رفتارشناسى پوشش اسلامى‏

ويژگى‏ هاى كلى پوشش اسلامى زن‏

حدود و ويژگى‏ هاى پوشش اسلامى، در هر زمان و مكانى از طريق موارد چهارگانه زير روشن مى‏ گردد.

1- تمام بدن را بپوشاند به غير از صورت و دست‏ها تا مچ.

2- تنگ نباشد و حجم بدن را نشان ندهد.

3- رنگ محرك نداشته باشد.

4- الگو و طرح مهيج نداشته باشد.

شرايط متفاوت و پوشش اسلامى‏

با در نظر داشتن اينكه اسلام بنا بر شرايط زمانى و مكانى احكام مختلف دارد، با توجه به حضور همه جانبه زنان مسلمان در تمامى فعاليت‏ هاى اجتماعى، انتخاب نوع پوشش نيز بايد با توجه به شرايط موجود حاكم باشد.

1- فرهنگ ملى حاكم و فرهنگ محلى محيط زندگى زن.

2- شرايط كارى كه مى‏ خواهد انجام دهد مانند: ورزش، كار در كارخانه، موقعيت سياسى و كارهاى ديپلماتيك، موقعيت فرهنگى و فعاليت‏ هاى آموزشى، كارهاى نظامى افسران پليس و … .

3- موقعيت و شأن اجتماعى خود زن (معلم، محصل، خانه‏ دار، پزشك).

4- موقعيت شغلى ويژه برخى مشاغل، لباس كار مخصوص مى ‏طلبد مانند برخى مهندسان و متخصصان. برخى مشاغل مى‏ بايست موارد امنيتى و لباس ايمنى ويژه داشته باشند حتى يك جراح زن نيز لباس خاص خود را مى ‏طلبد.

5 – در نظر گرفتن سن و سال زن (كودك، نوجوان، جوان، بزرگسال و سالخورده).

تعامل پوشش اسلامى با آراستگى ظاهرى‏

آراستگى ظاهرى معنايى مساوى نظم و زيبايى و تناسب دارد و رنگ و طرح نماد مهم و اساسى آراستگى است. ولى پرسش اساسى مطرح اين است كه:

رنگى كه محرك نباشد و طرحى كه مهيج نباشد و به پوشش اسلامى آراستگى دهد چه رنگ و طرحى است؟ هر زن مسلمان براى گزينش مناسب رنگ و طرح بايد با مبحث روانشناسى ادراك رنگ و طرح، آگاهى پيدا كند زيرا اين مبحث مى ‏تواند شناختى از رنگ محرك و طرح مهيج به ما بدهد.

يكى از مصاديق جذابيت، ظاهر و پوشش زن است، اگر رنگ و طرحى داشته باشد، كه موجب تحريك و تهييج دستگاه بينايى مرد گردد، پوشش اسلامى نيست. حال بايد دانست رنگ‏ها چگونه محركند و طرح‏ها چگونه مهيج مى‏ شوند.

رنگ‏ ها داراى سه بعد اصلى مى ‏باشند.

1- فام: كيفيتى است كه آن را با نام رنگ به بهترين وجه مى ‏توان توصيف كرد مثل: قرمز و زرد.

بر اساس فام، رنگ‏ها به محرك و غير محرك و سرد و گرم تقسيم مى‏ شوند: الف) رنگ گرم: رنگ محرك و تحريك‏ كننده است مانند: قرمز و نارنجى؛ ب) رنگ سرد: رنگ غير محرك است مانند: آبى و سبز.

رنگ قرمز در تمام فرهنگ‏ ها گرم و تحريك‏ كننده مى ‏باشد. زيرا به لحاظ روانى بر دستگاه بينايى تمام گونه انسانى اثر يكسانى مى ‏گذارد.

2- درخشندگى: مقدار نورى كه از هر سطح رنگى بازتابانده مى‏ شود كه سفيد درخشنده ‏ترين رنگ و سياه تيره‏ ترين است.

براساس درخشندگى نيز مى‏ توان رنگ‏ها را به محرك و غير محرك تقسيم كرد. برخى رنگ‏ها اگر چه سرد هستند اما به دليل درخشندگى، مى‏ توانند محرك باشند. چنانچه سفيد به لحاظ فام گرم نيست. اما به دليل درخشندگى دستگاه بينايى را در شب يا روز به شدت تحريك مى‏ كند. پس زن بايد شرايط نور محل‏ه ايى كه با نامحرم ارتباط دارد نيز در نظر بگيرد. حتى گاهى در برخى مصاديق با وجود آنكه رنگ از نوع فام‏هاى غير اصلى و سايه‏اى مى ‏باشد به دليل درخشندگى و نور محل بازتابش زيبايى و تحريك‏ كنندگى خاص دارد.

3- اشباع: به درجه خلوص رنگ مربوط مى‏ شود به اين معنا كه رنگ كاملاً اشباع شده (ارغوانى) اصلاً حاوى خاكسترى نيست ولى رنگ اشباع نشده (صورتى) مخلوطى از قرمز و سفيد است.

بنا بر شناخت رنگ گرم، و محرك بودن آن، انتخاب رنگ‏ هاى گرم براى پوشش اسلامى مناسب نمى ‏باشد. رنگ‏هاى اصلى و با درجه خلوص بالا شامل: زرد، آبى و قرمز مى‏ گردد. اين رنگ‏ها حاصل رنگدانه‏ ها(رنگ‏هاى نقاشى) مى‏ باشند. رنگ‏هاى حاصل از طول موج‏ها شامل: زرد، سبز و قرمز مى‏ شود.

از تركيب طول موج‏هاى متفاوت رنگ‏هاى جديدى به وجود مى‏ آيد (تركيب افزايشى) حال اگر همه سه طول موج زرد و سبز و قرمز تركيب شوند نور سفيد تشكيل مى‏ گردد. همچنين از تركيب رنگدانه‏ ها نيز رنگ‏هاى متفاوتى ايجاد مى‏ شود (تركيب كاهشى) كه اگر سه رنگ اصلى تركيب شود رنگ سياه به وجود مى‏ آيد.

در واقع با تركيب رنگ‏ها مى ‏توان درجه خلوص را كم يا زياد نمود و هر چه درجه خلوص كمتر گردد، تحريك آن رنگ كمتر مى‏ شود مگر آنكه درخشندگى زياد باشد و يا در تقابل با رنگ ديگرى قرار گيرد.

4- تضاد رنگ‏ها: تقابل يا تضاد رنگ‏ها ملاك ديگر در تحريك و عدم تحريك رنگ‏ها مى‏ باشد. دو رنگ متضاد در كنار يكديگر تصاوير را به شدت تحريك ‏كننده مى‏ نمايد. رنگ‏هاى اصلى قرمز و سبز دو رنگ متضاد مى‏ باشند. همچنين زرد و آبى دو رنگ متضاد ديگر هستند. البته رنگ‏هاى سايه‏اى و غير اصلى نيز مى‏ توانند در تقابل يكديگر قرار گرفته و باعث تحريك بينايى شوند.

نمود طرح‏

نماد ديگر در آراستگى ظاهرى پوشش، طرح و الگوى آن است. آنچه از بيان روايات حاصل مى ‏گردد اين نكات مى‏ باشد:

1- پوشش به بدن نچسبد(تنگ نباشد).

2- بدن‏ نما نباشد.

3- پوشش با زيورها و برش‏هاى خاص باعث تحريك چشم نگردد.

طراحى دوخت يكى از رشته‏ هاى مربوط به اين بحث است كه با برش‏هاى متفاوت از پارچه، لباس‏ها و پوشش‏ هاى زيبا را عرصه مى ‏دارند. اگر طرح و الگو تنگ نباشد بدن‏نما هم نباشد اما محرك و مهيج باشد مناسب پوشش اسلامى نخواهد بود.

تعامل پوشش اسلامى و آراستگى درونى‏

داشتن پوشش اسلامى، فعل اخلاقى است و ضمانت اجرايى اين فعل مانند ساير عبادت‏ ها، ايمان و باورهاى نهادينه شده در درون بانوى مسلمان مى‏ باشد.

همچنان كه روح همه عبادت‏ها در اسلام ياد و توجه به خداوند است، پوشش نيز با هدف ياد و رضاى حضرت حق به فعليت مى‏ رسد. و اين قداست فرق بين گزينش زن مسلمان و غير مسلمان (با هدف امنيت فردى) مى ‏گردد.

همان گونه كه قبل از همه افعال عبادى، عقيده در نهاد مسلمان شكل گرفته، پشتوانه پوشش نيز اعتقادى است كه بر دو پايه الف) عقل و ب) علم استوار مى‏ شود.

عقل در جهت رضاى خدا پوشش را برمى‏ گزيند و با علم به حدود الهى موقعيت‏ ها را تجزيه و تحليل مى‏ نمايد و همچنين آگاهى ‏هاى ديگر را تحليل و بررسى مى ‏نمايد و به گزينش مناسب پوشش در شرايط متفاوت مى‏ رسد.

در نظام شخصيتى زن مسلمان مولكول عقيدتى ويژه‏اى به نام قداست پوشش وجود دارد، هر گاه فعل ارزشمند پوشش رخ مى ‏دهد، تعادل روانى بر اثر هماهنگى فكر و عمل و همچنين لذتى معنوى و سرشار به خاطر كسب رضاى خدا در روان زن حاكم مى‏ گردد.

پوشش، محصول معنويتى خاص و ويژه جنس زن مى‏ باشد، و آراستگى روحانى از اين لذت و بهره بى‏ مانند تنها نصيب زن مسلمان مى ‏شود.

زن مسلمان با ايمان، اعتماد به نفس، اراده و علم در مقابل ترديدها، شبهه‏ ها و هجمه‏ هاى فرهنگى رسانه‏اى و ماهواره‏اى برخوردى عالمانه و مقتدرانه خواهد داشت و حتى به مقابله و مبارزه‏اى علمى و مجتهدانه مى‏ پردازد.

برگرفتن پوشش اسلامى به خاطر ترس و تقليد(همرنگى با جماعت)، نه تنها روح را به معنويت و تعادل نمى‏ آرايد، بلكه منجر به تعارض ‏هاى روانى و خودنمايى و تظاهرها مى‏ گردد. اين تعارض درون و بيرون فرد را فرسوده مى‏ سازد. به محض عدم ترس و تقليد(هم‏رنگى با جماعت) فرد پوشش اسلامى خود را كنار مى‏ گذارد.

شايد بتوان با تقليد كودكانه و ترس‏هاى كودكى پوشش را بر ظاهر دختر افزود، اما پس از رفع اين دو عامل در موقعيت ديگر به سادگى پوشش خود را كنار مى‏ نهد.

بنابراين بايد پوشش اسلامى را بر اساس تربيت دينى در فرد و در دوره‏ هاى خاص نهادينه كرد.

هر دوره تربيتى خود داراى سه محور اصلى است:

1- هدف تربيتى متناسب دوره خاص.

2- برنامه‏ ريزى دقيق و كارآمد برگرفته شده از علوم تربيتى و روانشناسى.

3- شيوه‏ هاى اجرايى به مقتضاى سن دختر.

موجود انسانى از هنگام تولد تا مرگ، دوره‏هاى شناختى و سطوح استدلالى اخلاقى و رفتارى متفاوت دارد به شرح زير:

از تولد تا دو سالگى‏

در طول اين دوره تجارب بسيار متنوع و گوناگونى از خود و محيط و افراد در كودك سازماندهى مى‏ شود. كودك ملاك رفتار خود را تقليدهاى كلامى و رفتارى از اطرافيان قرار مى ‏دهد. در جهت شناخت محيط و وسايل و اشيا تلاش مى‏ نمايد. فقط كافى است چند بار رفتارى از مادر خود يا بزرگ‏تر ببيند، چون آينه تقليد مى‏ كند.

كودك از نظر رشدشناختى، به توانايى‏ هاى ويژه اين دوره مى ‏رسد كه همزمان با تدابير تربيتى مى‏ تواند تمرين و سرآغازى براى پوشش باشد.

1 – كودك خود را از اشيا تمييز مى‏ دهد بنابراين تمييز بين خود و جانماز و چادر نماز مادر، هر كدام از اين موارد مى‏ تواند يك وسيله بازى محسوب شود. هيچ اشكالى ندارد مادر اجازه دهد كودكش براى لحظاتى با چادر نماز و سجاده‏ اش مشغول بازى شود.

2- كودك خود را به عنوان فاعل اعمال خويش مى‏ شناسد و شروع به فعاليت‏ هاى هدفمند مى ‏نمايد. روسرى و پارچه‏ هاى رنگين در اختيار كودك گذاشته شود تا او مشغول فعاليت دلخواه گردد. به طور معمول روسرى و پارچه را بر سر عروسكش مى‏ كند و يا خود آنها را به سر مى‏ نمايد.

3- به مفهوم پايدارى شى‏ء دست مى‏ يابد. درك مى‏ نمايد كه اشيا حتى وقتى حواس را تحريك نمى‏كنند باز هم وجود دارند. اگر چادر و روسرى هم پنهان باشند، گاهى با اشاره آنها را درخواست مى‏ كند، پس بايد در اختيارش گذاشته شود.

در دسترس بودن اين موارد پوششى مانند: چادر، روسرى، مقنعه و ديدن نحوه سر كردن مادر يا اطرافيان تمرينات گاه گاهى كودك است. در اين سن مناسبت دارد كه لباس‏هاى تنگ كه مانع تحرك كودك مى‏ باشد به كودك پوشانده نشود يا لباس‏هاى نيمه عريان به بهانه گرما به كودك نپوشانند.

يادآورى اين مطلب ضرورى است كه كودك بايد لباس‏هايى با رنگ‏هاى گرم و جنس پارچه از اليافى نخى باشد. براى پرورش قدرت انتخاب بهتر است لباس‏هايش در دسترسش باشد تا گاه گاه خود لباس براى پوشيدن انتخاب نمايد.

دو تا هفت سالگى‏

در اين دوره رشدشناختى وارد مرحله ديگرى شده است؛ همچنين با آغاز اولين گام از استدلال اخلاقى همراه مى‏ باشد. بازى‏ها شكل‏يافته‏ تر، هدفمندتر و همچنين قابل پيش‏بينى مى‏ گردد. اسباب و وسايل خود را طبقه‏ بندى مى‏ كند.
رشد، زبان و گفتار ارتباط را ساده‏تر نموده، خواسته‏ هايش را به بيان خودش با بزرگ‏ترها در ميان مى ‏گذارد و سريع‏تر خواسته‏ هايش برآورده مى‏ شود از دو سالگى به بعد وارد محيط هاى ديگرى غير از خانواده مى‏ شود، كه خود امرى قابل طرح و برنامه ‏ريزى است. نگرش‏ هاى كودك بسيار خودمحور است؛ حس مالكيت در او به شدت در حال شكل‏ گيرى است كه در نهايت باعث اعتماد به نفس در وى مى‏ گردد.

در اين دوره اهداف ديگر تربيتى نيز توسط مادر و مربى توانمند دنبال مى‏ شود.

از نظر اخلاقى جهت‏ گزينى فعاليت‏ ها بر اساس دو محور است:

1- اجتناب از تنبيه (اطاعت از قوانين به منظور اجتناب از تنبيه)

2- دريافت پاداش (همنوايى براى دريافت پاداش و مزايا)

در امر پوشش داشتن چون مى‏ خواهيم كودك را به انجام فعلى ترغيب نماييم بهتر است با تشويق‏ ها، تحسين‏ ها و در قالب بازى و فعاليت مورد پسند كودك او را به انجام و همراهى خود برانگيزيم.

هدف در اين دوره:

در آخر اين دوره كودك هر گاه در موقعيت حضور با نامحرم قرار مى‏ گيرد پوشش را برگيرد.

برنامه ‏ريزى:

وجود داشتن روسرى، مقنعه و چادرهاى با رنگ‏هاى گرم و شاد و طرح‏هاى مرسوم در دسترس كودك علاوه بر مانتوها و لباس‏هاى آزاد و با رنگ‏هاى متنوع و گرم؛ اين پوشش‏ها در انتخاب كودك باشد كه كدام را برگزيند.

بهتر است در منزل نيز لباس‏هاى دختر بچه رنگ‏هاى شاد و گرم داشته باشد و همچنين رنگ‏هاى ديگرى كه آرام‏بخش است. دختر بچه همچنين بايد شاهد پوشش‏ هاى رنگين مادر در منزل نيز باشد. پوشش مادر نيز الهام‏ بخش كودك است.

شيوه اجرا:

مادر يا مربى بايد با قالب‏هاى مورد پسند كودك، ارتباط ها را برقرار كند.

1- خود مادر يا مربى بايد پوشش مناسب اسلامى داشته باشد.

2- براى كودك از اصل محبت و تشويق استفاده گردد.

3- زبان داستان، شعر و مسابقه در هنگام لباس پوشيدن و بيرون رفتن از منزل ابزارى براى پوشاندن كودك باشد (نه اينكه اگر نپوشى تو را نمى‏ برم).

4- مراقب رفتار پوششى مربيان در مهد كودك نيز باشيم. زيرا كودك را دچار تعارض و حيرت در رفتار مى‏ نمايد.

5 – براى عروسك كودك نيز لباس‏ها و پوشش‏ هاى زيبا و رنگين تهيه كنيم و خود گاهى با آن بازى كنيم.

6- در هنگام بازى در پارك يا خيابان كودك را به پوشش خاص محصور نسازيم. براى دختر بچه 4 يا 5 ساله يك مانتو شلوار رنگين و يك مقنعه راحت كافى است. تعصب به پوشيدن چادر نشان ندهيم. حتى داشتن يك پيراهن و شلوار و يك روسرى راحت هم كفايت مى‏ كند.

7- بازى با رنگ‏ها و آشنا كردن كودك با رنگ‏هاى اصلى و فرعى و تركيب و تضاد رنگ‏ها، خريدن سه قوطى كوچك گواش و يك قلم و يك كاغذ تنها وسايل مورد نياز براى ايجاد توانمندى خاص است.

8 – برخورد داشتن كودك و افراد با پوشش متفاوت به شرطى كه مادر يا مربى بتواند هوشمندانه و مدبرانه با كودك ارتباط كلامى داشته و بتواند ديدگاه كودك را دريافت و ديدگاه درست را ارائه دهد.

براى نمونه مى ‏آوريم، كودك مى ‏گويد: «مامان فلان خانم چقدر لباسش يا چهره‏اش زيبا بود، مادر بايد متوجه باشد و بپرسد كودك از چهره خوشش آمده يا از آرايش؟ و بعد برايش توضيح هم بدهد مثلاً چون مردى اينجا نبود اشكال ندارد ولى اگر در خيابان بود اشكال داشت. يا اگر در خيابان و محل‏ه اى عمومى كودك با اين مسائل روبرو مى‏ شود وقتى به خانه رسيدند، حتماً مادر خود و دخترش را لباس زيبايى به تن كنند و آرايش متناسب هم براى خود و كودكش داشته باشد و عنوان كند كه چون هيچ كس در خانه نيست ما دو تا اشكال ندارد براى هم زيبا باشيم.»

هفت تا يازده سالگى‏

در اين دوره تحولى در رشدشناختى رخ مى‏ دهد. كودك مى‏ تواند به طور منطقى فكر كند، مسائل را تجزيه و تحليل ساده براساس سود و زيان‏ هاى مادى نمايد. از نظر استدلال اخلاقى نيز جهت‏گزينى فعاليت‏ها بر دو اساس ديگر مى‏ باشد:

1- الگوى دختر خوب بودن (همنوايى تا از عدم تأييد ديگران در امان باشد).

2- وابستگى به مراجع قوانين (قوانين اجتماعى را رعايت مى ‏كند تا از توبيخ مراجع قدرت و احساس گناه در مورد انجام ندادن وظايف در امان باشد).

در اين دوره بيدارى وجدان آغاز مى‏ شود. عقل به كار و بيدار است. در واقع سه پايه از مبناهاى تربيت دينى استوار مى‏ گردد.

همزمان ورود به مدرسه، محيط ديگرى نيز تجربه مى‏ كند، از نظر روانشناسى اين دوران آرام و فرمان پذير است به شرط آنكه در خانه آنچه نبايد ببيند، نبيند و آن را كه شايسته نيست شنيدنش، نشنود بسيار حساس و ظريف است. اگر چه با توجه به پيشرفت ارتباط و اطلاعات، تبادل اطلاعات در سنين قبل از بلوغ انجام مى‏ گيرد، كه مى ‏بايست اينجا ديگر مادر هم به عنوان يك دوست و همراز با دختر خود به گفتگو و ارتباط بپردازد.

عدم تعارض بين دو محيط مدرسه و خانه بسيار مهم است، حتى گاهى تعارض ميان سه محيط يا چهار موقعيت واقع مى‏ گردد؛ قوانين خانه، قوانين مدرسه، قوانين همسالان، و آنچه در جامعه و رسانه‏ ها است.

سرگردانى و حيرت در گزينش هويت بزرگ‏ترين آسيب اجتماعى و روانى براى دختر را به وجود مى ‏آورد. براى مثال:

1- پوشش براساس قوانين مدرسه و لباس فرم.

2- پوششى كه مادر و پدر مى ‏پسندند.

3- پوشش همسالان.

4- پوشش‏هاى رسانه‏اى: تلويزيون، سينما، اينترنت، ماهواره.

خانه و مدرسه اگر همنوا و هماهنگ حركت نمايند، و همچنين گروه همسالان نيز با نظارت‏هاى غير مستقيم هدايت شوند، در واقع يك پايگاه در مقابله با موقعيت چهارم يعنى رسانه ‏ها خواهيم داشت كه با تدابير ديگرى قابل كنترل نسبى مى‏ باشد.

هدف اين دوره تربيتى‏

استفاده از آرامش اين دوران و بيدارى عقل و وجدان در جهت رساندن به‏

1- گزينه‏ه اى عقلى در انديشه دختر. 2- برداشتن گام‏هاى اوليه اخلاقى و خدايى كردن فعل پوشش.

برنامه‏ ريزى تربيتى متناسب‏

چون عقل بيدار شده و از نظر منطقى تحليل و تجزيه‏ هاى ساده را انجام مى‏ دهد؛

1- كودك را با مفاهيم رضاى خدا و دوستى خدا آشنا كردن.

2- كودك را متوجه ارزشمندى وجودش ساختن و اين كه در نهادش عنصرى ذى‏قيمت است (روح و قدرت‏ هاى معنوى).

وجدان بيدار شده، ميل به حق و خير و كمال در او پديدار گشته، در تلاش براى رسيدن به الگوى دختر خوب بودن است. با شيوه‏ هاى اجرايى مناسب او را در انجام افعال خوب يارى كنيم.

اجراى برنامه‏

1- افعال خوب را اگر پرسيد براى او با حوصله بيان كنيم.

2- او را متوجه خوب بودن افعال ارزشمندى چون چادر سر كردن‏ هايش كنيم.

3- در محيط هاى متعارض، او را با محبت بيشتر و توجهات و احترام در حضور ديگران تأييد كنيم.

4- برخى آگاهى‏ها با كلام است و برخى با رفتار مربى قابل انتقال مى‏ باشد.

5 – ارتباط بايد تأييدى و محترمانه و با محبت فراوان باشد، رفتارهاى ما از هر فرمان آمرانه‏اى مهم‏تر و اثرگذارتر است.

يازده سالگى به بعد

از نظر منطقى و رشدشناختى گزاره‏ هاى مجرد را متفكرانه بررسى مى‏ كند و فرضيه‏ هاى خود را مى ‏آزمايد. به استدلال اخلاقى بالاتر مى ‏رسد، مى‏ تواند درك كند خصلت نيك چه لذتى دارد.

هدف تربيتى اين دوره‏

لذت و بهره معنوى اين فعل را دريابد، در تلاش باشيم كه لذت‏ هاى معنوى را با وجودش درك كند به ويژه تمرين داده شود كه چادرش را به رسم عادت بر سر نكند بلكه به خاطر رضاى خدا بپوشد.

برنامه‏ ريزى اين دوره‏

گاه گاه او را متوجه سازيم نيت خود را اصلاح كند تا از چادر سر كردن نيز مانند مواقع ديگر لذت ببرد. اگر دختر، خود به رسم عادتى كه از طريق تربيت در او ايجاد كرديم، چادر سر مى‏ كند، به او بفهمانيم بايد سعى كند از چادر سر كردن هم لذت ببرد. اگر چه تعادل روانى دارد اما هنوز به بهره معنوى نرسيده است.

اجراى برنامه‏

اجراى اين برنامه چون كاملاً درونى و معنوى و روحانى است، با شناختى كه مادر از دختر خود دارد و با پرسش‏ هاى خود، بايد او را در رسيدن به اين مرحله ترغيب كند.

عوامل درونى پوشش اسلامى‏

نقش تربيت دينى تاكنون اين بود كه با نظم دادن به رفتار پوششى دختر به مدل‏هاى درست و انضباطى و همراه با رشد تفكر و اخلاق، گام‏هاى اوليه بيدارى عقل و وجدان برداشته شد و جهت عوامل بيرونى پوشش اسلامى پايان يافت.

آنچه از نظر عامل درونى پوشش اسلامى مطرح است مربوط به كوشش و تلاش خود دختر و زن است و بايد به اخلاق و اعتقاد خود عمق دهد كه با افزودن علم و فهم دينى و تفقه به اخلاق و اعتقاد استحكام و قوام مى ‏دهد.

راه كارهاى فردى براى گذراندن اين مراحل و رسيدن به بالندگى و وارستگى آن مى ‏باشد؛ فرد همواره علل درونى زير را تقويت نمايد.

1- تقويت جنبه فعل پوشش به اينكه كارى عبادى و خدايى است نيت خود را دائماً تقويت كند كه براى خدا باشد و به اخلاص برسد.

2- تقويت اراده به سبب ايمان به هدف ميسر است اگر اراده خود را ضعيف مى ‏يابد ايمان خود را تقويت نمايد.

3- حس حقيقت‏ جويى خود را و روح علمى و پژوهشى خود را تقويت نمايد و دايم تلاش براى اين داشته باشد كه انتخابش عقلايى و علمى گردد هرگز به آنچه از كودكى به او توصيه شده بسنده ننمايد و هميشه بداند آنچه كه مى ‏داند كم است و اندوخته او اندك بنابراين گنجينه دانش خود را از علوم مرتبط با پوشش اسلامى افزايش دهد.

4- در هر رفتار عبادى اين امور مهم است: الف) مشارطه ب) مراقبه ج) محاسبه د) معاتبه.

الف) مشارطه: با خود شرط كند 1- در جنبه انديشه توانمند شود 2- در جنبه عملى نيز توانمند گردد 3- در جنبه معنوى نيز بهره ‏مند گردد.

ب) مراقبت كند: به اهداف تعيين شده در مشارطه خود برسد و آنها را پيگيرى كند.

ج) محاسبه: محاسبه كند چقدر به اهدافش نزديك و يا دور شده است.

د) معاتبه: اگر تقصيرى كرده و از اهداف دور شده خود را مجازات نمايد.

كامل شدن فعل پوشش اسلامى‏

پوشش اسلامى باعث امنيت اجتماعى است، براى كامل شدن اين فعل عبادى و رسيدن به يك آراستگى درونى مى‏ بايست افعال ديگرى نيز ملازم اين فعل باشند.

زن بايد علاوه بر پوشش اسلامى در گفتار و رفتار و نگاه نيز مراقب خود باشد.

پوشش اسلامى ظاهر زن است، و گفتار و نگاه و رفتار ابزار ارتباطى بانوى مسلمان به شمار مى‏ آيد.

الف) گفتار: آيه 32 سوره احزاب: مى ‏فرمايد با مردان نرم و نازك سخن مگوييد.

ب) رفتار: نحوه راه رفتن، حركات دست و گردن و برگرداندن چهره از نوع رفتار است كه مى‏ تواند جلب توجه نمايد.

ج) نگاه: آيه 31 سوره نور زنان را از نگاه به مردان نهى مى ‏نمايد.

اين افعال به طور مختصر آورده شد اما مصاديق آن در فرهنگ‏ ها نيز معناى ديگرى شايد پيدا كند كه به آنها نپرداختيم و تنها به جهت آنكه تكميل كننده فعل پوشش با هدف تأمين امنيت فردى و اجتماعى و همچنين اعمال عبادى هستند عنوان گرديدند. تربيت دينى در اين افعال نيز نقش دارد.

نویسنده:فاطمه الهى ‏تبار

منابع:‏
1- قرآن.
2- وسائل الشيعه، ج‏2، باب 21، ص‏30282.
3- كافى، ج‏5، ص‏526، ح‏3.
4- عروةالوثقى، ص‏184.
5 – تعليم و تربيت در اسلام شهيد مطهرى.
6- گامى در مسير تربيت اسلامى، دكتر رجبعلى مظلومى.
7- زمينه روانشناسى هيلگارد، نويسندگان: ريتاال. اتكينسون، ريچارد سى. اتكينسون، ادوارداى، اسميت، داريل ج. بم، سوزان نولن – هوكسما، مترجمان: دكتر محمدنقى براهنى، دكتر بهروز بيرشك، مهرداد بيك، دكتر رضا زمانى، دكتر سعيد شاملو، دكتر مهرناز شهرآراى، دكتر يوسف كريمى، نيسان گاهان، مهدى محى‏الدين ،دكتر كيانوش هاشميان.
منبع: ماهنامه پيام زن ـ شماره 194ـ ارديبهشت 1387