خانواده شیعی » تربیت فرزند » کودک »

دلبستگى در کودکان

مقدمه

دلبستگى عبارت است از پیوند عاطفى عمیقى که با افراد خاص در زندگى خود برقرار می‌کنیم، طورى که باعث می‌شود وقتى با آنها تعامل می‌کنیم، احساس نشاط و شعف کرده و به هنگام استرس از این که آنها را در کنار خود داریم، احساس آرامش کنیم. نوباوگان در پایان سال اول زندگى، به افراد آشنایى که نیازهاى جسمانى آنها را برآورده کرده‌اند، دلبسته می‌شوند.

به بچه‌هاى این سن، نگاه کنید که چگونه براى توجه خاص، والدین خود را انتخاب می‌کنند و روى آنها انگشت می‌گذارند. براى مثال، وقتى که مادر وارد اتاق می‌شود، فرزند او لبخند دوستانه عمیقى می‌زند. وقتى مادر او را بغل می‌کند، صورت مادر را نوازش می‌کند، موى او را می‌کاود و تنگ به او می‌چسبد. وقتى احساس ترس یا اضطراب می‌کند، به آغوش او پناه می‌برد و به او می‌چسبد.

نظریه فروید در مورد دلبستگى

فروید اولین کسى بود که اظهار داشت پیوند عاطفى نوباوه با مادر، مبناى تمامى روابط بعدى است و پژوهش درباره پیامدهاى دلبستگى، با دیدگاه فروید هماهنگ است. اما در مورد دلبستگى، مجادله نظرى شدیدى هم صورت گرفته است. نظریه روان کاوى، تغذیه را شرایط اولیه‌اى در نظر می‌گیرد که والدین: نوزادان به کمک آن این پیوندهاى عاطفى را برقرارى می‌کنند رفتار گرایى هم بر اهمیت تغذیه تاکید می‌کند.

اما به دلایل دیگر، بنابر توجیه مشهور رفتارگرا، زمانى که مادر گرسنگى بچه را رفع می‌کند، بچه‌ها یاد می‌گیرند نوازش‌هاى نرم، لبخندهاى گرم و کلمه‌هاى تسلى بخش او را ترجیح دهند. گر چه تغذیه، زمینه ساز مهمى براى رابطه نزدیک است، دلبستگى به ارضاى گرسنگى وابسته نیست.

کردار شناختى دلبستگى

این روزها، نظریه کردار شناختى دلبستگى، مقبول‌ترین نظریه درباره پیوندهاى عاطفى نوباوه با مراقبت کننده است. به عقیده کردار شناختى خیلى از رفتارهاى انسان، در تاریخ ما به این علت تکامل یافته‌اند که به بقاى ما کمک می‌کنند. جان یولبى (۱۹۶۹) که اولین بار این دیدگاه را در مورد پیوند نوباوه – مراقبت کننده مطرح کرد، از تحقیقات کنراد لورنز در مورد نقش پذیرى بچه غازها الهام گرفت او معتقد بود که بچه انسان، مانند بچه حیوانات، از یک رشته رفتارهاى فطرى برخوردار است که به نگهداشتن والد نزدیک او، کمک می‌کند و احتمال محفوظ ماندن بچه از خطر را افزایش می‌دهد. تماس با والد، ضمنا تضمین می‌کند که بچه تغذیه خواهد شد، اما برلبى محتاطانه اشاره کرد که تغذیه مبناى دلبستگى نیست. در عوض، پیوند دلبستگى، خودش مبناى زیستى قدرتمندى دارد و می‌توان آن را در بستر تکاملى بهتر شناخت، بسترى که بقاى گونه در آن اهمیت بسیار زیادى دارد.

دلبستگى در چهار مرحله ایجاد می‌شود.

به عقیده بولبى، رابط نوباوه با والد، به صورت یک رشته علایم فردى آغاز می‌شود که والد را به طرف نوباوه می‌کشاند. به مرور زمان پیوند عاطفى صمیمى ایجاد می‌شود که توانائیهاى جدید شناختى و هیجانى از آن حمایت می‌کند.

مرحله پیش دلبستگى (تولد تا ۶ هفتگى)

انواع علایم فطرى، چنگ زدن، لبخند زدن، گریه کردن، و زل زدن به چشمان والدین به نوزادان کمک می‌کنند تا با سایر انسانها تماس نزدیک برقرار کنند. وقتى که مادرها پاسخ می‌دهند، نوباوگان آنها را ترغیب می‌کنند نزدیک بماند، زیرا وقتى آنها را بلند می‌کنند، نوازش می‌کنند و به آرامى با آنها صحبت می‌کنند، تسلى می‌یابند. نوزادان در این سن می‌توانند صداى مادر خودشان را تشخیص دهند. اما آنها هنوز به مادر دلبسته نیستند، زیرا اهمیتى نمی‌دهند که با فرد نا آشنایى به سر برند.

مرحله دلبستگى در حال انجام (۶ هفتگى تا ۸-۶ ماهگى)

در طول این مرحله، نوباوگان به مراقبت کننده آشنا به صورتى پاسخ می‌دهند که با یک غربیه فرق دارد. اما با این که نوباوگان می‌توانند مادر خود را تشخیص دهند، در صورتى که از او جدا شوند، هنوز اعتراض نمی‌کنند. بنابراین، دلبستگى در حال انجام است، ولى هنوز ایجاد نشده است.

مرحله دلسبتگى واضح (۸-۶ ماهگى تا ۱۸ ماهگى و ۲ سالگى)

تاکنون دلبستگى به مراقبت کننده آشنا به وضوح مشهود است. نوباوگان، اضطراب جدایى نشان می‌دهند، یعنى وقتى که فرد بزرگسالى که به او تکیه کرده‌اند آنها را ترک می‌کند، ناراحت می‌شوند اضطراب جدایى بعد از ۶ ماهگى در همه بچه‌ها وجود دارد و تا حدود ۱۵ ماهگى شدید می‌شود. نوباوگان و کودکان نوپاى بزرگتر، غیر از اعتراض کردن به ترک والد تلاش می‌کنند تا او را نزد خود نگهدارند.

به عقیده بولبى، کودکان در نتیجه تجربیات خود در طول این چهار مرحله، پیوند عاطفى با ثباتى با مراقبت کننده برقرار می‌کنند که در غیاب والدین می‌توانند از آن به عنوان یک پاگاه امن، استفاده کنند. این بازنمایى درونى، جزء مهمى از شخصیت می‌شود که به عنوان الگوى واقعى درونى، یا یک رشته انتظارات درباره در دسترس بودن شخصیت‌هاى دلبستگى و احتمال فراهم آوردن حمایت در مواقع استرس، عمل می‌کند. این تصویر ذهنى، الگو یا راهنمایى براى کلیه روابط صمیمى در آینده می‌شود، از کودکى و نوجوانى تا دوران بزرگسالی.

نویسنده:  على غلامپور طالمى