vahabiyaat

رابطه وهابیت با گروه های تروریستی شبه قاره

این مسأله را باید با توجه به ماهیت خشین و برداشت ظاهرگرایانه وهابیت از دین و دست داشتن استعمار انگلیس در پیدایش، تقویت و حمایت این فرقه تفرقه افکن و همچنین وضعیت نابسامانی کشوری پاکستان بعد از استقلال و جدایی از هند، بررسی نمود.

وهابیت از روزی که با حمایت آل سعود در برابر مسلمانان قیام نمودند، تنها روش­ موثرشان در گسترش و نفوذ باورها و اندیشه­های شان در جوامع اسلامی استفاده از ابزار قساوت، غارت، بی­رحمی و قتل عام مسلمانان بوده­اند که در این راه سر از پاه نمی­شناخته­اند، جنگهای که آنان در بدوی پیدایش در برابر مسلمانان سنی در عربستان انجام دادند و جنایت­های جنگی که مرتکب شدند شاهد این مدعاست. حافظ وهبه مستشار سعودی در کتاب خود جزیرهالعرب از قول ملک عبدالعزیز متوفای  ۱۹۵۳ نقل می‌کند که‌: «عبد العزیز عبد الرحمن آل سعود گفته است: وقتی قبائل در برابر دعوت ما مقاومت کرد، جدم سعود اول چند نفر از سران قبیله مطیر را زندانی کرد، عده‌ای دیگر از سران قبیله به نزدش آمدند که برای آزادی آنان وساطت کنند، لیکن سعود دستور داد سر زندانیان را ببرند و بر سر سفره غذا حاضر کنند وقتی سفره آماده شد به پسر عموهای آنها دستور داد تا از آن غذا بخورند، آنها نخوردند، سعود دستور داد گردن همه را بزنند.[۱]

وهابیت سال­ها متمادی با آن­های که در برابر عقائد­شان مقاومت می­کردند و دیدگاه آنان را نمی­پذیرفتند، این­گونه رفتار می­کردند، اما با مرور زمان و تبدیل جنگ افزارهای سنتی به مدرن راهبرد آنها در مواجهه با مخالفین شان نیز تغییر می­یابد، و با استفاده از توان اقتصادی که از درآمد نفت پیدا نمودند از نبرد رو در رو به ترور مخالفین خویش رو آوردند و با اجیر نمودن افراد سست عقیده و ماجراجو، اقدام به جریان­سازی کردند، در این راستا گروه­های تند افراطی را با استفاده از عنوان­های مذهبی و با نام­ها مختلف و بهانه­های گوناگون خصوصاً در مناطق که گرفتار نزاع­های قومی و قبیله­ی بودند به وجود آوردند، که نمونه بسیار روشن آن کشور پاکستان است که متأسفانه وهابیت با استفاده از فضای موجود و وضعیت نابسامان سیاسی و اقتصادی و همچنین نزاع­های قومی در این کشور اقدام به تأسیس حلقات تروریستی نمودند تا با ایجاد رعب و وحشت عده­ای را بترسانند و در کنار آن با تزریق دلارهای که از سرمایه مسلمانان بدست آورده­اند عده­ای دیگر را بخرند[۲] که در نتیجه با این دو وسیله نامقدس و خلاف اسلامی و انسانی به مقاصد خویش که تسلط بر سرنوشت مسلمانان باشد نایل آید و فرقه­ها و مذاهب اسلامی دیگر را به زاویه بکشانند.

از این­رو می­بینیم که در این منطقه جریان­های مختلف مانند سپاه صحابه، لشکر جنهگوی، لشکر طبیه، القاعده، طالبان و…  با انگیزه ترور مسلمانان تشکیل شده است که هم ریشه و هم افسار همه آنان در دست وهابیت است.

این راهبرد به نفع وهابیت تمام شد زیرا در سابق سران وهابیت خود در جنگ برای ترویج افکار انحرافی خویش اقدام می­نمودند و در نتیجه تلفات را نیز می­دادند و برخی­شان کشته می­شدند[۳] ولی با این روش دیگر لازم نیست که خود آنان مستقیماً در نبرد با مسلمانان شرکت کنند، آنان جهت می­دهند و با دلارهای بادآورده به تمویل گروه­های که ساخته­اند اقدام می­کنند، در حالیکه وهابیان ثروتمند سعودی سرگرم و مشغول خوشگذرانی­های خود در شهرهای فاسد و بدنام غرب­ می­باشند و همچنین با لبخند به قدرت­ها جهانی مانند امریکا، انگلیس و تعامل با رژیم صهیونیستی غاصب و قاتل مسلمانان فلسطینی به داد و ستد مشغولند، مزدوران دلار خرید آنان با نام دین و اسلام مسلمانان را در مسجد و در حال نماز و عبودیت به پیشگاه خداوند متعال به رگبار می­بنند و قتل عام می­کنند به هیچ کس از زن  و مرد، پیر  و جوان، کوچک و بزرگ رحم نمی­کنند، قصاوت را به جای رسانده است که در هیچ دوره­ای  از تاریخ بشریت چنین چیزی سابقه نداشته­اند و در میان هیچ فرهنگ و ملتی چنین چیزی وجود نداشته است که مردم را به جرم این که معتقد به باورهای آنان نیستند باید این­گونه کشته شوند.[۴]

یکی از کسانی که به شدت دیدگاه فرقه گرایانه داشت احسان الاهی ظهیر است و این شخص مورد بهره برداری وهابی­ها قرار گرفت او با نوشتن کتاب­های تند علیه شیعه آتش نفاق را روشن کرد و شیعیان را متهم به اعتقاد به تحریف قرآن نمود، این دیدگاه ها وهابی­ها را به شدت وسوسه نمود که از وی استفاده نمایند، وهابی­ها کتاب­های او را در شمارگان بالا در سطح گسترده­ای منتشر کرد.[۵]  در آثار  و کتب که توسط وهابیت علیه شیعه نوشته می­شود به نوشته­های او استناد می­کنند.[۶]

البته وهابیت برای رسیدن به اهداف خویش تنها اکتفا به ایجاد گروه­ها و جریان­ها نکردند بلکه گروه­های که از سابق در تضاد با استعمار انگلیس در شبهه قاره شکل گرفته بود و خواهان عزت مندی و سر افرازی برای مسلمین بودند و اهداف مقدس و پاکی در ایجاد این گونه جریان­ها بوده و لکن به علت نفوذ وهابیت در بین برخی رهبران آنان کم کم از آن اهداف اولی خویش دور شده و به یک جریان تفرقه افکن و پشتیبان گروه­های تروریستی مبدل شده است.

دکتر علیزاده موسوی در ارتباط و پیوند گروه­های افراطی شبهه قاره و وهابیت می­گوید:«هم  زمان با جنگ افغانستان، وهابی­ها در جبهه دیگری نیز فعال بودند و آن پشتیبانی مالی از گروه­های دیوبندی افراطی ضد شیعی بود. گروه­های که به غلط خود را به مکتبب دیوبند نسبت می­دهند، مانند سپاه صحابه و لشکر جهنگوی، ابزار دست وهابی­های افراطی در مبارزه با دیگر مذاهب اسلامی شده­اند. وهابی­ها با وجود اختلاف­های عقیدتی بسیار با این ­گروه­ها، در راستای هدف­های خود، از آنها بهره برداری ابزاری می­کنند.»[۷]

[۱] . ر.ک: تاریخ آل سعود، ناصر السعید، بی نا، بی جا، بی­تا، ص ۲۸.

[۲] . ر.ک: سلفی­گری و وهابیت، سید مهدی علیزاده موسوی،دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، اول، ۱۳۸۹ش،  ص  ۱۰۶.

[۳] . سلفی­گری و وهابیت، سید مهدی علیزاده موسوی،دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، اول، ۱۳۸۹ش،  ج۱، ص ۲۹۵.

[۴] . ر.ک: دو چهره در اسلام، استفان شوارتز، موسسه انتشارات خاکریز، اول، ۱۳۹۰.

[۵] . سلفی­گری و وهابیت ، ج۱، ص ۱۰۶.

[۶] . ر.ک: أصول مذهب الشیعه الإمامیه الإثنی عشریه – عرض ونقد –، ناصر بن عبد الله بن علی القفاری، بی­نا، اول، ۱۴۱۴ هـ، ج ۱، ص ۲۱۳.

[۷] . ر.ک: سلفی­گری و وهابیت، ج۱، ص ۱۰۳.