شیعه شناسی » پاسخ به شبهات » قرآنی »

ذکر نشدن اسم علی در قرآن

شبهه

برخی شبهه می کنند که اگر علی (ع) امام و پیروی از او لازم بوده، پس چرا در قرآن اسمی از او برده نشده است.

پاسخ:

در پاسخ به این شبهه مطالب زیر قابل توجه است.

  1. در قرآن کریم بسیاری از مسائل دین اسلام چه در حوزه اعتقادات و چه در حوزه فقه و احکام نام برده نشده است ولی در عین حال از دیدگاه شیعه و سنی از ضروریات دین به شمار می ­آیند. مثلاً اعتقاد به صد و بیست و چهار هزار پیامبر، و رکعات نمازهای پنجگانه و بعضی از اعمال حج مثل هفت مرتبه طواف، رمی جمرات و اکثر محرّمات در حال احرام و … از ضروریات دین به شمار می­آیند که در قرآن کریم هیچ اشاره ای به این امور نشده است. از این رو لازم نیست که تمام ضروریات دین باید در قرآن کریم موجود باشند و هر چیزی که از معتقدات و مسائل دین اسلام به شمار می آید در قرآن کریم از آن نام برده شود بلکه خیلی از امور و مسائل اعتقادی، فقهی و اخلاقی توسط شخص پیامبر (صلی الله علیه و آله) بیان گردیده است. بنابراین مجرد عدم وجود چیزی در قرآن مجید دلیل بر بی اعتباری آن چیز از حیث دینی و اعتقادی نمی‌تواند باشد، چون ممکن است بیان یا وضع آن چیز به خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) که از طرف خداوند مشرّع است، واگذار شده باشد.
  2. افزون بر این مطلب در قرآن کریم آیات متعددی وجود دارند که در شأن علی (علیه السلام) و خاندان پاک آن حضرت نازل شده اند. هرچند به صورت صریح در خود آیات اسمی از آنان برده نشده است؛ لکن با روایات و احادیث نبوی ثابت است که این آیات در شأن آنان نازل گردیده اند. مسئله نزول بعضی از آیات درباره علی (علیه السلام) و خاندان آن حضرت در حدی برای اصحاب روشن بوده که حتی عمرو عاص دشمن سر سخت علی (علیه السلام) در نامه­ای که به معاویه می­نویسد آنها را به رخ معاویه می­کشد و می­گوید ای معاویه تو خوب می­دانی آنچه که در قرآن در فضائل علی (علیه السلام) نازل شده است. هیچ کسی نمی­تواند با او شریک شود. او در این نامه آیات متعددی را مثل آیه «یُوفُونَ بِالنَّذْرِ»[۱]و «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ»[۲] و «أَ فَمَنْ کانَ عَلی بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّهِ»[۳] و «رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ»[۴] و «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً»[۵] برای معاویه می­نویسد.[۶]

در اینجا چند نمونه از شأن نزول بعضی از آیات را نه از کتاب های شیعه بلکه از کتاب های اهل سنت ذکر می­کنیم:

الف: به گفته اکثر مفسرین و روات احادیث، سوره«انسان» در شأن حضرت علی (علیه السلام) و خاندان آن حضرت نازل شده است. خلاصه آنچه که در کشّاف در شأن نزول این سوره از ابن عباس نقل شده اینست که زمانی امام حسین و امام حسن ـ علیهما السّلام ـ در کودکی مریض شده بودند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) و عده ای از مردم به عیادت آنان رفتند و به علی گفتند که چرا نذر نمی­کنی؟ علی و فاطمه و فضّه که کنیز آنها بود با هم نذر کردند که سه روز روزه بگیرند. لکن در هر سه روز، وقت افطار به ترتیب مسکینی، یتیمی و اسیری آمدند و آنان غذای شان را که قرص های از نان جو بود به آنها دادند تا اینکه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) از این حادثه مطلع شده وقتی آنان را می بینند که از شدت گرسنگی می­لرزند ناراحت می­شود. در این هنگام است که جبرئیل فرود می­آید و سوره«هل اتی» را به عنوان بشارت فضیلت اهل بیتش به او می­رساند تا قرآئت کند.[۷]

ب: آیه تطهیر که می­فرماید:«همانا خدا می­خواهد پلیدی و آلودگی را از شما خاندان ]پیامبر[ بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند»[۸] به اتفاق شیعه و اکثر مفسرین و علمای اهل سنت در شأن پنج تن اهل کسا نازل شده است.[۹] حدیث کسا به قدری معروف است و در کتاب های متعددی بیان شده است که نیازی به ذکر آن در اینجا نیست. همچنین نقل شده است که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) پس از نزول آیه تطهیر شش ماه تمام هر روز صبح وقتی از پیش خانه فاطمه ـ سلام الله علیها ـ می­گذشت رو بروی در خانه می­ایستاد و می­گفت: وقت نماز است یا اهل البیت«همانا خداوند اراده کرده است که پلیدی را از شما دور سازد.»[۱۰]

ج: آیه ای که می فرماید:«بگو به ازای آن(رسالت) پاداشی از شما خواستار نیستم مگر دوستی درباره خویشاوندانم.»[۱۱] که به آیه مودت یا قربی معروف است به عقیده همه مفسرین در شأن اهل بیت پیامبر که عبارت اند از علی و فاطمه و فرزندان آنها نازل شده و محبت و دوستی آنان توسط خداوند بر امت اسلامی واجب گردیده است. از ابن عباس نقل شده که از پیامبر (صلی الله علیه و آله) پرسیدند اقارب شما کیست که در قرآن مودّت و دوستی آنان بر ما واجب شده است فرمود: علی و فاطمه و دو پسر اوست.[۱۲] زمحشری در ذیل این آیه شریفه روایات متعددی را از پیامبر اسلام درباره محبت دوستی اهل البیت برشمرده است که همگی حکایت از وجوب مودّت اهل بیت می کند.[۱۳]

  1. روایات و احادیث نبوی که از طریق شیعه و سنی در مورد حضرت علی (علیه السلام) نقل شده است نه تنها تعریف و تمجید او را بر ما لازم می­گرداند بلکه پیروی در اطاعت از آن حضرت را بر ما واجب می­گرداند. در رابطه با حضرت علی (علیه السلام) حدیثِ دار، حدیث غدیر، حدیث ولایت حدیث ثقلین، حدیث الطیر، حدیث منزلت، آیه مباهله و آیه ولایت کافی است در اینکه ما نتوانیم از عهده تعریف آن حضرت بیرون بیائیم. در رابطه با این احادیث به کتاب های مفصلی که درباره آنها تدوین شده رجوع شود و جزواتی که توسط سید علی میلانی تحت عناوین همین احادیث نوشته و چاپ شده است بهترین مرجع در این باب می­باشد.

به هر حال شیعیان هیچ قرابت و خویشاوندی با علی (علیه السلام) ندارند تا بر اساس احساسات عاطفی به او ارادت داشته  و از او تمجید کند؛ بلکه بر اساس وظیفه شرعی از او پیروی کرده و اطاعتش را بر خود واجب می داند.

پی نوشتها

[۱] . انسان، ۷.

[۲] . مائده، ۵۵                                                                                                               .

[۳] . هود، ۱۷.

[۴] . احزاب، ۲۳.

[۵] . شوری، ۲۳.

[۶] . سید هاشم بحرانی، غایه المرم، ج۱ص۱۵۷، بی جا، بی تا.

[۷] . زمحشری، جار الله محمود بن عمر، کشاف، ج۴ص۶۷۰؛ و قرطبی، ابوعبدالله محمد بن احمد انصاری، تفسیر قرطبی(الجامع لاحکام القرآن)، ج۱۹ص۱۳۰ و ۱۳۱ .

[۸] . احزاب، ۳۳.

[۹] . احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۱ص ۳۳۱، ج۴ص ۱۰۷ ترمذی، محمد بن عیسی، سنن ترمذی، ج۵ص ۳۰؛ حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک علی الصحیحین، ج۲ص ۴۱۶؛ نسایی، احمد بن شعیب، خصائص امیرالمؤمنین، ص ۴۹، ؛ ابوعبدالله محمد بن محمد، تفسیر قرطبی، ج۱۴ص ۱۸۳.

[۱۰] . الامام احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۳ص ۲۵۹؛ سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، ج۴ص۳۱۳.

[۱۱] . شوری، ۲۳

[۱۲] . بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، ج۶ص ۳۷؛ حاکم نیشابوری، محمد بن عبدالله، المستدرک، ج۳ص ۱۷۲؛ ابی جعفر الخاص، معانی القرآن، ج۶ص ۳۱

[۱۳] . زمحشری، جار الله محمود بن عمر، کشاف، ج۴ص۲۲۰.