خانواده شیعی » روانشناسی »

روشهای مطالعه و پژوهش(۱)

 مقدمه

خیلى ها در مواجهه با یک نویسنده، مدّرس و خطیب، مى پرسند: شما چگونه به این توفیق، دست یافتید و چگونه در نویسندگى، کلاسدارى و سخنورى به مهارتهایى رسیدید؟ بسیارى نیز به کارهاى پژوهشى و مطالعاتى علاقه دارند، امّا نمى دانند چگونه عمل کنند تا فرصتها و نیروهایشان هدر نرود و براى گمشده خود، به چه کتابهایى مراجعه کنند و کدام موضوع را در کدام منبع بیابند؛ یا مى خواهند مطالعه، خلاصه نویسى، یادداشت بردارى کنند، امّا چون تجربه اى ندارند، نمى دانند چگونه آغاز کنند و به انجام برسانند. اینجاست که مسأله «روش» مطرح مى شود، که مهارت متّکى به تجربه است.

این مهارتهاى عملى، در زبان افراد، به نامهایى چون: روش، متد، اسلوب، طرز، شیوه، آیین، قاعده، لمّ، فوت و فنّ و … یاد مى شود. «روش» نوعى راه میان بر براى رسیدن به مقصود است و کسانى که در کارهاى علمى، هنرى، فنى، آموزشى و … «روش مند» باشند، زودتر به نتیجه مى رسند و کمتر ضایعات وقتى و سرمایه اى دارند. به همین دلیل، آنان که کارهایى چون شناگرى، خطّاطى، نقاشى، خیاطى، باغبانى، رانندگى، زبان آموزى، مدّاحى، تعلیم قرآن، قرائت و… را با «روش» و شیوه اى که استاد مى آموزد، فرا مى گیرند، در حداقل زمان نتیجه مى گیرند و به رشد و پیشرفت خویش علاقه مند و امیدوار مى گردند. خوشا به حال انسانهاى «روشمند» و خوشا به حال آدمهاى «روشجو» و آنان که روش هاى موفقیت و کامیابى خود را به دیگران انتقال مى دهند.

کار در زمینه روش ها، این سه فایده کاملاً محسوس را دارد:

۱٫ کسب تجربه

۲٫ آگاهى از تجارب دیگران

۳٫ انتقال تجربه به دیگران

کسانى با «خودآگاهى» نسبت به شیوه کار خود، آن را به دیگران هم مى آموزند. بر عکس، برخى در کارى تجربه هم دارند، ولى توانایى انتقال آن را به دیگران ندارند و دانسته‎هایشان براى خودشان مى ماند. از این رو، در طول حیات علمى و فرهنگى، هم باید پیوسته تجربه اندوخت هم تجربه‎ها و رمز و راز موفقیت دیگران را باید آموخت و هم از طریق انتقال مهارتها و تجارب به دیگران، «نیرو سازى» کرد، تا راه نیمه شود و مقصد، نزدیکتر گردد.

همه کتاب هایى که در مسیر آموزش این گونه روش هاست، ارزشمند و مقدّس است و محصول عمر مجرّبان و کار آزمودگان رشته‎هاى مختلف را در محدوده‎اى وسیعتر، به ثمر مى نشاند و مبتدیان یا ناآشنایان را به پیچ و خم راه و شیوه خوب پیمودن آن و زود به مقصد رسیدن آشنا مى سازد.

مجموعه اى از روش ها که در این مجموعه حاضر، پیش روى شماست، گرفته از کتاب روش ها، نوشته جناب حجت الاسلام والمسلمین جواد محدثى است که اغلب بطور فشرده و به شکل متن آموزشى تدوین گشته و قبلا بارها توسط نگارنده، تدریس شده است. درباره هر یک از موضوعات این مجموعه، کتاب هاى متعدد و گاهى مفصل نوشته شده است. مباحث این کتاب،‌ که چندین موضوع را در بردارد،‌ طبیعى است که فشرده و خالى از تمرین هاى عملى و توضیحات مبسوط باشد،‌ تا حجم آن زیاد نشود. امید است که براى «روش جویان» در این زمینه ها مفید باشد.

روش مطالعه، هدف مطالعه

مى کوش به هر ورق که خوانى تا معنى آن تمام دانى

با همه گسترش و تنوع و جاذبه‌هایى که در رسانه‌هاى گروهى و امکانات ارتباطى و اطلاع رسانى و فیلم و فرستنده و ماهواره و … وجود دارد، باز هم «کتاب و مطالعه» جایگاه خود را دارد و کتابخوانى بخش عمده‎اى از اوقات بسیارى را به خود اختصاص داده است. از این رو توجه به نکاتى پیرامون روش مطالعه ضرورى است. «مطالعه»، خوراک روح و فکر انسان است و «کتاب» سفره‎اى است که غذاهاى گوناگون را در اختیار خوانندگان مى گذارد. «نویسندگان» نیز به صورت تولید کننده یا عامل تهیه و توزیع و عرضه فرآورده‎هاى فکرى در این میان سهیم‎اند. باید با کتاب دوست شد، انس گرفت، در سفر و حضر همراه داشت و خستگى هاى روحى و عدم نشاط را با آن درمان کرد و مطالعه را گامى براى جلوگیرى از هدر رفتن فرصت‎ها دانست. هدف از مطالعه، فراگیرى و به خاطر سپارى است؛ نه صرفاً گذراندن وقت و مشغول بودن. از این رو، نحوه برخورد با کتاب‎ها هم به تناسبِ عمق و محتوا و موضوعش فرق مى کند.

برخى از نویسندگان، کتاب‎ها را به سه نوع تقسیم کرده‎اند:

۱٫ چشیدنى؛ ۲٫ بلعیدنى؛ ۳٫ هضم کردنی[۱].

کتاب‎هاى چشیدنى را باید نگاهى اجمالى و گذرا کرد و در همین حد فهمید که چیست و درباره چیست. کتاب‎هاى بلعیدنى، نکات مفید دارد و باید خوانده شود. ولى چندان نیازى به تعقل و تأمل ندارد و به صرف خواندن سریع هم مقصود حاصل مى شود؛ مانند کتاب‎هاى تاریخى، قصّه، رمان، فکاهیات، مجلات و روزنامه‎ها. کتاب‎هاى هضم کردنى، نیاز به دقت و تأمل دارد تا مطالبش فهمیده و به خاطر سپرده شود؛ مانند کتاب‎هاى علمى و تحقیقى و فنى و آموزشى و … . «نیچه» گفته است: هر کس بخواهد کتاب‎هاى مرا بفهمد، باید مانند «گاو» باشد.(یعنى حالت نشخوار و هضم مطالب، یادآورى خوانده شده‎ها و فکر روى آن‎ها).

انتخاب کتاب

نسبت به کتاب و موضوع مورد مطالعه، باید حالت انتخابى داشت نه غافل گیرى. گاهى موضوعاتى مطرح مى شود که بحث روز است، یا هر روز کتاب‎هاى جدیدى به صحنه مى آید. در این‎که باید کدام موضوع را و در هر موضوعى کدام کتاب را خواند. انسان باید حالت فکر قبلى و انتخاب داشته باشد؛ نه اینکه غافل گیرِ موضوعات و کتاب‎ها شود و همیشه حالت عکس العملى داشته باشد. هم‎چنین نسبت به موضوعات و کتب، انسان باید اهم و مهم کند؛ یعنى درجه اولویت‎ها و اهمیت‎ها و ضرورت‎ها را بسنجد و بر اساس آن، وقت خود را صرف مطالعه کند، وگرنه کتاب بسیار است و بدون این اولویت بندى، سرمایه وقت، بیهوده از دست خواهد رفت.

این مراعات اولویت و ضرورت، هم در انتخابِ موضوعِ مورد مطالعه لازم است(چون موضوعات فراوانى است که همه خوب و مفید است) هم در انتخابِ کتاب‎هاى معتبر و غنى درباره هر یک از موضوعات. بدون این نکته،‌ چه بسا عمر و فرصت در مطالعه آثار کم فایده و غیر معتبر سپرى خواهد شد و وقتى هشیار مى شویم که فرصت‎ها گذشته و بسیارى از کتاب‎هاى سودمند و لازم، مطالعه نشده است. به تعبیر حضرت على(علیه السلام): هر کس به کار غیر مهم بپردازد، کار مهم‎تر را ضایع و تباه مى سازد «مَنِ اشتَغَلَ بِغَیرِ المُهِمِّ ضَیَّعَ الأَهَمَّ»[۲]. و این همان «مدیریت زمان» و استفاده بهینه از فرصت‎ها در همه کارها از جمله کتابخوانى است. سؤال از اهل مطالعه و اطلاع در هر رشته، دسترسى ما را به «بهترین‎ها» در هر موضوعى آسان‎تر مى سازد.

به تعبیر قرآن کریم: «اگر نمى دانید، از صاحبان ذکر و دانش بپرسید.»[۳]

کتابخانه، کمتر از داروخانه نیست. تأثیر مطالعه هم بیش از قرص و کپسول یا گیاهان دارویى است، پس در انتخاب آن‎چه مى خوانیم، باید مراقب باشیم، تا سرمایه عمر، بى حساب خرج نشود.

برنامه ریزى

تا مطالعه انسان از روى برنامه و هدف مشخّصى نباشد، بازدهى لازم و مطلوب را نخواهد داشت. این برنامه ریزى عملى در موردِ(موضوع، کتاب، زمان و مکان) باید انجام گیرد. وقت‎ها بر اساس اهمیت موضوع و کتاب، تنظیم شود، مطالعات اصلى و جنبى مشخّص باشد، کتاب‎ها از قبل شناسایى شده باشد، رعایت مکان مناسب براى مطالعه فراموش نشود، و در هر مقطع زمانى، به نتایج و بازدهى مطالعه‎هاى انجام شده دقت شود. آیا امروز مى توان سخن جاحظ را که گفته است: «هر نوشته‎اى به یک بار خواندن مى ارزد» درست دانست؟

«سیر مطالعاتى» نیز در همین راستا مورد توجه قرار مى گیرد، نه این‎که هر چه را پیش آید مطالعه کند و در نهایت، دستاورد قابل اعتنایى در دست نداشته باشد! مطالعات پراکنده و بى نظم و بى برنامه، فاقد بهره لازم است و مطالعه موضوعى، مفیدتر از آن است.

ایجاد انگیزه

گاهى کسانى رغبت و علاقه‎اى به مطالعه نشان نمى دهند. ابتدا باید سبب بى علاقگى را شناخت و آن را بر طرف ساخت. «احساس نیاز»، عامل مهمى در کشاندن افراد یا کشیده شدن خود به امر مطالعه است. به نحوى باید این احساس را در دل و ذهن زنده کرد. تا انسان ضرورت مطالعه و احتیاج خود را به آن درک نکند، در پى مطالعه جدى نخواهد رفت.

گاهى مى توان با طرح چند سؤال از چنین کسان، به نحوى که در پاسخ دادن در بمانند، آنان را متوجه ساخت که اطلاعشان کم است و باید به نحوى جهل خویش را برطرف کنند. تماس با کسانى که اهل اطلاع و معلومات‌اند، انسان را به ضعف آگاهى خویش مطّلع مى کند و شوق مطالعه ایجاد مى شود. استفاده از زمینه‌ها و علاقه‌هاى موجود نیز، در ایجاد انگیزه در سطوح بالاتر مطالعه مفید است. مانند علاقه کودکان به قصّه و کتاب‌هاى داستان، که مى توان از این راه، شوق مطالعه را در آنان زنده نگه داشت و کتاب‌هاى دیگر را هم در اختیارشان قرار داد. مهم آن است که «جذب» و شیفته مطالعه شوند و از آن زده نگردند.[۴]

در این مورد، راهنماى مطالعه و مربى کودکان و اهل مطالعه، نقش مهمى مى تواند داشته باشد. معرفى کتاب‌هاى متناسب با ذوق و علاقه، سن، معلومات، زمینه‌هاى روحى، امکانات تهیه کتاب و امورى از این قبیل، مى تواند به این شوق، کمک کند و عدم مراعات این تناسب، گاهى موجب انزجار و زدگى افراد از کتاب، براى همیشه مى شود.

مفیدتر ساختن مطالعه

براى این‌که مطالعه، به آن هدف مطلوب برساند، نکاتى را باید مراعات کرد که به مفیدتر ساختن مطالعه کمک کند و وقتى که صرف کتابخوانى مى شود، بازده مطلوب داشته باشد؛ به نحوى که انسان، هم آن‌چه را مى خواند خوب بفهمد، هم بتواند به خاطر بسپارد و هم قدرت بیان و بازگو کردن آن‎ها را براى دیگران داشته باشد. این امور عبارت است از: ـ تمرکز حواس؛ ـ خلاصه نویسى؛ ـ تند خوانى؛ ـ یادداشت بردارى؛ ـ طرح سؤال، فکر روى مطالب؛ ـ نکات جنبى مربوط به زمان و مکان و شرایط و اصول مطالعه.

به طور اجمال، باید ارزش وقتى را که صرف مطالعه مى شود دانست و بیشترین بهره را از مطالعه برد. نکات یاد شده و آن‎چه بعداً یاد خواهد شد، برخى به پیش از مطالعه مربوط مى گردد، بعضى به هنگام مطالعه و بعضى هم به پس از مطالعه مربوط مى شود.

«کمّیت» یا «کیفیّت»؟

از نکاتى که در مطالعه باید مورد دقت قرار گیرد، «کیفیت مطالعه» است، نه فقط «کمیت». خوب خواندن، خوب فهمیدن، خوب به خاطر سپردن، خوب به کار بستن، بیش از حجم و مقدار بسیار خواندن داراى اهمیت است، به خصوص که ما با چیزى به نام «کمبود وقت» مواجهیم؛ از این جهت باید بیشتر روى بازدهى مطالعات خویش و ارتقاى کیفى آن فکر کنیم. چه خواندن، و چگونه خواندن، مهم‌تر از «چه مقدار» خواندن است. در بخشِ «برنامه ریزى» هم اشاره شد که بى جهت و بى هدف و بى برنامه نباید مطالعه کرد. تنظیم وقت براى کارهاى مطالعاتى، از آن جهت مفید است که ما را بر «وقت» هم مسلط مى سازد. کمبود وقت را با این کار، تا حدى مى توان جبران کرد. گفته‌اند که: «توزیعُ الوقتِ توسیعُ الوقت» یعنى تقسیم وقت، آن را وسعت مى بخشد. گرفتارترین و پرکارترین افراد هم، با برنامه ریزى براى مطالعه، به خواندن بسیارى از کتاب‎ها و گزارش‌ها و مقالات و براى شرکت در بسیارى جلسات و مراسم و … وقت پیدا مى کنند و تحقیق و تألیف مى کنند و از این راه، به کیفیت مطالعه خویش، غنا مى بخشند. وقت‌هاى خورده ریز و پراکنده‎اى که در طول روز و هفته و سال، بیهوده صرف مى شود، در صورت تنظیم وقت و برنامه ریزى، نتایج و دستاوردهاى زیادى خواهد داشت. فرصت، پیش آمدنى نیست، پیش آوردنى است. «کسانى که کار امروز را به فردا مى افکنند، کار فردا را هم به پس فردا خواهند انداخت».

تمرکز فکر

از عوامل مهم مفیدتر ساختن مطالعه، «تمرکز فکر» در هنگام خواندن کتاب یا حضور در جلسه درس است. براى ایجاد این عنصر مهم، باید عواملى را که باعث عدم تمرکز فکر و حواس پرتى مى شود شناسایى کرد و به رفع آن‎ها پرداخت. البته در اشخاص مختلف، ممکن است این عوامل متفاوت باشد. در یک نگاه کلّى مى توان گفت: عوامل عدم تمرکز، بر دو قسم است:

۱٫ درونى؛ ۲٫ بیرونى.

«عوامل درونى» آن‎هاست که در داخل فکر و دل و حالات خود مطالعه کننده است؛ مانند غم و غصّه،‌ فکر و تشویش و اضطراب و نگرانى، بى خبرى از بستگان، کثرت مشاغل و کارهاى به هم ریخته‌اى که باید انجام دهد، عشق‌ها و محبت‌هایى که دل را بى قرار مى کند؛ به خصوص در سنین جوانى، و امثال این‎ها.

[۱] . فرانسیس بایگون: برخى کتب را باید چشید، بعضى دیگر را باید بلعید و قلیلى را هم باید جوید و هضم کرد(رهنمون، ص ۶۴۶).
[۲] . غرر الحکم، ج ۵، ص ۳۳۰٫
[۳] . فَاسئَلُوا اَهلَ الذِّکرِ إِن کُنتُم لا تَعلَمُونَ(نحل،‌آیه ۴۳) .
[۴] . در این زمینه‌ها به «بیا کتاب بخوانیم» از نویسنده مراجعه شود.
منبع: سایت اندیشه قم