زن و مرد در دستیابى به کرامت جایگاه یکسانى دارند

 زن و مرد در رسیدن به کرامت، افزایش و یا از دست دادن آن جایگاه یکسانی دارند و جزاى نافرمانى و یا ارتکاب جرم برای زن سنگین تر از مرد نیست.

در دورانى که میان ملل متمدن و غیرمتمدن موجود در دنیا، زن از جایگاهى پایین تر و پست تر از مرد برخوردار بوده و او را چیزى حد وسط بین انسان و حیوان مى پنداشتند و حقوق و موقعیتش را نادیده مى انگاشتند، کتاب آسمانى قرآن و دین مبین اسلام ظهور یافته و حیثیت و ارزش زن را به او بازگرداند.

از دست رفتن کرامت در صورت نافرمانى الهی

در داستان خلقت آدم و زوجش، به فرمان الهى از نزدیک شدن و خوردن از درختى منع مى شوند اما به وسوسه شیطان از این امر الهى سرپیچى کرده و این نافرمانى سبب مى شود که برهنه شوند و زشتى هایشان آشکار شود.

چنانچه حق تعالى خطاب به آدم مى فرماید:

“و یا آدم اسکن انت و زوجک الجنه فکلا من حیث شئتما و لاتقربا هذه الشجره فتکونا من الظالمین. اى آدم تو و همسرت در بهشت جای گیرید و از هر چه مى خواهید بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید شد.”

جایگاه کرامت زن و مرد در این خلقت آن قدر بالاست که خداوند آنها را در بهشت در نزدیک قرب خود جاى مى دهد اما به سبب نافرمانی، ظالم شمرده مى شوند و به سبب خوردن از درخت منهی، برهنگى آنها (زشتى هایشان) آشکار مى شود و آنها براى پوشاندن خود به چسباندن برگ درختان بهشت مى پردازند.

بنابراین نافرمانى امر الهى سبب از دست دادن کرامت نزد پروردگار است و معلوم مى شود که ارزش و کرامت انسان به اطاعت از حق تعالى است، چنانکه مى فرماید: “فازلهما الشیطان عنها فاخرجهما مما کان فیه و قلنا اهبطوا بعضکم لبعض عدو لکم فى الارض مستقر و متاع الى حین … قلنا اهبطوا منها جمیعا”، پس شیطان هر دو را از آن بلغزانید و از آنچه در آن بودند ایشان را به در آورد، گفتیم: فرود آیید، شما دشمن همدیگرید و برای شما در زمین قرارگاه و تا چندى برخوردارى خواهد بود.

هبوط به معنى انحدار و پایین آمدن قهرى است مثل هبوط و افتادن سنگ و چون در مورد انسان بکار رود بر سبیل استخفاف و سبک شمردن می باشد بر خلاف انزال که درمورد چیزهاى شریف استعمال شده، مثل انزال ملائکه و قرآن.

علامه طباطبایى مى نویسد: هبوط، خارج شدن چیزى از جایگاهش به فروتر از آن است، این مطلب دلالت مى کند بر اینکه هبوط مذکور در آیه، هبوط معنوى است نه نزول از مکانى جسمانى به مکانى دیگر.

بنابراین زن همانند مرد در رسیدن به کرامت و افزایش آن و یا از دست دادن آن جایگاهى یکسان دارد و این طور نیست که جزاى نافرمانى و یا ارتکاب زشتى و جرم براى زن سنگین باشد، لکن براى مرد آسان گرفته شود. اگر آدم و زوجش اطاعت الهى کرده و مرتکب نافرمانى نمى شدند، کرامت و شأن منزلت خود را که قرب خداوند و بهشت بود از دست نمى دادند.

پس کرامت انسان در اطاعت خداست. باید به انسان آموخت که جز در برابر حق تعالى سر خم نکند و جز او را بندگى ننماید تا گوهر کرامتش آسیب نبیند و به رشد و کمال خود برسد. انسان با اطاعت خدای کریم به اعتلاى روحى مى رسد و از پستى و فرومایگى پاک مى شود. کرامت حقیقى در اطاعت و بندگى حق تعالى است و آن مزیتى که مزیت حقیقى است و آدمى را بالا مى برد و به سعادت حقیقى اش که همان زندگى پاک و ابدى در جوار رحمت پروردگار مى رساند، پروا داشتن از خدا و پاس داشتن حرمت هاى الهى و تقوا پیشه کردن است.

خدای سبحان تقوا را راه تحصیل کرامت معرفى کرده و باکرامت ترین مردمان را با تقواترین آنها مى داند و مى فرماید: “ان اکرمکم عندالله اتقیکم. به درستى که گرامى ترین شما نزد حق تعالى پرهیزگارترین شماست”

قرآن کریم نیز زنان رسول خدا (ص) را توصیه به اطاعت از حق تعالى و پیامبرش(ص) مى کند، چنانکه در آیات ۳۰-۳۳ احزاب به ایشان مى فرماید:

“یا نساء النبی… و من یقنت منکن الله و رسوله و تعمل صالحا نوتها اجرها مرتین و اعتدنا لها رزقا کریما… و قرن فى بیونکن ولا تبرجن نبرج الجاهلیه الاولى و اقمن الصلوه و اتین الزکوه واطعن الله و رسوله …،

ای زنان پیامبر … و هر که از شما براى خدا و پیامبرش فروتنى کند و عمل شایسته انجام دهد، پاداش او را دو برابر دهیم، و براى او روزیى کریمانه مهیا کرده ایم… در خانه هاى خویش بمانید و مانند دوران جاهلیت نخستین خودنمایى نکنید و نماز به پا دارید و زکات دهید و خدا و رسولش را اطاعت کنید…

آیه شریفه اطاعت الهى و نیکو عمل کردن را سبب دریافت روزى کریمانه مى داند. روزى از هر نظر، چه مادى و چه معنوى و کسى که خداوند او را روزى کریمانه دهد، فرد باکرامتى است. مقصود آیه شریفه الگو شدن زنان پیامبر(ص) براى سایر زنان است، یعنى سایر زنان مسلمان هم در این مطلب باید از زنان پیامبر پیروى کنند.

علامه طباطبایی(ره) درباره این آیات مى نویسد: کلمه (فتوت) به معناى خضوع است و برخى گفته اند به معناى اطاعت باشد و بعضى به معناى ملازمت و مداومت در اطاعت و خضوع گرفته اند و کلمه (اعتاد) به معناى تهیه کردن است و رزق کریم مصداق با ارزش بهشت است و معناى آیه این است که هر یک از شما همسران رسول خدا (ص) براى خدا و رسول او خاضع شود و یا ملازم اطاعت و خضوع برای خدا و رسول باشد و عمل صالح کند، اجرش را دو بار مى دهیم یعنى دو برابر و برایش رزقى کریم، یعنی بهشت آماده مى کنیم. در این آیه التفاتى از غیبت به تکلم یا غیر (مى دهیم و آماده می کنیم) به کار رفته تا اعلام کند که چنین افرادى به درگاه خدا نزدیکند و خدا برایشان احترام قایل است، همچنان که سیاق غیبت قبلى مى فهماند که آنها که مرتکب فاحشه آشکار می شوند از خدا دورند و خداوند ذره اى ارزش برایشان قایل نیست و همسرى رسول خدا هم برایشان اثرى ندارد.

انسان کریم خدایى را که کریم ترین است و کرامت و موهبت اوست، نافرمانى مى کند و گوهر کرامت را به معصیت نمی آلاید، چنانکه امیرالمومنین(ع) فرمود:

“من کرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته، هر که کرامت نفس داشته باشد، شهوات و تمایلات نفسانى نزد او خوار و حقیر است.

منبع: کرامت زن در قرآن و سخن امام خمینی(ره) به قلم نهله غروی نائینی.به نقل از خبرگزارى شبستان