روزه مسافر از نظر شیعه و سنی

این مطلب ضروری و مسلم است که مسلمانان در احکام عبادات و شرایط آن تابع شرع مقدس هستند و روزه ماه مبارک رمضان هم یکی از عبادات مهم است که از طرف خداوند با وجود شرایط آن بر مسلمانان واجب شده است. و نیز روزه گرفتن در سفر از طرف خداوند ممنوع شده است. در قرآن کریم آیات زیر در این مسأله قابل استناد می باشد:

یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیامُ کَمَا کُتِبَ عَلی الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ*أَیامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن کاَنَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ عَلی سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیامٍ أُخَرَ وَ عَلی الَّذِینَ یطِیقُونَهُ فِدْیهٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَیرْا فَهُوَ خَیرْ لَّهُ وَ أَن تَصُومُواْ خَیرْ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ* شهَرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْءَانُ هُدًی لِّلنَّاسِ وَ بَینَاتٍ مِّنَ الْهُدَی وَ الْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشهَّرَ فَلْیصُمْهُ وَ مَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلی سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیامٍ أُخَرَ یرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیسْرَ وَ لَا یرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُکْمِلُواْ الْعِدَّهَ وَ لِتُکَبرِّواْ اللَّهَ عَلی مَا هَدَئکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ(۱) در این آیات خداوند می فرماید: ای افرادی که ایمان آورده اید! روزه بر شما نوشته شده، همانگونه که بر کسانی که قبل از شما بودند نوشته شد تا پرهیزکار شوید. چند روز معدودی را (باید روزه بدارید!) و هر کس از شما بیمار یا مسافر باشد تعدادی از روزهای دیگر را (روزه بدارد) و بر کسانی که روزه برای آنها طاقتفرساست (همچون بیماران مزمن، و پیر مردان و پیر زنان،) لازم است کفّاره بدهند: مسکینی را اطعام کنند و کسی که کارِ خیری انجام دهد، برای او بهتر است و روزه داشتن برای شما بهتر است اگر بدانید! (روزه، در چند روز معدودِ) ماهِ رمضان است ماهی که قرآن، برای راهنمایی مردم، و نشانههای هدایت، و فرق میان حق و باطل، در آن نازل شده است. پس آن کس از شما که در ماه رمضان در حضر باشد، روزه بدارد! و آن کس که بیمار یا در سفر است، روزهای دیگری را به جای آن، روزه بگیرد! خداوند، راحتی شما را میخواهد، نه زحمت شما را! هدف این است که این روزها را تکمیل کنید و خدا را بر اینکه شما را هدایت کرده، بزرگ بشمرید باشد که شکرگزاری کنید!

در این آیات شریفه دو بار تکرار شده است که مریض و مسافر در ماه رمضان روزه اش را در روزهای دیگر سال بگیرند و عدد را تکمیل کنند. در آیه اول می فرماید: فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ عَلی سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِنْ أَیامٍ أُخَرَ و در آیه دوم می فرماید: وَ مَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلی سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیامٍ أُخَرَ.

تمام فقهای شیعه با استناد بر این آیه شریفه اتفاق دارند که روزه مسافر با شرایطی که در رساله های عملیه بیان شده است باطل می باشد و اگر کسی در سفر روزه بگیرد روزه اش مورد قبول نیست و بر او لازم است که آن تعداد از روزهای ماه رمضان را که در سفر روزه گرفته است، قضا نماید.

بنابراین از دیدگاه شیعه روزه بر مسافر و مریض حرام است، نه مباح.

اما بیشتر دانشمندان و علمای اهل سنت گفته اند که از آیه: فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ عَلی سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِنْ أَیامٍ أُخَر …، استفاده میشود که مسافر میتواند روزه نگیرد، نه اینکه روزه گرفتن برایش حرام است، پس مریض و مسافر، هم میتوانند روزه بگیرند، و هم اینکه افطار نموده و سپس به همان عدد از روزهای دیگر سال روزه بگیرند.

این حرف اهل سنت صحیح نیست، زیرا ظاهر جمله فَعِدَّهٌ مِنْ أَیامٍ أُخَرَ (کسی که مریض و مسافر باشد باید چند روزی در ایام دیگر سال روزه بگیرد) عزیمت است، نه رخصت، یعنی از ظاهر آن بر می آید که مریض و مسافر نباید در رمضان روزه بگیرند، و این معنا از ائمه اهل بیت (ع) نیز روایت شده، و مذهب جمعی از صحابه از قبیل عبد الرحمن بن عوف، و عمر بن خطاب، و عبد اللَّه بن عمر، و ابی هریره، و عروه بن زبیر، نیز همین است، پس جمله نامبرده حجتی است علیه علمای نامبرده از اهل سنت.

ایشان برای توجیه نظریه خود چیزی در آیه تقدیر گرفته و گفته اند، تقدیر آیه «فمن کان مریضا او علی سفر فاَفطر فعده من ایام اخر» است، یعنی هر کس مریض یا مسافر باشد، و به همین جهت افطار کرده باشد به همان عدد از روزهای دیگر روزه بگیرد.(۲)

اشکال اول این سخن اینست که تقدیر گرفتن خلاف ظاهر است، (وقتی گوینده ای سخن می گوید تمامی کلماتی که در افاده منظورش دخالت دارد در کلام خود می آورد، و چیزی را نگفته نمیگذارد) مگر آنکه به اتکاء قرینهای که در کلامش هست یک کلمه را حذف کند، چون یقین دارد خواننده یا شنونده با وجود آن قرینه می فهمد که فلان کلمه حذف شده است و اما بدون قرینه دست به چنین حذفی نمی زند.

اشکال دوم اینکه: به فرضی که تسلیم شویم و قبول کنیم که کلمه (فاَفطر) در آیه حذف شده، تازه این کلام هم دلالتی بر رخصت ندارد، زیرا هیچ کسی از عبارت«و هر کس مریض یا مسافر باشد، و افطار کرده باشد در ایامی دیگر روزه بگیرد»، نمی فهمد که روزه در سفر و مرض جایز است. نهایت چیزی که از این عبارت در این مقام (که به گفته سایر مفسرین نیز مقام تشریع است) استفاده می شود، این است که افطارش گناه نبوده و جایز بوده، که البته جواز به معنای اعم از وجوب و استحباب و اباحه است، که با وجوب و استحباب و اباحه می سازد. اما اینکه به معنای سومی یعنی الزامی نبودن افطار باشد به هیچ وجه لفظ آیه بر آن دلالت ندارد، بلکه باز هم بر خلاف آن دلالت می کند، چون قانونگذار حکیم در مقام تشریع خود، هرگز در بیان آنچه باید بیان کند کوتاهی نمی کند، و این خود روشن است.(۳)

جمله وَ أَنْ تَصُومُوا خَیرٌ لَکُمْ متمم جمله قبلی است، و معنایش به حسب تقدیر- به آن بیانی که گذشت- این می شود: با روزه ای که بر شما واجب شده تطوع کنید، و آن را داوطلبانه بیاورید، که تطوع به کار خیر بهتر است، و روزه هم که خیر شما است پس تطوع به روزه هم خیری علاوه بر خیر دیگر است.

بعضی از مفسرین گفته اند: جمله مورد بحث یعنی وَ أَنْ تَصُومُوا خَیرٌ لَکُمْ خطاب به کسانی است که از روزه گرفتن معذورند، نه عموم مؤمنین که در جمله «روزه بر شما واجب شده» مخاطب بودند، چون ظاهر عبارت نامبرده رجحان روزه است، و معلوم است که رجحان با ترک هم میسازد، در نتیجه عبارت ظاهر در استحباب روزه می شود نه وجوب که منافی با ترک است، و چون می دانیم روزه واجب است ناگزیر عبارت نامبرده را حمل می کنیم بر رجحان و استحباب روزه برای کسانی که از ناحیه شرع مجاز در ترک آنند، مانند مریض و مسافر که میگوئیم روزهای که بر همه واجب است بر مریض و مسافر مستحبّ است، و بهتر آن است که آنها نیز روزه را بر افطار ترجیح دهند، و در عین حال قضای آن را هم بگیرند.

این تفسیر به خاطر اشکالاتی که بر آن وارد است صحیح نیست.

اشکال اول این‌که: دلیلی بر طبق آن نیست.

اشکال دوم این‌که: اگر مراد از جمله: وَ أَنْ تَصُومُوا خَیرٌ لَکُمْ استحباب روزه برای مریض و مسافر بود، با در نظر گرفتن اینکه در جمله: فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً الخ مریض و مسافر غایب به حساب آمده اند، جا داشت در جمله بعدی هم غایب به حساب آمده، در باره شان بفرماید: (و ان یصوموا خیر لهم) مریض و مسافر اگر روزه بگیرند برای شان بهتر است، ولی فرمود: (اگر روزه بگیرید برایتان بهتر است) پس معلوم میشود در جمله دوم روی سخن با خصوص مسافر و مریض نیست.

اشکال سوم این‌که: جمله اولی به خوبی دلالت دارد بر اینکه مریض و مسافر مختارند در گرفتن و نگرفتن روزه، نه اینکه گرفتن روزه رجحان داشته باشد، بلکه جمله بعدیش که میفرماید: فَعِدَّهٌ مِنْ أَیامٍ أُخَرَ صریح در این است که حتما باید در روزهای دیگر روزه بگیرند، آن وقت چطور مفسرین نامبرده می توانند بگویند آیه در صدد بیان رجحان روزه بر ترک آن است.

اشکال چهارم اینکه: اگر جمله اولی «فَمَنْ کانَ مِنْکُمْ تا آخر» در صدد بیان ترخیص روزه برای مسافر و مریض باشد، و بگوید گرفتن و نگرفتن روزه برای معذورین یکسان است، البته جا داشت در جمله بعدی بفرماید بلکه گرفتن آن بهتر است، تا یک طرف تخییر را ترجیح داده و بیانگر رجحان آن باشد، ولی جمله اولی در مقام بیان روزه رمضان و روزه ایام دیگر سال است، و با چنین زمینه ای دیگر ممکن نیست تنها از جمله: وَ أَنْ تَصُومُوا خَیرٌ لَکُمْ و بدون هیچ قرینه ای در کلام استفاده کنیم که می خواهد روزه رمضان را بر روزه غیر رمضان ترجیح دهد.

اشکال پنجم اینکه: مقام آیات، مقام بیان حکم نیست، تا ظهور رجحان از جمله (فمن کان) با حکم وجوبی منافات پیدا کند، بلکه مقام، همانطور که در سابق هم گذشت مقام بیان ملاک تشریع است، و اینکه اگر شارع اسلام حکمی را صادر میکند خالی از فلسفه و حکمت و خیر و نیکویی نیست.(۴)

از نظر اهل سنت اگر کسی بر مسافری که روزه اش را گرفته است، قضا را واجب کند با حکم آیه مخالفت کرده است و از نظر آنان صحابه بر این مطلب اتفاق دارند که روزه گرفتن مسافر جایز است.(۵) محدثین اهل سنت برای جواز روزه مسافر روایاتی از پیامبر اسلام نقل کرده اند. مثلا از عایشه نقل شده که حمزه بن عمر از پیامبر اسلام (ص) پرسید که آیا می توانم در سفر روزه بگیرم؟ پیامبر فرمود اگر بخواهی روزه بگیر و اگر بخواهی افطار کن.(۶)

روایات اهل سنت بر بطلان روزه مسافر:

در کتابهای اهل سنت روایت و احادیثی بر بطلان روزه مسافر نقل شده است ولی آنان با وجود این روایات قائل به عدم بطلان روزه مسافر هستند. ما در اینجا به برخی از این روایات اشاره می کنیم:

در کتابهای اهل سنت روایتی از ابو هریره نقل شده است که «انه قال من صام فی السفر فعلیه القضاء». یعنی کسی که در سفر روزه بگیرد قضای آن بر او واجب است. ولی آنان گفته اند که به این روایت اعتنا نمی شود و عده ای قلیلی از مردم ازاین روایت متابعت کرده اند.(۷)

ابن حبان روایتی در عدم جواز روزه مسافر نقل نموده است که:« عَنِ ابْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لَیسَ مِنَ الْبِرِّ الصِّیامُ فِی السَّفَرِ».(۸) یعنی پیامبر اسلام (ص) فرمود روزه در سفر کاری درستی نیست.

وعن جابر قال کان رسول الله (ص) فی سفر فرأی زحاما ورجلا قد ظلل علیه فقال ما هذا قالوا صائم فقال لیس من البر الصوم فی السفر متفق علیه(۹). یعنی پیامبر خدا در سفر به مردی که روزه گرفته بود، فرمود: روزه در سفر کار درستی نیست. این حدیث متفق علیه است.

ملا علی قاری بعد از بیان جواز روزه مسافر گفته است که تخییر روزه مسافر سخن اهل علم است لکن از ابن عمر نقل کرده اگر کسی در سفر روزه بگیرد باید قضای آن را انجام دهد و از ابن عباس نقل کرده که روزه در سفر جایز نمی باشد. ملا علی حنفی می گوید که این قول را برخی از متاخرین قبول کرده لکن مالک و ثوری و شافعی و پیروان ابو حنیفه روزه گرفتن در سفر را افضل می دانند و برخی هم افطار را افضل می دانند.(۱۰)

ابن قدامه فقیه حنبلی نیز می گوید که اکثر اهل علم بر این است که روزه مسافر صحیح است ولی در عین حال روایتی را از ابو هریره مبنی بر عدم صحت روزه مسافر نقل کرده است و نیز از احمد نقل نموده که عمر و ابو هریره بر اعاده روزه مسافر امر می کردند و زهری هم روایت کرده که ابی سلمه از عبدالرحمن بن عوف نقل کرده که گفت: روزه دار در سفر مانند مفطر در حضر است ولی این سخن اهل ظاهر می باشد و آن را مستند به قول رسول خدا کرده اند که فرمود : «لیس من البر الصوم فی السفر متفق علیه ولأنه علیه السلام أفطر فی السفر فلما بلغه أن قوما صاموا قال أولئک هم العصاه. یعنی روزه در سفر کار درستی نیست و نیز پیامبر خدا در سفر افطار می کرده است و چون ا ز قومی با خبر گشت که در سفر روزه گرفته است فرمود آنان گناهکار و عاصی اند». و ابن ماجه نیز نقل کرده است که پیامبر فرمود: « الصائم فی رمضان فی السفر کالمفطر فی الحضر». ابن قدامه در آخر می گوید که با وجود این روایات عامه ی اهل علم بر خلاف این قول می باشند و بر ظبق سخن ابن عبدالبر این قول اختصاص به عبدالرحمن بن عوف دارد که فقهاء از او دوری جسته اند و دلیل این فقهاء حدیثی است که از حمزه بن عمرو نقل شده که از رسول خدا (ص) در سفر پرسید آیا روزه بگیرم یا خیر ؟ پیامبر فرمود: اگر می خواهی بگیر و اگر می خواهی نگیر. (۱۱)

به هر حال علمای اهل سنت قائل بر بطلان و حرمت روزه در سفر نمی باشند منتهی برخی از آنان می گویند که افطار در سفر بهتر از روزه گرفتن است و برخی دیگر می گویند که روزه گرفتن بهتر از افطار است و در کل مسافر مخیر بین افطار و روزه می باشد.

پی نوشتها:

  1. بقره: آیات ۱۸۳-۱۸۵٫
  2. أحمد بن علی الرازی الجصاص أبو بکر، احکام القرآن للجصاص، دار إحیاء التراث العربی – بیروت – ۱۴۰۵، تحقیق: محمد الصادق قمحاوی. ج۱،ص۲۶۵٫
  3. طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان(ترجمه موسوی همدانی)، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعهى مدرسین حوزه علمیه قم، سال چاپ: ۱۳۷۴ ش. ج۲ص۱۲-۱۴٫
  4. همان، ص۱۷و۱۸٫
  5. احکام القرآن للجصاص، ج۱، ص۲۶۵٫
  6. همان.
  7. همان.
  8. صحیح ابن حبان، ج۸ ص۳۱۷٫
  9. محمد بن عبد الله الخطیب التبریزی، مشکات المصابیح، ، المکتب الإسلامی – بیروت – ۱۹۸۵، الطبعه: الثالثه ، تحقیق: محمد ناصر الدین الألبانی، ج۱ ص۶۲۸٫
  10. علی بن سلطان محمد القاری، مرقاه المفاتیح شرح مشکاه المصابیح، دار الکتب العلمیه – لبنان: بیروت – ۱۴۲۲هـ – ۲۰۰۱م، الطبعه: الأولى، تحقیق: جمال عیتانی، ج۴ص۴۴۹٫
  11. عبد الله بن أحمد بن قدامه المقدسی أبو محمد، المغنی فی فقه الإمام أحمد بن حنبل الشیبانی، دار الفکر – بیروت – ۱۴۰۵، الطبعه: الأولى، ج۳ ص۴۳٫

منبع: نرم افزار پاسخ ۲ مرکز مطالعات.