راههاى درمان وسواس

محمد حسين قديرى

1. وسواس جبرى يا بى اختيارى: هر وسواسى ناهنجار نيست وسواس تا حدودى در همه هست زمانى به تشخيص وسواس مبادرت مى کنيم که وسواس يا رفتارهاى وسواسى جنبه نامعقول، افراطى، اجبارى و نامتناسب داشته باشد. انصراف از آنها مشکل باشد و درماندگى مشخصى را در فرد برانگيزد وقت قابل ملاحظه اى را به خود اختصاص دهدو بازده و کنش ورى روزمره فرد را زير تأثير خود قرار دهد.[1] در وسواس مرضى و نابهنجار افکار و رفتارهاى وسواسي«به رغم اراده انسان » به هشيارى وى هجوم مى آورد و سازمان روانى وى را تحت سيطره خود قرار مى دهد و اضطراب گسترده اى را در فرد بر مى انگيزد. [2]

با توجه به اين مطالب اگر اطرافيان فرد وسواسى با اين مباحث آشنا باشند ديگر به ملامت او اقدام نمى کنند چون مى دانند که اين افکار يا اعمال وسواسى بدون اختيار فرد به او هجوم مى آورد و خود فرد از اين موضوع بسيار رنج مى کشد بيمار خود به اين اختلال هشيار است و آن را تحميل شده و مرضى مى پندارد و گاهى براى فرار از فشارهاى درونى و روانى و تعارض اقدام به «انکار» يا «دليل تراشى» مى کند. [3] به عنوان مثال اين کار را به نظم و دقت خود و رعايت نظافت اسناد مى دهد.

اطرافيان بايد آگاه باشند که ويژگى هايى مثل کمال طلبى افراطى، نظم، انعطاف ناپذيرى، رفتار خشک و رسمى فاقد مهارت هاى اجتماعى، شوخ طبعى، صميميت و توانايى مصالحه و ميل به احتکار يا خساست و … از تأثير اين بيمار بر فرد رخ مى دهد؛ پس نبايد بخاطر اين مسائل با بيمار کلنجار برويم و يا احساس ناراحتى از نوع تفکر بيمار داشته باشيم؛[4] چون اين حالات ناخواسته به او تحميل شده اند.

2. وسواس در نوجوان و جوان: اطرافيان لازم است اين مطلب را بدانند که نوجوانان وسواسى به پنهان کردن رفتار وسواسى و يا اعمال بى اختيارى و وسواسى خود مى پردازند و موارد نادرى جهت درمان به مراکز درمانى مراجعه مى کنند که اين خود باعث تأخير فرايند درمان مى شود. [5] پس اطرافيان مى توانند حساب شده و با اطمينان بخشى به فرد او را جهت درمان تشويق کنند.

3. حساسيت در برخوردها: براى درمان، کمک اطرافيان ضرورى است، نبايد آن ها با تشويق رفتارهاى وسواسى يا اذيت او (مثل جابجا کردن وسايل فرد وسواسى که به وسايل خود حساس است) بيماريش را تشديد کنند.[6]

4. مسخره نکنيم: [7] تحقير و يا مسخره کردن آن ها در نزد ديگران باعث مى شود که آن ها به خود نامطمئن تر شوند و بيمارى را تشديد کنند. [8]

5. جهت دهى درمانى: بسيارى از بيماران وسواسى چون از نوع اختلال خود مطلع نيستند و راه درمان اين مشکل را نمى شناسند از روى اشتباه براى معالجه به مراکز عمومى رجوع مى کنند اطرفيان لازم است او را کمک و تشويق کنند تا جهت درمان نزد روان پزشک و روان شناس بالينى (هر دو با هم) بروند دو سه سال اول خيلى راحت تر درمان صورت مى گيرد. [9]

6. برچسب (lable) نزنيم: در گفتگو ها به فرد وسواسى برچسب وسواسى نزنيم، اين مى تواند علاوه بر ناراحتى فرد از قضاوت ديگران باعث تشديد بيمارى و تلقين او گردد و فرد اين مشکل را براى خودش بپذيرد و با خود بگويد که درمان من بسيار سخت است، اما اگر افراد در جهت مثبت او را تلقين کنند، مثلاً بگويند امروز نسبت به ديروز کمتر اين عمل را انجام دادى و تشويق کنند در او (افکار و اعمال او) اثر مثبت مى گذارد.

7. کمک به تمرين هاى خود يارى: يکى از مؤثرترين مؤلفه ها در درمان، خواست خود فرد جهت درمان است. پس لازم است اين خواست را تقويت کرد و به او کمک کرد تا تمرين هاى خودياريش را (که از طرف روان شناس مطرح شده است) انجام دهد، مثلاً مراقب بود او داروهايش (درصورت نياز به دارو) مصرف کند. همچنين در ديگر تمرين ها به او کمک کرد مثلاً به او کمک کنيد و تشويقش نمائيد تا هر روز يک مرتبه از کارهاى تکرارى روز قبل را کم کند تا کم کم اين کار را کنار بگذارد.

8. کار درمانى: امروز نقش موثر کار در درمان پذيرفته شده است. کار، توجه بيمار را از گرفتارى و بيمارى اش منصرف مى کند. پرداختن به کار مورد علاقه موجب توجه فرد به توانايى ها و بخش مثبت وجودش مى گردد و هم زمان، احساس عزت نفس، کفايت کارآمدى، هدفدارى و توجه به آينده، دل کندن از افکار معطوف به گذشته و ترک خيال پردازى هاى طولانى و مضر در او نقش مى بندد. [10] اگر بيمارى مخصوصاً کسى که وسواس فکرى دارد به کار، بخصوص کار دسته جمعى مشغول شود، از اين افکار کمتر به ذهنش مى آيد؛ پس بايد او را تشويق به کار دسته جمعى کرد و از انزوا و گوشه گير شدن او جلوگيرى کرد و پيوسته جنبه هاى مثبت شخصيت او را برجسته نمود تا آن عيب کم کم برطرف گردد.

9. حذف الگوها: بيمارى وسواس مى تواند علت زيست شناختى، هورمونى، عصب شناختى و يادگيرى و وراثتى داشته باشد[11] در برخى مصرف دارو نقش مؤثرى دارد (در کنار انجام تمرين هاى خوديارى و روان درمانى). اما در برخى از وسواس ها فرد از بزرگترها اين امر را ياد مى گيرد اگر به عواقب اين مشکل اشاره شود مى توان بزرگترها را از ديد کوچکترها دور کرد و توجه ديگران را به جنبه هاى غير بيمار گونه فرد منصرف کرد تا اين اختلال به آن ها منتقل نشود.

10. ما هم ممکن است بيمار شويم: بيمارى هاى روانى مثل بيمارى هاى جسمانى است. يعنى همان گونه که احتمال سرماخوردگى براى همه وجود دارد و راه هاى درمانى خاصى نيز بر آن هست احتمال مبتلا شدن به بيمارى روانى براى همه مطرح است و هيچ کس نمى تواند تضمين کند که او هرگز به فلان بيمارى روانى مبتلا نمى شود[12] پس بايد در برخوردها به گونه اى برخورد کرد که انتظار داريم با ما (در صورت ابتلاء) برخورد شود.

11. کثير الشک: در مسائل دينى و احکام در بحث نماز درباره افراد کثيرالشک بحث شده است و توضيح داده شده که اين افراد نبايد به شک خود اعتنا کنند و از تکرار اعمال دينى خود پرهيز کنند، مثلاً اگر شک دارد نماز ظهر را 3 رکعت خوانده يا چهار رکعت بايد بنا را بر چهار رکعت بگذارد و نمازش را تمام کند يا اگر شک دارد 4 رکعت خوانده يا 5 رکعت بنايش را بر 4 رکعت (يعنى آنچه که نماز با آن رکعت صحيح است) بگذارد و نمازش را تمام کند و اين مطلب يعنى انجام اين عمل مورد رضايت خداست. برخى افراد مى گويند مثلاً مطمئن نشدم يا به دلم ننشست بايد دوباره بخوانم، اين افراد بايد بدانند که اعمال پذيرفته شده و مقبول آن چيزى است که خداوند فرموده نه آن چيزى که فرد دوست دارد. براى اطلاع بيشتر از شرائط کثيرالشک و موارد آن به کتاب توضيح المسائل مرجع تقليد خود رجوع فرمائيد و فرد وسواسى را با آداب شرعى اش آگاه سازيد و نيز او مى تواند با سؤال از دفتر مرجع تقليد خود نسبت به انجام اعمال خود آگاه شود.

12. کلاس هاى سايکواجوکيش (psychoeducution) و خانواده درمانى: در بيمارهاى شديد وسواسى لازم است اعضاء خانواده با هم نزد روان شناس بالينى و خانواده درمانگر رجوع کنند تا با دوره هاى ويژه مطالبى ياد بگيرند که به تسريع در درمان فرد وسواسى کمک کنند و رفتارهاى صحيح و برخوردى مناسب را آموزش ببينند.

[1] . دادستان، پريرخ، روان شناسى مرضى تحولى، انتشارات سمت، چاپ چهارم، 1380، ص 157.
[2] . همان، ص 147.
[3] . سادوک، بنيامين، چکيده روان پزشکى، ترجمه دکتر نصرت الله پور افکارى، انتشارات آزادى، چاپ دوم، 1383، ص 147.
[4] . همان، ص 225 و 224 (اقتباس).
[5] . روان شناسى مرضى تحولى، ص 152.
[6] . شرفى، محمد رضا، با فرزند خود چگونه رفتار کنيم، نشر جهاد دانشگاهى، چاپ چهارم، 1373، ص 172 و 171، با کمى تغيير.
[7] . همان.
[8] . همان.
[9] . همان.
[10] . مجله حديث زندگى، سال چهارم، شماره4، مهر و آبان 1383، مقالات ويژه مروت و مدارا، ص 21.
[11] . روان شناسى مرضى تحولى، ص 158 و 157 (اقتباس).
[12] . استفاده از جزوه درسى پريرخ دادستان، موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، قم، درس مصاحبه تشخيص، بهار 84.
منبع :سايت مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه