رسانه ها و اخلاق

رسانه ها و اخلاق
سمانه خالدي

در جهان حاضر ، وسائل ارتباط جمعي و رسانه هاي گروهي با انتقال اطلاعات و معلومات جديد و تأثير بر افکار و عقايد عمومي ، نقش بسيار مهمي بر عهده دارند. سير تحول سريع ، در عصر اطلاعات و لزوم مبادله هر چه بيشتر بين نظام هاي سنّتي و مدرن ، رسانه هاي گروهي را اهميتي خاص بخشيده است ، تا جايي که بعضي از انديشمندان معتقدند توسعه نظام هاي اقتصادي و اجتماعي و سياسي و پيشرفت رسانه ها و تکنولوژي هاي ارتباطي ، لازم و ملزوم يکديگرند.

روابط دو سويه رسانه و اخلاق

رسانه هاي گروهي تنها به ما اطلاعات لازم براي زندگي در جامعه متجدّد را نمي دهند ، بلکه تعيين مي کنند که جوامح چه آگاهي هايي را لازم است داشته باشند و چه چيزهايي ارزش است. بنا بر اين ، در راستاي رسالت آگاهي رساني رسانه ها ، وظيفه آموزش دهي نيز از اهداف اصلي آنان است. در چارچوب اين نقش ، رسانه ممکن است خود را هادي و مبشّر جامعه به امور اخلاقي بداند.

بنا بر اين ، لازمه اين که مخاطبان از رسانه هاي گروهي به عنوان يک منبع آگاهي و آموزشي استفاده کنند ، اين است که رسانه بر مجموعه اي از اصول و معيارهاي ارزشي جامعه مبتني باشد. توجّه به مباني اخلاقي از موضوعاتي است که نه تنها توجّه مخاطب به رسانه را جديت مي بخشد ، بلکه تبعات برنامه هايي که رسانه عرضه مي کند را نيز سامان مي دهد. به عنوان مثال نوع برنامه هايي که تلويزيون ارائه مي دهد و يا قواعد اخلاقي اي که روزنامه نگار براي جامعه مفروض مي گيرد (مانند : مردم سالاري ، آزادي و …) و به طور کلي حريم ها و چارچوب هاي حقوقي ، فرهنگي ، اجتماعي و … همگي مبتني بر اصول اخلاقي اي هستند که هميشه بتوانند پايدار بمانند يعني ارزش هاي ثابت و مورد قبول عموم جامعه.

بعد دومِ بحث رسانه و اخلاق ، اين قضيه است که رسانه ، خود برآيندي از نيروها و شرايط اجتماعي است. بنا بر اين ، در جامعه اي که اصول ارزشي ناديده گرفته مي شود نمي توان از رسانه هاي گروهي نيز انتظار داشت که خود را ملزم به رعايت اين اصول بدانند. در حقيقت رسانه هم مي تواند به عنوان معلم اخلاق عمل کند و هدايتگر مردم به سوي ارزش هاي اخلاقي باشد و هم مي توانند اصول اخلاقي عرضي و رايج در جامعه را گرفته و باز توليد کند و تنها هدفش را پسند مخاطب قرار دهد. بنا بر اين ، رسانه ، رسالت دوگانه اي را در رابطه با ارزش هاي اخلاقي عهده دار است.

بنابراين ، اخلاق (به عنوان يک نظام ارزشي) ، در دنيايي که همه چيز رنگ تجارت و عقلانيت ابزاري به خود مي گيرد ديگر نمي تواند تنها به عنوان يک نظام نظري (ذهني) در جامعه عرضه شود. در چنين جهاني افراد ، نيازمند وجوده کاربردي و عملي ارزش هاي اخلاقي اند تا بتوانند از پس مسئوليت ها و وظايف و حتي ناملايمات دنياي متجّدد برآيند.

اخلاق رسانه اي و دامنه تأثير آن

بُرد رسانه هاي گروهي ، بسيار وسيع است. رسانه ها نه تنها بر تک تک مردم تأثير مي گذارند بلکه آموزه ها و طرز عملکرد آنها حتي بر روابط ميان افراد جامعه نيز تأثير مي گذارد. بسته به هدفي که رسانه براي خود تعريف مي کند با ارزش هاي اخلاقي ، رابطه پيدا مي کند.

در واقع ، رسانه هاي گروهي آن قدر قدرت دارند که نه تنها براي آگاهي بخشي به افراد به کار مي روند بلکه تعيين مي کنند که چه چيزي مهم است و چه چيزي بي اهميت و امر مطلوب و غير مطلوب کدام است.

رابرت ملک لوهان (واضع نظريه «دهکده جهاني») معتقد است که براي حصول به درک واضح و روشني از يک فرهنگ ، بايد به مطالعه ابزاري پرداخت که در آن فرهنگ ، براي تبادل افکار و مبادله پيام ها به کار گرفته مي شود. اين امر ، توجه به چگونگي عملکرد رسانه بر تضعيف يا تقويت ارزش هاي اخلاقي را روشن مي سازد.

رسانه هاي گروهي داراي سه طيف اصلي مخاطب : کودکان ، جوانان و پيران هستيد. بنا بر اين ، براي اين که بتوانند هر سه طيف را راضي نگه دارند ، از بين انبوهي از اطلاعات و داده ها و برنامه ها دست به گزينش مي زنند. بديهي است که اين گزينش ، بر پايه هدف اصلي رسانه صورت مي گيرد. بالطبع ، رسانه هاي گروهي ، در يک نظام سرمايه داري و کالامحور ، برنامه هايي را بيشتر عرضه مي کنند که سه طيف ذکر شده را به سوي مصرف گرايي هر چه بيشتر و جلوه هاي ظاهري سوق دهند ، و بالعکس ، رسانه در يک جامعه اسلامي که حق محوري و عدالت محوري از ارزش هاي متعالي آن است ، با ساز و کارهاي لازم ، برنامه هايي را ارائه مي دهد که مبتني بر حفظ گوهر پاک و ذات الهي بشر باشند.

سپس رسانه ها قدرت آن را دارند که جامعه را به دو سوي اخلاق عُرفي (سکولار) و يا اخلاق مبتني بر شعاير ديني و ارزش هاي مثبت ، هدايت کنند.

اخلاق در رسانه هاي غربي و شرقي

نيل پُستمن (نظريه پرداز ارتباطات و رسانه ها) ، در تحقيقات خود ، نشان مي دهد که ادراک انسان ها ، هم ارزشي و هم گزينشي است؛ يعني افراد ، پديده هايي را مي توانند ادراک کنند که برايشان برجستگي پيدا کرده باشد و به نوعي در قالب ارزش مطلوب ، ارائه شده باشد و از طرف ديگر ، ادراک ، به نوعي آموختني نيز هست؛ يعني افراد ، ياد مي گيرند که به گونه خاصي بينديشند و به تبع آن ، رفتار کنند. کاري که تا کنون رسانه ها در فرهنگ غرب کرده اند ، استفاده از ابزار رسانه در هدايت افکار و آراي عمومي به سمت خواست صاحبان قدرت و اهداف اقتصادي زرسالاران بوده است.

رسانه هاي گروهي در جامعه اسلامي به دنبال توليد و ارائه برنامه هايي هستند که ارزش هاي اخلاقي مبتني بر آموزه هاي ديني را تقويت کنند ، هر چند که همين رسانه ها در ضمن عملکرد خود دچار خطا هم مي شوند که اين خطا در جاي خود ، ارزش هاي اخلاقي را تضعيف مي کند.

به عنوان مثال اگر برنامه هاي مختلفي را که در رسانه هاي همگاني صوتي و تصويري ما پخش يا عرضه مي شود در نظر بگيريم به طور طبيعي ، بخشي از اين برنامه ها سرگرمي و برنامه هاي طنز خواهد بود. اين برنامه ها که به هدف پر کردن اوقات فراغت و يا خندانيدن مخاطب ارائه مي شود ، گاه از حدّ فُکاهه و مطايبه گذشته ، به هجو و هزل مي رسد و به يک ضدّ ارزش تبديل مي شوند و يا برنامه هاي تبليغاتي که به وفور در رسانه هاي گروهي عرضه مي شوند ، گاه ، کالاهايي را مورد تبليغ قرار مي دهند که با آموزه هاي ديني و اخلاقي ما ناسازگار است.

مهم ترين قضيه در رسانه ، محتواي برنامه هاست. ارزش هاي اخلاقي ، جدا از مباني و آموزه هاي ديني ما نيستند. به عنوان مثال ، قرآن ، خود ، ارزنده ترين ارزش هاي اخلاقي را به زيبايي به تصوير کشيده است؛ اما متأسفانه تنها در بخش کمي از برنامه هاي رسانه هاي گروهي ما و آن هم در مناسبت هاي ويژه و به صورت پيام هاي کاملاً مستقيم (که نوعا کم بازده اند) از آن استفاده مي کنند.

ارزش هاي اخلاقي با ديگر آموزه هاي دين مبين اسلام ، پيوند تنگاتنگ دارند و اين ، طبعا دست اندرکاران را مکلّف مي سازد که به برنامه هايي مبتني بر آموزه هاي مذهبي بپردازند که در عين حال تعليم و تربيت ديني ، جاذبه بسيار زيادي براي مخاطبان داشته باشد.

مسلّما رسانه هاي گروهي در ايران به خودي خود در تضعيف ارزش هاي اخلاقي ، تعمّدي ندارند؛ اما به نظر مي رسد که بعضا بي توجهي و بي دقّتي در ارائه بعضي از برنامه ها ، خود ، اين امکان را فراهم مي کند. به عنوان نمونه ، فُرم گرايي (سطحي زدگي و ظاهرگرايي) در رسانه ها و غفلت از وجوه کاربردي و انتقال فهم عميق و پايدار ، سبب شده است که خُدايي که رسانه ها از آن دم مي زنند ، بيشتر در اعمال ظاهري حضور پيدا کند تا در عمق جان و باطن آدميان.

آنچه از طريق رسانه به عنوان ارزش هاي اخلاقي اشاعه پيدا مي کند ، تنها در بُعد فُرم و قالب و نظر است و به وجوه عيني و کاربردي و محتوايي ، کمتر توجه شده است. اميد است که رسانه هاي گروهي ما ، با قدرتي که دارند بتوانند ارزش هاي اخلاقي را به فرهنگ عمومي و غالب در جامعه تبديل کنند و با کاربردي کردن آن ، روز به روز آن را تقويت کنند.

منابع:

جامعه شناسي ارتباطات ، باقر ساروخاني ، تهران : اطلاعات ، اوّل، 1378.

مخاطب شناسي، مک کوايل دنيس ، ترجمه : مهدي منتظر قائم ، تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، 1382.

نقش رسانه هاي تصويري در زوال دوران کودکي ، نيل پستمن ، ترجمه : صادق طباطبايي ، تهران : اطلاعات ، اوّل ، 1378.

تکنوپولي ، نيل پستمن ، ترجمه : صادق طباطبايي ، تهران : اطلاعات ، اوّل ، 1376.

منبع :حديث زندگي ؛ خرداد و تير 1385، شماره 29