شیعه شناسی » تاریخ و جغرافیای شیعه » شیعه در گذر تاریخ »

دوره های تاریخی کلام شیعه

اشاره:
 نظام و قواعد عقاید و مباحث علم کلام، تاریخی است و در گذر روزگاران شکل می گیرد و پدید می آید. (۱) هر نسلی به نسل پیشین موضوعی یا انگاره ای کلامی و یا ساختاری نظام مند می افزاید. این واقعیت را می توان با تتبع تاریخی و زمانی کتاب هایی که در عقاید و کلام نگاشته شده دریافت کرد و از ظهور و بروز مباحث و موضوع های کلامی و سیر تاریخی آنان اطلاع حاصل کرد. ادوار تاریخی کلام شیعی را به جهات مختلف می توان تصویر کرد؛ در اینجا به اجمال دو جهت آن مطرح می شود.

الف) از جهت تحول ساختاری

که چند مرحله را می توان برای آن تصویر کرد. (۲)

۱. مرحله تکوین- عصر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

مقصود از تکوین علم کلام در این دوره، مطلق بحث و گفت و گو درباره عقاید دینی جهت تبیین و اثبات آن ها و پاسخ گویی به اشکال ها درباره آن ها است. مراجعه به قرآن کریم، روایت ها و احادیث پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بیانگر طرح بحث های کلامی در همان عصر ظهور اسلام است. (۳) حضور پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) دست رسی آسان به ایشان، محدودیت دامنه اختلاف ها در مسائل به دلیل مرجعیت تامه آن حضرت، موجب شده بود تا زمینه ای برای تدوین مباحث کلامی پیش نیاید. (۴)

۲. مرحله گسترش- پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) تا اوایل قرن دوم هجری

در سال های بعد از رحلت، با پیروزی های وسیع و زیاد مسلمانان و گسترش قلمرو جغرافیای اسلام، اختلاط با غیرمسلمانان و صاحبان آئین ها و مذاهب دیگر نیز بیشتر شد. وجود عالمان و احبار، اسقف ها و بطریق های اهل بحث که به دنبال بحث و تحقیق درباره ادیان و مذاهب بودند، موجب شد تا بحث های کلامی رواج گرفته و گسترش یابد.
امام امیر المؤمنین (صلی الله علیه و آله) نیز علی رغم محدودیت ها و موانع و همچنین گرفتاری های دوره کوتاه خلافتش، با توجه به مرجعیت علمی و فکریش در کنار بحث ها و مناظرات، خطبه ها و حدیث هایی برای مردم القا کردند که رد آن ها مواد اولیه معارف دینی و اسراسر نفیس قرآنی به طور جامع نهفته بود.
در این مرحله، علی رغم گسترش قابل توجه مباحث کلامی، اثری به تدوین نرسید. (۵)

۳. مرحله تدوین موضوعی- قرن دوم و سوم هجری

در ایام بنی امیه بحث های کلامی رواج بیشتری یافت و درباره آن ها کتاب ها و رساله ها نوشته شد و بعد از پیدایش فرق و مذاهب کلامی از جمله معتزله و سپس اشاعره، کلام، مدون و مرتب شده وحتی برای آن اصطلاح هایی درست شد. (۶)
البته شیعه قبل از معتزله و اشاعره و در همان ابتدای طلوع تشیع علوی، بعد از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به طرح بحث های کلامی پرداخته است. کسانی مانند: سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، رشید، کمیل، میثم تمار و … آغازگر این بحث ها بودند که بسیاری از آنان به دست امویان شهید شدند تا اینکه در زمان امام باقر و امام صادق (علیه السلام) مجدداً شکل گرفته و آوازه شان بلند شد و بحث های کلامی را شروع کرده و به تألیف کتاب ها و رساله ها پرداختند. آن ها با اینکه تحت سیطره و قهر حکومت های جابر بودند و همواره از ناحیه آن ها سرکوب می شدند، امادست از کوشش برنداشتند. (۷)
از جمله اولین کسانی که(۸) به این کار اقدام کردند می توان از عیسی بن روضه (بعد از ۱۳۶ ق)، ابن رئاب (بعد از ۱۴۸ ق)، مؤمن طاق (۱۶۰ ق)، زراره بن اعین (۱۵۰ ق) و … نام برد که در حد جمع آوری ابتدایی از بیانات ائمه (علیه السلام) بوده است که به اصول اربع مأه شهرت دارند. (۹)
ابنان و کسان دیگر، رساله هایی هر چند کوتاه و مختصر در موضوع های کلامی به ویژه درباره توحید و امامت نوشته اند که موارد بسیار محدودی از آن ها در دسترس است. (۱۰)
این محله در قرن سوم گسترش یافت و در قرن چهارم به اوج خود رسید.

۴. مرحله تبیین و تنظیم موضوعی- قرن سوم و چهارم

در این مرحله، متکلمان امامی با توجه به ظهور و بروز تفکرهای رقیب مانند قدریه، معتزله، اشاعره و… و همچنین غیبت امام (علیه السلام)، به تبیین مسائل کلامی بر اساس مکتب اهل بیت (علیه السلام) پرداخته و آن ها را در موضوع های خاصی تنظیم کرده و شبهه های وارده را نیز پاسخ گفتند.
در همین راستا ابوسهل اسماعیل نوبختی (۳۱۱ هـ) کتاب التنبیه فی الامامه، النفی و الاثبات، فی استحاله رویه القدیم، ابن قبه ( قبل از ۳۱۹ هـ ) الانصاف فی الامامه و شیخ صدوق (۳۸۱ هـ) التوحید و کمال الدین و تمام النعمه را در موضوع غیبت تدوین کرد. (۱۱)
در این مرحله، تألیفی که جامع کلیت مباحث و اصول کلامی باشد گزارش نشده است؛ غیر زا مواردی بسیار محدود که البته آن هم ساختار منظم و مشخصی ندارد.

۵. مرحله ساختارمندی- قرن پنجم و ششم

متفکران شیعی در قرن چهارم و پنجم ضرورت آموختن و شناساندن اندیشه ی تشیع را به مردم احساس کردند. هر چند این کار با تلاش اصحاب و شاگردان کلامی امام باقر و امام صادق (علیه السلام) آغاز و با کوشش متکلمان بعدی عقاید و اصول معتقدات شیعی تثبیت شده بود، اما در قرن پنجم بود که کلام شیعه نظامی ساختارمند پیدا کرد. در این قرن و به ویژه در عهد آل بویه (۳۲۰-۴۴۷) دانشمندان شیعی با استناد به قرآن کریم و با استفاده از اخبار اهل البیت (علیه السلام)، مترقی ترین مکتب در اندیشه دینی را که می توان گفت تا آن روز در دنیای اسلام بی سابقه بود تأسیس و اصول فلسفی و اعتقادی آن را چنان پی ریزی کردند که نه تنها در طول تاریخ زنده بماند، بلکه پیوسته پیشروی خود را حفظ کند و چاره یاب و پاسخ گوی مشکل های اجتماعی نیز باشد. (۱۲)
در این مرحله علاوه برکلیات و اصول مسائل عقیدتی، موضوع های خاص کلامی نیز ساختارمند شد.
در بخش اول می توان از: النکت فی مقدمات الاصول: بخش کلام المقنعه شیخ مفید ( ۴۱۳ ق) المخلص، الذخیره و جمل العلم و العمل سید مرتضی (۴۳۶ ق) الاقتصاد و تمهید الاصول شیخ طوسی ( ۴۶۰ هـ) و تقریب المعارف ابو الصلاح حلبی ( ۴۴۷ ق) و الیاقوت نوبختی (قرن ۵) را یم توان نام برد. در بخش دوم نیزالشافی فی الامامه سید مرتضی، تلخیص الشافی و الغیبه شیخ طوسی نمونه آشکار این مدعا است.
در قرن پنجم اکثر متکلمان امامی – و همچنین زیدی و اسماعیلی- در کنار تألیف آثار موضوعی به نگارش- اثری جامع در علم کلام که ظاهراً شامل تمام مباحث و مسائل عقیدتی بوده است اقدام کرده اند که نام بیش از سی مورد آن ها در دسترس است.

۶. مرحله تحول و تکامل- قرن هفتم و هشتم

خواجه نصیرالدین طوسی (۷۲۶ هـ) با چینش و تنظیمی جامع و تا حدی روش نو و ابتکاری و با استفاده از اصول و قواعد فلسفی، کلام را به اوج تحول و تکامل رساند. (۱۳) مقایسه تجرید الاعتقاد و رساله الامامه او با کتاب های کلامی گذشتگان، باینگر این نکته است.

۷. مرحله شرح و تلخیص- قرن نهم تا چهاردهم

مشهور آن است که در این مرحله علم کلام و معقولات تا حدی دچار رکود شد. (۱۴) برخی در توجیه آن آورده اند که شیعیان در قرن های پیشین از یک طرف گرفتار مشاجره های مذهبی با مخالفان خود بوده و از جهت دیگر برای انجام وظایف دینی روزانه، به فقه و حدیث نیاز داشته اند؛ لذا با تمام قوا کوشیدند تا این علوم و علوم مربوطه به آن ها را به حد کمال رساندند، اما با برخورداری از استقلال نسبی، دیگرنیاز شدیدی که در گذشته نسبت به دفاع از عقاید مذهبی خود داشتند احساس نکردند. در نتیجه بحث کلامی حالت رکود پیدا کرده و از پیشرفت باز ماند؛ اما فقه و مقدمات فنی آن مانند اصول، حدیث و رجال به واسطه بقای نیاز و احتیاج عمومی، بیش از پیش در حال پیشرفت بوده و سال به سال به نشو و نمای مناسب خود ادامه می دهد. (۱۵)
توجیه دیگر آنکه حکمت ملاصدرا تا حد زیادی جایگزین کلام شده است. نظر ملاصدرا بر این بود که متکلمان حق بحث درباره ی مسائلی که حکیم الهی باید به آن بپردازد ندارد. بنابراین پس از لاهیجی ( ۱۰۷۲ هـ) شاگرد ملاصدرا که دو کتاب و رساله مهم در علم کلام دارد، دیگر کتاب مهمی در تاریخ کلام شیعی که با کتب خواجه نصیر و ملاصدرا قابل مقایسه باشد، نداریم؛ در واقع فلسفه صدرا جایگزین کلام شد. (۱۶)
لذا اکثر آثار کلامی این دوره، شرح و یا تلخیص و بازنویسی (۱۷) آثار گذشته و به ویژه اثر ماندگار خواجه نصیر الدین یعنی تجرید الاعتقاد بود (۱۸) که شوارق الالهام محقق عبدالرزاق لاهیجی (۱۰۷۲ هـ) از نمونه های عالی آن است. (۱۹)
هرچند بحث و بررسی این مدعا نیازمند فرصت و مناسبتی خارج از عنوان نوشتار است، اما پذیرفتن این ادعا با این کلیت مشکل به نظر می رسد و به مطالعه ی آثار کلامی و فلسفی متکلمان و فیلسوفان آن عصر به ویژه دشتکی ها «صدر الدین (۸۲۹- ۹۰۳ ق) و غیاث الدین ( ۸۶۶- ۹۶۱ ق)» (۲۰) محقق خفری، میرداماد (۱۴۰۱ ق) (۲۱) و شخصیت های نامدار معاصر یا متأخر از ملاصدرا (۲۲) مانند ملا نعیما و ملا شمسا گیلانی، فیض کاشانی (۱۰۹۱ ق) و فیاض لاهیجی (۱۰۷۲ ق)، قاضی سعیدقی (۱۱۰۳ ق) و … نیازمند می باشد که در پی آن به احتمال می توان قضاوت کرد که در همین برهه، مواد اصلی فلسفه اسلامی- هم در شروح و هم درمتون اصلی- بسط و تفصیل یافته و به تدریج از آن ها اندیشه هایی جمع آمد که موجب شکوفایی بعدی در علوم عقلی شد. (۲۳)

۸. مرحله اصلاح گری و پویایی- نیمه دوم قرن چهاردهم و …

این مرحله بعد از آن دوره طولانی فترت بر اثر عوامل سیاسی، اجتماعی، فکری پیش آمده در قرن سیزده و چهارده هجری، توسط سید جمال الدین اسد آبادی (م ۱۳۱۴ ق) آغازید (۲۴) و به دست شیخ محمد عبده، (۲۵) علامه طباطبایی، شهید مطهری، شهید صدر و دیگران به سیر تکاملی خود ادامه داده و هنوز با قوت تمام ادامه می یابد. (۲۶)
نمودار ارائه شده (۲۷) که ناظر به قرن های سوم تا پنجم قمری است، به درستی تقسیم بندی مورد نظر کمک می کند. تدوین های موضوعی در قرن سوم و چهارم نسبت به قرن پنجم و یا جامعیت مباحث کلامی در آثار مربوط به قرن پنجم در قیاس با دو قرن پیشین، گواه آشکار بر ساختارمند شدن کلام در آن قرن است. چنانکه اهمیت و جایگاه امامت در هر سه قرن و به ویژه قرن چهارم کاملاً آشکار است. (۲۸)

دوره های تاریخ کلام شیعه (1)
دوره های تاریخ کلام شیعه (1)
دوره های تاریخ کلام شیعه (1)

ب) از جهت رویکرد

ادوار تاریخی علم کلام به ویژه کلام شیعی را از این جهت می توان چنین بررسی کرد.

۱. کلام عقلی و نقلی:

کلام شیعه درنخستین مرحله، دارای صبغه عقلی و نقلی است؛ یعنی هم به تحلیل ها و تأمل های عقلی ارج می نهد و هم استناد به وحی را در دستور کار خود قرار می دهد. (۲۹) عصر حضور امامان (علیه السلام) چنین بوده است. مسائل و مباحثی که در کلمات آن بزرگواران درباره ی خداوند، صفات ثبوتیه و سلبیه وعوالم قبل و بعد از این عالم در نهج البلاغه، الکافی، التوحید، و دیگر منابع در دسترس است، همه نه به شکل القای یک سلسله مسائل تعبدی، بلکه به صورت القای یک سلسله بیانات استدلالی روشن گر و ترتیب صغرا و کبرای منطقی ارائه شده است.(۳۰)
اوج این رویکرد در زمان حضور امام امیر المؤمنین(علیه السلام) امام صادق (علیه السلام) و امام رضا (علیه السلام) تحقق یافته است. (۳۱)

۲. کلام نقلی: دوره دوم (۳۲) حضور تا کمی بعد از  غیبت صغری (۳۲۹ هـ) یعنی تا شیخ صدوق ( ۳۸۱ هـ) (۳۳)

بسیاری از شیعیان که گرد ائمه (علیه السلام) جمع شده بودند و به کار سماع و نقل حدیث ها مشغول بودند، از مباحثات و مناظرات کلامی دوری می جستند و نظر خوشی نسبت به متکلمان شیعی نداشتند. (۳۴)
شاید بتوان برای این مسئله، عوامل و قرائتی ذکر کرد. از جمله:
– گسترش و توسعه جمعیتی و جغرافیایی شیعه.
– متأثر شدن عوام شیعه از روش حدیث گرایی، به ویژه آن که معتزله از یک طرف در بی توجهی به نصوص راه افراط را پیش گرفته و برخی از معتقدات روایی مسلمانان را انکار کردند، (۳۵) از طرف دیگر حمایت همه جانبه سه خلیفه عباسی ( مأمون، معتصم و واثق) بیشتر آنان را سیاسی جلوه داد. (۳۶)
– تعدد و تنوع بیش از حد آرا و مذاهب کلامی که از جمله عوامل آن دور شدن مردم از مکتب فکری اهل بیت (علیه السلام) بوده است؛ عوام شیعه را به حدیث ها و نصوص مقید کرده و ترس و اضطراب آن ها را از روش های کلامی و متلکان موجب شده است.
– اتهام های رقیبان فکری شیعه و از جمله معتزلیان به متکلمان شیعی چون هشام بن حکم و هشام بن سالم مبنی بر اعتقاد آن ها به تجسیم و تشبیه در ذات باری تعالی نیز در این مسئله بی تأثیر نبوده است. (۳۷)
البته این مسئله بیشتر در زمان امام رضا (علیه السلام) تا امام عسکری (علیه السلام) مشاهده می شود.

۳. کلام عقلی:

در قرن پنجم تا ششم. شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی و …

۴. کلام فلسفی:

قرن هفتم، خواجه نصیر الدین طوسی.

. ۵. کلام با غلبه اخباری گری :

در زمان علامه مجلسی (۱۱۱۱)، فیض کاشانی (۱۰۹۲ هـ) و…

۶. کلام با رویکردی ترکیبی (۳۸) از عقل، نقل و فلسفه دوره معاصر:

قرن چهارده تاکنون.
آغازگر این رویکرد صدر المتألهین شیرازی (۱۰۵۰ هـ) است. او علاوه بر آن سه، مبانی و مفاهیم عرفانی را نیز به خدمت گرفته و دین را با عقل و اشراق همساز می کند. (۳۹)
این ویژگی در دوره معاصر و با علامه طباطبایی (۱۳۶۲ ش) و شهید مطهری (۱۳۵۸ ش) و شاگردان مکتب علامه مانند استاد آیت الله سبحانی (۴۰) و استاد آیت الله جوادی آملی (۴۱) نمود بیشتری یافته است.

۵. رویکردهای کلی در کلام شیعی

چنانکه از تقسیم دوم معلوم می شود، رویکردهای رایج و متداول در بین متکلمان شیعی در این مقطع زمانی ( و البته در همه ادوار مختلف ) عبارتند از:
۱. نص گرایی؛
۲. عقل گرایی تأویلی؛
۳. خردگرایی فلسفی؛

نص گرایی

نص گرایی نظام فکری است که بر نصوص دینی تأکید ورزیده و اندیشه ی بشری را از دستیابی به توجیه و تبیین عقلانی بسیاری از معارف دینی ناتوان می پندارد. این روش یگانه مرجع و منبع دستیابی به معارف دینی را نصوص و ظواهر کتاب و سنت می داند. (۴۲)
پیروان این روش نیز هرچند همه در یک مرتبه نیستند، اما بی اعتنایی به عقل، ویژگی مشترک آنان است. (۴۳) از دیدگاه این روش، راهنمایی عقل فقط تا زمانی سودمند است که دست ما را در دست رهبران دینی قرار دهد و از آن پس باید خود را خادم شریعت بداند و دنباله رو ظواهر آیات و روایت ها باشد. هر چند نص گرایان در مواردی در مقام دفاع از آموزه های دینی از ادله عقلی بهره می گیرند، (۴۴) امام معتقدند که اگر عقل در پی فهمی عمیق تر و فراتر از آنچه از ظواهر الفاظ کتاب و سنت بر می آید باشد، ره به جایی نخواهد برد. (۴۵)
در منابع پیشین، از این روش و پیروان آن با عناوینی مانند «اهل النقل» (۴۶)، «اصحاب النقل» (۴۷)، اصحاب الحدیث، (۴۸) و اصحاب الاثار (۴۹) و … نام برده شده است.

عقل گرایی تأویلی

عقل گرایی عنوان عامی است که بر هر گونه نظام فکری – فلسفی که نقش عمده و اساسی را به عقل بدهد، اطلاق می شود و در مقام نظام های مانند شهودگرایی،(۵۰) تجربه گرایی (۵۱)، ایمان گرایی (۵۲) و نص گرایی مطرح می شود.
آنچه اینجا مورد نظر است، «عقل گرایی» در مقابل «نص گرایی» است که مقصود از آن نظام و یا مکتب فکری است که در کنار معارف وحیانی بر نقش قوه عقل نیز در کسب معرفت تأکید دارد و به آن ارج می نهد و برایش حرمت قائل می شود و آن را ابزار کسب شناخت و معرفت می داند. (۵۳)
پیروان این مکتب حجیت و اعتبار نقل را پذیرفته اند و اصول و مبادی عقلی را شالوده های معرفت بشری می دانند و معتقدند بدون به رسمیت شناختن خرد و اصول عقلی، هیچگونه معرفتی برای انسان حاصل نخواهد شد و معارف دیگر اعم از حسی و تجربی و وحیانی نیز بر مبادی عقلی مبتنی است. (۵۴)
مرتبه و مقام عقل نزد پیروان این مکتب نیز یکسان نیست؛ برخی به صورتی افراطی آن را ارج نهاده اند تا حدی که وحی را انکار کرده اند. براهمه، (۵۵) پیروان مکتب دئیسم (۵۶)، ابوالعلاء معری (۵۷) و همچنین محمد بن زکریای رازی (۵۸) را می توان در ردیف اینان شمرد و معتزله را- چنانکه اشاره شد- جزء خردگرایان افراطی دانست.
در مقابل به طور قطع مکتب شیعه امامی بر اساس آموزه های قرآنی و برخوداری از مکتب اهل بیت (علیه السلام)، علی رغم فراز و فرودهایی که عقلانیت و عقل گرایی داشته است، مانند جهان اهل سنت دچار افراط و تفریط نشده است و با تعدیل عقل گرایی افراطی معتزله و گرایش تفریطی اهل حدیث و اشاعره، هر دو عنصر عقل و وحی را در نظامی پویا به کار گرفته و از افراط و زیاده روی معتزلی در استفاده از عقل منزه است، چنانکه از جمود مقلده و اشاعره بر ظواهر شرعی نیز کنار است. (۵۹)

خردگرایی فلسفی

این روش با استفاده از عقل و البته با صبغه فلسفی که همان بهره برداری از قواعد و اصول فلسفی باشد، به مباحث کلامی پرداخته(۶۰) و با استمداد از یک سلسله قضایای بدیهی یا نظری که مولود همان بدیهیات است ( افکاری که شعور و درک انسانی نمی تواند رد آن ها به خود شک و تردیدی راه دهد ) با منطق فطری، در کلیات جهان هستی بحث کرده و به این وسیله به مبدأ آفرینش جهان و کیفیت پیدایش جهان و آغاز و انجام آن پی برده شود. (۶۱)
طبیعی است در این روش نیز پایبندی به کتاب و سنت محفوظ است، اما ورود و خروج مباحث و استدلال ها، رنگ فلسفی داشته است و به قواعد و اصول فلسفی و حتی فلسفه یونان باستان استناد می شود؛ هر چند از آیات و روایت ها نیز به عنوان مؤید بهره می برد. (۶۲)
این روش در عهد حضور مورد استفاده نبوده است ولی در اوایل عصر غیبت کبری، نوبختی ها آن را به کار بردند. الیاقوت جلوه ای از این روش کلامی است. این شیوه بعدها با طی مراحل توسط خواجه نصیر، تکمیل و تتمیم شد.

پی‌نوشت‌:

۱- ر.ک: آیت الله سبحانی، مدخل مسائل جدید در علم کلام، ج۱، ص۶؛ عبدالکریم سروش، قبض و بسط تئوریک شریعت، صص ۹۹ و ۱۰۰.
۲- ر.ک: حسن نجفی، من العقیده الی الثوره، (ج۱) المقدمات النظریه، (الفصل الثانی ) بناء العلم؛ شبلی نعمانی، تاریخ علم کلام، ج۱، صص ۷-۱۲۶؛ علی ربانی گلپایگانی، درآمدی بر علم کلام، فصل یازدهم؛ الدکتور حسن محمود الشافعی، المدخل الی دراسه علم الکلام، صص ۵۰-۱۲۹؛ دکترسید جعفر شهیدی، از دیروز تا امروز ( مجموعه مقاله ها و سفرنامه ها)، مقاله: مراحل تاریخی تطور فکری- عملی شیعه.
۳- برخی از مناظره های پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را با مخالفان و منکران ببینید در: دره التاج، صص ۱۹۶-۲۱۲؛ الاحتجاج، ج۱، صص ۲۳-۱۱۶.
۴- ر.ک: سعدالدین تفتازانی، شرح المقاصد، ج۱، ص ۱۶۴؛ گوهر مراد، ص ۴۵.
۵-ر.ک: علامه طباطبایی، المیزان، ج۵، ص ۲۷۶ و۲۷۷.فارتفع منار الکلام، لکن لم یدون بعد تدویناً …، گوهر مراد، صص ۴۴، ۴۵؛ قاضی عضدالدین ایجی، المواقف، صص ۳۰ و ۳۱.
۶- همان، صص ۲۷۷ و ۲۷۸، همچنین ر.ک: گوهر مراد، ص ۴۶؛ سعد الدین تفتازانی، شرح المقاصد، ج۱، ص ۱۶۴.
۷- ر.ک: همان، صص ۲۷۸ و ۲۷۹؛ همچنین ر.ک: عبدالحسین زرین کوب، در قلمرو وجدان، ص ۲۷۱؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج۸، ص ۴۲۷ و ج۱۰، ص۱۶۴. برخی از مصادیق و اشخاص را ببینید در: رجال کشی، ص ۵۳۹؛ و رجال نجاشی، صص ۲۵۰ و ۲۵۱.
۸- ابن ندیم (۳۸۵ ق) در الفهرست، علی بن اسماعیل بن میثم تمار را اولین می داند او می نویسد: اول من تکلم فی مذهب الامامه علی بن اسماعیل بن میثم تمار… و لعلی من الکتب کتاب الامامه و الاستحقاق. همان، ص ۲۱۷؛ شیخ طوسی در الفهرست، ص ۱۵۰ علامه حلی در رجال، ص ۹۳ و شهید مطهری در مجموعه آثار، ج۳، ص ۹۳، آقای ربانی در فرق و مذاهب کلامی، ص ۱۴۰ عین عبارت او را تکرار کرده اند. عبداله نعمه در فلاسفه الشیعه، وفات او را (۱۷۹ ق) نوشته است.
قرائن متعددی هر دو دیدگاه را مردود می داند.
– اینکه اول کسی است که بر اساس مذهب امامیه سخن گفته باشد صحیح نیست. چنانکه در متن هم اشاره شد. قبل از او هم درباره ی امامت و هم درباره ی دیگر مسائل اعتقادی بر اساس مذهب امامیه سخن گفته و کتاب نوشته شده است. ر.ک: سید حسن الصدر، تأسیس الشیعه، ص ۳۵۳؛ قاموس الرجال، ج۷، ص ۳۷۱ مگر مقصود از «اول من تکلم…» چیز دیگری باشد.
– وفات او رد سال (۱۷۹ ق) صحیح نیست. چون شیخ طوسی او را در شمار اصحاب امام رضا (علیه السلام) آورده است. رجال الشیخ، ص ۳۶۲ ، ش ۵۳۶۶ روایتی را به واسطه او از امام رضا (علیه السلام) نقل کرده است. رجال کشی، ص شماره ۱۰۴۸. در حالیکه آغاز امامت آن حضرت سال (۱۸۳ ق) است. به علاوه علامه حلی، نجاشی و دیگران نوشته اند که او با ابوهذیل هلاف (۲۳۵ ق) و نظام معتزلی (۲۳۱ هـ) مناظره داشته است. ر.ک: رجال نجاشی، ص ۲۶۱ و علامه حلی، رجال، ص ۹۳. ضمن اینکه او در سال وفات هشام بن حکم (۱۷۹ هـ) در زندان هارون بوده است. ر.ک: رجال الکشی، صص ۲۲۴ و ۲۲۵. استاد سبحانی وفات او را بعد از (۲۰۲ ق) می داند. طبقات المتکلمین، ج۱، ص ۴۰۰.
ابهام دیگر اینکه برخی او را علی بن اسماعیل بن میثم تمار. ر.ک: ابن ندیم، الفهرست، ص ۲۱۷؛ شیخ طوسی، الفهرست، ص ۱۵۰ و برخی دیگر علی بن اسماعیل بن شعیب بن میثم تمار معرفی می کنند. ر.ک: رجال نجاشی، ص ۲۶۱؛ معجم رجال الحدیث، ج۱۲، ص ۲۹۹، قاموس الرجال، ج۷، ص ۳۷۱؛ اعیان الشیعه، ج۸، ص ۱۶۷.
۹- ر.ک: الحدائق الناضره، ج۱، ص ۲۰.
۱۰- ر.ک: جعفر السبحانی، رساله امام رضا (علیه السلام) و عبدالعظیم حسنی در مع الشیعه الامامیه فی عقائهم، صص ۱۵-۱۹؛ و رساله جبر و اختیار امام هادی (علیه السلام) در تحف العقول.
۱۱- ر.ک: طبقات المتکلمین، ج۱، صص ۲۸۸- ۳۵۲، سید حسن الصدر، تأسیس الشیعه، صص ۳۵۰- ۳۵۳؛ الحدائق الناضره، ج۱، ص ۱۹.
۱۲- ر.ک: سید جعفر شهید، «چهره ناشناخته تشیع»، آرام نامه، صص ۷۴ و ۷۵؛ از دیروز تا امروز، همو، ص ۱۴۴، دانشنامه ایران و اسلام، زیر نظر احسان یارشاطر، ج۹، ص ۱۱۷۵.
۱۳- ر.ک: علی ربانی گلپایگانی، ایضاح المراد فی شرح کشف المراد، ص۸؛ شیعه در حدیث دیگران، «تشیع امامیه و علم کلام معتزله»، ص ۲۱؛ حسن محمود الشافعی، المدخل الی دراسه علم الکلام، ص ۱۲۰، در فصل سوم از بخش دوم ( خردگرایی فلسفی ) توضیح بیشتر ارائه شده است.
۱۴- سید حسین نصر، تاریخ فلسفه اسلامی، ج۳، ص ۹۹.
۱۵- علامه طباطبایی، شیعه، مذاکرات و مکاتبات، صص ۴۸ و۴۹. ر.ک: نگرشی بر تاریخ فلسفه اسلامی، ص ۱۰۲. مقاله کلام اسلامی از دائره المعارف فلسفه راتلج زیر نظر: ادوارد کریگ، ترجمه: محمود زارعی بلشتی، و شیعه در حدیث دیگران، ص ۲۱؛ مقاله تشیع امامیه و علم کلام معتزلی، آلفرد مادولونگ.
۱۶- سید حسین نصر، جاودان خرد، ص ۳۱۴.
۱۷- ر.ک: شیعه در حدیث دیگران، «تشیع امامیه و علم کلام معتزلی»، ص ۲۱.
۱۸- نمونه های از آن را ببینید در: تاریخ اسلامی، ج۳، صص ۱۱۰ و ۱۱۱.
۱۹- جهت اطلاع از شرح ها و تعلیقه ها بر تجرید الاعتقاد ر.ک: مدرس رضوی، احوال و اثار نصیرالدین طوسی، صص ۴۲۶-۴۳۳؛ دانشنامه جهان اسلام، ج۶، صص ۵۷۸ و ۵۷۹؛ کامل مصطفی الشیبی،الفکر الشیعی و النزاعات الصوفیه، صص ۹۸ و ۹۹.
۲۰- ر.ک: مصنفات غیاث الدین منصور حسینی دشتکی (۸۶۶-۹۶۱) که بیست کتاب از اثار کلامی و فلسفی او برای اولین بار در سال ۱۳۸۶ به کوشش استاد عبدالله نورانی توسط انجمن آثار و مفاخر ملی در دو مجلد منتشر شده است.
۲۱- مصنفات میرداماد، همانجا به علاوه برخی دیگر از آثار او که در مرکز نشر میراث مکتوب انتشار یافته است.
۲۲- منتخباتی از اثار حکمای الهی ایران، به همت استاد سید جلال الدین آشتیانی که در چهار مجلد و در انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی منتشر شده است.
۲۳- ر.ک: سید حسین نصر، تاریخ فلسفه اسلامی، ج۳، ص ۱۰۰؛ دوازده رساله در پارادوکس دروغگو. مقدمه مصحح، ص ۵۴؛ رضا اکبریان، مناسبات دین و فلسفه در جهان اسلامی، ص ۵۱۹.
۲۴- ر.ک:فلسفه الفکر الدینی بین الاسلام و المسیحیه، ج۱، ص ۱۴۲؛ مسأله اختیار در تفکر اسلامی و پاسخ معتزله به آن، صص ۴۰۰-۴۰۲؛ اقبال لاهوری، احیای فکر دینی در اسلام، ص ۱۲۳؛ م. م. شریف، تاریخ فلسفه در اسلام، ج۴، ص ۹۱؛ حسن حنفی، جمال الدین الافغانی، ص ۱۱ و…
۲۵- شیخ محمد عبده (م ۱۳۲۳ ق). با اینکه از اندیشمندان جهان اهل سنت و دانش آموخته الازهر مصر است، اما تحت تأثیر استاد شیعی اش سید جمال الدین، کلام اشعری را اصلاح کرد و به جهاتی هم توانست بر اندیشمندان شیعی نیز اثر بگذارد. ر.ک: ایت الله سبحانی، مدخل مسائل جدید در علم کلام، ج۱، ص ۹.
۲۶- الدکتور حسن محمود الشافعی، المدخل الی دراسه علم الکلام، صص ۱۲۴-۱۲۹؛ ر.ک: نگرشی بر تاریخ فلسفه اسلامی ( همان )، ص ۱۲۲؛ علی ربانی گلپایگانی، فرق و مذاهب کلامی، ص ۱۹۸.
۲۷- با استفاده از طبقات المتکلمین ( جلد ۱ و ۲ ) رجال نجاشی، فهرست شیخ طوسی، تأسیس الشیعه.
۲۸- از جمله عوامل انگیزه ی نگارنده در انتخاب بحث امامت، صفات و ویژگی های امام از نگاه متکلمان مورد بحث و احیاناً مقایسه دیدگاه های آنان با هم در این نوشتار همین بوده است.
۲۹- ر.ک: گوهر مراد، صص ۴۴، ۴۵.
۳۰- ر.ک: مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۶، ( اصول فلسفه و روش رئالیسم )، ص ۸۸۱، همچنین مواردی را بیبینید در: آیت الله عبدالله جوادی آملی، دین شناسی، صص ۱۵۶- ۱۷۰.
۳۱- ر.ک: علامه طباطبایی،امام علی و فلسفه الهی؛ شهید مطهری، سیری در نهج البلاغه؛ ایت الله صافی گلپایگانی، الهیات در نهج البلاغه؛ یادداشت های استاد شهید مطهری، ج۹؛ آیت الله عبدالله جوادی آملی، فلسفه الهی از منظر امام رضا (علیه السلام).
۳۲- مقصود از دوره دوم حضور عصر امامت امام رضا (علیه السلام)- به خصوص در مدینه- و ائمه بعد از ایشان است. نگارنده دلایل خود را بر این مطلب و علل این نگاه منفی- عامه شیعیان نه ائمه و نه عالمان و اندیشمندان- به علم کلام را در جای دیگرمطرح کرده است. ر.ک: «کلام شیعی، ادوار تاریخی و رویکردهای کلی»، فصلنامه قبسات، شماره ۳۸.
۳۳- شیخ صدوق هر چند در زمره روش «نص گرایی» است اما به جهاتی که در جای خود گفته خواهد شد کمی فراتر از آن روش به طرح مسائل کلامی به ویژه امامت امام عصر (علیه السلام) پرداخته است. ر.ک: به بخش دوم، فصل اول «نص گرایی».
۳۴- مقدمه ای بر فقه شیعه، ص ۳۲.
۳۵- ر.ک: باقلانی، تمهید الاوائل و تلخیص الدلائل، ص ۲۹۳؛ شیخ مفید، الحکایات، سلسله مؤلفات الشیخ، ج۱۰، ص ۶۷؛ محمد عبده، رساله التوحید، ص ۲۱؛ اقبال لاهوری، احیای فکر دینی، ص۷؛ احمد امین مصری، ظهر الاسلام، ج۴، صص ۶۱۴ و ۶۱۵؛ صحی الاسلام، ج۳، ص ۵۵۹؛ ابو زهره، تاریخ مذاهب اسلامی، صص ۲۲۹-۲۳۶؛ غلامحسین ابراهیمی دینانی، ماجرای فکر فلسفی، ج۲.
۳۶- ر.ک: گلدزیهر، العقیده و الشریعه فی الاسلام، ص ۱۰۶؛ ظهر الاسلام، ج۴، ص ۶۰۷.
۳۷- ر.ک: سید مرتضی، الشافی فی الامامه، ج۱، صص ۸۱-۸۶؛ رجال کشی، ص ۲۷۰؛ معجم رجال الحدیث، ج۲۰، صص ۳۱۳-۳۲۱.
۳۸- البته به رویکرد تفکیکی یز که در این مقطع زمانی مطرح شده و اکنون نیز مورد نقد و بررسی و یا تأیید برخی از صاحب نظران است نیز باید توجه داشت، هر چند رویکرد غالب همان است که گفته شد.
۳۹- ر.ک: سید حسین نصر، معارف اسلامی در جهان معاصر، ص ۴۳؛ تاریخ فلسفه اسلامی، همو، ج۳، ص ۱۱۲، مجله قبسات، ص ۳۵، ص۸ مقاله آیت الله عبدالله جوادی آملی، مجله نقد و نظر، ص ۳ و ۴، ص ۲۲۵.
۴۰- معظم له اثر ماندگار خود را رد علم کلام چنین نام نهاده اند. «الالهیات علی هدی الکتاب و السنه و العقل» دیگر آثار ایشان نیز بیانگر این رویکرد است.
۴۱- ر.ک: آثار متعدد ایشان با عنوان مجموعه فلسفه دین مانند دین شناسی، و جلدهای تفسیر موضوعی قرآن از جمله جلد دوم، توحید در قرآن، حکمت نظری و عملی در نهج البلاغه و…
۴۲- ر.ک: المعالم الجدیده، ص ۳۵؛ عباس اقبال، خاندان نوبختی، ص ۴۰؛ ایان باربور، علم و دین، ص ۶۳.
۴۳- ر.ک: الحدائق الناضره، ج۱، صص ۱۵، ۴۰، ۱۶۹و ۱۷۰؛ عباس اقبال، خاندان نوبختی، ص ۴۰.
۴۴- فصلنامه شیعه شناسی، ش ۹، ص۱۷.
۴۵- عقل و وحی، ص ۱۲۳.
۴۶- اوائل المقالات، سلسله مصنفات المفید، ج۴، ص ۶۴.
۴۷- همان، ص ۶۵.
۴۸- همان، ص ۷۷.
۴۹- همان، ص ۷۰.
۵۰- شهودگرایی: پیروان این روش، پای استدلالیان را چوبین می دانند و در مقابل، روح و روان، قلب و دل انسان را تنها ابزار شناخت قابل اطمینان می دانند. شناخت در فلسفه اسلامی، ص ۱۵۸؛ همچنین ر.ک: عقاید استدلالی، ج۱، ص ۴۵.
۵۱- تجربه گرایی: نظریه و دیدگاهی که یگانه منشأ شناخت را حس و تجربه می دانند و بدیهیات فطری و پیش از تجربی را انکار می کنند. ر.ک: عقاید استدلالی، ج۱، ص ۴۶.
۵۲- ایمان گرایی: دیدگاهی است که دین داران را از ارزیابی عقلانی باورهای دینی بر حذر داشته و معتقد است که دین از آدمیان، تسلیم و تعبد بی چون و چرا می طلبد. پیروان این دیدگاه می گویند: اگر به وجود خداوند یا کمال نامحدود او و حکمت و علم و قدرت او و .. ایمان داریم در واقع این امر را مستقل از هر گونه قرینه و استدلال پذیرفته ایم و هرگونه کوششی را برای اثبات یا انکار آن ها مردود می دانیم. ر.ک: عقل و اعتقاد دینی، ص ۷۸. ایمان گرایی در جهان اسلام هیچگاه پدید نیامد، زیرا اموزه های قرآنی و سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) همواره به تدبر و تعقل توصیه کرده و مؤمنان را از ایمان نامعقول بازداشته اند. ر.ک: درآمدی بر کلام جدید، صص ۳۲ و ۳۳.
۵۳- المعالم الجدیده، ص ۳۵؛ عقل و وحی، ص ۴۵. پل فولکیه از آن به ایمان عقلی و منطقی تعبیر می کند. او معتقد است که می توان میان دو مذهب ایمان گرایی و عقل گرایی، ایمان عقلی و نقلی قرار داد که بر اساس آن اموری را که صرفاً به حکم عقل قابل تبیین نیست لکن دلایلی مانند اقوال گواهان موثق برای پذیرفتن آن ها هست، قبول کرد. ر.ک: فلسفه عمومی یا ماعبدالطبیعه، صص ۱۸۸ و ۱۸۹.
۵۴- عقاید استدلالی، ج۱، ص ۴۳.
۵۵- براهمه: گروهی از فیلسوفان قدیمی هند که می گویند محتوای دعوت پیامبران یا مطابق احکام عقل است و یا مخالف آن در صورت اول که پیامبران بر احکام عقل مهر تأیید می زنند به رهاورد وحی نیازی نیست، زیرا عقل خود فهم آن ها را دارد و در صورت دوم نیز از آنجا که ملاک انسانیت و مایه امتیاز آدمی از حیوانات عقل و اندیشه است نادیده گرفتن این موهبت الهی و پذیرش آموزه های خردستیز به معنای خروج از حریم انسانیت است. ر.ک: احمد صفایی، علم کلام، ج۲، صص ۴۶-۵۴.
۵۶- این اصطلاح در قرن شانزدهم درباره کسانی به کار رفت که اسرار وحیانی و الهامات فراطبیعی را امری باطل و نادرست تلقی می کردند. برخی از اینان دین ستیز بوده و به دنبال طرح الهیات طبیعی و عقلانی بودند هر چند برخی از آنان نیزمعتقد بودند که در ادیان هیچ امر خردستیز یا خردگریزی وجود ندارد.
۵۷- ابوالعلاء معرّی (۳۶۳-۴۴۹ ق) او نیز دین ستیز است و پیشوایی جز عقل را قبول ندارد. وی می گوید:
اثنان اهل الارض ذو عقل بلا *** دین واخر دین لا عقل له
برای اطلاع از دین داری و مسلمان بودن او ر.ک: علیرضا ذکاوتی قراگزلو، کتاب ماه ادبیات، ش ۲۷، تیرماه ۱۳۸۸.
۵۸- محمد بن زکریای رازی (۲۵۱-۳۱۳ ق) فیلسوف و پزشک ایرانی که بسیاری او را در زمره خردگرایان دین ستیز قرار داده و می گویند او علی رغم اعتقاد به خدای یگانه وحی و نبوت را انکار می کرده است.
۵۹- آیت الله الشهید الصدر، المعالم الجدیده، ص ۳۵.
۶۰- عقل در اصطلاح فلسفی عبارت است از قوه ی تنظیم معلومات بر حسب روابط و مناسباتی معین همچون روابط و مناسب های میان علت و معلول، اصل و فرع، نوع و جنس و نظایر آن ها. فولکیه، فلسفه ی عمومی، ص ۸۰. ر.ک: مهدی حائری یزدی، کاوش های عقل نظری، ص ۲۴۱.
۶۱- ر.ک: شیعه مذاکره و مکاتبات، ص ۴۷؛ فارابی، رساله فی العقل، ص۸.
۶۲- جای جای کشف المراد که شرح «تجرید» خواجه نصیر طوسی است، بیانگر این رویکرد است.
منبع  : جبرئیلی، محمد صفر؛ (۱۳۸۹)، سیر تطور کلام شیعه، تهران: سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ اول.