رشد خلاقيت در کودکان و جلوه‌هاى آن

على غلامپور طالمى

مقدمه

مطالعات روان‌شناسان درباره خلاقيت نشان داده است که خلاقيت نيز همانند ساير جنبه‌هاى انسان از الگويى پيروى مي‌کند. به نظر آنها خلاقيت در اوايل زندگى و ابتدا در بازى کودک ظاهر مي‌شود و به تدريج در جنبه‌هاى ديگر زندگى از قبيل کار ، مدرسه ، فعاليت‌هاى تفريحى و مشاغل تجلى مي‌کند. ابتکارات يا توليدات خلاق در طول سال‌هاى 30 و 40 به اوج مي‌رسد. بعد از آن حالت فلات پيدا مي‌کند، به تدريج کاهش مي‌يابد.

اريکسون ، ميان‌سالى را سن بحرانى ناميده است که در آن توليد يعنى تمايل به خلق يا به وجود آوردن يا رکود حکمفرما خواهد شد. به عقيده روان‌شناسان عوامل محيطى از قبيل فقر بهداشتى ، اوضاع و احوال خانوادگى ، فشارهاى مالى و نبودن وقت آزاد در به اوج رسيدن خلاقيت مؤثرند و شواهد دال بر کاهش آن به سبب محدوديت‌هاى موروثى وجود ندارد.

عوامل تسريع‌کننده در رشد خلاقيت

-وقت: کودکان براى خلاق شدن وقت زيادى لازم دارند تا با افکار و مفاهيم درگير شوند و با آنها بازى کنند و آنها را به اشکال نو و ابتکارى در آورند.

-ترغيب و تشويق: کودکان براى خلاقيت و خلاق بار آمدن به تشويق و ترغيب نياز دارند و انتقاد مانع خلاقيت ايشان مي‌شود.

– مواد: بديهى است وجود مواد گوناگون مثلا کاغذ ، خمير و…براى تحريک خلاقيت در کودکان ضرورت دارد.

– محيط محرک: محيط خانه و مدرسه بايد با تشويق و راهنمايى کودکان در کاربرد مواد و اشيا ، خلاقيت ايشان را بر انگيزد.

– روابط غير انحصارى والدين کودک: والدينى که نه حامى افراطى و نه انحصارگر افراطى فرزند خود هستند، طبعا او را به استقلال و اتکا به خويش تشويق خواهند کرد و اين دو تاثير بيشترى در خلاقيت دارند.

– روش‌هاى پرورش کودک: روش آزاد منشانه و آسان‌گير در پرورش کودکان درخانه و مدرسه خلاقيت را تسريع مي‌کند، در صورتى که سختگيرى از آن جلو گيرى مي‌کند.

– فرصت کسب معلومات : خلاقيت در خلا انجام نمي‌گيرد، بلکه مستلزم کسب معلومات است که زير بناى خلاقيت بشمار مي‌رود.

جلوه‌هاى خلاقيت در کودکان

کودکان فرايند خلاقيت خود را درسنين مختلف به شکل‌هاى گوناگون آشکار مي‌کنند که به جلوه‌هاى خلاقيت معروفند. اين جلوه‌ها عمدتا عبارتند از :

جاندار پندارى

علاقه به نسبت دادن هشيارى به اشيا و موجودات غير جاندار. اين جلوه را غالبا در کودکان خردسال که هنوز نمي‌توانند جاندار را از غير جاندار تميز دهند، مي‌بينيم، آنها از نسبت دادن صفات زندگان به موجودات غير زنده لذت مي‌برند و معمولا صفاتى را به آنها نسبت مي‌کند که والدين‌شان به خود ايشان نسبت مي‌دهند.

بازى سازنده

کودکان زمانى که به سن مدرسه مي‌رسند و مي‌توانند خيال بافى و واقعيت را از هم تشخيص دهند، توجه خود را از بازى نمايشى به بازى سازنده معطوف مي‌کنند.

دوستان خيالى

دوست خيالى از شخص ، حيوان يا چيزى که کودک در عالم خيالش مي‌آفريند تا نقش دوست را با او ايفا کند، زيرا بيشتر بازي‌ها براى لذت بخش بودن به همبازى نياز دارند و کودکانى که همبازى ندارند غالبا يک همبازى خيالى براى خودشان خلق مي‌کنند. کودکى که تجارب اجتماعى تلخ و ناخوشايند دارد، ممکن است همبازى خيالى را بر همبازى واقعى ترجيح دهد.

روياى بيدارى

روياى بيدارى مانند بازي‌ها ، فعاليتى است که شخص از پرداختن به آن لذت مي‌برد. شکلى از بازى ذهنى است که معمولا خيال پردازى خوانده مي‌شود تا جلوه‌هاى کنترل شده تخيل مشخص شود.

دروغ‌هاى مصلحت آميز کودک

يکى از جلوه‌هاى بسيار شايع ميان کودک خردسال ، گفتن دروغ‌هاى مصلحتى است که با دروغ‌هايى که بزرگسالان فکر مي‌کنند تفاوت دارد. اين گونه دروغ را کودک بر خلاف تصور بزرگسالان عملا درست مي‌پندارند.

شوخى سازى

شوخى دو جنبه دارد: توانايى ادراک شوخى و ديگرى توانايى توليد آن و جنبه پذيرش اجتماعى را هم بايد به آن افزود، زيرا جالب يا غيرجالب بودن شوخى را اطرافيان تعيين مي‌کنند. توليد شوخى مستلزم شناخت موقعيت است، همچنين با ميزان علاقه شخص به پذيرش اجتماعى بستگى دارد. به اين معنا که کودکان ناراضى از ميزان آن طبعا به توليد شوخى انگيزش بيشترى خواهند داشت تا به هدف خود برسد. شوخي‌ها انواع ساده و پيچيده دارند که خلاقيت عمدتا در شوخي‌هاى پيچيده به چشم مي‌خورد.

داستان‌گويى

يکى ديگر از جلوه‌هاى خلاقيت ، داستان‌گويى است. کودکان خلاق در انتخاب و بيان داستان مو فقيت بيشترى دارند و بهتر و بيشتر مي‌توانند توجه شنوندگان خود را جلب کنند.

مفهوم خود آرمانى

مفهوم خود آرمانى آرزوى کودکان به اين است که آن باشند يا آن چيز را عرضه کنند که خود دوست دارند به آن برسند. به عبارت ديگر منظور از خود آرمانى ، علاقه شخص به اين است که ديگران او را آنچنان که خودش مي‌خواهد دريابند. اعم از خود پندارى بدنى و خود پندارى روان‌شناختي.

منبع: دانشنامه رشد