روزه و رشد معنوی

 یکی از اعمالی که در دین اسلام تشریع شده روزه است. به ویژه روزه ماه مبارک رمضان که بر تمام مکلفین واجب گردیده است. از طرف دیگر از روزه گرفتن انسان هیچ سودی به خداوند نمی رساند پس بدون تردید در روزه گرفتن فائده ای وجود دارد که به روزه دار بر می گردد؛ زیرا حکمت خداوند ایجاب می کند که چیزی بی فائده را تشریع نکند. مهمترین سودی که از روزه عاید انسان می شود،  سود معنوی است.

خداوند متعال تقوا را غایت روزه گرفتن دانسته و می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ‏ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ؛[1]  اى افرادى كه ايمان آورده ‏ايد! روزه بر شما نوشته شده، همان‏گونه كه بر كسانى كه قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهيزكار شويد».

روزه ابعاد گوناگونى دارد، و آثار فراوانى از نظر مادى و معنوى در وجود انسان مى‏ گذارد، كه از همه مهم تر«بعد اخلاقى» و فلسفه تربيتى آن است. بنابراین روزه آثار تربيتى، اجتماعى، و بهداشتى  دارد که آثار تربیتی و اجتماعی به رشد معنوی انسان منجر می شود.

از فوائد مهم روزه اين است كه روح انسان را«تلطيف»، و اراده انسان را«قوى»، و غرائز او را«تعديل» مى ‏كند. روزه ‏دار بايد در حال روزه با وجود گرسنگى و تشنگى از غذا و آب و هم چنين لذت جنسى چشم بپوشد، و عملا ثابت كند كه او هم چون حيوان در بند اصطبل و علف نيست، او مى‏ تواند زمام نفس سركش را به دست گيرد، و بر هوس ها و شهوات خود مسلط گردد.

در حقيقت بزرگترين فلسفه روزه همين اثر روحانى و معنوى آن است، انسانى كه انواع غذاها و نوشابه ‏ها در اختيار دارد و هر لحظه تشنه و گرسنه شد به سراغ آن مى رود، همانند درختانى است كه در پناه ديوارهاى باغ بر لب نهرها مى ‏رويند، اين درختان نازپرورده، بسيار كم مقاومت و كم‏ دوامند، اگر چند روزى آب از پاى آنها قطع شود پژمرده مى‏ شوند، و مى‏ خشكند.

اما درختانى كه از لابلاى صخره ‏ها در دل كوه ‏ها و بيابان ها مى‏ رويند و نوازشگر شاخه ‏هايشان از همان طفوليت طوفان هاى سخت، و آفتاب سوزان، و سرماى زمستان است، و با انواع محروميت ها دست به گريبانند، محكم و با دوام و پر استقامت و سخت‏ كوش و سخت‏ جانند!.

روزه نيز با روح و جان انسان همين عمل را انجام مى‏ دهد و با محدوديت هاى موقت به او مقاومت و قدرت اراده و توان مبارزه با حوادث سخت مى ‏بخشد، و چون غرائز سركش را كنترل مى ‏كند بر قلب انسان نور و صفا مى‏ پاشد. خلاصه روزه انسان را از عالم حيوانيت ترقى داده و به جهان فرشتگان صعود مى‏ دهد، جمله‏ «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» (باشد كه پرهيزگار شويد) در این آیه اشاره به همه اين حقايق است.[2]

به خصوص روزه در ماه مبارک رمضان که به عنوان مهمانی خدا مطرح است، میزبان خداوند متعال است و غذاى اين ماه، غذاى روح است كه براى رشد معنوى‏ لازم است، نه غذاى جسم. لطف غذاى اين مهمانى، آيات قرآن است كه تلاوت يك آيه آن در ماه رمضان هم چون تلاوت تمام قرآن در ماه ‏هاى ديگر است. اين ميهمانى هيچ سنخيّتى با ميهمانى‏ هاى دنيوى ندارد. خداوندِ عالِم و غنى و خالق و باقى و عزيز و جليل، ميزبان انسان‏ هاى جاهل و فقير و فانى و مخلوق و ذليل مى‏ شود و مى‏ گويد[3]: من دعايتان را مستجاب مى ‏كنم و براى هر نفسى كه در ماه رمضان مى‏ كشيد، پاداش تسبيحى عطا مى ‏كنم.[4]

روزه در صورتی مایه رشد معنوی می شود که آداب این مهمانی خداوند رعایت گردد. در وسائل الشيعه[5]  براى اخلاق روزه دار در ضمن روايت مفصلى مى‏ خوانيم: روزه دار، از دروغ، گناه، مجادله، حسادت، غيبت، مخالفت با حقّ، فحش و سرزنش و خشم، طعنه و ظلم و مردم آزارى، غفلت، معاشرت با فاسدان، سخن‏چينى و حرام‏خوارى، دورى كند و نسبت به نماز، صبر و صداقت و ياد قيامت توجّه خاصّ داشته باشد.

شرط حضور در اين مهمانى، فقط تحمّل گرسنگى نيست. در حديث آمده است: آن كس كه از اطاعت رهبران آسمانى، سرباز زند ويا در مسائل خانوادگى و شخصى با همسر خود بدرفتار و نامهربان باشد ويا از تأمين خواسته‏ هاى مشروع او خوددارى كند و يا والدين از او ناراضى باشند، روزه او قبول نيست وشرايط اين ضيافت را به جاى نياورده است.

روزه گرچه فوائد ومنافع طبّى از قبيل دفع وبرطرف شدن مواد زايد بدن در اثر گرسنگى را دارد، امّا سحرخيزى ولطافت روح واستجابت دعا در ماه رمضان چيز ديگرى است ومحروم واقعى كسى است كه از اين همه خير وبركت محروم باشد.[6]

در نهج البلاغه به هنگامى كه امير مؤمنان على علیه السلام فلسفه عبادات را بيان مى‏ كند به روزه كه مى رسد چنين مى ‏فرمايد: «و الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق؛[7]خداوند روزه را از اين جهت تشريع فرموده كه روح اخلاص در مردم پرورش يابد»!

روزه افزون بر این مایه تقوا و رشد معنوی می شود، آثار اجتماعی نیز دارد. بر كسى پوشيده نيست. روزه يك درس مساوات و برابرى در ميان افراد اجتماع است، با انجام اين دستور مذهبى، افراد متمكن هم وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را به طور محسوس در مى ‏يابند، و هم‏ با صرفه‏ جويى در غذاى شبانه روزى خود مى‏ توانند به كمك آنها بشتابند.[8]

البته ممكن است با توصيف حال گرسنگان و محرومان، سيران را متوجه حال گرسنگان ساخت، ولى اگر اين مساله جنبه حسى و عينى به خود بگيرد اثر ديگرى دارد، روزه به اين موضوع مهم اجتماعى رنگ حسى مى‏ دهد، لذا در حديث معروفى از امام صادق علیه السلام نقل شده كه” هشام بن حكم” از علت تشريع روزه پرسيد، امام علیه السلام فرمود: «انما فرض اللَّه الصيام ليستوى به الغنى و الفقير و ذلك ان الغنى لم يكن ليجد مس الجوع فيرحم الفقير، و ان الغنى كلما اراد شيئا قدر عليه، فاراد اللَّه تعالى ان يسوى بين خلقه، و ان يذيق الغنى مس الجوع و الالم، ليرق على الضعيف و يرحم الجائع[9]؛ روزه به اين دليل واجب شده است كه ميان فقير و غنى مساوات بر قرار گردد، و اين به خاطر آن است كه غنى طعم گرسنگى را بچشد و نسبت به فقير اداى حق كند، چرا كه اغنياء معمولا هر چه را بخواهند براى آنها فراهم است، خدا مى‏ خواهد ميان بندگان خود مساوات باشد، و طعم گرسنگى و درد و رنج را به اغنياء بچشاند تا به ضعيفان و گرسنگان رحم كنند.

اگر چنین حسی برای روزه دار پیداشود و وضعیت ضعیفان و گرسنگان را از دل و جان درک کند، قطعا این اثر اجتماعی نیز معنویت را در او رشد می دهد.

 پی نوشت ها:

[1].  بقره، 183.

[2] . ناصر مکارم شیرازی، تفسير نمونه، ج‏1، ص: 629، تهران، دار الكتب الإسلامية، چ1، 1374ش.

[3] .  محسن قرائتی، تفسير نور، ج‏1، ص: 286، تهران، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن‏، چ11، 1383ش.

[4] . خطبه‏ى پيامبر صلى الله عليه و آله در جمعه آخر ماه شعبان.

[5] . وسائل الشیعه، ج7، ص119..

[6] . تفسير نور، ج‏1، ص:  287

[7] . نهج البلاغه كلمات قصار شماره 252.

[8] . تفسير نمونه، ج‏1، ص: 631

[9] . حر عاملی، وسائل الشيعه جلد 7 باب اول كتاب صوم صفحه 3.

نویسنده: حمیدالله رفیعی