زندگى مشترک همراه با سلامتى

حديث‌السادات ميرزايي

وقتي از خانه پدري به خانه خودمان مي‌رويم و به يك زندگي جديد روي مي‌آوريم، مسلما مي‌خواهيم كه يك زندگي ايده‌آل براي خود و همسرمان بسازيم و اشتباهاتي كه ديگران در زندگي مشتركشان دارند، در زندگي خود تكرار نكنيم. يكي از مسائلي كه در زندگي مشترك اهميت دارد، سلامتي است. سلامتي در 2 نوع روحي و جسمي تعريف مي‌شود كه امروز ما به سلامتي جسمي در زندگي مشترك مي‌پردازيم. زندگي مشترك مي‌تواند فرصتي باشد براي اين كه ما به سلامتي خود و همسرمان بهتر و بيشتر برسيم، چون خورد و خوراك و خواب و فعاليت‌هايمان دست خودمان است و مي‌توانيم براي هريك از اينها برنامه‌ريزي كنيم.

عادت‌هاي غلط را با خود نياوريد

زندگي مشترك موقعيتي است كه شما مي‌توانيد در آن به خود يك فرصت دوباره بدهيد و تمام عادت‌هاي غلط خود را مثل سيگار كشيدن ترك كنيد؛ عادت‌هايي كه به سلامتي شما ضربه مي‌زند و براي داشتن يك جسم سالم مضرند. اگر همسرتان نيز عادت غلطي دارد كه براي سلامتي او مضر است، به او كمك كنيد كه آن را ترك كند. عادت به خوردن غذاهاي بيرون يا كلا غذاهاي چرب و بي‌فايده، ورزش نكردن و عادت به كارهايي كه در آن فعاليت بدني وجود ندارد،رسيدگي نكردن به بهداشت فردي مثل مسواك نزدن و بي‌اهميت بودن نسبت به دردهاي بدني مزمن مي‌تواند از عادت‌هايي باشد كه سلامتي را مورد هدف قرار مي‌دهد.

براي اين كه بتوانيد اين عادت‌ها را ترك كنيد با همسرتان يك فهرست از عادت‌هاي غلط خود و همسرتان تهيه و براي ترك هر كدام از آنها برنامه‌ريزي كنيد و به هم در اين راه كمك كنيد. اگر عادت‌هايي مثل سيگار كشيدن را در خودتان غيرقابل ترك كردن مي‌بينيد، به روان‌شناسان و مشاوران مراجعه كنيد تا ببينيد غيرممكن ممكن مي‌شود. هيچ عادت غلطي را ناديده نگيريد و سعي كنيد تمامشان را ترك كنيد. اين كار شما مي‌تواند نسل بعد از شما را سالم نگه دارد، چون عادت‌هاي غلط از خانواده‌ها به فرزندان منتقل مي‌شود پس تصحيح اين رفتارهاي غلط مي‌تواند روي نسل بعد از شما تاثير مثبت بگذارد.

سبد غذايي خانواده در دستان زن

در بيشتر خانواده‌ها معمولا زن‌ها به آشپزي براي اعضاي خانواده مي‌پردازند، پس مي‌توانند در سلامت خانواده نقش زيادي داشته باشند، چون تغذيه يكي از عوامل مهم در سلامتي است. براي اين كه بتوانيد غذاها را خوشمزه و سالم تهيه كنيد، تنها به كمي تجربه و مطالعه نياز داريد. خيلي‌ها فكر مي‌كنند غذاي سالم يعني يك غذاي بي‌مزه و كم كه نه لذت‌بخش است و نه با آن سير مي‌شويم. در حالي كه تنها با تصحيح روش‌هاي پخت و پز و استفاده از ادويه و سس‌هاي سالم و بدون چربي و استفاده از مواد غذايي سالم، مي‌توان هم غذايي سالم خورد و هم خوشمزه. مثلا شايد خيلي‌ها ندانند كه اگر ماهي را همراه پياز و فلفل و آبليمو و نمك در فر قرار دهند، طعم بسيار خوبي مي‌گيرد و در مقابل براي پخت ماهي از روغن فراوان و نمك بسيار استفاده مي‌كنند. وجود مخلفاتي مثل كلم و هويج و نخود فرنگي و ديگر سبزيجات آب‌پز، همراه كمي آبليمو و روغن زيتون مي‌تواند هم زحمت سرخ كردن را از شما بگيرد و هم از خوردن بيشتر برنج جلوگيري كند. با اين راهكارها كه تعدادشان هم كم نيست و با كمي حوصله، خودتان مي‌توانيد آنها را پيدا كنيد، خواهيد توانست غذايي سالم را سر سفره خانواده‌تان قرار دهيد تا هم خودتان و هم همسرتان از مزاياي خوردن يك غذاي سالم بهره‌مند شويد.

مي‌توانيد با همسرتان قرار بگذاريد تا غذاي سالم بخوريد و از او بخواهيد كه از شما تقاضاي غذاهاي ناسالم مثل غذاهاي چرب و… را نكند و با شما همكاري كند. بايد بدانيد دوست داشتن غذاهاي چرب و متداولي كه از لحاظ سلامتي مشكل دارند، تنها به دليل عادت است و اگر مدتي تحمل كرده و با غذاهاي سالم تغذيه كنيد، ذائقه‌تان عوض مي‌شود. مثلا اگر چند بار قورمه‌سبزي را بدون چربي بخوريد به طعم آن عادت مي‌كنيد و ديگر نمي‌توانيد آن را چرب بخوريد.

تصميم بگيريد كه سالم بمانيد

با همسرتان تصميم بگيريد كه به سلامتي خود اهميت بدهيد. اين شامل تمام نكات بهداشتي و تغذيه‌اي و… مي‌شود. به همديگر در اين راه كمك كنيد و به حرف هم گوش دهيد و مشوق يكديگر باشيد. بارها همسراني را ديده‌ايد كه به همسر خود اصرار مي‌كنند كه مثلا ميوه بخورد يا سيگار نكشد و… تا خودمان به فكر سلامتي خود نباشيم، ديگران نمي‌توانند براي ما كاري بكنند.

اگر بخواهيد غذايي براي خانواده‌تان بپزيد، به طعم آن بيشتر فكر مي‌كنيد يا سلامت آن؟ در جواب اين سوال بايد گفت كه هر دوي اينها مهم‌اند و به هر دوي آنها بايد اهميت داد. مسلما انسان از مزه خوب لذت مي‌برد و اگر غذايي فقط سالم باشد و طعم خوبي نداشته باشد، نمي‌توان آن را خورد. پس به هر دوي اين موارد بايد در آشپزي اهميت دهيم. در ميان زن و شوهرها، گاه پيدا مي‌شوند افرادي كه بسيار بدغذا هستند و همسرشان را از خوردن يا پختن بعضي غذا‌ها منع مي‌كنند. اينها بايد كم‌كم حساسيت‌زدايي شوند و كم‌كم آن غذا را در فهرست غذايي قرار داد تا به آن عادت كنند و بخورند، چون تمام تمايلات غذايي صرفا عاداتي هستند كه مي‌توان تمام آنها را تغيير داد. گاهي پيش مي‌آيد فردي به غذايي حساسيت دارد؛ مثل بادمجان كه بعضي‌ها با خوردن آن به خارش و التهاب دچار مي‌شوند. در اين موارد نبايد آن ماده غذايي را مصرف كنند.

به هر حال تا هر دوي شما تصميم به سالم زيستن نگيريد، نمي‌توانيد به اين مهم دست يابيد اما اگر يكي از شما نتوانست يا نخواست در اين مسير با شما باشد و به عادات غلط خود ادامه داد، شما نبايد سلامتي خود را فراموش كنيد و مانند همسرتان شويد. مي‌توانيد به سلامت خود فكر كنيد و در كنار آن به همسرتان نيز كمك كنيد تا با شما همراه شود. در واقع او را مثل خود كنيد نه اين‌كه شما هم مثل او شويد.

افراط و تفريط نكنيد

گاهي سالم زيستن در بعضي خانه‌ها آنقدر افراطي است كه ديگر لذتي از زندگي باقي نمي‌ماند و تمام دغدغه افراد خانواده اين است كه چه بخورند، چگونه بخورند و چه كارهايي بكنند كه سالم بمانند و بعضي‌ها آنقدر به همسران خود سخت مي‌گيرند كه او را خسته مي‌كنند و برايش از سلامتي زنداني مي‌سازند كه دائم مي‌خواهد از آن فرار كند. در مقابل، افرادي نيز هستند كه به هيچ‌وجه به سلامتي خود و خانواده خود اهميت نمي‌دهند و برايشان مهم نيست كه چه مي‌خورند و چگونه زندگي مي‌كنند و فقط به لذت بردن فكر مي‌كنند. اين‌گونه افراط و تفريط هيچ كدام درست نيست و بايد به اندازه و اصولي به سلامتي فكر كرد و اهميت داد. گاهي نيز پيش مي‌آيد كه افرادي به صورت مقطعي به سلامتي خود اهميت مي‌دهند؛ مثلا يك هفته مراقب سلامتي خود از خورد و خوراك تا فعاليت‌ هستند و هفته ديگر همه چيز را فراموش مي‌كنند و به عادت‌هاي غلط رو مي‌آورند. اينها نيز نتيجه مثبتي نمي‌بينند. راه درست اين است كه ما روش‌هاي سالم زيستن را ياد بگيريم و آنها را به شكلي كه برايمان جذاب و راحت باشد در بياوريم و به صورت عادت رفتاري در خود و خانواده‌مان قرار دهيم. سالم زيستن، روشي است براي زندگي كه با تغييرات كلي و جزيي آغاز مي‌شود. شايد كمي سخت باشد، ولي با كمي مقاومت به صورت عادت درمي‌آيد و راحت مي‌شود.

سلامتي در مقابل بيماري‌ها

مساله ديگري كه در خانواده مهم است، مقابله با بيماري‌هاست. افرادي پيدا مي‌شوند كه براي هر درد كوچكي به دكتر مراجعه مي‌كنند و در مقابل، افرادي كه با بدترين دردها نيز دكتر نمي‌روند و به آن اهميت نمي‌دهند. وسواس زياد از حد درست نيست، اما از آن بدتر اهميت ندادن به دردها و ناراحتي‌هاي جسماني است. شما بايد در صورت ديدن علائم به دكتر مراجعه كنيد اين علائم بيماري طيف وسيعي از درد‌هاي گوناگون و نشانه‌هاي مختلف هستند كه نبايد بي‌اهميت از آنها گذشت، چرا كه ممكن است در صورت عدم رسيدگي، به مشكلي بزرگ‌تر تبديل شود. پس در صورت بروز هر درد يا نشانه مشكوك، به دكتر مراجعه كنيد و در عين حال از وسواس زياد از حد نيز بپرهيزيد.

آگاهي و مطالعه راجع به بيماري‌ها و پيشگيري از آنها، چكاپ‌هاي سالانه و همچنين يادگيري روش‌هاي معاينه‌اي كه در آن خود فرد مي‌تواند بدنش را مورد معاينه قرار دهد، همه مي‌تواند به سلامتي شما كمك كند. مراقبت در حين بيماري و دوران نقاهت نيز نبايد فراموش شود. گاهي بعضي خرافات راجع به بيماري‌ها يا موارد مربوط به سلامت نيز وجود دارد كه بايد كنار گذاشته شوند و راجع به هر سوالي بايد مطالعه و كرد تا جواب درست پيدا شود.

با توجه به تمام اين نكات، داشتن يك پزشك خانواده براي هر خانواده‌اي ضروري است؛ كسي كه هميشه بتوانيد با او در ارتباط باشيد و از راهنمايي‌ها و كمك‌هايش بهره‌مند شويد.

منبع :www.jamejamonline.ir