شیعه شناسی » اعتقادات » امام شناسی »

دیدگاه برخی از عالمان اهل سنت در باره آیه مباهله

اشاره:

 شیعه و سنی بر این اتفاق دارند که پیامبر اسلام(صلی‌الله علیه و آله) در مباهله با مسیحیان حضرت علی، حضرت فاطمه، حضرت امام حسن و حضرت امام حسین(علیهم‌السلام) را با خود بردند. شیعیان آیه مباهله را دلیل برتری امام علی و اهل بیت (علیهم‌السلام) را بر سایر اصحاب دانسته و افزون بر آن امامت امام علی (علیه‌السلام) را پس از پیامبر خدا(صلی‌الله علیه و آله) نتیجه می گیرند. برخی از عالمان اهل سنت نیز در این رابطه اظهار نظر کرده  که به صورت مختصر به آن اشاره می شود.

 

جریان مباهله و سخنان و اقدام پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) بر اساس آن چه در ذیل بدان اشاره مى کنیم بر برترى امیر مؤمنان على (علیه‌السلام) اشاره دارد. یعنی ماجراى مباهله بیان گر آن است که پیامبر خدا (صلی‌الله علیه و آله) على، فاطمه، حسن و حسین (علیه‌السلام) را بیشتر از دیگران دوست مى داشت و دوست داشتن مستلزم برتر بودن است.

بیضاوى در معناى آیه مباهله مى گوید:

یعنى هر یک از ما و شما نفس خود و عزیزترین کسانش و کسانى را که بیشتر به قلبش چسبیده است به مباهله دعوت کند.[۱] شهاب خفاجى در حاشیه اش بر تفسیر بیضاوى، در توضیح عبارت «کسانى را که بیشتر به قلب او چسبیده است» مى گوید: منظور دوست داشتنى ترین کسان، و نزدیک ترین آن هاست.

هم چنین در توضیح عبارت دیگر بیضاوى «در حقیقت این که پیامبر، آن ها را مقدّم داشت…» مى گوید: یعنى این افراد از وجود خود پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) عزیزترند. از همین روست که نفس خود را فداى آنان نموده و به دلیل اهتمام به این امر، نام آن ها را مقدّم داشته است. البته فضل و برترى آل خدا و رسول مثل روز روشن است و به دلیل و برهان نیازى ندارد.[۲]

خطیب شربینى[۳]، شیخ سلیمان جمل[۴] و دیگران نیز بر همین باورند.

ملاّ على قارى مى گوید: پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) على (علیه‌السلام) را به عنوان نفس خود دانست، چون بین این دو رابطه خویشاوندى و برادرى وجود داشت.[۵]

پیامبر براى مباهله با خصم خود، تنها على، فاطمه، حسن و حسین (علیه‌السلام) را فراخواند و حتى هیچ یک از همسران خود، کسى از بنى هاشم و زنى از خویشان خود را… ـ تا چه رسد به صحابه و خویشان ـ دعوت نکرد. این کار بیان گر خطیر بودن قضیه و شأن والاى آنان نسبت به دیگران در نزد خداوند است؛ زیرا که اگر در بین مسلمانان کسى مانند آن ها یافت مى شد، آوردن خصوص اینان براى این کار وجهى نداشت.

این که گفته رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) به اهل بیت (علیهم‌السلام) هنگام حرکت به سمت مسیحیان فرمود: إذا أنا دعوت فأمّنوا؛ چون من نفرین کردم شما آمین بگویید، بزرگی مقام اهل بیت را می رساند از این رو عکس العمل اسقف مسیحیان قابل درک است که مى گفت: من چهره هایى را مى بینم که اگر از خدا بخواهند کوهى را جا به جا کند، این کار را خواهد کرد. با آنان مباهله نکنید که هلاک مى شوید و تا روز قیامت هیچ مسیحى بر روى زمین نمى ماند.[۶]

این مسئله نشان دهنده نقش اهل بیت (علیه‌السلام) در اثبات نبوّت، صدق پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) و به شکست واداشتن دشمنان و هلاک آن ها در صورت اقدام به مباهله است… .

در نتیجه اهل بیت (علیه‌السلام) در یارى دین و حمایت از رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله)، نقش بسیار مهمّى داشته اند و شکى نیست که هر کس در جریان مباهله پیامبران داراى چنین شأن و منزلتى باشد از دیگران ـ که داراى چنین نقشى نیستند ـ برتر است.

قاسانى در این باره مى گوید:

مباهله پیامبران الهى بسیار اثرگذار است؛ چرا که نفوس آنان با روح القدس در ارتباط است و خداوند با این روح القدس، آن ها را کمک مى کند. روح القدس به اذن خداوند در جهان مادى صاحب تأثیر است. این تأثیرپذیرى، هم چون انفعال بدن ما در برابر حالاتى چون خشم، غم و تفکّر در احوال معشوق و دیگر تحرّکات اعضاى انسان در برابر اراده و قصدها است.

هم چنین انفعال نفوس انسانى از روح القدس، هم چون تأثیرپذیرى حواس و دیگر قواى ما از حالات روحى خودمان است.

حال اگر نفس قدسى با روح القدس ارتباط پیدا کند در این جهان چنان تأثیرى خواهد داشت که مى تواند به کمک او، هر طور بخواهد ذرّه هاى عناصر و نفوس ناقص انسانى را متأثّر سازد.

مگر مشاهده نشد که چطور نفوس مسیحیان در برابر نفس پیامبر خدا (صلی‌الله علیه و آله) اظهار خوف نمود و ضمن خوددارى از مباهله، درخواست صلح کرد و به پذیرش جزیه گردن نهاد؟[۷]

باید بگوییم: اهل بیت (علیه‌السلام) نیز در این تأثیرگذارى شریک رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) بودند. این فضیلتى است که هیچ یک از خویشاوندان و صحابه ذرّه اى از این فضیلت را کسب نکرده اند.

از استدلال به آیه مبارکه و نیز گفتار و اقدام پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) چنین مى توان نتیجه گرفت:

خداوند متعال از رسول خود خواست حضرت على (علیه‌السلام) را نفس خود به شمار آورد تا به مردم بفهماند که وى جانشین ایشان بوده و امامت کبرى و ولایت عامه را بعد از ایشان دارا مى باشد. زیرا خداوند به رسولش امر نمى کند کسى را نفس خود بداند که این مقام ها را نداشته باشد.

علاوه بر آن چه گفته شد، آیه مبارکه، امام حسن و امام حسین  (علیه‌السلام) را فرزندان رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) معرفى مى کند. تعدادى از بزرگان اهل سنت نیز به این امر اذعان نموده اند.

پی نوشت:

[۱] . تفسیر البیضاوى چاپ شده همراه با حاشیه الشهاب: ج ۳ ص ۲۳.

[۲] . حاشیه الشهاب على تفسیر البیضاوى: ج ۳ص ۳۲.

[۳] . السراج المنیر فى تفسیر القرآن: ج ۱ص۲۲۲.

[۴]  . الجمل على الجلالین: ج ۱ ص ۲۸۲.

[۵] . المرقاه فى شرح المشکاه: ج ۵ ص۵۸۹.

[۶] . الکشاف: ج۱ ص ۳۶۹، تفسیر الخازن: ج۱ ص ۲۴۲، السراج المنیر فى تفسیر القرآن: ج ۱ ص ۲۲۲، تفسیر المراغى:ج ۳ ص ۱۷۵ و منابع دیگر.

[۷] . تفسیر قاسمى: ج۲ ص ۸۵۷ .