خانواده شیعی » خانواده » نهاد خانواده »

خانواده اولین محیط اجتماعی است که فرد در آن رشد می کند و تمام ارزش های اجتماعی در خانواده به فرد منتقل می شود

مقایسه شیوه‌های ارتباطی میان اعضای یک خانواده

اسباب بازی ها در وسط خانه نخواهد بود، لباس ها وسط اتاق رها نخواهد شد، ظرف های کثیف در کنار و گوشه خانه دیده نخواهد شد ، اگر و تنها اگر روحیه همدلی و همکاری بین اعضای خانواده بالا باشد.

امروز روز خانواده است می گویند علت انتخاب این روز به عنوان روز خانواده نزول آیه «هل اتی» در این روز است. آیه اول سوره الانسان که درباره خانواده و استحکام پایه های آن است. بیست و پنجم ذی الحجه یادآور روزی است که حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) برای بهبود بیماری حسنین(ع) سه روز، روزه گرفتند و از قضا هر سه افطاری آن را به نیازمندان بخشیدند در این روز سوره «هل اتی» در شأن اهل بیت عصمت و طهارت نازل شد. یکی از مهم ترین درس های این موضوع می تواند اهمیت بالای روحیه تعاون و همکاری و یک دل بودن اعضای خانواده در حل مسائل خانوادگی باشد.

شیوه ارتباطی بین اعضای یک خانواده، مهم ترین عامل برای همکاری و همدلی آن ها در خانواده است و اگر شیوه ارتباطی صحیحی در بین اعضای خانواده وجود نداشته باشد، همکاری و همدلی در آن خانواده دیده نخواهد شد.

آشنایی با شیوه های ارتباطی

خانواده اولین محیط اجتماعی است که فرد در آن رشد می کند و تمام ارزش های اجتماعی در خانواده به فرد منتقل می شود در نتیجه اگر اعضای یک خانواده با یکدیگر تعامل مناسبی داشته باشند، آن ها هم برای یکدیگر و هم برای جامعه افراد موثری خواهند بود. اولین نکته ای که در تعامل افراد خانواده با یکدیگر به چشم می خورد، شیوه ارتباطی آن ها با یکدیگر است.

این شیوه ارتباطی از اهمیت ویژه ای برخوردار است چون تحت تاثیر همین شیوه ارتباطی است که اعضای خانواده تصمیم می گیرند سازگارانه با یکدیگر همکاری کنند یا سر ناسازگاری داشته باشند و فقط به فکر خودشان باشند. در ادامه با شیوه های ارتباطی غلط که مهم ترین موانع همکاری و همدلی در خانواده ها هستند، آشنا خواهید شد.

شیوه رئیس محور

یکی از شیوه های ارتباطی که بین اعضای بعضی خانواده ها وجود دارد، این است که یکی از اعضا که معمولا پدر یا مادر هستند نظر خودشان را به عنوان معیار درست یا نادرست بودن هر مسئله ای در خانواده مطرح می کنند.

در این خانواده ها، اعضای دیگر حق اظهار نظر ندارند و حتی نظرشان در انتخاب های مهم زندگی شان هم مورد بررسی قرار نخواهد گرفت. این شیوه غلط ارتباطی یکی از موانع همکاری و تعاون بین اعضای خانواده است.

از پیامدهای نامناسب این شیوه ارتباطی، این است که اعضای چنین خانواده هایی معمولا استرس و اضطراب دارند و به خاطر ترس از اظهار نظر اهل مشورت دادن و مشورت کردن نیستند. این افراد تا زمانی که پدر یا مادرشان به آن ها دستور ندهد و مجبور نباشند، در خانه همکاری نخواهند کرد. این افراد از لحاظ روابط اجتماعی ضعیف هستند و به همین دلیل از جمع ها طرد می شوند. همچنین این افراد تلاش می کنند تا بتوانند بر دیگران تسلط پیدا کنند و باعث اذیت آنان می شوند.

شیوه بی قید و شرط

در مقابل شیوه ارتباطی رئیس محور، شیوه سهل گیرانه یا شیوه بی قید و شرط است. در چنین خانواده هایی، افراد کاملا استقلال دارند و هر فردی کاری را انجام می دهد که خودش درست می داند. در این خانواده، افراد به نظرات دیگر اعضای خانواده کاری ندارند. این افراد به جای این که هدف های گروهی برای موفقیت داشته باشند، هدف های فردی دارند و به نوعی خودخواه هستند. این شیوه هم پیامدهای منفی زیادی دارد. یکی از این پیامدها این است که اعضای این خانواده ها، مسئولیت پذیر نیستند و از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستند. اعضای چنین خانواده هایی در خانه هیچ مسئولیتی برای خودشان نمی بینند و کاری انجام نمی دهند. در این افراد، حس همکاری در پایین ترین سطح ممکن به چشم می خورد و معمولا به همکاری با دیگران تمایلی نشان نمی دهند.

شیوه عمل بر اساس منطق

بهترین شیوه ارتباطی بین اعضای خانواده ها، روشی بین شیوه های سخت گیرانه و بی قید و شرط است. در این شیوه ارتباطی ، اعضای خانواده با منطق درباره هر موضوعی با یکدیگر صحبت می کنند تا به نتیجه برسند. در این خانواده ها درباره هر موضوعی به گفت و گو می نشینند و به هر نتیجه ای که برسند، همه اعضای خانواده خود را موظف می دانند که برای تحقق آن هدف به یکدیگر کمک کنند. در این شیوه ارتباطی همکاری و تعامل بسیار بالایی وجود دارد. از پیامدهای مثبت این شیوه ارتباطی، اعتماد به نفس بالای فرزندان و احتمال موفقیت بیشتر در روابط با دیگران است. در چنین خانواده هایی، اعضای خانواده مسئولیت پذیر هستند و برای پیشرفت خانه به صورت داوطلبانه گوشه ای از کارهای خانه را انجام می دهند.

تاثیر شیوه ارتباطی صحیح

برنامه ریزی برای بعضی از برنامه های خانوادگی می تواند افراد خانواده را به یکدیگر نزدیک کند. به طور مثال، اگراعضای خانواده ای بخواهند اسباب کشی کنند، والدین باید این موضوع را برای فرزندان شان توضیح دهند و باید به آنان بگویند که به کجا خواهند رفت و محل جدید چه خوبی ها و بدی هایی دارد و نظر فرزندان شان را جویا شوند. با این کار بچه ها خود را در این برنامه شریک می دانند.

در این صورت، به جای ترس و نگرانی از محیط جدید در بسته بندی وسایل و اثاث کشی نیز کمک می کنند و وقتی به خانه جدید رفتند، دوباره در چیدن لوازم و حمل و نقل وسایل خانه به پدر و مادرشان کمک می کنند. یکی از راه هایی که سبب موفقیت خانواده ها می شود، همکاری بین آنان است. والدین باید کارها را میان اعضای خانواده براساس سن و توانایی آنان تقسیم کنند. هرکسی باید مسئولیتی داشته باشد مانند خرید کردن، نظافت خانه، نظافت وسایل شخصی، گذاشتن سطل زباله بیرون از خانه و آشپزی. با تقسیم کار، اعضای خانواده احساس مسئولیت و اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنند. بعضی از مواقع لازم است، والدین در مورد مسائل و مشکلات با فرزندان خود صحبت کنند. پدر و مادرها باید با فرزندان خود صمیمی باشند و در مورد مسائل مختلف با آنان مشورت کنند. البته باید به هنگام مشورت، به سن و میزان درک آنان توجه کنند و مسائلی را با آنان در میان بگذارند که سبب ناراحتی روحی و روانی آنان نشود.

منبع: خراسان گفتگو با «وحید فرهمند» کارشناس مطالعات خانواده و کارشناس ارشد روان شناسی بالینی

نقل از میگنا