زهرا (سلام الله عليها) در نگاه خورشيد

مقدمه

بررسی کامل سخنانی که رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) به مناسبتهای مختلف در باره صدیقه کبرا (علیها السلام) فرموده است فرصتی ویژه می طلبد که این مقام را گنجایش آن نیست. ما در این مبحث به منظور تبرک به کلام نورانی نبوی به چند مورد اشاره می کنیم.

فاطمه پاره تن من است

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده است: فاطمه پاره تن من است. هر کس او را خشمگین کند مرا خشمگین نموده است.[1]

و فرمود: هر آنچه او را اندوهگین کند، مرا هم اندوهگین می کند. هر آن چه او را بیازارد… و خسته کند، مرا نیز آزرده می سازد. هر چه او را شادمان کند، مرا هم شادمان، و هر چه او را افسرده سازد مرا هم افسرده می نماید.[2]

برخی از اهل تسنن به این حدیث استدلال کرده اند که هر کس به فاطمه زهرا بد بگوید کافر می شود.[3]

غضب فاطمه غضب خداست

فرمود: ای فاطمه، خداوند به خاطر غضب تو غضب می کند و به خاطر رضای تو خشنود می شود.[4]

فاطمه سرور زنان جهان است

و سرور زنان با ایمان است.[5]

زمانی نیز فرمود:… این فرشته آمده است تا به من بشارت دهد که فاطمه سرور زنان بهشت است.[6]

فاطمه قبل از همه وارد بهشت می شود

فرمود: اولین کسی که وارد بهشت می شود، فاطمه دختر محمد (سلام الله علیها) است.[7]

فاطمه روز قیامت هم منزل پیامبر اکرم است

فرمود: من و علی و فاطمه و حسن و حسین روز قیامت در زیر بارگاه عرش خواهیم بود.[8]

امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت کرده است که شبی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در خانه ما خوابید. نیمه شب حسن آب خواست و حضرت برخاسته، کاسه ای آب از مشک برگرفت تا به او بنوشاند. در این میان حسین دست به کاسه آب برد، پیامبر او را باز داشت و آب را به حسن داد. فاطمه (سلام الله علیها) عرض کرد: ای رسول خدا! مثل اینکه حسن را بیشتر دوست می داری! فرمود: نه، ولی او قبل از حسین آب خواست. آنگاه فرمود: ای فاطمه، من و تو و این دو و اینکه در خواب است [علی (علیه السلام)] همه در روز قیامت در یک جا خواهیم بود.[9]

و فرمود: در بهشت درجه ای است که «وسیله نام دارد. هنگامی که دعا می کنید، از خدا برای من آن درجه را بخواهید. گفتند: ای رسول خدا، چه کسی با تو در آنجا ساکن خواهد بود؟

فرمود: علی، فاطمه، حسن و حسین.[10]

نسل فاطمه بر آتش حرام است

فرمود: فاطمه پاکدامن است، پس خدا نسل او را بر آتش حرام کرده است.[11]

و فرمود: خدا تو و فرزندانت را عذاب نخواهد کرد.[12]

فاطمه میوه وجود پیامبر است

فرمود: من درختی از بهشتم و فاطمه میوه اوست.[13]

فاطمه پاره ای از وجود پیامبر است

فرمود: فاطمه از وجود من است. هر چه او را خوشحال کند مرا خوشحال می سازد و هر چه او را غمگین سازد، مرا غمگین می کند.[14]

دوستداران فاطمه در بهشتند

فرمود: ای سلمان، هر کس فاطمه را دوست بدارد در بهشت است و هر کس با فاطمه دشمنی ورزد در جهنم است. ای سلمان، دوستداری فاطمه، در یکصد جایگاه به کار می آید که راحت ترین آنها، لحظه مرگ، قبر، میزان، محشر، صراط و محاسبه است.

هر کس دخترم از او راضی باشد من از او راضی هستم و هر کس من از او راضی باشم خدا از او راضی است و هر کس که فاطمه بر او غضب کند خدا بر او غضب می کند.[15]

فاطمه مظهر نیکی است

فرمود: اگر حسن و نیکی همچون پیکری نمایان می گردید همانا سیمای فاطمه می شد. بلکه فاطمه بزرگتر از آن است.[16]

فاطمه روح پیامبر است

فرمود: دخترم فاطمه سرور اولین و آخرین زنان جهان است. او پاره تن من، نور چشم و میوه دل من و روح من است. او حوریه آدمی نسب است. هرگاه در محراب مقابل پروردگارش می ایستد نورش برای فرشتگان آسمان می درخشد آنچنان که نور ستارگان برای اهل زمین. و خدای عز و جل به فرشتگان می گوید: ای فرشتگان من، به بنده ام فاطمه بنگرید که چگونه در مقابل من ایستاده و اعضای بدنش از خوف من می لرزد. بنگرید چگونه قلبش متوجه من است. شما را شاهد می گیرم که او و پیروانش را از آتش ایمن کردم… آنگاه همان طور که مریم را صدا زد او را صدا می زند و می گوید: ای فاطمه، خدا تو را برگزیده و تطهیر کرده و بر زنان جهان برتری بخشیده است… [17]

فاطمه مادر (دلسوز) پدرش است

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) او را به این کنیه افتخار بخشید و او در مدینه به این کنیه مشهور بود.[18]

در تفسیر این کنیه گفته اند منظور از پدر شان رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله) است. بنابراین فاطمه مادر اسلام و مسلمین است. یعنی همان طور که اطفال در شداید و گرفتاریها به مادر خویش پناه می برند و مادر مرجع و محور آنهاست فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پناهگاه پیروان اسلام در شداید و گرفتاریهاست. و هنگامی که حق و باطل با هم مشتبه شوند جویندگان حق، راه راست و حق را از او می جویند.

بحقیقت فاطمه میزان است. همراه او بودن با خدا بودن است و پیروی از او پیمودن راه مستقیم است و جدایی از او جدایی از خدا و حقیقت اسلام.

رفتار پیامبر نسبت به زهرا

زهرا (سلام الله علیها) در نظر پیامبر عظیم الشان (صلی الله علیه و آله) از جایگاهی بلند برخوردار بود و نمی توان برای منزلت و قرب فاطمه نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) حدی تعیین کرد. صحیح تر آن که بگوییم زبان و قلم را آنچنان قدرتی برخوردار نیست که بتواند از عهده این کار برآید. در یک سخن باید گفت: «در پهناورترین مکان قلب پدر خویش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جای داشته و در کشور وجود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بهترین موقعیت از آن وی بود.»[19]

اولیای خدا از بالاترین درجات صفات انسانی برخوردار بوده اند و هر صفت به صورت کامل در ایشان موجود بوده است. یکی از آن صفات عاطفه و مهرورزی است. شاید کسانی تصور کنند که مهر ورزیدن به اعضای خانواده نوعی وابستگی است و اولیای خدا که از هر گونه وابستگی به غیر خدا منزه اند، از این علاقه نیز مبرا و نسبت به اعضای خانواده خویش دارای گونه ای بی تفاوتی می باشند. ولی این، سخنی ناصواب و فکری خطاست. چه اینکه در این صورت آن بزرگواران از داشتن یکی از ویژگیهای مهم انسانی بی بهره می باشند. دیگر اینکه گذشتن از اعضای خانواده چون فرزند و برادر در راه خدا برای ایشان هیچ مزیتی نمی باشد. زیرا از چیزی گذشته اند که هیچ علاقه ای به آن ندارند.

اگر بپذیریم که پیامبران نسبت به فرزندان خویش عاطفه پدری نداشته اندباید تمام تمجیدی که از حضرت ابراهیم (علیه السلام) به خاطر ذبح فرزندش می شود لغو و بی حساب باشد.

بنابراین، اولیاء الهی نه تنها دارای عاطفه و مهر بوده اند بلکه عالیترین درجات آن را در وجود خویش داشته اند.

آنچه در این زمینه اولیاء خدا را از سایر مردم ممتاز می سازد آن است که عاطفه خویش را محور انتخاب قرار نمی دهند. ایشان در مقام بندگی می توانند شدیدترین درجه عاطفه را نادیده انگاشته، فرزندی دلبند یا برادری عزیز را در راه خدا تقدیم کنند. آنچنان که حضرت ابراهیم (علیه السلام) بر آن می شود که با دست خود فرزندش را سر ببرد و حضرت سیدالشهداء در کمتر از یک روز همه عزیزان خود را در پای معبود قربان می کند. آنان می توانند کسی از اعضای خانواده خویش را از خود برانند و از وجود او چشم پوشند، مانند حضرت نوح (علیه السلام) که از فرزند ناشایست خویش چشم پوشید.

از طرف دیگر اگر فرزندی آنچنان که شایسته مقام بندگی است خود را با معیارهای الهی تطبیق دهد عاطفه پدری به مهر الهی آمیخته می شود و اسطوره می آفریند. گریه های یعقوب پیامبر در طول سالیان متمادی و تا سر حد کوری تنها برگرفته از عاطفه پدری برای از دست دادن فرزند نبود بلکه چون وی پسری را از دست داده بود که تا افق وجود پدر بالا آمده و شانه به شانه او مسیر تکامل انسانی را طی کرده بود. یعقوب یوسف را می طلبید چون تنها یوسف او را می فهمید و بوی آشنا را از وی استشمام می کرد. همان بویی که چون از پیراهن یوسف متصاعد شد از دروازه مصر کلبه احزان پدر را در کنعان معطر کرد.

با توجه به این مقدمه به ذکر پاره ای از اظهار علاقه های وجود مقدس نبوی نسبت به دخت گرانقدرش می پردازیم.

کوتاهترین زمان دوری

پیامبر عظیم الشان اسلام هنگامی که آهنگ سفر داشت با فاطمه (سلام الله علیها) بعد از همه وداع می کرد و هنگام مراجعت، با او قبل از همه ملاقات می کرد.[20]

بوسه و احترام

عایشه روایت می کند: هنگامی که فاطمه (سلام الله علیها) داخل می شد پدرش بر می خاست، او را می بوسید و در جای خود می نشاند.

همچنین او می گوید: روزی پیامبر گلوی فاطمه را بوسید، عرض کردم: ای رسول خدا، کاری کردید که پیشتر انجام نمی دادید!

حضرت فرمود: ای عایشه، وقتی مشتاق بهشت می شوم گلوی فاطمه را می بوسم.[21]

سلام پیاپی

تا مدتها پس از نزول آیه تطهیر هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای نمازهای پنجگانه از منزل خارج می شد نخست به در خانه فاطمه (سلام الله علیها) می رفت، دستانش را به دو طرف در می گرفت و با صدای بلند می فرمود: سلام بر شما، ای اهل بیت! [22]

دلسوزی بر فاطمه

در روایات زیادی وارد شده که آن حضرت با مشاهده سختی حال دختر عزیزش به شدت می گریست.

آری، پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) عمیق ترین احساسات پدرانه خویش را نثار فاطمه (سلام الله علیها) می نمود و این برخوردها ناشی از احساسات و عواطف محض نبوده است وگرنه می بایست با دختران دیگر خویش هم به همین شیوه برخورد می کرد. از همین رو درمی یابیم که این شدت علاقه ناشی از اوج کمال فاطمه (سلام الله علیها) و محبوبیت او نزد خداست.

در حقیقت پیامبر (صلی الله علیه و آله) در این همه اظهار علاقه از خداوند متعال متابعت می کرده است. گویی پیامبر (صلی الله علیه و آله) وظیفه دارد موضع قرآن را در این زمینه تفسیر کند و مردم زمان خویش را به این موضع گیری آشنا نماید.

موضع قرآن نسبت به فاطمه و خانواده او

آیات زیادی چون آیه تطهیر، مباهله، هل اتی و قربی در شان صدیقه کبری (علیها السلام) و خانواده اش نازل شده و مفسران تمام مذاهب اسلامی به آن اذعان دارند ما از همه به توضیح مختصری از آیه مودت اکتفا می کنیم.

قرآن کریم می فرماید: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی.[23]

«ای رسول گرامی! به مردم بگو من در مقابل رسالت خویش از شما مزدی نخواهم جز آنکه به خویشاوندان من مودت ورزید.»

مودت عبارت از محبت شدید و علاقه ای است که قلب انسان را فرا گرفته باشد. به عبارت دیگر مودت مرز بین دوست داشتن و عشق ورزیدن است. در این آیه شریف مودت اهل بیت به عنوان مزد رسالت پیامبر اسلام تعیین شده و مفاد آیه این است که اگر کسی به خاندان پیامبر که مورد نظر این آیه هستند، مودت نورزد نسبت به نبی مکرم اسلام جفا روا داشته و حق او را ادا نکرده است.

زمخشری در کشاف روایت کرده است: وقتی این آیه نازل شد گفتند: ای رسول خدا، خویشان تو که مودتشان بر ما واجب شده کیانند؟

آن حضرت فرمود: علی، فاطمه و دو پسر ایشان.[24]

در آیه دیگری می فرماید: «ما سئلتکم من اجر فهو لکم.[25]

«من هر مزدی از شما بخواهم برای خود شماست.»

از این آیه کریمه به دست می آید که از مودت خویشان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) که در آیه قبل به عنوان مزد رسالت آن حضرت واجب شده نفعی عاید پیامبر (صلی الله علیه و آله) نمی شود.

بعلاوه رسالت و نبوت چیزی نیست که انسان بتواند مزدی شایسته و لایق برای آن تقدیم کند. و به همین علت قرآن کریم از پیامبران نقل می کند که همگی به پیروان خویش می فرمودند: ما مزدی از شما نمی خواهیم. پاداش ما فقط با خداست.[26]

چگونه نفع مودت عاید خود ما می شود؟

در آیه ای دیگر به بیان این چگونگی پرداخته، می فرماید: «قل لا اسئلکم علیه من اجر الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا».[27]

«بگو من مزد از کسی نمی خواهم مگر (همین که) کسانی بخواهند راهی به سوی پروردگار خویش بیابند.»

در واقع مودت اهل بیت که همان مزد رسالت است راه عبودیت خداست. ایشان محور توحید، و خانه هایشان مدارس تربیت بندگانی است که مشتاق عمل به دین خالص پیامبرند. زمخشری در کشاف می نویسد: این کلام مانند گفتار کسی است که از روی دلسوزی تلاش کرده و برای تو مالی به دست آورده است. آنگاه به تو می گوید من از تو هیچ پاداشی نمی خواهم جز اینکه در حفظ این مال بکوشی و آن را از دست ندهی. حال اگر تو آن مال را برای خودت حفظ کردی در حقیقت پاداشی به او نداده ای ولی او این حقیقت را به اسم ثواب و پاداش از تو تقاضا کرده است و به این ترتیب دو مطلب را به او فهمانده است:

1- اینکه او به هیچ وجه طمع پاداش ندارد.

2- اینکه او نسبت به تو بسیار مهربان است و اگر تو مال را برای خودت حفظ کنی او همین را به عنوان پاداش از تو می پذیرد.

آنگاه اضافه می کند: به جان خودم، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نسبت به قوم خود و مردمی که برای هدایتشان مبعوث شد بیش از این دلسوز و مهربان بود.[28]

نویسنده: جباران، محمدرضا

پاورقی:

[1] . خصائص نسائی، ص 35 و کنزالعمال، ج 6، ص 220.

[2] . فضائل الخمسة، ج 3، ص 5-15.

[3] . کتاب فضائل الخمسة من الصحاح السته، ج 3، ص 151 مجموعه ای است مشتمل بر فضایل و مناقب نبی مکرم اسلام (ص)، علی (ع)، فاطمه (س) و امام حسن و امام حسین که به همت سید مرتضی حسینی فیروزآبادی (از علمای معاصر شیعه) از کتب معتبر علمای اهل تسنن جمع آوری شده است.

[4] . ذخائر العقبی، ص 39 و میزان الاعتدال ذهبی، ج 2، ص 72.

[5] . همان، ص 146.

[6] . صحیح ترمذی، ج 2، ص 306.

[7] . مستدرک الصحیحین، ج 2، ص 152.

[8] . معجم هیثمی، ج 9، ص 184.

[9] . اسد الغابة، ج 5، ص 269.

[10] . کنزالعمال، ج 7، ص 102.

[11] . اسد الغابة، ج 5، ص 510.

[12] . کنزالعمال، ج 6، ص 219.

[13] . فرائد السمطین، ج 2، ص 30.

[14] . همان، ص 45.

[15] . همان، ص 67.

[16] . همان، ص 68.

[17] . همان، ص 35.

[18] . اسد الغابة، ج 5، ص 520 و الاستیعاب، ج 2، ص 752.

[19] . فاطمة زهرا از ولادت تا شهادت، ترجمه دکتر حسین فریدونی، ص 227.

[20] . مستدرک الصحیحین، ج 1، ص 498 و ج 3، ص 6-155.

[21] . صحیح ترمذی، ج 2، ص 319.

[22] . فرائد السمطین، ج 2، ص 50 و 61.

[23] . سوره شوری، ایه 23.

[24] . تفسیر کشاف، ج 4، ص 219.

[25] . سوره سبا، آیه 47.

[26] . برای نمونه: سوره شعرا، آیات 109-127، 145، 164 و 180.

[27] . سوره فرقان، آیه 57.

[28] . تفسیر کشاف، ج 3، ص 288.