دعای مکارم الاخلاق

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

«1» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ بَلِّغْ بِإِيمَانِي أَکْمَلَ الْإِيمَانِ ، وَ اجْعَلْ يَقِينِي أَفْضَلَ الْيَقِينِ ،وَ انْتَهِ بِنِيَّتِي إِلَى أَحْسَنِ النِّيَّاتِ ، وَ بِعَمَلِي إِلَى أَحْسَنِ الْاَعْمَالِ .

«۱» بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و ایمانم ( اعتقاد به دل و اقرار به زبان و عمل به اندام که کاشف از آنهاست ) را با به کاملترین ایمان برسان ، و باورم را ( به آنچه پیغمبر – صلی الله علیه و آله – آورده ) بهترین یقین قرار ده ( یقین ” چنان که خواجه نصیرالدین طوسی – رحمه الله – فرموده ” مرکب از دو علم است : علم به معلوم و علم به این که خلاف آن محال است ، و آن را سه مرتبه است : علم الیقین مانند شناختن آتش به دود ، و این علمی است که برای اهل نظر و استدلال از روی براهین قاطعه به دست می آید ، و عین الیقین مانند دیدن جسم آتش ، و آن علمی است که برای برگزیدگان از مؤمنین از روی کشف به دست می آید ، و حق الیقین مانند افتادن در آتش و سوختن به آن ، و آن علمی است که برای اهل شهود و فنا در خدا از روی اتصال معنوی بدست می آید ، و این مرتبه از یقین کاملترین آن است که امام – علیه السلام – آن را درخواست نموده و نیت من را به نیکوترین نیتها ( قصد قرب به حق ) و کردارم را به بهترین کردارها ( عمل خالص از خودنمایی ) برسان ( نیت ” چنان که در مجلد پانزدهم بحار الانوار محقق طوسی – علیه الرحمه – نقل نموده ” قصد و آهنگ عمل و انجام کار است ، و آن واسطه است میان علم و عمل ، زیرا تا چیزی دانسته نشود قصد آن ممکن نیست و تا قصد نشود واقع نگردد )

«2» اللَّهُمَّ وَفِّرْ بِلُطْفِکَ نِيَّتِي ، وَ صَحِّحْ بِمَا عِنْدَکَ يَقِينِي ، وَ اسْتَصْلِحْ بِقُدْرَتِکَ مَا فَسَدَ مِنِّي

«۲» بار خدایا نیت من را به لطف ( توفیق ) خود کامل گردان ( بس برای تو بوده به غرض دیگری آلوده نباشد ) و باورم را به رحمت خویش پا بر جا نما ( به طوری که شک در آن راه نیابد ) و به قدرت و تواناییت آنچه از من از دست رفته اصلاح فرما ( از کیفر آن بگذر )

«3» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ اکْفِنِي مَا يَشْغَلُنِي الاِهْتَِمامُ بِهِ ، وَ اسْتَعْمِلْنِي بِمَا تَسْأَلُنِي غَداً عَنْهُ ، وَ اسْتَفْرِغْ أَيَّامِي فِيما خَلَقْتَنِي لَهُ ، وَ أَغْنِنِي وَ أَوْسِعْ عَلَيَّ فِي رِزْقِکَ ، وَ لَا تَفْتِنِّي بِالنَّظَرِ ،وَ أَعِزَّنِي وَ لَا تَبْتَلِيَنِّي بِالْکِبْرِ ، وَ عَبِّدْنِي لَکَ وَ لَا تُفْسِدْ عِبَادَتِي بِالْعُجْبِ ،
وَ أَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَى يَدِيَ الْخَيْرَ وَ لَا تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ ، وَ هَبْ لِي مَعَالِيَ الْأَخْلَاقِ ، وَ اعْصِمْنِي مِنَ الْفَخْرِ .

«۳» بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و بی نیازم کن از کاری که کوشیدن به آن من را ( از عبادت و بندگیت ) باز می دارد ( تا توجه من به جز تو نباشد ) و وادار من را به آنچه ( انجام اوامر و ترک نواهی ) که فردا ( روز رستاخیز ) از آن سؤال و بازپرسی مینمایی ( در قرآن کریم ” سوره ۱۶ ، آیه ۹۳ ” فرماید : ولتسئلن عما کنتم تعلمون یعنی البته از آنچه ” نیک و بد ” به جا می آورید سؤال خواهد شد ) و روزهای من را در آنچه ( عبادت و پرستش ) که برای آنم آفریده ای صرف نما ( در قرآن کریم ” سوره ۵۱ ، آیه ۵۶ ” فرماید : و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون یعنی جن و انس را نیافریدم جز برای آن که ” من را به یکتایی ” پرستش نمایند ) و من را ( از دیگران ) بی نیاز فرما و روزیت را بر من گشایش ده ، و به نگاه کردن ( چشم به راه بودن برای رسیدن روزی ، یا به نگاه کردن کالای دنیا که در دست مردم است ) گرفتارم مفرما ، و عزیز و گرامی ام و به کبر و سربلندی ( افراط در عزت ) دچارم مکن ( در مجلد پانزدهم بحار الانوار است حضرت امیر المؤمنین – علیه السلام – فرمود : عجب دارم از فرزند آدم که اولش نطفه ” منی ” و آخرش جیفه ” مردار بو گرفته ” است و او میان این دو ظرف است برای غائط و پلیدی ، با این حال کبر و سربلندی می نماید ! ! ) و من را برای ( بندگی ) خود رام ساز و عبادتم را به عجب و خودپسندی ( از درجه قبول ) تباه مگردان ( حضرت صادق – علیه السلام – فرموده : خدای تعالی می دانست که گناه برای مؤمن از عجب بهتر است ، و اگر چنین نبود ، هرگز مؤمن را به گناه آزمایش نمی نمود . مرحوم مجلسی پس از نقل این حدیث در مجلد پانزدهم بحار الأنوار می فرماید : عجب بزرگ دانستن عمل نیکو و شاد شدن و نازیدن به آن است ، و این که شخص خود را تقصیر کار نبیند ، ولی شاد شدن به آن با تواضع و فروتنی برای خدای تعالی و سپاسگزاری از بر توفیق عمل نیکو و ستوده است ) و خیر و نیکی برای مردم را به دست من روان ساز ( توانگرم گردان تا به ایشان احسان نمایم ) و آن را به منت نهادن باطل مفرما ( از شر شیطان و نفس حفظ کن که با احسان خود بر دیگری منت نگذارم که پاداش احسان را از بین ببرد ) و خوهای پسندیده را به من ببخش ( استعداد قبول آن را به من عطا فرما ) و چنان که آنها را دارا شدم ) من را از به خود نازیدن نگاه دار ( مشهور است پیغمبر – صلی الله علیه و آله – فرمود : انا سید ولد ادم ولا فخر” من مهتر فرزندان آدم هستم و به خود نازیدنی نیست ” یعنی بزرگی خود را از روی فخر نمی گویم ، بلکه از جهت بیان نعمت خدای تعالی و سپاسگزاری از او و تبلیغ به امت چیزی را که معرفت و ایمان به آن واجب است می باشد ، حضرت امیرالمؤمنین – علیه السلام – فرمود : هر که کاری برای مفاخرت بجا آورد خدا او را روز قیامت سیاه محشور می نماید )

«4» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ لَا تَرْفَعْنِي فِي النَّاسِ دَرَجَةً إِلَّا حَطَطْتَنِي عِنْدَ نَفْسِي مِثْلَهَا ، وَ لَا تُحْدِثْ لِي عِزّاً ظَاهِراً إِلَّا أَحْدَثْتَ لِي ذِلَّةً بَاطِنَةً عِنْدَ نَفْسِي بِقَدَرِهَا

«۴» بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و من را در میان مردم به درجه و مقامی سرفراز مفرما جز آن که پیش نفسم مانند آن پست نمایی ، و ارجمندی آشکارا برایم پدید میاور جز آن که به همان اندازه پیش نفسم برای من خواری پنهانی پدید آوری ( امیرالمؤمنین – علیه السلام – هنگام وفاتش در وصیت خود فرمود : بر تو باد به تواضع ، زیرا فروتنی از بزرگترین عبادت و بندگی است )

«5» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ مَتِّعْنِي بِهُدًى صَالِحٍ لَا أَسْتَبْدِلُ بِهِ ، وَ طَرِيقَةِ  حَقٍّ لَا أَزِيغُ عَنْهَا ، وَ نِيَّةِ رُشْدٍ لَا أَشُکُّ فِيهَا ، وَ عَمِّرْنِي مَا کَانَ عُمْرِي بِذْلَةً فِي طَاعَتِکَ ، فَإِذَا کَانَ عُمْرِي مَرْتَعاً لِلشَّيْطَانِ فَاقْبِضْنِي إِلَيْکَ قَبْلَ أَنْ يَسْبِقَ مَقْتُکَ إِلَيَّ ، أَوْ يَسْتَحْکِمَ غَضَبُکَ عَلَيَّ .

«۵» بار خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست ، و من را به رستگاری شایسته بهره مند کن ( به راه راست راهنمایی فرما ) که آن را ( به راه دیگر ) عوض نکنم ، و به راه حقی که از آن بیرون نشوم ، و به قصد صواب و درستی که در آن شک ننمایم ، و تا هنگامی که عمرم در فرمانبری تو به کار رود عمر ده ، و هرگاه عمرم چراگاه شیطان شود ( بر من تسلط یابد ) بمیرانم پیش از آن که دشمنی سخت تو به من رو آورد ، یا خثمت بر من استوار گردد ( مراد از دشمنی و خشم خدای تعالی دوری رحمت اوست )

«6» اللَّهُمَّ لَا تَدَعْ خَصْلَةً تُعَابُ مِنِّي إِلَّا أَصْلَحْتَهَا ، وَ لَا عَائِبَةً أُوَنَّبُ بِهَا إِلَّا حَسَّنْتَهَا ،وَ لَا أُکْرُومَةً فِيَّ نَاقِصَةً إِلَّا أَتْمَمْتَهَا .

«۶» بار خدایا وامگذار من را در خویی که ( مردم آن را ) زشت می دانند جز آن که آن را اصلاح نمایی ( توفیقم دهی که به زشتی آن پی برده مرتکب نشوم ) و نه خوی زشتی که به وسیله آن سرزنش شوم جز آن که آن را نیکو گردانی ( توفیقم دهی که از کیفر آن آگاه شده خود را برهانم ) و نه خوی پسندیده ای که در من ناتمام باشد جز آن که آن را کامل کنی ( توفیقم دهی آن را دنبال کرده به منتهای آن برسم )

«7» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ أَبْدِلْنِي مِنْ بِغْضَةِ أَهْلِ الشَّنَآنِ الْمحَبَّةَ ، وَ مِنْ حَسَدِ أَهْلِ الْبَغْيِ الْمَوَدَّةَ ، وَ مِنْ ظِنَّةِ أَهْلِ الصَّلَاحِ الثِّقَةَ ، وَ مِنْ عَدَاوَةِ الْأَدْنَيْنَ الْوَلَايَةَ ، وَ مِنْ عُقُوقِ ذَوِي الْأَرْحَامِ الْمَبَرَّةَ ، وَ مِنْ خِذْلَانِ الْأَقْرَبِينَ النُّصْرَةَ، ، وَ مِنْ حُبِّ الْمُدَارِينَ تَصْحِيحَ  الْمِقَةِ ، وَ مِنْ رَدِّ الْمُلَابِسِينَ کَرَمَ الْعِشْرَةِ ، وَ مِنْ مَرَارَةِ خَوْفِ الظَّالِمِينَ حَلَاوَةَ الْاَمَنَةِ الْاَمَنَةِ

«۷» بار خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست ، و درباره من تغییر ده دشمنی سخت دشمنان را به دوستی ، و رشک بردن سرکشان از حق را به محبت ، و بدگمانی نیکان را به اطمینان ، و دشمنی آشنایان را به دوستی ، و بدرفتاری خویشان را به خوشرفتاری ، و خوار گردانیدن نزدیکان را به یاری کردن ، و دوستی مدارا کنندگان ( دوستان ظاهری ) را به دوستی واقعی ، و اهانت آمیزش کنندگان را به آمیزش نیک ، و تلخی ترس از ستمکاران را به شیرینی ایمن بودن ( از ایشان )

«8» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ اجْعَلْ لِي يَداً عَلَى مَنْ ظَلَمَنِي ، وَ لِسَاناً عَلَى مَنْ خَاصَمَنِي ، وَ ظَفَراً بِمَنْ عَانَدَنِي ، وَ هَبْ لِي مَکْراً عَلَى مَنْ کَايَدَنِي ، وَ قُدْرَةً عَلَى مَنِ اضْطَهَدَنِي ، وَ تَکْذِيباً لِمَنْ قَصَبَنِي ، وَ سَلَامَةً مِمَّنْ تَوَعَّدَنِي ، وَ وَفِّقْنِي لِطَاعَةِ مَنْ سَدَّدَنِي ، وَ مُتَابَعَةِ مَنْ أَرْشَدَنِي .

«۸» بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و برای من بر کسی که به من ستم کند دستی ( توانایی جلوگیری از ستم ) و بر آن که زد و خورد و گفت و شنود نماید زبانی ( حجت و برهانی ) و بر آن که دشمنی کند فیروزی قرار ده ، و به من بر آن که درباره ام حیله کند ( در برابر ) آن مکر و فریبی ، و بر آن که بر من مسلط شود توانایی ، و بر آن که من را دشنام دهد تکذیبی ( گفتن به این که دروغ گفتی ) و از آن که من را می ترساند سلامتی ببخش ، و به فرمانبری آن که من را به راه راست آورد ( معلم علوم دینی ) و پیروی کسی که من را ( به راه حق ) راهنمایی نماید ( پیشوایان دین ) توفیقم ده

«9» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ سَدِّدْنِي لِأَنْ أُعَارِضَ مَنْ غَشَّنِي بِالنُّصْحِ ، وَ أَجْزِيَ مَنْ هَجَرَنِي بِالْبِرِّ ، وَ أُثِيبَ مَنْ حَرَمَنِي بِالْبَذْلِ ، وَ أُکَافِيَ مَنْ قَطَعَنِي بِالصِّلَةِ ، وَ أُخَالِفَ مَنِ اغْتَابَنِي إِلَى حُسْنِ الذِّکْرِ ، وَ أَنْ أَشْکُرَ الْحَسَنَةَ ، وَ أُغْضِيَ عَنِ السَّيِّئَةِ .

«۹» بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و مرا توفیق ده تا با کسی که با من غش ( ناراستی ) نموده از روی اخلاص ( درستی ) رفتار کنم و کسی را که از من دوری کرده به نیکویی پاداش دهم ، و کسی که من را نومید گردانیده به بخشش عوض دهم و کسی را که از من بریده به پیوستن مکافات نمایم ، و از آن که از من غیبت نموده ( پشت سر بد گویی کرده ) به نیکی یاد کنم ، و نیکی را سپاس گزارده از بدی چشم بپوشم

«10» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ حَلِّنِي، بِحِلْيَةِ الصَّالِحِينَ ، وَ أَلْبِسْنِي زِينَةَ الْمُتَّقِينَ ،فِي بَسْطِ الْعَدْلِ ، وَ کَظْمِ الغَيْظِ ، وَ إِطْفَاءِ النَّائِرَةِ ، وَ ضَمِّ أَهْلِ الْفُرْقَةِ ، و إِصْلَاحِ ذَاتِ الْبَيْنِ ، وَ إِفْشَاءِ الْعَارِفَةِ ، وَ سَتْرِ الْعَائِبَةِ ، وَ لِينِ الْعَرِيکَةِ ، وَ خَفْضِ الْجَنَاحِ ، وَ حُسْنِ السِّيرَةِ ، وَ سُکُونِ الرِّيحِ ، وَ طِيبِ الْمخَالَقَةِ ، وَ السَّبْقِ إِلَى الْفَضِيلَةِ ، وَ إِيثَارِ التَّفَضُّلِ ، وَ تَرْکِ  التَّعْيِيرِ، وَ الْإِفْضَالِ عَلَى غَيْرِ الْمُسْتَحِقِّ ، وَ الْقَوْلِ بِالْحَقِّ وَ إِنْ عَزَّ ، وَ اسْتِقْلَالِ الْخَيْرِ وَ إِنْ کَثُرَمِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي ، وَ اسْتِکْثَارِ الشَّرِّ وَ إِنْ قَلَّ مِنْ قَوْلِي وَ فِعْلِي ، وَ أَکْمِلْ ذلک لِي بِدَوَامِ الطَّاعَةِ ، وَ لُزُومِ الْجَمَاعَةِ ، وَ رَفْضِ أَهْلِ الْبِدَعِ ، وَ مُسْتَعْمِلِ الرَّاْيِ الْمُخْتَرَعِ .

«۱۰» بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و من را به زینت صالحین و شایستگان ( انجام حقوق خدا و مردم ) آراسته فرما ، و زیور پرهیزکاران ( عمل به واجبات و ترک محرمات ) را به من بپوشان ، با ( توفیق برای ) گستردن عدل و داد ( تا از افراط و تفریط در حق دوری گزینم ) و فرونشاندن خشم ( و آشکار نکردن آن به گفتار یا کردار ، در قرآن کریم ” سوره ۳ ، آیه ۱۳۴ ” فرماید : و الکاظمین الغیظ والعافین عن الناس یعنی پرهیزکاران آنانند که سخت ترین خشم را فرو نشانده از ” بدی ” مردم درگذرند ) و خاموش کردن آتش دشمنی ( اختلاف بین مردم ) و گرد آوردن پراکندگان ( دلهای از هم رنجیده ) و اصلاح فساد بین مردم ، و فاش کردن خیر و نیکی ، و پنهان نمودن عیب و زشتی ( از کسانی که از آن شرمنده اند، نه از آنان که هر چند عیبشان را پنهان کنند دست از آن برندارند که پنهان نمودن عیب این کسان کمک بر معاصی است ، پس آشکار کردن عیب آنان رواست ، و ناگفته نماند : پنهان نمودن عیب درباره معصیت و گناه گذشته است ، ولی درباره گناهی که اکنون بجا می آورد بر کسی که توانا باشد واجب است که او را منع نموده باز دارد ، نه آن که آن را پنهان نماید ، و اگر توانا نیست به کسی که زمام امور را در دست دارد مراجعه نماید در صورتی که کار به مفسده و تباهکاری سختتر از آن نکشد ، و همچنین واجب است آشکار نمودن عیب شاهد و گواه و راوی خبر و امین بر اوقاف و صدقات و اموال ایتام هنگام حاجت ، زیر احکام شرعیه بر آن مترتب است ، و عیب گوی ایشان گناه نکرده است در صورتی که قصد عیب گوینده جلوگیری از معصیت باشد ، نه آشکار ساختن عیب ) و نرم خویی و فروتنی و نیکو روشی ، و سنگینی ، و خوشخویی ( با مردم و پیشی گرفتن نیکی ، و برگزیدن احسان بی آن که جزای احسانی باشد ، و سرزنش نکردن ( رسول خدا – صلی الله علیه و آله – فرموده : کسی که مؤمنی را به گناهی سرزنش نماید نمی میرد تا این که آن را مرتکب شود . و این فرمایش با وجوب امر به معروف و نهی از منکر منافات ندارد ، زیرا مقصود از آن نصیحت و اندرز است ، نه سرزنش ) و همراهی نکردن به غیر مستحق ( زیرا کمک به کسی که شایسته نیست اسراف و بیجا به کار بردن مال است که نکوهش شده ) و گفتن حق اگر چه سخت ( یا اندک ) باشد ، و کم شمردن نیکی در گفتار و کردارم اگر چه بسیار باشد ، و بسیار شمردن بدی در کردارم اگر چه کم باشد ( چون این صفت شخص را از عجب و خودپسندی دور می گرداند ) و آنچه را بیان شد برای من بوسیله هموارگی طاعت و فرمانبری ، و همیشه بودن با جماعت ( مؤمنین که بر مذهب حق بوده و گرد آمده اند هر چند اندک باشند ) و واگذاشتن بدعت گزاران و آن که رأی و اندیشه اختراع شده بکار برد ، کامل گردان

«11» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ اجْعَلْ أَوْسَعَ رِزْقِکَ عَلَيَّ إِذَا کَبِرْتُ ، وَ أَقْوَى قُوَّتِکَ فِيَّ إِذَا نَصِبْتُ ، وَ لَا تَبْتَلِيَنِّي بِالْکَسَلِ عَنْ عِبَادَتِکَ ، وَ لَا الْعَمَى عَنْ سَبِيلِکَ ، وَ لَا بِالتَّعَرُّضِ لِخِلَافِ مَحَبَّتِکَ ، وَ لَا مُجَامَعَةِ مَنْ تَفَرَّقَ عَنْکَ ، وَ لَا مُفَارَقَةِ مَنِ اجْتَمَعَ إِلَيْکَ .

«۱۱» بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و فراخترین روزیت را بر من هنگام پیری و قویترین تواناییت را در من هنگامی که به رنج افتم قرار ده ، و من را به کاهلی و سستی در بندگیت و کوری ( گمراهی ) از راهت ( دین خود ) و درخواست خلاف دوستیت ( رضا و خشنودیت ) و گرد آمدن با کسی که از تو دوری گزیده ( پیرو فرمان تو نیست ) و پراکندگی از کسی که از تو جدا نگردیده ( فرمان بردار توست ) گرفتار مکن

«12» اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي أَصُولُ بِکَ عِنْدَ الضَّرُورَةِ ، وَ أَسْأَلُکَ عِنْدَ الْحَاجَةِ ، وَ أَتَضَرَّعُ إِلَيْکَ عِنْدَ الْمَسْکَنَةِ ، وَ لَا تَفْتِنِّي بِالِاسْتِعَانَةِ بِغَيْرِکَ إِذَا اضْطُرِرْتُ ، وَ لَا بِالْخُضُوعِ لِسُؤَالِ غَيْرِکَ إِذَا افْتَقَرْتُ ، وَ لَا بِالتَّضَرُّعِ إِلَى مَنْ دُونَکَ إِذَا رَهِبْتُ ، فَأَسْتَحِقَّ بِذَلِکَ خِذْلَانَکَ وَ مَنْعَکَ وَ إِعْرَاضَکَ ، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .

«۱۲» بار خدایا من را چنان قرار ده که هنگام اضطرار به ( کمک و یاری ) تو ( بر دشمن ) حمله آورم ، و هنگام نیازمندی از تو بخواهم ، و هنگام درویشی ( یا ذلت و خواری ) به درگاه تو زاری کنم ، و من را چون بیچاره شوم به یاری خواستن از غیر خود و چون فقیر گردم به فروتنی برای درخواست از غیر خویش و چون بترسم به زاری کردن پیش غیر خود آزمایش ( یا گمراه ) مفرما که به آن سبب سزاوار خواری و باز داشتن ( از رحمت ) و روی گردانیدن ( کیفر ) تو شوم ، ای بخشنده ترین بخشندگان

«13» اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِي رُوعِي مِنَ الَّتمَنِّي وَ التَّظَنِّي وَ الْحَسَدِ ذِکْراً لِعَظَمَتِکَ ، وَ تَفَکُّراً فِي قُدْرَتِکَ ، وَ تَدْبِيراً عَلَى عَدُوِّکَ ، وَ مَا أَجْرَى عَلَى لِسَانِي مِنْ لَفْظَةِ فُحْشٍ أَوْ هُجْرٍ أَوْ شَتْمِ عِرْضٍ أَوْ شَهَادَةِ بَاطِلٍ أَوِ اغْتِيَابِ مُؤْمِنٍ غَائِبٍ أَوْ سَبِّ  حَاضِرٍ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِکَ نُطْقاً بِالْحَمْدِ لَکَ ، وَ إِغْرَاقاً فِي الثَّنَاءِ عَلَيْکَ ، وَ ذَهَاباً فِي تَمْجِيدِکَ ، وَ شُکْراً لِنِعْمَتِکَ ، وَ اعْتِرَافاً بِاِحْسَانِکَ ، و اِحْصَاءً لِمِنَنِکَ .

«۱۳» بار خدایا آنچه شیطان از دروغ و گمان و رشک در دل من می افکند به یاد بزرگیت و اندیشه در تواناییت و عاقبت اندیشی بر دشمنت ( که از بندگیت دوری گزیده آن را دشمن دارد ) مبدل گردان ، و آنچه از سخن زشت یا بیهوده یا دشنام به غرض و آبرو ( ی کسی ) یا گواهی نادرست یا غیبت کردن مؤمن غائب یا ناسزا گفتن به حاضر و مانند آنها که بر زبان من می آید به گفتن سپاس تو و بسیاری ستایش تو و کوشش در بزرگ دانستن تو و شکر نعمت تو و اقرار به نیکی تو و شمردن نعمتهایت مبدل سازد

«14» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ لَا أُظْلَمَنَّ وَ أَنْتَ مُطِيقٌ لِلدَّفْعِ عَنِّي ، وَ لَا أَظْلِمَنَّ وَ أَنْتَ الْقَادِرُ عَلَى الْقَبْضِ مِنِّي ، وَ لَا أَضِلَّنَّ وَ قَدْ أَمْکَنَتْکَ هِدَايَتِي ، وَ لَا أَفْتَقِرَنَّ وَ مِنْ عِنْدِکَ وُسْعِي ، وَ لَا أَطْغَيَنَّ وَ مِنْ عِنْدِکَ وُجْدِي .

«۱۴» بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و ( من را در پناه رحمت خود حفظ فرما تا ) ستم دیده نشوم که تو بر جلوگیری از ستم به من توانایی ، و نه من ( به دیگری ) ستم نمایم که تو می توانی من را ( از ستم نمودن ) بازداری ، و گمراه نشوم که راهنمایی به من برای تو آسان است ، و بی چیز و نیازمند نگردم که گشایش ( زندگی ) من از توست ، و ( در بین مردم ) سرکشی ننمایم که توانگری من از توست

«15» اللَّهُمَّ إِلَى مَغْفِرَتِکَ وَفَدْتُ ، وَ إِلَى عَفْوِکَ قَصَدْتُ ، وَ إِلَى تَجَاوُزِکَ اشْتَقْتُ ،وَ بِفَضْلِکَ وَثِقْتُ ، وَ لَيْسَ عِنْدِي مَا يُوجِبُ لِي مَغْفِرَتَکَ ، وَ لَا فِي عَمَلِي مَا أَسْتَحِقُّ بِهِ عَفْوَکَ ، وَ مَا لِي بَعْدَ أَنْ حَکَمْتُ عَلَى نَفْسِي إِلَّا فَضْلُکَ ، فَصَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ تَفَضَّلْ عَلَيَّ .

«۱۵» بار خدایا به سوی آمرزش تو آمده ام ، و به عفو و بخشش تو آهنگ نموده ام ، و ( از گناهانم ) به گذشت تو آرزومندم ، و به احسان و نیکی تو اطمینان دارم در حالی که چیزی ( گفتار نیک ) که موجب آمرزیدن تو گردد در من نیست ، و نه در کردارم چیزی ( طاعت و بندگی ) است که به سبب آن عفو تو را سزاوار شوم ، و پس از این که به زیان خود ( به این گفتار ) حکم کرده اعتراف نمودم برای من چیزی ( وسیله آمرزشی ) جز احسان و نیکی تو نیست ، پس ( بنابراین ) بر محمد و آل او درود فرست ، و بر من بی علت و سبب احسان فرما

«16» اللَّهُمَّ وَ أَنْطِقْنِي بِالْهُدَى ، وَ أَلْهِمْنِي التَّقْوَى ، وَ وَفِّقْنِي لِلَّتِي هِيَ أَزْکَى ، وَ اسْتَعْمِلْنِي  بِمَا هُوَ أَرْضَى .

«۱۶» بار خدایا من را به هدایت و راهنمایی ( به دین حق ) گویا فرما ، و پرهیزکاری را به من الهام نما ( در دل من انداز ) و به روشی که پاکیزه تر ( بهترین روشها ) است توفیقم ده ، و به کاری که ( نزد تو ) پسندیده تر است بگمارم

«17» اللَّهُمَّ اسْلُکْ بِيَ الطَّرِيقَةَ الْمُثْلَى ، وَ اجْعَلْنِي عَلَى مِلَّتِکَ أَمُوتُ وَ أَحْيَا .

«۱۷» بار خدایا من را به بهترین راه ( دین حق : ولایت و دوستی ائمه معصومین – علیهم السلام – ) ببر ( راهنمایی فرما ) و چنانم گردان که بر دین تو ( اسلام ) بمیرم و ( در قبر و قیامت ) زنده گردم

«18» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ مَتِّعْنِي بِالِاقْتِصَادِ ، وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَهْلِ السَّدَادِ ،وَ مِنْ أَدِلَّةِ الرَّشَادِ ، وَ مِنْ صَالِحِ الْعِبَادِ ، وَ ارْزُقْنِي فَوْزَ الْمَعَادِ ، وَ سلَامَةَ الْمِرْصَادِ .

«۱۸» بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و من را به میانه روی بهره مند گردان ( که در گفتار و کردار از حد تجاوز نکرده تقصیر ننمایم ) و من را از درستکاران و راهنمایان به خیر و نیکی و از بندگان شایسته بگردان ، و رستگاری در قیامت و رهایی از دوزخ را روزیم فرما ( مراد از مرصاد ” کمینگاه ” در اینجا دوزخ است برای آن که نگهبانان آن در آنجا چشم به راه کفارند برای عذاب و کیفر )

«19» اللَّهُمَّ خُذْ لِنَفْسِکَ مِنْ نَفْسِي مَا يُخَلِّصُهَا ، وَ أَبْقِ لِنَفْسِي مِنْ نَفْسِي مَا يُصْلِحُهَا ، فَإِنَّ نَفْسِي هَالِکَةٌ أَوْ تَعْصِمَهَا .

«۱۹» بار خدایا برای خود از نفس من بهره ای که آن را ( از عذاب ) برهاند بگیر ( قرار ده ) و آنچه آن را به صلاح و سازگاری آورد برای من بگذار ، زیرا نفس من تباه شونده است ( از عذاب رهایی نمی یابد ) جز آن که تو آن را ( از هر پیشامدی ) نگاهداری ( مترجمین و شارحین صحیفه معنی این جمله را به اختلاف بیان کرده اند ، و شاید نزدیکتر به مراد امام – علیه السلام – و همین معنی باشد که ما بیان نمودیم ، و الله اعلم بمقاصد اولیائه )

«20» اللَّهُمَّ أَنْتَ عُدَّتِي إِنْ حَزِنْتُ ، وَ أَنْتَ مُنْتَجَعِي إِنْ حُرِمْتُ ، وَ بِکَ اسْتِغَاثَتِي إِنْ کَرِثْتُ ، وَ عِنْدَکَ مِمَّا فَاتَ خَلَفٌ ، وَ لِمَا فَسَدَ صَلَاحٌ ، وَ فِيما أَنْکَرْتَ تَغْيِيرٌ ، فَامْنُنْ عَلَيَّ قَبْلَ الْبَلَاءِ بِالْعَافِيَةِ ، وَ قَبْلَ الطَّلَبِ بِالْجِدَةِ ، وَ قَبْلَ الضَّلَالِ بِالرَّشَادِ ، وَ اکْفِنِي مَؤُونَةَ مَعَرَّةِ الْعِبَادِ ، وَ هَبْ لِي أَمْنَ يَوْمِ الْمَعَادِ ، وَ امْنِحْنِي حُسْنَ الْاِرْشَادِ .

«۲۰» بار خدایا اگر اندوهگین گردم ساز و سامانم تویی ( به تو روآورم ) و اگر ( از هر جا ) نومید شوم امیدگاهم تویی ، و اگر غمهای سخت به من روآورد فریادرسی ام به توست ، و نزد توست عوض هر چه از دست رفته و صلاح و سازگاری هر چه تباه گشته ، و تغییر در آنچه زشت دانسته ای ، پس پیش از گرفتاری تندرستی و پیش از درخواست توانگری و پیش از گمراهی راهنمایی را به من احسان فرما ، و عیبجویی بندگان را از من دور نما ، و آسودگی ( از عذاب و گرفتاری ) روز بازگشت را به من ببخش و نیکی راهنمایی کردن را به من عطا فرما

«21» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ ادْرَأْ عَنِّي بِلُطْفِکَ ، وَ اغْذُنِي بِنِعْمَتِکَ ، وَ أَصْلِحْنِي بِکَرَمِکَ ،وَ دَاوِنِي بِصُنْعِکَ ،وَ أَظِلَّنِي فِي ذَرَاکَ ،وَ جَلِّلْنِي رِضَاکَ ،وَوَفِّقْنِي إِذَااشْتَکَلَتْ عَلَيَّ الْأُمُورُ لِأَهْدَاهَا ، وَ إِذَا تَشَابَهَتِ الْأَعْمَالُ لِأَزْکَاهَا ، وَ إِذَا تَنَاقَضَتِ الْمِلَلُ لِأَرْضَاهَا .

«۲۱» بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و از روی لطف و نیکی کردن خود هر پیشامد بدی را از من دور گردان ( این که جمله هر پیشامدی که مفعول وادرا است در عبارت بیان نشده برای اختصار در عبارت بوده ، چون مطلب معلوم است ) و به نعمت خویش من را پرورش ده ، و به کرم و بخشش خود من را اصلاح فرما ( آنچه از دست رفته باز گردان ) و به احسان خویشتن من را ( از دردهای جسمانی و نفسانی ) معالجه کن ، و در سایه ( رحمت ) خود من را جای ده ، و خشنودیت را بر من بپوشان ( شامل حال من گردان ) و چون کارها بر من درهم گردد و به ( آشنا شدن ) درست ترین آنها ، و کردارها شبیه و مانند یکدیگر شود به ( انجام دادن ) پاکیزه ترین آنها ، و مذاهب بر خلاف یکدیگر گردد به ( پیروی از ) پسندیده ترین آنها من را توفیق ده ( چون در هر مذهبی نوعی از کارهای پسندیده خدای تعالی است مانند اعتراف به خدا و عادات و قوانین نیک از این رو امام – علیه السلام – فرموده پسندیده ترین آنها ، وگرنه آشکار است که در غیر مذهب اسلام رضای خدا تصور نمی شود )

«22» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ تَوِّجْنِي بِالْکِفَايَةِ ، وَ سُمْنِي حُسْنَ الْوِلَايَةِ ، وَ هَبْ لِي صِدْقَ الْهِدَايَةِ ، وَ لَا تَفْتِنِّي بِالسَّعَةِ ، وَ امْنِحْنِي حُسْنَ الدَّعَةِ ، وَ لَا تَجْعَلْ عَيْشِي کَدّاً کَدّاً ، وَ لَا تَرُدَّ دُعَائِي عَلَيَّ رَدّاً ، فَإِنِّي لَا أَجْعَلُ لَکَ ضِدّاً ، وَ لَا أَدْعُو مَعَکَ نِدّاً .

«۲۲» بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و سرم را به تاج بی نیازی بپوشان ( تا در پیش جز تو سر فرود نیاورم ) و من را به نیکی در کارهایی که به آن قیام می نمایم وادار ، و راهنمایی حقیقی را به من ببخش ( من را بر اسرار آگاه فرما ) و من را به توانگری گمراه مساز ، و زندگی آسوده که در آن رنج نباشد به من عطا فرما ، و زندگانیم را سخت و دشوار قرار مده ، و دعا و درخواستم را به سویم باز مگردان ( روا کن ) زیرا من برای تو همتایی قرار نمی دهم ، و با تو مانندی را نمی خوانم ( جز تو خدایی باور ندارم که درخواستهای خویش را از او بخواهم )

«23» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ امْنَعْنِي مِنَ السَّرَفِ ، وَ حَصِّنْ رِزْقِي مِنَ التَّلَفِ ،وَ وَفِّرْ مَلَکَتِي بِالْبَرَکَةِ فِيهِ ، وَ أَصِبْ بِي سَبِيلَ الْهِدَايَةِ لِلْبِرِّ فِيما أُنْفِقُ مِنْهُ .

«۲۳» بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و من را از زیاده روی ( در زندگی ) بازدار ، و روزی ام را از تباه شدن ( دستبرد دزدان یا آتش گرفتن و مانند آن ) نگاهدار ، و داراییم را به برکت و زیاد نمودن افزون گردان ، و من را به نیکویی آنچه از آن دارایی می نمایم به راه رستگاری برسان

«24» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ اکْفِنِي مَؤُونَةَ الِاکْتِسَابِ ، وَ ارْزُقْنِي مِنْ غَيْرِ احْتِسَابٍ ، فَلَا أَشْتَغِلَ عَنْ عِبَادَتِکَ بِالطَّلَبِ ، وَ لَا أَحْتَمِلَ إِصْرَ تَبِعَاتِ الْمَکْسَبِ .

«۲۴» بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و من را از کسب و روزی به دست آوردن با رنج بی نیاز کن ، و بی حساب ( فراوان یا بی رنج یا بی حساب و بازپرسی در آخرت ) روزی ده ، تا از عبادت و بندگی تو برای به دست آوردن روزی باز نمانم ، و زیر بار سنگینی زیانها و بدی عواقب کسب ( غیر مشروع ) نروم

«25» اللَّهُمَّ فَأَطْلِبْنِي بِقُدْرَتِکَ مَا أَطْلُبُ ، وَ أَجِرْنِي بِعِزَّتِکَ مِمَّا أَرْهَبُ .

«۲۵» بار خدایا به قدرت و توانایی خود آنچه را درخواست می نمایم برآور ، و به عزت و تسلط خود ( بر هر چیز ) از آنچه می ترسم پناهم ده

«26» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ صُنْ وَجْهِي بِالْيَسَارِ ، وَ لَا تَبْتَذِلْ جَاهِي بِالْإِقْتَارِ  فَأَسْتَرْزِقَ أَهْلَ رِزْقِکَ ، وَ أَسْتَعْطِيَ شِرَارَ خَلْقِکَ ، فَأَفْتَتِنَ بِحَمْدِ مَنْ أَعْطَانِي ، وَ اُبْتَلَي بِذَمِّ مَنْ مَنَعَنِي ، وَ أَنْتَ مِنْ دُونِهِمْ وَلِيُّ الْاَعْطَاءِ وَ الْمَنْعِ .

«۲۶» بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و آبرویم را به توانگری حفظ نما ، و ارجمندیم را به تنگدستی خوار مگردان که بدین جهت از روزی خوارانت روزی بخواهم ، و از مردم پست عطا و بخشش طلبم ، تا به ستایش آن که به من بخشیده گرفتار و به نکوهش آن که نبخشیده وادار شوم ، در حالی که ( در واقع ) بخشیدن و نبخشیدن ( نعمتها ) به دست توست نه ایشان

«27» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ ارْزُقْنِي صِحَّةً فِي عِبَادَةٍ ، وَ فَرَاغاً فِي زَهَادَةٍ ،وَ عِلْماً فِي اسْتِعْمَالٍ ، وَ وَرَعاً فِي اِجْمَالٍ .

«۲۷» بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و روزی من کن تندرستی در عبادت و آسایش در زهد و دوری از دنیا و علم با عمل و پرهیزکاری از روی میانه روی ( نه به اندازه ای که به وسواس ” بداندیشی و بدگمانی ” کشد )

«28» اللَّهُمَّ اخْتِمْ بِعَفْوِکَ أَجَلِي ، وَ حَقِّقْ فِي رَجَاءِ رَحْمَتِکَ أَمَلِي ، وَ سَهِّلْ إِلَى بُلُوغِ  رِضَاکَ سُبُلِي ، وَ حَسِّنْ فِي جَمِيعِ أَحْوَالِي عَمَلِي .

«۲۸» بار خدایا به سر رسیدن عمرم را با گذشت خود به پایان رسان ، و آرزویم را در امید به رحمت خویش پا برجا نما ، و راههایم را برای رسیدن به خشنودیت آسان فرما ( توفیق عطا کن تا به طاعات تو بی رنج قیام نمایم ) و کردارم را در هر حال ( تندرستی ، بیماری ، خشنودی ، اندوهناکی ، بردباری ، خشم و مانند آنها ) نیکو گردان

«29» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، وَ نَبِّهْنِي لِذِکْرِکَ فِي أَوْقَاتِ الْغَفْلَةِ ، وَ اسْتَعْمِلْنِي بِطَاعَتِکَ فِي أَيَّامِ الْمُهْلَةِ ، وَ انْهَجْ لِي إِلَى مَحَبَّتِکَ سَبِيلًا سَهْلَةً ، أَکْمِلْ لِي بِهَا خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الآْخِرَةِ .

«۲۹» بار خدایا بر محمد و آل او درود فرست ، و من را در اوقات فراموشی ( پیروی از نفس ) به یاد خود آگاه ساز ، و در روزگار مهلت ( زندگانی دنیا ) به طاعت و بندگیت بگمار ، و راهی هموار به سوی محبت و دوستیت ( پیروی از اوامر و نواهیت ) برای من آشکار نما ، و به وسیله آن راه ( یا آن محبت ) نیکی دنیا و آخرت را برایم کامل گردان

«30» اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ، کَأَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ قَبْلَهُ ، وَ أَنْتَ مُصَلٍّ عَلَى أَحَدٍ بَعْدَهُ ، وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الآْخِرَةِ حَسَنَةً ، وَ قِنِي  بِرَحْمَتِکَ عَذَابَ النَّارِ

«۳۰» بار خدایا و بر محمد و آل او درود فرست ، مانند بهترین درودی که پیش از او بر کسی از آفریدگان خود فرستاده ای و پس از او بر کسی خواهی فرستاد ، و در دنیا نیکی ( تندرستی ، آسودگی ، بی نیازی ، فرزند و زن شایسته و غلبه بر دشمنان و در آخرت نیکی ( رستگاری به پاداش و رهایی از عذاب ) به ما عطا فرما ، و من را به رحمت خود از شکنجه آتش ( گناهانی که به آتش می کشاند ) حفظ کن .