نقد و بررسی ادیان و فرق » فرقه ضاله بهائیت »

رهبری در فرقه بهائیت

تا زمان شوقی افندی نوه دختری عبدالبهاء، این فرقه دارای رهبر بوده است و بعد از فوت او به دلیل اینکه عقیم بوده و فرزندی نداشته است، رهبری این فرقه به عهدۀ گروه نه نفره به نام «هیأت بیت العدل» سپرده شده است. این هیأت در سخنان حسینعلی بهاء و جانشینان وی بیت‌العدل لقب گرفته‌اند. این هیأت در سه سطح بین‌المللی، ملی و محلی پیش‌بینی شده‌اند. امروزه بهائیان از بیت‌العدل بین‌المللی به بیت‌العدل اعظم و از بیت‌العدل‌های ملی و محلی به محافل روحانی ملی و محلی یاد می‌کنند.

اعضای بیت‌العدل اعظم ۹ نفر مرد بهائی‌اند که برای مدت پنج سال از طرف اعضای محفل‌های ملی انتخاب می‌شوند. از نظر پایه‌گذار و رهبران اصلی فرقه‌ی بهائیت اعضای بیت‌العدل اعظم امنای خداوند و معصوم از خطا هستند[۱] و حکم آنان وحی الهی و حکم خدا محسوب می‌شود و مخالفت با آن مخالفت با خداست[۲] و آنها ملهم به الهامات غیبی هستند.[۳] بهائیان این هیأت و تشکیلات را وسیله‌ی اتحاد و وحدت عالم می‌دانند.[۴]

در سال ۱۹۵۱م از طرف شوقی افندی هیأتی به نام «جنین بیت‌العدل» منصوب شدند، و با مرگ شوقی اختلافاتی در میان بهائیان به وجود آمد و در نتتیج روحیه ماکسول همسر شوقی افندی ریاست جنین بیت العدل را از آن خود کرد. سرانجام در سال ۱۹۶۳م. با حضور ۵۶ محفل روحانی ملی در لندن اولین هیأت بیت‌العدل اعظم انتخاب شدند این هیأت که مقرش در شهر حیفا و در دامنه‌ی کوه کریل در فلسطین اشغالی است دارای زیر مجموعه‌هایی مانند: هیأت‌های مشاورین قاره‌ای، دارالتبلیغ بین‌المللی بهایی، مؤسسه‌ی رفاه بین‌المللی، شعبه‌ی امور سازمان ملل، صندوق بین‌المللی بهائی و… است.[۵]

رهبران اصلی فرقه‌ی بهائیت وظایف و اختیارات بیت‌العدل اعظم را چنین ترسیم نموده‌اند:

  1. تشریع و تغییر احکام مسلک بهاء و تطبیق آن بامقتضیات زمان؛[۶]
  2. حل جمیع امور مشکل و مبهم و مسائل اختلافی بهائیان؛[۷]
  3. تعیین حکام و مبلغین و اداره‌ی امور سیاسی و اقتصادی محافل ملی و محلی؛[۸]
  4. مرجعیت کل امور بهائیان و مأمور به هدایت جامعه‌ی بهایی و پیشرفت مسلک بهاء.[۹]

درباره‌ی بیت‌العدل اعظم و عقیده‌ی بهائیان نسبت به آن نکاتی چند قابل تأمل است:

در تشکیلات اداری بهائیت، بعد از بیت‌العدل اعظم، محافلی وجود دارند که به آنها محافل روحانی – ملی و روحانی محلی می‌گویند. محفل روحانی- ملی در پایتخت کشورها تشکیل می‌شوند. اعضای این محفل‌ها از میان اعضای محفل‌های محلی انتخاب می‌شوند به این صورت که در هر کشوری سالی یک بار (اول عید رضوان مصادف با دوم اردیبهشت) بهائیان برای انتخاب نمایندگان خود در محفل‌های محلی در انتخابات شرکت نموده، سپس برگزیدگان آنها از میان خود نه نفر را، که همگی مرد هستند، به عنوان محفل‌های ملی انتخاب می‌کنند.

وظیفه محفل روحانی- ملی، نظارت بر امور زیر است: ترجمه و نشر مطبوعات، امور مشرق الاذکارها، تبلیغ، تطبیق تعالیم بهائیت، حل اختلافات و مشکلات بهائیان، اداره‌ی متملکات و اوقاف بهائیت، محافظت و دفاع از امر بهایی در مقابل دشمنان، تهذیب مادی و معنوی اغنام الله، آماده کردن وسایل تربیت اطفال، تأسیس و تجهیز مؤسسات تربیت و اشراف و نظارت بر آنها، برگزاری مجالس موالید و اعیاد و وفیات، برگزاری مجالس و اجتماعات فکری و روحانی، نظارت بر محفل‌های محلی و هماهنگی میان آنان، انتخاب اعضای بیت‌العدل اعظم.[۱۰]

این محفل‌ها می‌توانند به منظور استفاده از اعضای جامعه‌ی بهائیان بر حسب مورد و نوع وظیفه نسبت به انتصاب چند نفر برای تشکیل کمیته‌های فرعی، که اصطلاحاً آن را لجنات می‌گویند، اقدام نمایند. این لجنه‌ها به نام‌های مختلف و بر اساس نوع وظیفه و خدماتی که انجام می‌دهند عبارت‌اند از: لجنه‌ی تبلیغ، لجنه‌ی جوانان، لجنه‌ی تربیت معلومات، لجنه‌ی الفت، لجنه‌ی ضیافات، لجنه‌ی مهاجرت، لجنه‌ی نشر نفحات الله (دستورات میرزا بها) لجنه‌ی امور اجتماعی.[۱۱]

بر حسب دستورات رهبران بهائیت آرا و مصوّبات محفل‌های روحانی لازم الاجرا و لازم الاتباع است، هر چند خلاف واقع و مصلحت باشد. شوقی افندی در سال ۱۳۴۱ق خطاب به بهائیان چنین دستور داده است:

«و کل، چه در داخل و چه در خارج محفل، باید اطاعت و انقیاد اعضای محفل نمایند و تصویب و تأیید اجرائاتش را نمایند ولو رای اکثریت مخالف واقع و عاری از صواب باشد».[۱۲]

بر این اساس اگر کسی با محفل روحانی مخالفت کند از حق انتخاب در جامعه و عضویت در محافل روحانیه محروم خواهد شد.[۱۳]

محفل روحانی- محلی در بهائیت، از نظر جایگاه بعد از بیت‌العدل اعظم و محفل روحانی- ملی در رتبه‌ی سوم قرار دارند. این محفل‌ها عبارت‌اند از: محافل شهرستان‌ها، که آنها را محافل شهری و بلدی می‌خوانند و در شهرستان‌ها و بخش‌های بزرگ تشکیل می‌شوند و اعضای آنها از میان بهائیان شهری برگزیده می‌شوند، و محافل قریه‌ها و محله‌ها، که بزرگان قریه و محل در آنها گرد هم می‌آیند و دربارۀ مسائل بهائیت تبادل نظر می‌نمایند.

این محافل، هر ساله در اول عید رضوان مصادف با دوم اردیبهشت انتخاب می‌شوند؛[۱۴] به این صورت که بهائیانی که به سن ۲۱ سالگی رسیده‌اند می‌توانند اسامی نه نفر مرد را در ورقه نوشته و بدون امضا تسلیم محفل نمایند و هر شخصی که اکثریت نسبی را آورد به مدت یک سال به عضویت محفل محلی انتخاب می‌گردد.

بر اساس تقسیم کار ارکان حزب بهائی، این رکن از تشکیلات دارای وظایف ذیل است:

  1. حل اختلاف بهائیان؛ آنها برای حل اختلافات خود هر کجا که باشند به این محفل‌ها مراجعه می‌کنند و از رجوع به مقامات قضایی و دولتی کشور متبوع خود جداً پرهیز می‌نمایند و در حقیقت، در هر کشور و هر نقطه‌ای که باشند احساس بیگانگی کرده، دستورات محافل خود را بر قانون و دستور مقامات دولتی محلی ترجیح می‌دهند.
  2. انتخاب اعضای محفل روحانی- ملی؛[۱۵]
  3. تربیت اطفال، محافظت و سرپرستی ایتام، کمک و رعایت عجزه و ضعفا نشر نفحات الله (دستورات میرزا بهاء و دیگر رهبران بهائیت و مصوبات بیت‌العدل اعظم) و شور در امور امری؛[۱۶]
  4. مشورت و پیشنهاد نظریات مجمع به محفل ملی در مورد اهداف جامعه‌ی بهایی و حفظ اداره‌ی جامعه؛
  5. تأسیس و اشتراک مجلات امریه و طبع و انتشار الواح و کتب و مقالات امریه با موافقت محفل روحانی ملی. هیچ بهائی حق انتشار مطلبی را ندارد، بلکه باید آن مطلب به تأیید محفل روحانی- محلی و محفل روحانی- ملی برسد و توسط محفل روحانی- ملی منتشر شود.

پی نوشتها

[۱]. حسینعلی نوری، اشراقات، ص۲۷، خطی، بی‌تا

[۲]. غلامعلی دهقان، ارکان نظم بدیع، ص۱۹۰٫

[۳]. حسینعلی نوری، الواح بعد اقدس، ص۳۷٫

[۴]. مرکز جهانی بهائیت (بیت العدل اعظم) قرن انوار، ترجمه‌ی هوشنگ فتح اعظم، ص۸۱٫

 [۵]. مرکز جهانی بهائیت (بیت العدل اعظم) قرن انوار، ترجمه‌ی هوشنگ فتح اعظم ، ص۸۳ـ۱۰۴٫

[۶]. حسینعلی نوری،  اشراقات، ص۲۷٫ خطی، بی‌تا.

[۷]. عبدالحمید اشراق خاوری، گنجینه‌ی احکام و حدود، ص۱۷۳٫

[۸]. همان، ص۲۹٫

[۹]. همان.

[۱۰]. احمد ولید، سراج الدین، البهائیه و النظام العالمی الجدید، ج۲، ص۲۹۲ـ۲۹۵٫

[۱۱]. ب. شاد، از باب تا بیت‌العدل، ص۱۶۱،[ بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا].

[۱۲] . حسن مصطفوی تهرانی، محاکمه و بررسی باب و بهاء، ج۱، ص۲۱۲٫

[۱۳]. گنجینه‌ی احکام و حدود، ص۴۵٫

[۱۴]. محاکمه و بررسی باب و بهاء، ج۱، ص۱۵۸٫

[۱۵]. از باب تا بیت‌العدل، ص۱۵۸٫

[۱۶]. گنجینه‌ی احکام و حدود، ص۴۵٫