دليل فقر و غناء بر يگانگى خداوند

 قرآن مجيد در آيه 54 سوره «روم» به يكى از دلائل توحيد كه دليل فقر و غناء است اشاره كرده، مى فرمايد: «خداوند همان كسى است كه شما را در حالى كه ضعيف و ناتوان بوديد، آفريد، سپس بعد از اين ضعف و ناتوانى، قوت و قدرت بخشيد، و دوران جوانى و شكوفايى نيروها آمد، و بعد از آن بار ديگر ضعف و پيرى را جانشين قوت كرد» (اللهُ الَّذى خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْف ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْف قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّة ضَعْفاً وَ شِيبَةً)

«اوست كه هر چه را بخواهد مى آفريند و او است عالم و قادر» (يَخْلُقُ ما يَشْاءُ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْقَديِرُ) در آغاز، آن چنان ضعيف و ناتوان بوديد كه حتى قدرت نداشتيد مگسى را از خود دور كنيد يا آب دهان خويش را نگه داريد، اين از نظر جسمانى، و از نظر فكرى به مصداق: (لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً) «هيچ چيز نمى دانستيد» حتى پدر و مادر مهربانى كه دائماً مراقب شما بودند را نمى شناختيد. ولى كم كم داراى رشد و قابليت شديد، اندامى نيرومند و فكرى قوى و عقلى توانا و دركى وسيع پيدا كرديد.

و با اين حال نمى توانستيد اين قدرت را نگاه داريد، و درست همانند انسانى كه از دامنه كوه بلندى به فراز قلّه رسيده، از طرف ديگر سراشيبى را شروع كرديد، و باز به قعر درّه ضعف و ناتوانى جسمى و روحى رسيديد.

اين دگرگونى و فراز و نشيب ها، بهترين دليل بر اين حقيقت است كه نه آن قوت از شما بود و نه آن ضعف، بلكه هر دو از ناحيه ديگرى بود، و اين خود نشانه آن است كه چرخ وجود شما را ديگرى مى گرداند، و هر چه داريد عارضى است.

اين هم انست كه اميرمؤمنان(عليه السلام) در گفتار نورانيش به آن اشاره كرده، مى فرمايد: (عَرَفْتُ اللهَ سُبْحانَهُ بِفَسْخِ الْعَزائمِ وَ حَلِ اَلْعُقُودِ وَ نَقْضِ اَلْهِمَمْ)

«من خدا را در فسخ تصميم هاى محكم و گشودن گره ها و نقض اراده هاى قوى و ناكام ماندن آن شناختم» من از اين دگرگونى ها فهميدم كه قدرت اصلى در دست ديگرى است، و ما از خود چيزى نداريم جز آن چه او به ما مى بخشد.(1)

1. تفسير نمونه، جلد 16، صفحه 503.