فرهنگ و تمدن شیعه » شخصیتها » مستشرقین »

دفاع توماس کارلایل درباره امیر مومنان على (علیه السلام )+

اشاره:

محمّد(ص) در اول امر کسانیرا که مستعد و لائق میدید رسالت و دعوت خود را به آنها اظهار نموده با این وصف جز سخریه و استهزاء اجابتى نمیدید. در مدت سه سال سیزده نفر دعوت او را اجابت نموده ایمان آوردند . گرچه سیر دعوت محمّد(ص) کند بوده و لیکن از چنین دعوت مهمى آنهم در آن حال و محل، بایستى انتظار کندى داشت. بعد از سه سال از بزرگان قبیله قریش و یا خویشان خود مجلسى مرکب از چهل تن تشکیل داده و در همان مجلس خطبه القاء نموده و در ضمن رسالت خود بسط و انتشار دعوت بتوحید را باطرا ف و اکناف عالم، که یگانه مقصود و مقصد محمّد(ص) بود، بحضار فهمانده راجع به امداد واستمداد، استفسار نمود. در حالتیکه سکوت و سکون، مجلس را فراگرفته بزرگى مقصد و اهمیت دعوت در وجود مستمعین، وحشت ودهشت تولید نموده و یک بیک متفکر بودند، على (ع) فرزند شانزده ساله ابوطالب از سکوت حضار متألم و غضبناک گشته و از جاى خود برخاسته با لهجه تند گفت: منم آنکسى که تا آخرین نفس به تو کمک و همراهى خواهم کرد گرچه نمى توان گفت همه اهل مجلس که یکى ابوطالب پدر على و عم محمّد(ص) بود، این استنصار و دعوت را رد میکردند لیکن منظره حیرت آور یک مرد چهل و سه ساله و یک جوان شانزده ساله که سؤال و جوابشان متضمن مقابله باتمام اهل عالم و مجادله با حکومات معظمه مقتدره ( رومان ) و کسرى و غیره بود، ایجاد وحشت و دهشت میکرد.

..و اما علو روحیات وفضائل نفسیه على (ع) ایجاب مى کرد که او یگانه محبوب عالمیان گشته کبر نفسش آشکار شود. وجدان على (ع) بر عفت و رحمت و عدالت فیضان داشت و قلب پاکش به شجاعت و حماسه فوران على (ع) که شجاعت و شهامت مشهورش با رقت و موهبت ممزوح بود . در کوفه به واسطه شدت عدلش که همه نفوس طاقت تحمل قوانین آن را در خودشان نمى دیدند ، به دست یکى از خوارج کشته شد. و نزدیک رحلت او از دارفانى وصیت کرد:

اگر من مُردم در قصاص از قوانین اسلام و عدل تجاوز نکرده و اگر عفو کنید به تقوى نزدیک بوده اگر زنده ماندم در امر خود مختارم .

اما على؛ ما را نمىرسد جز آن که او را دوست بداریم و به او عشق بورزیم ، چه او جوانمردى بس عالیقدر و بزرگ نفس بود، از سرچشمه وجدانش خیر و نیکى مى جوشید، از دلش شعله هاى شور و حماسه زبانه مى زد، شجاعتر از شیر ژیان بود ولى شجاعتى ممزوج با لطف و رحمت و عواطف رقیق و رأفت…

در کوفه غافلگیر و کشته شد، شدت عدلش موجب این جنایت گردید! چنانکه هر کس را مانند خود عادل مىدید!. پیش از مرگش درباره قاتل خود گفت: «اگر زنده ماندم خود مىدانم و اگر درگذشتم کار به دست شمااست، اگر خواستید قصاص نمائید در برابر یک ضربت تنها یک ضربت زنید، اگر در گذرید به تقوا نزدیک تر است!»

منبع:

۱- زندگانى محمد(ص)، ۴۳ و ۴۵٫