بخورد كه عیالش دوست دارد تا به این ترتیب در عمل نشان دهد خواسته همسر را بر خواسته خود ترجیح می دهد و برای او ارزش قائل است.

6- آراستن خویشتن برای همسر: پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرماید: «لباس های خود را تمیز كنید، موهای خود را اصلاح نمائید، مسواك بزنید و آراسته و پاكیزه باشید كه بنی اسرائیل چنین نكردند و زنانشان بدكار شدند.»(كافی.6.574)

امامان علیهم السلام نیز به این مطلب توجه خاصی داشتند. این بزرگواران خود را برای همسرانشان آراسته و مرتب می كردند، لباس مناسب می پوشیدند و موهای خود را رنگ می زند.

حسن بن جهم- از دوستان امام كاظم(ع) گوید:

آن حضرت را دیدم كه موهای خود را خضاب كرده است، گفتم: فدایت شوم، شما هم خضاب می كنید؟!

حضرت فرمود: آری، اصلاح و مرتب بودن وضع، بر عفت زنان می افزاید: زنانی بودند كه پاكدامنی را رها كردند به این دلیل كه شوهرانشان اصلاح و مرتب بودن خود را رها كردند. سپس فرمود: دوست داری همسرت را در حالی همانند حال خودت كه خود را آراسته ننموده ای، ببینی؟

گفتم: نه!

فرمود: او نیز چنین است.

آنگاه فرمود: نظافت و استعمال بوی خوش و اصلاح مو، از اخلاق پیامبران است.

یكی از دوستان امام باقر(ع) به نام حكم بن عتیبه می گوید:در خانه ای زیبا و آراسته خدمت آن حضرت رسیدم، لباس زیبا و رنگینی پوشیده بود كه آثار رنگ لباس بر دوش حضرت دیده می شد.

خیلی شگفت زده شدم. گاهی، به خانه نگاه می كردم، گاهی به وضع لباس آن حضرت!

حضرت فرمود: این حالت، چطور است؟

عرض كردم: چه بگویم از این لباسی كه به تن كرده اید؟ این لباس، مربوط به افراد نوجوان است.

حضرت فرمود: ای حكم! چه كسی زینت ها و چیزهای پاكیزه ای را كه خداوند برای بندگانش آفریده است، حرام كرده؟ اینها از چیزهایی است كه خداوند برای بندگانش آفریده است؛ اما این خانه كه مشاهده می كنی مربوط به همسر من است و من تازه ازدواج كرده ام.

لباسی كه مشاهده می كنی و همچنین حضور من در این خانه، به خاطر همین موضوع است (وسایل.41.381)حسن زیات بصری نقل می كند: با یكی از دوستانم خدمت امام باقر(ع) رسیدیم. او را در خانه ای زیبا، با لباس زیبا در حالی كه سرمه كشیده بود، دیدیم. سپس سؤالاتی از آن حضرت نمودیم، ایشان متوجه شد كه ما از وضع لباس و خانه آن حضرت شگفت زده شده ایم. حضرت فرمود: فردا با دوستت نزد من بیا.

روز بعد در منزلی كه او بیشتر وقت ها آنجا تشریف داشت، رفتیم. مشاهده كردیم كه در خانه، جز حصیر، چیزی نیست و حضرت لباس زبر و خشن به تن دارد. حضرت فرمود: دیروز شما پیش من آمدید، در حالی كه من در خانه ای بودم كه مربوط به همسرم بود و آن وسایل موجود در خانه، متعلق به اوست.

او خود را آرایش كرده بود تا من هم خود را برای او آراسته و مزین نمایم.

7- گذشت از لغزش های همسر: سیره معصومان علیهم السلام چنین بوده است كه اشتباه و خطای رفتاری همسران را نادیده می گرفتند.

اسحاق بن عمار می گوید: به امام صادق(ع) عرض كردم: حق زن بر مرد چیست كه با انجام آنها انسان، «نیكوكار» محسوب شود؟

امام فرمود: خوراك و پوشاك او را فراهم نماید و اگر خطایی از او سر زد، از او بگذرد.

سپس فرمود: پدرم امام باقر(ع) همسری داشت كه به او آزار می رساند؛ ولی پدرم او را مورد عفو و بخشش قرار می داد. (وسایل. 41.015)

در پایان باید تأكید كرد كه آنچه درباره وظایف و مسئولیتهای عاطفی و اخلاقی مرد نسبت به همسرش در این مقاله گفته شد تنها بخشی از دستورات حیاتبخش اسلام است و ناگفته های بسیاری خصوصا در باره وظایف قانونی و شرعی مردان باقی مانده كه علاقمندان می توانند به كتابهای مربوط به اخلاق در خانه و خانواده و آئین همسرداری مراجعه كنند.

منبع: بیتوته