پیامبر و اهل بیت علیهم السلام » پیامبر اسلام » تاریخ و سیره »

رفتارهاى تربیتى پیامبر اعظم(ص)

پیش از طلوع آفتاب اسلام مردم در سرتاسر جهان از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب در وضع تأسف بارى زندگى مى کردند. اگر چه تمام ملت ها در این امور وضعى یکسان نداشتند ولى آنچه مسلم است در انحراف هاى فکری، انحطاط اخلاق و سنت هاى غلط اجتماعى و پندارهاى موهوم و ناشایست و… وضعى مشابه هم داشتند.

در این میان شبه جزیره عربستان نیز از این امر مستثنى نبود. مردم عرب در لجنزارى از فساد و تباهى مى زیستند و در محیطى سرشار از بدآموزى ها و یغماگرى ها رشد کرده و خوى توحش در آنان اثر کرده بود و خرافات و اوهام در اعتقاد و اندیشه شان ریشه دوانیده بود.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) در چنین جامعه اى به رسالت مبعوث گردید؛ محیطى که امیر مؤمنان در وصف آن مى فرماید: «خداوند متعال محمد (صلی الله علیه و آله) را تبلیغ کننده براى عالمیان و امین براى فرستادن قرآن و رسالت مبعوث نمود در آن حال شما گروه عرب داراى بدترین دین بودید و در بدترین جامعه زندگى مى کردید.

در میان سنگ هاى سخت و مارهاى ناشنوا مسکن داشتید، آب هاى تیره مى آشامیدید و غذاى خشن مى خوردید و خون هاى یکدیگر را مى ریختید و از خویشاوندان خود قطع رابطه مى نمودید. بت ها در میان شما (براى پرستش) نصب شده و گناهان و انحراف ها سخت به شما بسته بود.»[۱]

نبى مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) از همین مردم، امتى نمونه ساخت. وى با آبیارى نهال خوبى ها که ریشه در فطرت آنها داشت سلمان ها، ابوذرها، مقدادها، بلال ها و سمیه هایى را تربیت نمود که همه، شاگردان کلاس این مکتب اند.

با ورق زدن صفحات تاریخ و مقایسه عرب قبل و بعد از اسلام، ذهن با این سؤال درگیر مى شود که به راستى پیامبر(صلی الله علیه و آله) در تربیت و ساختن انسان هاى بزرگ از چه شیوه هایى استفاده کرده است؟

براى پاسخگوئى به این سؤال بخشى از شیوه هاى تربیتى پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را مورد بررسى قرار مى دهیم. البته این شیوه ها اصول ثابتى هستند که در هر دوره و زمانى مى توانند مورد استفاده قرار گیرند و ما اگر امروز هم از شیوه هاى پیامبر مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) در تربیت انسان ها بهره بگیریم مى توانیم بهترین انسان ها را بسازیم.

معرفى پیامبر(صلی الله علیه و آله) در قرآن کریم بعنوان اسوه و الگوى نیکو (اسوه حسنه) نیز به همین معناست که ما امروزه سیره آن مرد الهى و رهبر موفق تاریخ را سرلوحه کار خود بویژه در موضوع تربیت قرار دهیم.

تقویت ایمان به خدا

پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمده است تا انسان را که از اصل و گوهر خویش دور مانده به فطرتش بازگرداند[۲] و به او بگوید که فکر کن! از کجا آمده اى آمدنت بهر چه بود و به کجا مى روی؟ عظمت هستى را به او متذکر شود و این که این جان بیهوده آفریده نشده است. با ارائه معجزاتى بر اطمینان انسان ها به سخنان کاملا مبتنى بر فطرت و عقل او بیافزاید.

موتور فکر انسان را روشن کند و به او شناخت و آگاهى دهد. تا در نتیجه انسان به فطرتش نظر افکند و به خداى یگانه ایمان آورد و با تفکر و شناخت بیشتر بر ایمانش افزوده شود و از این ایمان، عشق و محبتى فراگیر ایجاد شود و او را به حرکت به سوى کمال و خوبى ها وادارد. «والذین امنو اشد حبا لله»[۳] و با این عشق و ایمان به خدا هر مسیر سخت و ناهموارى را با شیرینى و سرمستى به سوى دوست بپیماید.

اخلاق عظیم

پیامبران آمده اند تا در مسیر تعالى و تکامل زندگى مادى و معنوى بشر، اخلاق و فضائل اخلاقى را نهادینه کنند تا انسان در چهارچوب فضائل و محاسن اخلاقى قله هاى سعادت و پیروزى را فتح کند و در فضاى معطر محاسن و مصفاى اخلاق در جامعه، به کمال مطلوب رسد.

پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) نیز اساس بعثت خویش را تکمیل والائى هاى اخلاق معرفى مى کند و مى فرماید: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛[۴] همانا من براى تکمیل والائى هاى اخلاق برانگیخته شدم.»

همچنین بنا بر اصلى اخلاقى و روان شناختى که مربى باید عامل به آنچه خود مى گوید باشد پیامبر(صلی الله علیه و آله) نه تنها متخلق به اخلاق حسنه بود بلکه به فرموده قرآن داراى خلق عظیم بود. قرآن کریم پیامبر(صلی الله علیه و آله) را به داشتن چنین خلق و خویى مى ستاید و مى فرماید: «انک لعلى خلق عظیم؛[۵] تو اى پیامبر سجایاى اخلاقى عظیمى داری.» این آیه شریفه هر چند فى نفسه و بخودى خود، حسن خلق رسول خدا را مى ستاید و آن را بزرگ مى شمارد، لکن با در نظر گرفتن خصوص سیاق، بخصوص به اخلاق پسندیده اجتماعیش نظر دارد، اخلاقى که مربوط به معاشرت است از قبیل استوارى بر حق و صبر در مقابل آزار مردم و خطاکارى هاى اراذل و اوباش و عفو و اغماض از آنان و سخاوت و مدارا و تواضع و امثال اینگونه مسائل اخلاقی.[۶]

و اینچنین است که رسول الله(صلی الله علیه و آله) در سایه خلق عظیم، بار مسئولیت و مدیریت و رهبرى جامعه را به ساحل مقصود مى رساند و نابسامانى ها را با اخلاق نیک خویش سامان مى دهد.

نرمخویى و خوش رفتارى با دیگران

لازمه رهبرى جامعه اسلامى اجراى احکام و قوانین با صلابت و قاطعیت است بخصوص در مواردى که خشونت و تصمیم قاطع در قطع ریشه هاى فساد سازنده است. این صفت از صفات بارز رسول الله(صلی الله علیه و آله) بود اما نه در همه جا و در برابر هرکس. او «اشداء على الکفار رحماء بینهم»[۷] بود با دشمنان سرسخت و با مسلمانان و مؤمنان مهربان و خوش رفتار بود. آن حضرت با ملایمت و حسن خلق، مردم را با دین اسلام آشنا مى کرد به طورى که مسلمانان شیفته نرمخویی، ملایمت و خوش رفتارى او بودند.

پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) با دوستان و مؤمنان با شادابى و نشاط و رویى گشاده معاشرت داشت در حالى که آنچه را که از مشکلات صعب و سخت رسالت و هدایت جامعه بر دوش داشت و اندوه و نگرانى خویش را در قلبش نگاه مى داشت.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در پرتو رحمت الهى با مؤمنان و مسلمانان با ملایمت و نرمى رفتار مى نمود. خداوند در قرآن کریم خطاب به پیامبر مى فرماید: «فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک»؛[۸] «حسن اخلاق و مهربانى تو با مردم رحمتى از جانب خداوند است، و اگر تندخو و سخت دل بودى مردم از اطراف تو پراکنده مى شدند.»

مشورت با دیگران

یکى دیگر از ویژگى هاى پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) که نشان از زیبایى سلوک حضرتش دارد مشورت با دیگران است. آن حضرت از این رهگذر علاوه بر توجه به پرورش شخصیت افراد طبقات مختلف جامعه با در نظر گرفتن افکار و اندیشه هاى موافق و مخالف، از توانایى هاى روحى و فکرى آن ها بهره مند مى شد. پیامبر مکرم اسلام با بکار بستن این اصل تربیتی- مشاوره گرفتن در امور مختلف- مى آموزد که از این طریق مى توان بر کشتى مطمئن نشست و از میان امواج پرتلاطم دریاى زندگى به ساحل نجات رسید. مورخین و مفسرین اسلامى یکى از صفات پیامبر را در مسند مدیریت، کثرت مشاوره دانسته اند و گفته اند: «کان رسول الله کثیرالمشاوره لاصحابه؛[۹] سیره پیامبر چنین بود که با اصحاب خود زیاد مشورت مى کرد.»

نکته قابل توجه اینکه پیامبر عالیقدر اسلام على رغم اینکه با منبع لایزال علم و قدرت الهى از طریق وحى ارتباط داشت نیازى به مشورت و دریافت رأى دیگران نداشت اما شیوه آن حضرت جنبه آموزشى داشت تا جامعه اسلامى بیاموزد باید به آراء و افکار دیگران احترام گذاشت و اهمیت این موضوع تا حدى است که خداوند پیامبر خویش را به مشورت فرمان مى دهد: «وشاورهم فى الامر؛[۱۰] اى پیامبر! در کارها با مسلمانان مشورت بنما.»

تواضع و فروتنی

تواضع و فروتنى از جمله صفات بزرگ و انسانى پیامبر(صلی الله علیه و آله) و بى شک یکى از عوامل تأثیرگذار در تقویت محبوبیت حضرتش در میان مردم بود. چون مظهر کمالات است و داراى خلق عظیم و تمام ارزش هاى انسانى در او تبلور یافته است. او با وجود اینکه برترین است نه تنها خود را فوق دیگران نمى بیند بلکه با الهام از این رهنمود وحی؛ «و اخفض جناحک لمن اتبعک من المؤمنین»[۱۱] بال هاى تواضع و فروتنى خویش را بر مؤمنین و پیروان خود مى گستراند.

رفتار متواضعانه رسول خدا به گونه اى بود که چون وارد مجلسى مى شد در نزدیک ترین جاى محل ورود خود مى نشست.[۱۲] رسول خدا کراهت داشت کسى براى وى به پا خیزد و مردم نیز از این جهت جلو پاى آن حضرت بلند نمى شدند، ولى هنگام رفتن، آنان با حضرتش برمى خاستند و همراهش تا در منزل مى آمدند.[۱۳]

ابوذر غفاری(رحمه الله) مى گوید: رسول خدا در میان اصحابش مى نشست، اگر ناشناسى مى آمد نمى دانست پیامبر کدام است تا آن که مى پرسید. از پیامبر(صلی الله علیه و آله) درخواست کردیم تا جایگاهى اختیار کند که اگر ناشناسى وارد شد حضرت را بشناسد. آن گاه سکویى از گل بنا کردیم حضرت بر آن مى نشست و ما نیز گرد او مى نشستیم.[۱۴]

همچنین با بردگان بر روى زمین غذا خوردن، سوار شدن بر چهارپا که تنها پلاسى بر پشت آن قرار داشت، دوشیدن گوسفندان با دست، پوشیدن لباس پشمى خشن و سلام کردن بر کودکان سنت و روش او بود.»[۱۵]

رأفت و رحمت

یکى دیگر از ویژگى هایى که در سیره نبوى به عنوان اخلاق فردى آن حضرت مورد توجه مى باشد دوستى و مهربان بودن ایشان با مردم است. پیامبر عظیم الشأن اسلام(صلی الله علیه و آله) بدون هیچ چشم داشت مادى چنان مردم را از دل و جان دوست مى داشت و به آنان مهربانى مى نمود که وقتى درد و رنجى بر آنان وارد مى شد آن را بر روح و جان خویش احساس مى کرد. خداوند در بیان این صفت پیامبر مى فرماید: «رسولى از خود شما به سویتان آمده که رنج هاى شما بر او سخت و بر هدایت شما اصرار دارد و با مؤمنان رئوف و مهربان است.»[۱۶]

نکته زیبایى که در این آیه مشاهده مى شود این است که خداوند دو صفت خویش یعنى «رئوف و رحیم» بودن را براى پیامبر خاتم آورده است چنان که در آیاتى از قرآن آمده است: «ان الله رئوف رحیم»[۱۷] و این شدت رأفت و رحمت پیامبر را مى رساند.

درسى که از رفتار پرمهر پیامبر اسلام مى آموزیم این است که به مسلمانان محبت داشته باشیم و از روى عشق و علاقه با آنان بر گرد محور ایمان جمع شویم زیرا بر هر مؤمنى لازم است که دوستى و دشمنى او براساس دین باشد، مؤمنان را دوست داشته باشد و منکران دین را دشمن بدارد.

احترام به کودکان

امروزه در علوم تربیتى مباحثى مبسوط درباره شخصیت دادن به کودک مطرح مى گردد. توجه به این امر که سبب رشد و شکوفایى استعدادهاى کودک و بالا بردن کرامت و بارور شدن گوهر انسانى او مى شود عاملى جهت ساختن انسان هایى فرزانه مى شود.

رسول مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) نیز با لحاظ کردن این مهم مى فرمایند: «اکرموا اولادکم؛[۱۸] به کودکان خود احترام بگذارید.» حضرتش با وجود عظمت و شخصیتى که داشت در سلام کردن به کودکان پیشى مى گرفت و با آنان مهربانى مى نمود[۱۹] و معتقد بود که هر کس با کودک سر و کار دارد باید کودکانه رفتار کند.[۲۰] چنان که حسنین (علیهماالسلام) را بر دوش خود سوار مى کرد و مى فرمود: «خوب مرکبى دارید و شما سوارکاران خوبى هستید.»[۲۱]

عدالت در تربیت

از دیگر شیوه هاى تربیت پیامبر رفتار عادلانه بود. مثلا پدرى که دو کودک را همراه خود نزد پیامبر آورده بود و یکى را مى بوسید و به دیگرى بى اعتنایى مى کرد آن حضرت برآشفت و فرمود: «فهلا ساویت بینهما؛[۲۲] چرا در ابراز محبت نسبت به فرزندانت به طور یکسان رفتار نکردی؟!»

احترام به زنان و توجه به حقوق آن ها

در طول تاریخ در جوامع مختلف بر اثر سنت هاى غلط اجتماعى و جهل ملت ها، به جنس زن ظلم هاى فراوانى شده است. اما با ظهور اسلام و توجه خاص اسلام و شخص پیامبر به زن وى تشخص و منزلت یافت و حیات دوباره اى در کالبدش دمیده شد.[۲۳]

رسول الله(صلی الله علیه و آله) با الهام از وحى الهى بسترهاى رشد و بالندگى را در زندگى زنان گسترد و آنان را از ذلت ها، بى هویتى ها، تحقیرها، محدودیت ها و بردگى نجات بخشید به گونه اى که زنان همدوش مردان آزادانه و با حفظ حرمت و کرامت خویش در اجتماع حضور یافتند. با نگاه برابرى بین زن و مرد در کسب دانش و بهره ورى از هنرها و تعدیل عواطف و تمایلات و ایجاد مصونیت در عین میدان دارى در عرصه هاى گوناگون، توان نهادینه کردن جامعه زنان را آشکار نمود.

در زمان شکوفایى نظام سیاسى و اجتماعى رسول الله(صلی الله علیه و آله)، زنان همانند مردان در میدان هاى فضیلت به مسابقه پرداختند و در بسیارى از این بسترها گوى سبقت را ربودند.[۲۴]

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در آخرین وصیت هاى خود به مردم در حجه الوداع درباره همسران فرمودند: «اى مردم! زنان شما بر شما حقى دارند و شما نیز بر آنان حقى دارید… و من به شما سفارش و وصیت مى کنم که به زنان نیکى کنید. زیرا آنان امانت هاى الهى در دست شما هستند و با قوانین الهى بر شما حلال شده اند.[۲۵]

کلام آخر

بى شک پرداختن به زیبایى هاى روش هاى تربیتى پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) در این مجال محدود، گنجاندن دریا در کوزه اى است. ولى امید است همین اندک، ذائقه جویندگان حقیقت را شیرین نماید و تشنه کامان حقیقت با تأسى به سیره، سلوک و رفتارهاى تربیتى پیامبر عظیم الشأن اسلام این الگو و اسوه بى نظیر تاریخ بشریت در عصر کسادى بازار ایمان، جان ها و فطرت هاى زلال خویش را از شراب طهورش سرمست کنند.

نویسنده: سیده سهله تقوی

پى نوشت :

[۱] . نهج البلاغه، خطبه ۲۶ .

[۲] . ناظر به این سخن از مولاى متقیان امام علی(علیه السلام) که مى فرمایند: «فبعث فیهم رسله، و واثر الیهم انبیاء…» . نهج البلاغه، خطبه۱ .

[۳] . بقره/۱۶۵٫

[۴] . تفسیر نور الثقلین، ج ۵، ص ۹۲: کنزالعمال، حدیث۵۲۱۷ .

[۵] . قلم/۴٫

[۶] . المیزان، ج ۲۰، ص۵۰ .

[۷] . فتح/۹٫

[۸] . آل عمران/ ۱۵۹٫

[۹] . تفسیر جلالین، ص۹۴ .

[۱۰] . آل عمران/۱۵۹٫

[۱۱] . شعراء/۱۵٫

[۱۲] . مکارم الاخلاق، ج ۱، ص۲۵ .

[۱۳] . مستدرک الوسائل، ج ۲، ص۱۱۲ .

[۱۴] . مکارم الاخلاق، ج ۱، ص ۱۵ .

[۱۵] . محجه البیضا، ج ۱۶، ص۹۸ .

[۱۶] . توبه/ ۱۲۸٫

[۱۷] . نور/۲۰٫

[۱۸] . وسائل، ج ۱۵، ص ۱۹۵ .

[۱۹] . محجه الیضا ج ۲، ص۳۶۶ .

[۲۰] . وسائل، ج ۵، ص۱۲۱ .

[۲۱] . بحارالانوار، ج ۴۳، ص۲۸۶ .

[۲۲] . مکارم الاخلاق، ص۱۱۳ .

[۲۳] . اقتباس از سخنان مقام رهبری، زن ریحانه آفرینش، ص۶۱ .

[۲۴] . رسول الله(ص) الگوى زندگی، حبیب الله احمدی، ص ۲۳۱٫

[۲۵] . سیره ابن هشام، ج ۴، ص۲۵۱٫