did

دیدگاه امام خمینی در باره درک شهودی و حضوری پیامبر نسبت به عالم غیب

امام خمینی با ذکر این نکته که نبوت عبارت است از کشف حقایق و بسط حقایق و اگر کسی بتواند وحدت و کثرت را با هم ادراک و حفظ کند قهراً نبی است، به توضیح معنای «ادراک» می‌پردازد:

«ادراک در این مرحله (درک و حفظ وحدت و کثرت با هم و مرحلۀ حقیقت نبوت) عبارت است از درک قلب، اگر صفحه قلب به درک شهودى و حضورى، نه به درک علمى و مفهومى، یعنی فرد به تمام معنى جمیع حقایق عالم غیب را که عبارت از مرتبه ملائکۀ مقرّبین، یعنی عقول ، ومرتبه بالاتر از آن که مرتبه اسماء و صفات باشد، و بالاتر از آن که مرتبه ذات الهى و آخر مرتبه وجود است، و همین طور مراتب تحت مرتبه ملائکۀ مقرّبین، که ملائکه متوسطین باشد، و پایین‏تر از آنها را که جن و شیاطین باشد، همه را درک کند، این چنین قلبى دیگر به مقام فنا رسیده است که غایت عقل نظرى هم این است.».[۱]

به نظر می‌رسد که دربارۀ علم غیب پیامبر کسی چنین تعبیر عمیق و گسترده نداشته باشد و یا کمتر باشد و این بر می‌گردد به دیدگاه عمیق و عرفانی امام خمینی به حقیقت نبوت و خاستگاه آن، در قوس وجود نوری و ملکی پیامبر خاتم(ص) و مظهر اسم اعظم دانستن آن حضرت و جامع بودن اسم اعظم تمامی اسما و صفات الهی را که حقیقت کاملاً حق‌نما است و وجود مبارک خاتم پیامبران مظهر آن اسم است، نیز حق‌نما و عالِم به غیب از مقام ذات حق گرفته تا مرتبۀ جن و شیاطین همه را به درک حضوری، نه مفهومی و علمی درک نماید، یک تعبیر بسیار عمیق وقابل دقّت است.

امام با الهام از آیۀ ۱ و ۲ سورۀ انشراح، شرح صدر پیامبر را باعث مشاهده عالم غیب و شهادت معرفی می‌نماید که هم وحدت غیبیه و مراتب عالم غیب را حفظ کند و هم کثرات عالم طبیعت را به گونه‌ای که نه عالم غیب او را بی‌خبر از عالم طبیعت کند و نه عالم طبیعت او را از مشاهدۀ عالم غیب مانع شود و حفظ وحدت و کثرت را مناط و ملاک نبوت می‌داند.[۲]

طبق این بیان امام، علم و اشراف به عالم غیب (با یک وجه قلب)، در عین درک کثرات عالم طبیعت ملاک نبوت است و اصولاً پیامبر کسی است که علم غیب داشته باشد و در همان حال، عالم طبیعت را با کثراتش درک کند و این علم به گونه‌ای باشد که درک و علم به غیب او را از مشاهدۀ عالم طبیعت مانع نشود و مشاهدۀ عالم طبیعت مانع مشاهدۀ عالم غیب نگردد و جنس و ماهیت این علم به شکل حضوری و شهودی باشد که حقیقت غیب و طبیعت را درک نماید.

برگرفته از فصلنامه حضور، بخشی از مقاله حصین صالحی مالستانی، شماره ۸۸، ص ۴۰-۷۰.

[۱] . تقریرات فلسفه، ج۳ ص ۳۵۲.

[۲] . تقریرات فلسفه امام خمینی، ج، ۳ ص ۳۵۲ – ۳۵۳.