دوستى دختر و پسر در دانشگاهها

محمدرضا احمدى

روابط دختر و پسر

مدت ها است اين مسأله فکرم را مشغول کرده است که با جامعه اى که هر روز را در آن به شب مى رسانم، چه کنم. اتفاقاتى که در دانشگاه مى افتد و روابط پسرها و دخترها که بسيارى از اوقات زشت و ناپسند است، ناشى از بى فرهنگى است يا بى ايمانى؟ نمى دانم ناشى از چيست؛ ولى در جامعه ما که اسلامى است، واقعاً غير قابل تحمل است و عرف جامعه سنتى ما چنين حرکات و روابطى را نمى پسندد. خودشان استدلال مى کنند در اسلام گفته شده است دو نفر که يکديگر را دوست داشته باشند به هم محرمند. بااين استدلال بدون هيچ گونه عقد رسمى يا صيغه با هم قدم مى زنند و يا حتى گاهى اوقات، به قول خودشان براى شناخت بيش تر، بدون اطلاع خانواده ها در خلوت باهم صحبت مى کنند. آيا در احکام دينى چنين چيزى وجود دارد؟ به نظر شما، وظيفه ما در اين موقعيت چيست و چه بايد بکنيم؟

گاهى اوقات فکر مى کنم کاش در دانشگاه ها دخترها و پسرها را جدا مى کردند؛ ولى باز با خودم مى گويم آن وقت اين اتفاقات در پنهان مى افتاد و شايد بدتر از اين مى شد. واقعاً علت چيست و چه بايد کرد؟

دوست دارم به اين گونه افراد گفته شود فکر نکنند شجاعت به خرج مى دهند و در جلوى چشم هاى نامحرمان و پسرهاى ديگر با يکديگر قدم مى زنند يا دست مى دهند و يا شانه به شانه راه مى روند. م.ا/رياضى محض محقق اردبيلى

توجه شما دانشجوى گرامى به مسائل فرهنگى و اجتماعى جامعه، به خصوص لزوم رعايت ارزش ها و هنجارهاى دينى و اخلاقى در محيط دانشگاه و احساس مسؤوليت تان در برابر برخى نابهنجارى ها، قابل تقدير و تحسين است. در اين نامه سه پرسش اصلى به چشم مى خورد:

  1. آيا صرف دوست داشتن دختر و پسر آن ها را محرم مى کند؟
  2. روابط ناپسند دختر و پسر در دانشگاه ها ناشى از چيست و چرا گسترش يافته است؟
  3. وظيفه و مسؤوليت ما در اين موقعيت چيست و چه بايد کرد؟

در پاسخ سؤال اول بايد ياد آور شد آنچه سبب ايجاد پيوند زناشويى مى شود، خواندن صيغه عقد از سوى زن و مرد يا وکلاى آن ها و با اجازه اولياى آن ها و حفظ شرايط آن است؛ در غير اين صورت، سببى براى ايجاد زوجيت و محرميت زناشويى وجود ندارد. صرف دوست داشتن متقابل دو نفر، مجوزى براى محرم شدن آن ها نيست. معمولاً دوستى هاى قبل از ازدواج براى کاميابى هاى جنسى و در اثر غلبه شهوات صورت مى گيرد؛ نخستين چيزى که در اين گونه روابط از دست مى رود گوهر ارزشمند عفاف و پاکى است و بايد از چنين روابطى که بدون هيچ گونه عقد رسمى يا صيغه و بدون اطلاع خانواده ها به بهانه شناخت بيش تر صورت مى گيرد، جداً پرهيز کرد. بنابراين، پاسخ سؤال اول منفى است.

در پاسخ به سؤال دوم به عواملى چند مى توان اشاره کرد:

  1. عدم ارضاى صحيح غريزه جنسى

بى ترديد ايام جوانى، ايام بيدارى غريزه جنسى و گرايش به جنس مخالف است. در اين ايام شوق جنسى و احساسات بر روان آدمى سايه مى افکند؛ ناخودآگاه رفتار، سخن و نگاه جوان را تحت تأثير قرار مى دهد و سبب تحريک پذيرى وى در برخورد با جنس مخالف مى شود. طبيعى است اين نياز درونى بايد به طور صحيح و مطلوب ارضا و تأمين شود. راه قابل قبول آن نيز ازدواج است؛ ولى متأسفانه به دلايل مختلف فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى – نظير بالا رفتن سطح انتظارت و توقعات خانواده ها و توجه به برخى تشريفات غير لازم، معضل اشتغال و آينده شغلى جوانان، ادامه تحصيل آن ها و عدم وجود امکانات و شرايط مالى مناسب برخى خانواده ها – سن ازدواج دختران و پسران افزايش يافته و در نتيجه ارضا و تأمين عاقلانه و صحيح اين غريزه سرکش، به خصوص در دوران جوانى، به انحراف کشيده شده است. بنابراين، اين گونه رفتارهاى نابهنجار در جامعه دينى و سنتى ما روبه فزونى است و اگر نگوييم به يک بحران اجتماعى تبديل شده دست کم مى توان آن را يک معضل اجتماعى ناميد. متأسفانه نظام اجتماعى ما تا کنون نتوانسته با فراهم کردن زمينه ازدواج جوانان از گسترش اين رفتارهاى نادرست پيشگيرى کند.

  1. احساس نياز به محبت

در اين سنين جوانان خواهان روابط دوستانه و هم سخن شدن با يکديگرند. اريکسون، يکى از روان شناسان غرب، مى گويد: جوان در اين مرحله مى خواهد روابط دوستانه نزديکى با ديگران پيدا کند؛ ارزشمندترين و مهم ترين هستى و دارايى اش را به فردى ديگر هديه دهد؛ در پى يافتن هويتى جديد است و گمان مى کند خانواده و والدينش نمى توانند از وى حمايت کنند. بنابراين، اگر اين نياز در محيط خانوادگى به خوبى تأمين نشود يا لطمه بيند و مخدوش شود، نياز به محبت و ابراز محبت و برقرارى ارتباط دوستانه اش دچار اختلاف خواهد شد؛ به عبارت ديگر، دختر و پسرى که عواطف و احساساتشان در درون خانواده ارضا نشود و در جمع خانوادگى احساس غربت و تنهايى کنند، در فضاى باز و آزاد جامعه طعمه افراد فرصت طلب و سودجو مى شوند؛ به راحتى در دام افراد شياد مى افتند يا حداقل ميل متقابل آن ها و جنس مخالف سبب مى شود آن ها به بهانه هاى مختلف از قبيل آشنايى براى ازدواج و تبادل نظر درباره مسائل علمى و درسى آگاهانه يا ناخودآگاه در جهت تأمين و ارضاى اين نيازشان گام بردارند؛ البته با روشى غلط و غير قابل قبول که مشاهده اش شما را مى رنجاند.

  1. الگو گرفتن از منابع غير خودى

متأسفانه بخش قابل توجهى از جوانان ما ارزش ها و هنجارهاى اجتماعى خود را از محيطهاى غير خودى و غير اصيل جوامع ديگر مى گيرند. بى ترديد گسترش ارتباطات اجتماعى و توسعه آن و نيز گسترش و توسعه تکنولوژى و وسائل ارتباط جمعى و «پديده جهانى شدن در همه عرصه هاى فرهنگى، اجتماعى، سياسى و…» در اين خودباختگى و روى آوردن به فرهنگ بيگانه نقش اساسى دارد. اين امور سبب مى شود جوانان فرهنگ ها و ارزش هاى ديگر جوامع را الگو قرار دهند و به گمان اين که اين گونه روابط عامل رشد و نشانه کمال و جرأت و وسيله ابراز شخصيت است، به آن روى آورند. در اين ميان، مسأله رقابت جوانان و به رخ کشيدن خود براى همسالان نقشى عمده ايفا مى کند. برخى براى اين که در جمع دوستان مورد تحسين قرار گيرند و يا دست کم بى عرضه و بى جرأت خوانده نشوند، به دنبال دوست پسر يا دوست دختر مى گردند و با آن که به خوبى از عواقب سوء اين کارها آگاهند، از آن دست نمى کشند.

اما در پاسخ به سؤال سوم شما و اين که در وضعيت حاضر، در برابر چنين معضل اجتماعى چه بايد کرد؟ به نظر مى رسد بايد متناسب باعلل به وجود آورنده و عوامل گسترش دهنده اين مشکل اقداماتى درخور انجام داد. بخشى از اقدامات سودمند در اين مسأله عبارت است از:

الف) ارضاى صحيح و مشروع اين غريزه معقول ترين راه براى نجات يافتن از اين گونه رفتارهاى نابهنجار يا کج روانه است.

ويل دورانت، دانشمند معروف مغرب زمين، درباره ازدواج مى نويسد: اگر راهى پيدا شود که ازدواج در سال هاى طبيعى انجام گيرد، بيمارى هاى روانى و انحرافات جنسى که زندگى را لکه دار کرده است تا نصف تقليل خواهد يافت. شايد به همين جهت است که در آموزه هاى دينى مان تسريع در ازدواج فرزندان و جوانان مورد تأکيد قرار گرفته است. اين دستورها و تشويق ها گوياى آن است که مى توان با ازدواج از بسيارى انحرافات اخلاقى و جنسى و روابط ناسالم و غير مشروع دو جنس پيشگيرى کرد.

البته اين موضوع به تلاش همگانى خانواده ها و مسؤولان و اصلاح نگرش ها و آداب و رسوم نادرست و فراهم کردن تسهيلات و امکانات ازدواج بستگى دارد و همه افراد، خانواده ها و حکومت وظيفه دارند در مسير تحقق مقدمات ازدواج جوانان بکوشند.

ب) تحکيم روابط خانوادگى و ايجاد فضاى عاطفى مثبت بين والدين و فرزندان و افزايش رابطه صميمانه و نزديک بين اعضاى خانواده عامل پيشگيرانه ديگرى است که مى تواند در ايجاد احساس امنيت و آرامش و تأمين نياز عاطفى نقش مؤثرى داشته باشد. زيرا وقتى جوانان در خانه با محبت و توجه کافى روبه رو نشوند، اين محبت و رابطه عاطفى را در بيرون خانه جست و جو مى کنند و متناسب با دوران بلوغ و اوجگيرى احساسات غريزى، رابطه خود را با جنس مخالف توسعه مى دهند. بنابراين، نياز به محبت در دوره جوانى را بايد با گسترش روابط عاطفى خانوادگى و نيز گسترش رابطه صميمانه و دوستانه بين همسالان هم جنس تأمين کرد و بإ؛ئئ يافتن دوستان مناسب و ايجاد ارتباطات گرم و عاطفى و انجام برخى فعاليت هاى دسته جمعى به اين نياز درونى پاسخ مثبت داد.

ج) خود کنترلى

خود کنترلى مى تواند جوانان جوياى رشد و کمال و عفت و پاکى همچون شما را در اين فضاى آلوده حفظ کند. با کنترل چشم، گوش و ديگر حواس و نيز کنترل افکارى که در اين زمينه شکل مى گيرد، مى توان از تأثير گذارى روابط ناسالم ديگران تا حدود زيادى جلوگيرى کرد. مطمئناً هر چه بيش تر ذهن و حواس خود را در اين زمينه مشغول سازيم، بيش تر تأثيرپذير خواهيم بود. پس بهتراست اوقات فراغت خودرا با برنامه ريزى صحيح پرکنيد و با پرهيز از بيکارى و تنهايى و توجه به اين صحنه ها، به وظيفه اصلى و مهم دوران دانشجويى که همان تحصيل علم است، بپردازيد.

در پايان بايد يادآور شد، برخى از عزيزان و جوانان از اشتباه بودن يا عدم مشروعيت بعضى ارتباطهاى خود آگاهى ندارند. برخورد روشنگرانه و با عاطفه ما مى تواند به اصلاح و تغيير رفتار آن ها انجامد. قطعاً حسن سلوک و رفتار شما در بيان اين موضوع به آن ها نقشى تعيين کننده دارد.

کتاب، «جوانان و روابط»، نوشته ابوالقاسم مقيمى حاجى از انتشارات مرکز مطالعات و پژوهش هاى فرهنگى حوزه علميه قم مى تواند را هنماى خوبى در اين زمينه باشد. کتاب ديگرى که در اين زمينه سودمند مى نمايد، «تحليل تربيتى بر روابط دختر و پسر در ايران»، نوشته على اصغر احمدى است که به وسيله سازمان انجمن اوليا و مربيان منتشر شده است.

منبع: ماهنامه پرسمان ارديبهشت 1382