ریشه-های-امامت-امام-علی-علیه-السلام-در-احادیث-نبوی

ریشه های امامت امام علی(ع) در احادیث نبوی

 در احادیث پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به صورت بسیار گسترده بر امامت و ولایت امام علی علیه السلام بعد از خودش تأکید شده‌است. بگذریم از آنچه در متون شیعی منعکس گردیده، در اینجا به برخی احادیث و روایاتی که در متون اهل‌سنت نقل شده اشاره می‌شود؛ چه اینکه تفصیل و توضیح آنها چندین جلد کتاب را می‌طلبد.

احادیثی خاصی در متون اهل‌سنت مبنی بر نص جلی بر ولایت و امامت امام علی علیه السلام وجود دارد که به عنوان نمونه در مقام رد شبهه به برخی از آنها اشاره می‌شود:

  1. در مسند احمد و کتابهای دیگر اهل‌سنت در واقعه جنگ یمن هنگامی که خالد بن ولید بر سر یک کنیز با امام علی علیه السلام منازعه می‌کند، وقتی پیامبر اسلام از این جریان مطلع می‌شود، غضب بر چهرۀ او ظاهر گردیده خطاب به بریده فرمود: «لا تقع فی علی فانه منی و انا منه وهو ولیکم بعدی».[۱] یعنی با علی نزاع نکنید که همانا او از من است و من از او هستم و او ولی شما بعد از من است. در کنزالعمال نقل شده که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرموده: «دعوا علیا دعوا علیا دعوا علیا؛ ان علیا منی و انا منه و هو ولی کل مؤمن بعدی»؛[۲] یعنی علی را رها کنید همانا علی از من است و من از علی هستم و او ولی هر مؤمنی بعد از من است.

این احادیث دلالت روشن بر ولایت و امامت علی علیه السلام بعد از رسول خدا بر مؤمنین دارد و نمی‌توان ولی را در این احادیث بر یاری و دوستی حمل کرد؛ زیرا یاری و دوستی در مورد امام علی علیه السلام نیازی به قید بعد از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم ندارد و این قید می‌رساند تا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم زنده است علی علیه السلام ولی مؤمنین نیست؛ بلکه این ولایت بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم برای او پیدا می‌شود.

  1. احادیثی در کتابهای اهل‌سنت در باره واقعه غدیر به گونه ای نقل شده که ولایت و امامت علی علیه السلام را بعد از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم به اثبات می‌رساند. در این احادیث که از طریق‌های جریر و عایشه بنت اسد نقل شده‌است می‌گوید: «در موسم حج حجۀ الوداع با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بودیم به مکانی رسیدیم که به آن غدیر خم گفته می‌شد در این هنگام ندا در داده شد که برای اقامه نماز توقف شود. وقتی مهاجر و انصار جمع شدند پیامبر اسلام در میان ما ایستاد و فرمود:«ایهالناس بم تشهدون؟ قالوا نشهد انّ لا اله الا الله. فرمود سپس چه؟ گفتند: و انّ محمدا عبده و رسوله. فرمود: چه کسی ولی شماست؟ گفتند: الله و رسوله مولانا… سپس با دستش بر بازوی علی زد و از دستش گرفت و از زمین بلندش کرد و فرمود: من یکن الله و رسوله مولیاه فان هذا مولاه اللهم وال من ولاه و عاد من عاداه…».[۳] در المستدرک حاکم از زید بن ارقم روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در بین راه مکه و مدینه در کنار پنج درخت عظیم الجثه فرود آمدند و مردم در زیر این درختان محلی را ساختند تا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برآن راحت باشد. سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در آنجا نماز خواند و برای خطابه ایستاد و بعد از حمد و ثنای خدا مردم را موعظه کرد، سپس فرمود ای مردم من دو چیز را در بین شما برجای گذاشتم اگر از آنها متابعت کنید هرگز گمراه نمی‌شوید و آنها کتاب خدا و اهل بیتم و عترتم هستند. سپس سه بار فرمود آیا می‌دانید که من سزاورتر به مؤمنین از خود آنان هستم؟ گفتند بلی. سپس پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه. و در ذیل آن  فته است که این حدیث با شرط شیخین صحیح است.[۴]
  2. از ابن عباس نقل شده که پیامبر اسلام فرمود: امّا علی برادر و پارۀ تن و صاحب امر من بعد از من است، او صاحب لوای من در دنیا و آخرت و صاحب حوض و شفاعت من است، او مولا و سرپرست هر مسلمان و امام هر مؤمن و پیشوای هر متّقی است، او در حیات و بعد از مرگ وصی و خلیفه من بر اهل بیت و امّتم خواهد بود.[۵]

در این گونه احادیث ولایتی که مورد نظر رسول خداست، ولایتی است که اختصاص به خدا دارد و از طرف خدا به پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم و سپس به علی علیه السلام اعطا شده و مؤمنین در این ولایت با آنان شریک نیستند و آن جز ولایت تصرفی چیزی دیگری نیست.

نویسنده: حمیدالله رفیعی

[۱]. احمدبن حنبل، مسند احمد، ج۵ص۳۵۶؛ نورالدین علی بن ابی بکر هیثمی، مجمع الزوائد، ج۹ص۱۲۸و۱۲۹، قاهره، دار الریان للتراث؛ و  بیروت، دارالمکتب العلمیه، ۱۴۰۸ ق؛ نسائی، أحمد بن شعیب أبو عبد الرحمن، سنن النسائی الکبری، ج۵ص۱۳۳، دار الکتب العلمیۀ، بیروت، چ۱، ۱۴۱۱ق / ۱۹۹۱م،، تحقیق: د.عبد الغفار سلیمان البنداری , سید کسروی حسن ؛ أبو القاسم سلیمان بن أحمد طبرانی، المعجم الاوسط، ج۶ص۱۶۳، دار الحرمین، قاهره ، ۱۴۱۵ق، تحقیق: طارق بن عوض الله بن محمد ,‏عبد المحسن بن إبراهیم الحسینی.

[۲]، علاء الدین علی بن حسام الدین متقی هندی، کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، ج۱۱ص۲۷۹ حدیث: ۳۲۹۴۰و ۳۲۸۴۱، دار الکتب العلمیۀ، بیروت، اول، ۱۴۱۹ق -۱۹۹۸م، تحقیق: محمود عمر الدمیاطی.

.[۳] سلیمان بن احمد طبرانی ، المعجم الکبیر، ج۲ص۳۵۷، قاهره: مکتبۀ ابن تیمیه، [بی‌تا]؛ و مجمع الزوائد، ج۹ص۱۰۶؛ مقدسی، أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد الحنبلی مقدسی، الأحادیث المختارۀ، ج۳ص۲۱۳، مکتبۀ النهضۀ الحدیثۀ، مکۀ المکرمۀ، چ۱، ۱۴۱۰ق، تحقیق: عبد الملک بن عبد الله بن دهیش.؛ سنن النسائی الکبری، ج۵ صص۱۰۷،۱۳۴،۱۳۵.

[۴] . محمد بن عبدالله ابو عبدالله الحاکم النیسابوری، المستدرک على الصحیحین، ج۳ص۱۱۸، دار الکتب العلمیۀ، بیروت،چ۱، ۱۴۱۱ق /۱۹۹۰م. تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا.

[۵].  ابراهیم بن محمّد حموینی شافعی، فرائد السمطین، ج۲ص۳۴-۳۵،  ح: ۳۷۱باب۷، [بی‌نا، بی‌نا].