,

ديدگاه مستشرقان درباره مبدا شيعه

ديدگاه مستشرقان درباره مبدا شيعه

يوليوس فلهاوزن

او مي‏گويد: «اين که آراي شيعه با ديدگاه ايرانيان سازگاري دارد در اين مطلب شکّي نيست، ولي اين که اين آرا برگرفته و متأثّر از ايرانيان است دليلي بر آن وجود ندارد، بلکه روايات تاريخي خلاف آن را به اثبات مي‏رساند…».” 1 “.

مستشرق جولد تسهير

او مي‏گويد: «اين اشتباه است که بگوييم: تشيّع در منشأ و مراحل نموّش نمايانگر اثر تعديلي است که افکار امت‏هاي ايراني آن را در اسلام وارد کرده است… اين برداشت شايع مبني بر برداشت نادرست حوادث تاريخي است…».” 2 “.

مستشرق آدم متز

«مذهب شيعه آن گونه که برخي معتقدند، عکس العمل از جانب روح ايرانيان نيست تا مخالف اسلام باشد؛ زيرا جزيرة العرب به جز شهرهاي بزرگ؛ از قبيل مکه و تهامه و صنعا، همه شيعه بوده است.

و در برخي از شهرها؛ از قبيل عمان و هجر و صعده، شيعيان غالب افراد را تشکيل مي ‏دادند.

امّا ايرانيان به جز قم تماماً سنّي بودند.

اهل اصفهان در حقّ معاويه چنان غلوّ مي‏کردند که حتّي برخي از آنان اعتقاد به نبوّت او داشتند».” 3 “.

مستشرق کيب

«فکر اشتباهي که دائماً در بين مردم منتشر است و مي‏گويد: شهرهاي فارس مرکز اصل تشيّع بوده است، اصل و اساسي ندارد، بلکه روايات تاريخي اين مطلب را به اثبات مي‏رسانند که زردتشت‏ها عموماً مذهب سنّي را قبول مي ‏کردند».” 4 “.

شيخ محمد ابوزهره

او که از بزرگان مصر است، مي‏گويد: «ايرانيان به توسط اعراب به تشيّع گرويدند و هرگز تشيّع به دست آنان به وجود نيامد… بسياري از علماي اسلام که شيعه شده بودند، به جهت حفظ عقيده خود از ترس اموي‏ها در مرحله اوّل و عباسي‏ها در مرحله دوم، به شهرهاي فارس و خراسان

از بلاد اسلامي هجرت نمودند، و به اين طريق تشيّع را در آن شهرها منتشر ساختند…».” 5 “.

علي حسين خربوطلي

«برخي از اعراب بعد از آن‏که خلافت به ابوبکر واگذار شد، از شيعيان علي‏ عليه السلام شدند…».” 6 “.

عوامل تشيع ايرانيان نزد عامه

اهل سنت دو سبب را در مورد انتخاب تشيّع از سوي ايرانيان بيان کرده ‏اند:

ارتباط سببي با ايرانيان

آنان مي‏گويند: «امام حسين‏ عليه السلام با يکي از دختران يزدگرد از پادشاهان ساساني به نام شاه زنان، بعد از فتح ايران ازدواج کرد.

خداوند متعال به حضرت از او فرزندي به نام علي بن الحسين‏ عليهما السلام عنايت فرمود، که تمام آثار و خصايص پدر را به ارث برده بود. اين ارتباط باعث شد تا ايرانيان به اهل بيت ‏عليهم السلام متمايل شده و از شيعيان آنان قرار گيرند!!

پاسخ: اوّلاً: گسترش و نفوذ تشيّع در اطراف ايران علل و عواملي دارد که در فصل بعد به آن اشاره مي‏کنيم.

ثانياً: مطابق نقل مورّخان، صحابه چون اسيران فارس را نزد عمربن خطاب آوردند، در ميان آنان سه دختر از دختران يزدگرد وجود داشت. عمر دستور داد تا اين دختران را به فروش برسانند. حضرت علي‏عليه السلام فرمود:

با دختران پادشاهان نبايد معامله ديگر زنان شود.

عمر گفت: چگونه با آنان معامله مي‏شود؟ حضرت فرمود: بايد هريک از آنان را قيمت نمود، هر قيمتي که بر هر يکي شد آن قيمت به عنوان مهر انتخاب شود. آن‏ها را قيمت گذاردند.

حضرت هر سه را گرفت، يکي را به عبداللَّه بن عمر داد، و ديگري را به فرزندش حسين ‏عليه السلام عطا نمود. و سومي را به محمدبن ابي بکر داد…” 7 “.

حال سؤال اين است که اگر علت گسترش تشيّع در بين ايرانيان موضوع دامادي امام حسين‏ عليه السلام با دختر يزدگرد است، چرا دامادي عبداللَّه بن عمر و محمد بن ابي بکر سبب انتشار تسنن در بين ايرانيان نبوده است؟

تناسب آراء بين شيعه و ايرانيان

برخي مي‏گويند: از آنجا که آراء ايرانيان با شيعه نزديکي داشته، زيرا هرکدام قائل به نظريه حق الهي در حاکم بوده و معتقد به وراثت در حکومت بوده‏ اند و هرگز براي انتخاب مردمي ارزشي قائل نبوده ‏اند، لذا بدين جهت ايرانيان افکارشيعه را مورد قبول قرار دادند!!

پاسخ: اوّلاً: شيعه هرگز قائل به حق وراثت در مسأله امامت و حاکميت اسلامي نيست، بلکه اين حکومت‏هاي بني اميه و بني عباس بودند که حکومت اسلامي را وراثتي کردند. شيعه معتقد به حق الهي است که خداوند آن را به افراد لايق و قابل عطا مي ‏نمايد.

ثانياً: ممکن است که ايرانيان نظريه حق الهي در انتخاب حاکم را از آيين زردتشت و تعاليم او که آسماني بوده اخذ کرده باشند، گرچه در تطبيق آن بر هر حاکم و به نحو وراثت به اشتباه رفته ‏اند.

و اين مطلب يکي از تعليمات تمام انبياء الهي بوده است.

ثالثاً: اين‏گونه نيست که شيعه هيچ اعتباري را براي انتخاب و رأي مردمي قائل نباشد، بلکه براي به دست گرفتن زمام حکومت از ناحيه حاکم، بيعت را لازم مي‏دانند.

گسترش تشيع در ايران

با تأملي در تاريخ ايران پي مي‏بريم که گرايش ايرانيان به تشيّع از چند جهت و طريق بوده است:

1 – از آنجا که در فتوحات عصر خلفا برخي از شيعيان امام علي بن ابيطالب ‏عليه السلام به جهت مصالحي در آن‏ها شرکت مي‏کردند، لذا بعد از فتح کشورها و شهرها اعتقادات خود از جمله ولايت اهل بيت‏ عليهم السلام را به آنان منتقل مي‏نمودند.

2 – عده‏اي نيز به جهت همدردي که با شيعيان مظلوم و در رأس آن‏ها امامان داشتند تشيّع را اختيار نمودند؛ زيرا انسان فطرتاً ميل به همدردي و گرايش به مظلوم دارد.

و اين خود عاملي اساسي براي نفوذ شيعه در ميان مردم ايران بوده است.

دکتر جوزف فرانسوي در تحقيقي تحت عنوان «شيعه و ترقيات محيّرالعقول» مي‏نويسد:

«… و از جمله امور طبيعي که مؤيّد فرقه شيعه شده و توانسته است تا در قلب ديگر فرقه‏ ها تأثير بگذارد، مسأله اظهار مظلوميت بزرگان دينشان است.

و اين مسأله از امور طبيعي به شمار مي ‏آيد؛ زيرا طبع هرکس به نصرت و ياري مظلوم کشش دارد و دوست دارد ضعيف بر قوي غلبه يابد و لذا طبيعت بشر به ضعيف متمايل است…»” 8 “.

3 – عده‏اي ديگر تشيّع را از طريق مقابله و معاشرت با شيعيان که به ايران سفر کرده بودند فراگرفتند؛ زيرا شيعه به اين نتيجه رسيده بود که اگر بخواهد به حيأت معنوي خود ادامه دهد بايد فرهنگ و مذهب خود را گسترش داده و در قلوب مردم نفوذ کند، و در بين مردم و حکومت‏ها جا افتاده و موقعيت خود را حفظ و تثبيت نمايند.

4 – گروه بسياري نيز بعد از آن‏که دولت شيعي صفوي در ايران تأسيس شد، رسماً اعلان تشيّع کرده و لذا اين مذهب به طور رسمي در ايران گسترش چشمگيري پيدا کرد.

پاورقي
1- الشيعة و الخوارج، ص 241
2- العقيدة و الشريعة في الاسلام، ص 204
3- الحضارة الاسلامية، ج 1، ص 102
4- دراسات في الفرق و العقائد، ص 26
5- الامام جعفر الصادق‏عليه السلام، ج 1، ص 33
6- الدولة العربيّة، ص 127
7- فجرالاسلام، ص 91
8- سيدمحسن امين عاملي، اقناع اللائم، ص 356
منبع : دفاع از تشيع ،علي اصغر رضواني