خانواده شیعی » روانشناسی »

راز موفقیت(۸)

مطمئن باشید که ھر رفتاری اگر به قدر کافی تکرار شود و با شدت عواطف ھمراه باشد، به صورت شرطی در می‌آید. یکی از قواعد اساسی شرطی کردن، آن است که ھر الگویی که مرتباٌ تقویت شود، به صورت خودکار و انعکاس شرطی درمی‌آید، و ھر چیزی را که تقویت نکنیم، کم‌کم از بین می‌رود.

برای این که عادت‌ھای مثبت و دلخواه را در خود به وجود آورید، چه پاداش‌ھای فکری، جسمی، یا عاطفی می‌توانید به خود بدھید؟ آیا می‌توان جوجه‌ای را به رقص واداشت؟ عجیب این است که این کار، ممکن است؛ زیرا رفتارھای ھمه حیوانات (و ھمین طور انسان)، قابل تغییر است. شیوه کار مربی این است که حرکات جوجه را به دقت زیر نظر می‌گیرد. ھمین که جوجه به طور طبیعی حرکتی را مطابق دلخواه مربی انجام داد، به او پاداشی به صورت غذا می‌دھند تا آن رفتار، تقویت شود. در ابتدا، جوجه نمی‌داند که به چه مناسبت به او غذا داده‌اند. ولی ھر بار که حرکت معینی را انجام می‌دھد، به او پاداش می‌ھند و آن حرکت تقویت می‌شود تا سرانجام، جوجه یاد می‌گیرد که چرخش‌ھایی را مطابق میل مربی انجام دھد و تکرار و توالی این چرخش‌ھا، مانند رقص به نظر می‌رسد.

بدیھی است که انسان‌ھا، پیچیده‌تر از جوجه‌اند. اما ھمه ما آموخته‌ایم که در ھنگام کار و یا در مدرسه، رفتارھای معینی را انجام دھیم. چگونه می‌توانید از این اصل آموزشی برای ایجاد عادات خود در خودتان، فرزندانتان و یا کارکنانتان استفاده کنید؟

شرطی کردن – تکنیک شماره ۱

برای این که شرطی کردن مؤثر واقع شود، فاصله زمانی میان رفتار و پاداش، دارای اھمیت اساسی است. تقویت رفتار باید درست در زمانی انجام شود که رفتار دلخواه از او سر می‌زند. اگر این تقویت بعد از مدت طولانی انجام شود، در سلسله اعصاب، عقلی ایجاد می‌شود، اما ارتباط عاطفی به وجود نمی‌آید. به عنوان مثال، کسانی که اتومبیل خود را در جای ممنوعه پارک می‌کنند، توسط پلیس جریمه می‌شوند. اما چون قبض جریمه را معمولا بعد از چند ھفته می‌پردازند لذا رفتار نامناسب، با رنج کافی ھمراه نمی‌گردد. یقین داشته باشید اگر این اشخاص، ھر بار که در جای ممنوعه پارک می‌کردند، بلا فاصله اتومبیلشان پنچر می‌شد، نه فقط آن رفتار ترک می‌کردند، بلکه رفتار مناسبی را ھم جایگزین آن می‌ساختند!

تمرین مربوط به تکنیک شماره ۱

فھرستی از پاداش‌ھای لذت‌بخش تھیه کنید که در صورت انجام (کارھای صحیح) به خودتان بدھید. آنگاه عمداٌ موقعیتی پیش آورید که با استفاده از آن پاداش‌ھا، رفتار معینی را تقویت کنید.

شرطی کردن – تکنیک شماره ۲

ھنگامی که رفتاری شرطی می‌شود، باید تا مدتی آن را مرتباٌ تقویت کرد. ھر بار رفتار دلخواھی را انجام دادید(مثلا این که پیش از سیر شدن، از پشت میز غذا بلند شوید و یا تعارف سیگار کسی را رد کنید) بلافاصله به خود پاداش دھید.

شرطی کردن – تکنیک شماره ۳

رام‌کنندگان حیوانات می‌دانند که مثلا اگر ھر بار که دلفین پرشی را انجام می‌دھد به او پاداش دھند، بزودی تا پاداش را نگیرد پرشی را انجام نمی‌دھد. بدتر این که وقتی سیر شد، دیگر نسبت به پاداش بی‌علاقه می‌شود. من و شما و نیز فرزندان، ھمکاران، و کسان دیگری که با آنھا سر و کار داریم، ھمگی دارای ھمین خصوصیت ھستیم. اگر ھر بار که کسی رفتار مناسبی انجام داد به او پاداش دھید، کم‌کم دادن پاداش، امری عادی و کسل‌کننده می‌شود. پس از آن که یک الگوی رفتاری تثبیت شد، باید از پاداش‌ھای متغیر استفاده کرد تا آن عادت، پایدار بماند. پس از یک ماه که عادتی را مرتبا تقویت کردیم باید دادن پاداش مرتب را قطع کنیم و به خود یا دیگران به طور غیر منتظره پاداش دھیم.

پاداش متغیر، یکی از نیرومندترین وسایل شرطی کردن در جھان است؛ به عنوان مثال کسانی را که به طمع پول به پای ماشین‌ھای قمار (جک پات) می‌روند در نظر بگیرید. اگر قرار باشد که ھمیشه ببرند، ھر چند که ممکن است اوایل برایشان جالب باشد، اما پس از مدتی این تفریح به صورت کار در می‌آید (یعنی ھر روز می‌روند اھرمی را می‌کشند و بابت آن پولی از دستگاه می‌گیرند !) اما اگر ندانند که پاداش می‌گیرند یا خیر، ھیجان بیشتری در سلسله اعصابشان ایجاد می‌شود و در ھنگام بردن پول، لذت خیلی بیشتری می‌برند و بدین ترتیب شرطی می‌شوند. ھمین لذت است که افراد را به قمار معتاد می‌کند. ھمین طور اگر پس از ترک سیگار، به خود پاداش دھید که (فقط یک سیگار) بکشید، از نیروی پاداش متغیر استفاده کرده و بر شدت اعتیاد خود افزوده‌اید. سعی کنید به ھیچ قیمتی این اشتباه را مرتکب نشوید.

شرطی کردن – تکنیک شماره ۴

برای ایجاد تغییرات پایدار، مخلوطی از این دو شیوه را بکار برید:

۱ – برای کارھای معین، در فواصل مشخصی به خود پاداش دھید. (این شیوه را برنامه تقویت ثابت می‌نامند). مثلا اگر دلفین‌ھا ده پرش صحیح را انجام دھند، در پرش دھم ھمیشه پاداش می‌گیرند.

۲ – برای این که گرفتن پاداش در نظر دلفین عادی نشود، برای پرش‌ھای خوب، به طور اتفاقی به او پاداش جداگانه‌ای می‌دھند. بدین ترتیب، دلفین ھر بار سعی می‌کند بلندتر بپرد تا از ھیجان آن پاداش، لذت ببرد. پس برای این که رفتار خود یا دیگران را تقویت کنید، پاداش‌ھای ویژه‌ای برای تلاش‌ھای فوق‌العاده در نظر بگیرید.

به خاطر آورید آخرین باری که به خاطر فعالیت شغلی خود پاداش گرفته‌اید و یا در مدرسه تشویق شده‌اید، چقدر لذت برده‌اید.

شرطی کردن – تکنیک شماره ۵

یکی از ارزشمندترین وسایل تربیتی که ھم در مورد دلفین و ھم در مورد انسان قابل استفاده است، شیوه موسوم به (جک پات) است. مربیان گاھی به طور اتفاقی برای پرش‌ھای ضعیف نیز به دلفین پاداش می‌دھند. گرچه این کار، ظاھراٌ ھیچ دلیل منطقی ندارد ولی غالباٌ باعث می‌شود که دلفین بعد از آن، پرش‌ھای بھتری انجام دھد.

این بار که خود یا کس دیگر را غمگین و ناراحت یافتید، از شیوه (جک پات) استفاده کنید و به او ھدیه‌ای بدھید. ھر چند که شخص ممکن است کار چشمگیری نکرده باشد، لیکن پاداش غیر منتظره باعث می‌شود که روحیه بھتری پیدا کند و تلاش تازه‌ای را آغاز کند. ھمین طور اگر شخص رفتار صحیحی را انجام داده باشد، اما پاداشی که به او می‌دھند بیش از حد انتظار او باشد، در این صورت ھم به تلاش‌ھای فوق‌العاده ترغیب می‌شود. آیا کسی را می‌شناسید که استحقاق دریافت پاداش (جک پات) را ھمین امروز داشته باشد؟

تداعی عصبی شرطی- قدم اصلی شماره ۶

خود را بیاموزید. برای این که مطمئن شوید که پنج قدم قبلی را به طور صحیح برداشته‌اید به این نکته توجه کنید:

۱ – ھنگامی که به یاد الگوی رفتاری قبلی می‌افتید، باید آن را ھمراه با رنج بدانید.

۲ – رفتار تازه، باید برایتان ھمراه با لذت باشد.

۳ – الگوی رفتاری تازه باید با نوع زندگیی که می‌خواھید داشته باشید ھماھنگ باشد. آیا این الگو با ھدف‌ھا، اعتقادات و فلسفه زندگیتان منطبق است؟

۴ – منافعی که از رفتار قدیم می‌برده‌اید باید محفوظ باشد. مثلا اگر کشیدن سیگار موجب آرامش و یا کاھش فشار عصبی می‌شده است، آیا جایگزین مناسبی برای آن پیدا کرده‌اید که به ھمان اندازه مؤثر باشد؟” آیا از الگوی رفتاری تازه ھمان قدر لذت می‌برید؟

۵ – خود را مجسم کنید که در آینده، رفتار تازه را پیشه خود کرده‌اید. فرض کنید عاملی شما را به یاد رفتار قبلی می‌اندازد. در این صورت آیا بدون تامل رفتار جدید را به رفتار قدیم ترجیح می‌دھید؟

ادامه دارذ…

منبع: آنتونی رابینز؛ راز موفقیت؛ ص ۳۹-۴۲