رابطه بابیت با بهائیت

با توجه به مطالب یاد شده می‌توانیم چنین نتیجه بگیریم که فرقه بهاییت همان ادامه فرقه بابیه است و تنها به دلیل اختلاف میرزا حسین علی بها و یحیی صبح ازل نام بابیه به بهاییه تغییر پیدا کرد و بابی‏‌‌های طرفدار میرزا حسین علی بها نام خود را بابی بهایی گذاشتند و هر دو اینها یعنی سید علی محمد باب و میرزا حسین علی بها از دست پروده‏‌‌های جاسوس روسی بودند که با حمایت دولت روس فرقه‌ای جدید با احکامی خرافی را بنیان نهادند و سال‏‌‌های متمادی ضمن جاسوسی به نفع دولت‏‌‌های استعماری باعث ایجاد شکاف در بین صف مسلمانان شدند

بهائیت – عربستان – سید علی محمد باب

رابطه بابیت با بهائیت

برای پاسخ به سوال فوق ذکر این مقدمه لازم است که در طول تاریخ اسلام عوامل و اسباب مختلفی باعث ایجاد فرقه های مختلف شده بود،

امّا با ورود استعمار غرب به کشورهای اسلامی عامل جدید که همان استعمار بود به جمع عوامل فرقه ساز اضافه شد.

غربی ها که برای بردن ثروت های ممالک اسلامی آمده بودند، با مانع بزرگ دین روبرو شدند که مسلمانان را در صف واحد در مقابل آنان قرار می داد.

آنان ابتدا سعی کردند که با دامن زدن به اختلافات قبلی مسلمانان این صف واحد را در هم بشکنند و برای هر چه پر رنگ کردن این اختلافات دست به تأسیس فرقه های جدید زدند.

همفر یکی از جاسوسان کشور انگلستان که سالیان متمادی در کشورهای اسلامی به سر برده و در نهایت موفق به تأسیس فرقه وهابیت در عربستان شد، در توصیف برنامه های وزارت مستعمرات کشور متبوعش یکی از راه های تضعیف مسلمانان را گسترش اختلافات مذهبی می داند و دامن زدن به اختلافات مذهبی را اولین برنامه این وزارت می شمارد.[1]

بر همین اساس است که در هندوستان فرقه قادیانیه و در عربستان فرقه وهابیت را تأسیس می کنند و در ایران نیز فرقه بابیت و بهائیت را به وجود می آورند که موضوع بحث ما است.

فرقه بابیه گروهی هستند که خود را از پیروان سید علی محمد شیرازی (1236، 1266 هجری) که در شهر شیراز خروج کرده و خود را باب می خواند، دانسته اند و به این نام معروف شده اند.[2]

سید علی محمد فرزند سید محمدرضا بزّاز شیرازی بود که در هفده سالگی برای تجارت به همراه عمویش به بوشهر رفت و پنج سال در آنجا ماند، سپس تجارت را رها کرده به مکّه رفت، بعد از آن در عراق اقامت گزیده در حلقه شاگردان سید کاظم رشتی بزرگ شیخیه وارد شد و چند سال بعد از مرگ سید کاظم رشتی ادعای جانشینی وی را کرده، خود را باب و واسطه بین مردم و امام زمان معرفی کرد و بعد پای ادعا را بالاتر گذاشته، خود را همان امام غایب دانست که در طی هزار سال شیعیان انتظار ظهور او را داشتند و کتابی دارد م «بیان» که به زعم خود آن را نسخ کننده قرآن می پنداشت.

مهم ترین عاملی که وی را در تبلیغ عقایدش و تأسیس فرقه جدید یاری می کرد، شخصی به نام «منوچهر خان معتمد الدوله» والی و حاکم اصفهان بود که از اهالی گرجستان و قبلاً مسیحی بود و بعدها اظهار اسلام کرده[3] و در تشکیلات قاجار نفوذ کرده بود.

حمایت های منوچهر خان بر اساس دستورالعمل هایی بود که از دولت روس می گرفت، زیرا علی محمد باب تربیت شده جاسوسی به نام «کینیاز دالگورکی» بود که سال های متمادی در ایران و عراق با ظاهری مسلمان به جاسوسی پرداخته و در روند کار خود علی محمد را تشویق کرده بود که ادعای مهدویت کرده و خود را امام زمان معرفی کند.[4]

و البته بعد از آن نیز با حمایت های سفارت روس وی را از بسیاری از خطرات رهانیده و او را بارها از کشته شدن نجات داده بود.

به هر حال سید علی محمد باب که با کمک منوچهر خان از مرگ رها شده بود، در اصفهان ادعای خود را از سر گرفت، امّا بعد از مرگ منوچهر خان او را به امر محمد شاه از اصفهان به آذربایجان بردند و در قلعه چهریق زندانی کردند، طرفداران وی در مازندران، خراسان و زنجان شورش کرده و قتل و غارت بسیار کردند، ولی با مقاومت مردم مسلمان این شورش ها سرکوب شدند و خود علی محمد باب در سال (1266 هجری قمری) پس از مجلس مناظره ای که بین او و علمای تبریز برگزار شد و منجر به محکوم شدن وی شد، محکوم به اعدام شده و تیر باران گردید[5] و تلاش های قنسول روسیه برای رهانیدن وی این بار کارساز نشد.

پس از اعدام سید علی محمد باب، یحیی صبح ازل دعوی جانشینی او را کرد و میرزا حسین علی بهاء برادر وی در آغاز تسلیم او شد، امّا پس از مدتی رقابت با برادر را آغاز کرد و نخست ادعای «من یظهره اللهی»، که در سخنان باب آمده بود، کرد و به تدریج بر ادعاهای خود افزود تا به ادعای رسالت و شارعیت و حلول خدا در او رسید و خود را «الهیکل الاعلی» نامید و مدعی شد که سید محمد باب زمینه ساز و مبشر ظهور وی بوده است.

[6]» ولی سرانجام با فشار علمای اسلامی و مسلمانان حکومت قاجار مجبور شد در سال (1269 هجری قمری) صبح ازل و حسین علی بهاء‌ را با جمعی از پیروان آنها به بغداد تبعید کند، امّا در آنجا بین دو برادر بر سر رهبری بابی ها اختلاف افتاد و درگیری طرفداران آنان بالا گرفت.

دولت عثمانی که بغداد را تحت تصرف داشت هر دو را به دادگاه کشاند و دادگاه حکم تبعید آن دو را در دو منطقه دور دست و جدا از هم صادر کرد، از این رو یحیی صبح ازل با خاندان و پیروانش در قبرس و حسین علی بهاء و طرفدارانش در عکاء‌ در سرزمین فلسطین اسکان داده شدند. در اثر همین اختلاف، طرفداران بابی صبح ازل به فرقه «ازلیه» و پیروان میرزا حسین علی به فرقه «بهائیه» معروف شدند.[7]

امّا جالب است بدانیم که یحیی صبح ازل و برادرش میرزا حسین علی بهاء دو نفر از تربیت شدگان «کینیاز دالگورکی» بودند که در تهران و به هنگام اقامت وی در آنجا توسط وی استخدام شده و به جاسوسی برای سفارت روسیه می پرداختند.[8]

و بعد از اعدام باب و قتل عام پیروان او این دو با حمایت سفارت روسیه در تهران از مرگ رها شده و بعد از مدتی ادعای جانشینی وی را کردند و در نهایت میرزا حسین علی بهاء پیروز شده و فرقه بابیه را با نام «فرقه بهائیت» ادامه و استمرار بخشید.

با توجه به مطالب یاد شده می توانیم چنین نتیجه بگیریم که فرقه بهائیت همان ادامه فرقه بابیه است و تنها به دلیل اختلاف میرزا حسین علی بهاء و یحیی صبح ازل نام بابیه به بهائیه تغییر پیدا کرد و بابی های طرفدار میرزا حسین علی بهاء نام خود را بابی بهایی گذاشتند و هر دو اینها یعنی سید علی محمد باب و میرزا حسین علی بهاء از دست پروده های جاسوس روسی بودند که با حمایت دولت روس فرقه ای جدید با احکامی خرافی را بنیان نهادند و سال های متمادی ضمن جاسوسی به نفع دولت های استعماری باعث ایجاد شکاف در بین صف مسلمانان شدند و الان نیز با حمایت انگلستان، آمریکا و اسرائیل در کشورهای غربی به حیات خود ادامه می دهند و از هر فرصت پیش آمده برای ضربه زدن به دولت جمهوری اسلامی ایران استفاده می کنند.

پی نوشت
[1] . خاطرات همفر، ترجمه دکتر محسن مؤیدی، انتشارات امیر کبیر، جلد دوم، 1362، ص 76 و 93.
[2] . مشکور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ سوم، 1375، ص 89.
[3] . افراسیابی، بهرام، تاریخ جامعه بهائیت، انتشارات سخن، چاپ چهارم، 1371، ص 138.
[4] . خاطرات سیاسی جاسوس روسی کینیاز الگورکی در ایران، انتشارات صبوری، جلد اول، 1382، ص 69 تا 77.
[5] . آشتیانی، عباس اقبال، تاریخ ایران، انتشارات امیر کبیر، تهران، ص 822.
[6] . ربّانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، 1377، ص 340.
[7] . همان، ص 340 و 341، تاریخ جامع بهائیت، ص 465.
[8] . خاطرات سیاسی جاسوس روسی کینیاز دالگورکی، ص 52 تا 54.
منبع: مرکز مطالعات و پژوهشهای فرهنگی حوزه علمیه